کاراکتر سینمایی قاسم با بازی حمید فرخ نژاد در فیلم ارتفاع پست – ۱۳۸۱: بررسی و تحلیل

قاسم مقدس فرزند ابراهیم. بچهٔ آبادان، آدم نازپرورده‌ای نیست. از بچگی کار کرده و روی پای خودش ایستاده. کس و کارش مرده اند. شاید در جنگ از بین رفته باشند. به هر حال او پشت و پناهی ندارد اما، آن طور که برادر زن هایش می‌گویند «مرد فامیل» آن هاست. دستگیر آن‌ها در بیکاری‌ها و بی‌پولی ها. چشم همه به اوست. آن‌ها در شهری زندگی می‌کنند که بعد از جنگ اسمش «آبادان» ماند اما دیگر به آبادی سابقش نشد. شهری با حداقل امکانات برای زندگی اما مأمن ساکنینی که با حداقل‌ها ساخته اند. با بیکاری، بی‌آبی، ناامنی و اعتیاد. بچهٔ قاسم (شاهین) را همین حداقل‌ها به این روز انداخته اند. سال‌ها از جنگ گذشته اما حال و روز زندگی قاسم قرار نیست تغییری کند. شهری که در آن ریشه دوانده هیچ شباهتی به آینده که او برای خانواده‌اش می‌خواهد، ندارد. خواسته مهاجرت کند اما کسی قاسمی را که تنها سرمایه‌اش جسم و ذهنش است نمی‌خواهد. از دور و بری هایش هم هیچ کس متوجه نیست، کارد به استخوان او رسیده است. قاسم نه دیگر چیزی برای از دست دادن دارد و نه تحملی برای ماندن، پس تصمیم می‌گیرد مهم‌ترین سرمایهٔ زندگی‌اش را به جریان بیندازد: جانش را.

قاسم تصمیم عجیبی گرفته: هواپیما ربایی به قصد رد شدن از مرزها و ساختن زندگی جدیدی برای خانواده اش. قاسم خسته از زندگی در جهنم به این نتیجه رسیده که تنها امید نجات، ساختن رویایی بهشت گونه در آن سوی مرزهاست. پس اقدام به عملی انتحاری میزند: یا بهشت به قیمت کوچ اجباری ویا اعدام به قیمت ماندن در جهنم. خانوادهی زناش و دوستانش را گول زده که با هواپیما، آن‌ها را برای کارگری در شرکت توتال به بندرعباس می‌برد. فکرش این بوده که چون اکثر مسافرین نزدیکان او هستند، حتی اگر کسی کمکش نکند، مزاحمش هم نمی‌شود. اما از همان ابتدای کار، کسی سر یاری رساندن به او را ندارد. زناش (نرگس) اسلحه را به او نمی‌رساند و دوستانش به راحتی از قبول مسئولیت شانه خالی میکنند. بخش عظیمی از انرژی قاسم نه صرف هواپیماربایی بلکه معطوف به سروسامان دادن به همان نزدیکانی می‌شود که قرار بود کمک حال او باشند. همین مسئله باعث می‌شود، قاسم همواره عصبی و دستپاچه باشد. چون مجبور است بارها و بارها خودش و هدفش را برای دیگران توضیح دهد: اینکه سیاسی نیست؛ به دنبال آسایش و امنیت است اما با همان عرف و شرعی که در وطنش حاکم است؛ یا بدیهیات را بیان کند «ما می‌خوایم بریم یه جایی که هشت ساعت کار باشه، هشت ساعت استراحت، هشت ساعتم زن و بچه. جایی که به ما توهین نشه.» از سوی دیگر تنها کسی که بعد از اقدام قاسم به هواپیماربایی همه جوره هوای قاسم را دارد، نرگس است. قاسم هیچ وقت ناامید نمی‌شود مگر وقت‌هایی که فکر میکند حتی نرگس پشتش را خالی کرده است. همهٔ این دردسرها برای آسایش نرگس و شاهین و بچه‌ای ست که قرار است به دنیا بیاید. قاسم حتی در بحرانی‌ترین لحظات هم، ناز نرگس را میکشد و حواسش به وضعیت شاهین است.

در انتها، قاسم، نالال و منفعل، آشوبی را که به پا کرده می‌نگرد. خانواده‌اش را از خوشحالی و شوق برای شروع کار و زندگی در جایی تازه، تا مرز ویرانی پیش برده. حالا دیگر هیچ کدام از مسافرین، همان آدم‌های قبلی نیستند. تجربهٔ اقدام به کوچ اجباری از هواپیما بستری ساخته برای تولدی دوباره. فرزند تازهی قاسم در شرایطی به دنیا می‌آید که دست او باز هم به هیچ چیز بند نیست. عاقبت قاسم در این اتوپیایی که با گروگان گیری و هواپیماربایی ساخته چیست؟ آرمان شهر او هم از معبر خون می‌گذرد. در عبور از اتفاقات، او گویی به جای بدتری رسیده است. جایی که وضعیت قبلی‌اش پیش آن بهشت است. حالا دیگر مهم نیست راهش را درست انتخاب کرده یا نه. هم چنان چیزی برای از دست دادن ندارد. هنوز مثل ماشینی که قرار بود او را به فرودگاه برساند، هم پنچر کرده و هم دیر رسیده.

سیماهای چندگانهٔ قاسم در مقابل آشنایان، حین هواپیماربایی و در برابر نرگس نشان از تسلط فرخ نژاد به نقشش دارد. باورپذیر کردن آدم بی‌منطقی که فکر می‌کند با هواپیما ربایی می‌تواند زندگی بهتری برای خانواده‌اش بسازد، کار سختی ست. فرخ نژاد با مجموعهٔ رفتارها و نگاه‌ها و مکث‌های حساب شده در گفتار خود موفق شده قاسم را باورپذیر کند. حتی می‌توان گفت قاسم در دستان فرخ نژاد هیچ گاه از چارچوب‌های آدمی عامی خارج نمی‌شود و همواره در سطحی از سواد و شعور باقی می‌ماند که از کارگری ساده در شهری محروم می‌توان انتظار داشت. فرخ نژاد مشخصا دیالوگ حفظ نکرده و کوشیده همه چیز را در لحظه خلق کند. صحنهٔ تماس با فرودگاه دبی را به یاد بیاورید که فرخ نژاد وقتی برای بار دوم با برج مراقبت حرف می‌زند، فراموش کردن دیالوگ را با استرس و دستپاچگی قاسم تلفیق می‌کند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.