کاراکتر سینمایی حسین آقا با بازی حسین رضایی در فیلم زیر درختان زیتون – ۱۳۷۲: بررسی و تحلیل

«اونایی که رفتند می‌دونستند مگه؟ ما هم گفتیم تا زنده هستیم تشکیل زندگی بدیم، شاید زلزلهٔ بعدی اومد ما هم مردیم. بد میگم آقا؟»

بعد از سال‌ها غیبت، کمرنگی و خنثی بودن زن در آثار کیارستمی، حضور پررنگ و تاثیرگذار زنان در فیلم زیر درختان زیتون امری محسوس و قابل اعتنا به نظر می‌رسید. زنانی سرسخت و مقتدر همچون طاهره، مادربزرگ و خانم شیوا که هیچ یک در دام احساسات گرایی نمی‌افتند. در سینمای کیارستمی همواره فاصله‌ای پرنشدنی میان زنان و مردان قرار دارد و آن چه که این فاصله را بیشتر نمایان می‌سازد؛ بی‌اعتمادی، سردی روابط، مهار احساسات، ستیزه جویی و پرخاشگری طرفین است. روابط میان زن و مرد در آثار او چندان رنگ و بوی احساسی ندارد.‌ آن‌ها بیش از آن که بر همراهی و مشارکت تکیه داشته باشند، میل به مقابله و رو در رویی دارند. عمدهٔ مردانی که در دههٔ پنجاه و شصت جلوی دوربین کیارستمی رفته‌اند روحیه‌ای سرد، منطقی و بی‌اعتنا به احساسات جنس مخالف داشته و در سوی دیگر تصاویر ثبت شده از زن در فیلم‌های اولیهٔ او، حاکی از حضور افرادی شکننده، خنثی و منفعل و کم تاثیر در پیشرفت داستان است. در جملگی این فیلم‌ها که از شاخص‌ترین آن می‌توان به گزارش اشاره کرد؛ روابط کلامی سرد و معمولا برطرف کننده نیازهای روزمره در معاشرت یا رابط‌هٔ زناشویی طرفین است. حتی در آثار متأخرش همچون کپی برابر اصل و بلیط‌ها که شاهد حضور پر رنگ‌تر و مشارکت بیشتر زنان هستیم، نیز به سختی می‌توان نسبتی همدلانه میان زن و مرد پیدا کرد. در این آثار بروز احساسات و برون گرایی عاطفی در نازل‌ترین سطح خود به نمایش گذاشته شده است. اما در فیلم زیر درختان زیتون رویکرد مهار احساسات مسیری متفاوت از قبل را طی می‌کند.

در این فیلم زنان جای مردان را به عنوان افرادی مقتدر، حسابگر، بی‌اعتنا به احساسات، درونگرا و سرسخت می‌گیرند. خانم شیوا به عنوان دستیاری پایبند به اصول و قوانین کار و فردی مسئولیت پذیر، صرفا به پیشرفت امور فیلم در حال ساخت فکر می‌کند و ارتباط نزدیک و عاطفی با طاهره با عوامل صحنه برقرار نمی‌کند. مادربزرگ به عنوان زنی سنتی با لجاجت‌های مختص این طیف از آدم ها، حاضر نیست نوه‌اش را به عقد مردی بی‌سواد، بی‌پول و بدون خانه در بیاورد. او حتی کوچکترین روزنه‌های امیدواری حسین برای وصال با محبوبش را بسته است. در ضلع سوم ماجرا طاهره قرار دارد. دختری که به واسطه تحصیل و کسب حداقلی دانش، نیم نگاهی به مظاهر دنیای مدرن دارد. کم حرفی، سرسختی و بی‌اعتنایی طاهره به حسین او را دست نیافتنی و از دیگر دختران سهل الوصول آن مناطق نظیر کولیها-متمایز کرده است. حسین برای دستیابی به چنین دختری شانس زیادی ندارد. بیسوادی حسین، نگاه سهل گیرانه‌اش به آینده، اندیشیدن به لذت‌های زندگی و رفتار بی‌پیرایه وی در تقابل با واقع بینی و مقاومت سرسختانه طاهره، از او شخصیتی ساخته که از متن واقعیات هولناکی که زندگیش را احاطه کرده، فقط به نیمهٔ روشن زندگی چشم دوخته است. او با نادیده گرفتن نیروی مخرب طبیعت و اشاره‌اش به اختیار انسان برای تعیین سرنوشت خود و بهره بردن از لحظات پیش روی زندگی (شاید زلزله بعدی اومد ما هم مردیم) افکار فیلمسازی صاحب اندیشه را بازتاب می‌دهد که در سه گانهٔ کوکر و دو فیلم باد ما را با خود خواهد بود و طعم گیلاس واقعیات تلخ زندگی را دستمایه‌ای قرار داده برای طرح مسائلی همچون (نگاه تردید آمیز به مسئل‌هٔ عدل، نیروی شر، ارادهٔ خداوند، نگاه نومیدانهٔ انسان به حیات، ارزش دادن به حیات انسان و ستایش جاودانگی طبیعت)، و در نهایت با بیرون گذاشتن پای خود از عرصهٔ داوری، نتیجه گیری را به خود مخاطب واگذار کرده است.

اگر غرض و هدف تکنیک بازیگر دستیابی به وحدت باشد، این هدف در فرآیند آفرینش شخصیت حسین و مادیت بخشیدن به منطق او محقق گشته است. بدین سبب که از تجزیه بازی او از الف تا یای فیلم به قطعاتی مجزا اما منسجم و قابل تدوین دست می‌یابیم. وحدت و انسجامی که از حضور کوتاه‌اش در زندگی و دیگر هیچ تا سکانس پایانی زیر درختان زیتون مشهود و قابل تحلیل است. از همراهیش با خانم شیوا تا حضور سر صحنه فیلمبرداری و پافشاری برای متقاعد کردن طاهره به ازدواج، تا گفتگو و بیان دغدغه هایش نزد کارگردان و تلاش نهاییش در پاسخ گرفتن از معشوق، همگی پاره‌های جداگانه‌ای هستند که با هدایت غیرمستقیم کیارستمی در کلیت فیلم به یکپارچگی، یکدستی و تداوم رسیده اند. با آگاهی از شیوهٔ هدایت و کنترل نا بازیگران توسط کیارستمی مشخص است که حسین به عنوان یک مجری مکانیکی و بی‌اراده همان مسیری را طی کرده که به صورت ناخودآگاه توسط کارگردان به وی دیکته شده است. هرچند که رسیدن حسین رضایی به این میزان از خودانگیختگی و نشان دادن واکنش‌هایی قابل پیش بینی برای فیلمساز را باید به حساب هوشمندی و مهارت کیارستمی در ایجاد فضا و شرایط زندگی واقعی برای حسین و سایر شخصیت‌های داستانش گذاشت، اما به نظر می‌رسد حسین در فرآیند آفرینش شخصیت اجیر نقش نشده، پا را از حیط‌هٔ نقش خود بیرون گذاشته، آن را نادیده گرفته و در برگردان نقش به واقعیت، جانی تازه به کاراکتر جلوی دوربین داده است. او در فیلم کیفیتی منطبق نه با نقش، که با خود واقعی را ارائه کرده است. موجودیت ممتد، فردیت زنده و بالفعل کاراکتر حسین با تمام عناصر شخصیتی و فرهنگ فردی او پیوند و ارتباط مستقیم دارد. او ناخواسته انگارهای منسجم و حقیقی از شخصیت خویش را نمایش می‌دهد، بدون آن که در انعکاس مستقیم واقعیت اغراق کند. حتی نحوهٔ بیان و حرکت آزادانهٔ او جلوی دوربین کیارستمی این گمان را در ذهن تقویت می‌کند که شاید مثل یک بازیگر حرفه‌ای فرآیند تمرینی دشواری را پشت سر گذاشته است. بدین اعتبار تماشاگر با شخصیتی مواجه شده که داستان خود را بر داستان فیلم در حال ساخت دیکته کرده، مسیر داستان را به نفع خود تغییر داده، بر داستان اصلی و گروه فیلمسازی تاثیر گذاشته و جهت نگاه‌ها را به سمت خود برگردانده است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.