کاراکتر سینمایی دارت‌ ویدر با بازی دیوید بروی در فیلم جنگ‌های ستاره‌ای: بررسی و تحلیل

«برای من دیگه دیر شده پسرم.»

شاید بیان همین جمله کوتاه از سوی دارث ویدر، درست پیش از آن‌که پسرش را به امپراتور شرور کهکشان تحویل دهد، برای درک تضادهای عمیق درونی این شخصیت کافی باشد. او می‌داند که سال‌ها پیش قدم اول را در راه تاریک نیرو برداشته، و حال به قول یودا، استاد پیر جدای‌ها، همان قدم اول سرنوشت‌اش را برای گرفتاری ابدی در سیاه‌چال سوی تاریک «نیرو»، تثبیت کرده است. اما از طرفی، مخاطب‌اش در این جمله، پسرش است، و با وجودی که او خود را غیر قابل نجات می‌داند، عطوفت پدر ویدر زخم‌دیده سیاه‌پوش در این جمله کوتاه، انکارناپذیر است. با همین کلام، تماشاگر جنگ‌های ستاره‌ای، بعد از سال‌ها آشنایی با عمق تباهی این شخصیت، ناگهان امیدوار می‌شود که شاید دارث بتواند برگردد. شاید.

قصه دارث ویدر، یا همان آناکین اسکای‌واکر، قصه جمع اضداد است. جدای دوراندیشی به نام «کوای‌گان‌جن»، به طور اتفاقی با اناکین در سنین کودکی آشنا می‌شود، و از توانایی ذاتی‌اش در بکارگیری «نیرو»، به شگفت می‌آید. کوای‌گان به این نتیجه می‌رسد که آناکین همان فرد موعودی است که قرار است به «نیرو» توازن ببخشد. لذا تصمیم می‌گیرد شورای جدای‌ها را متقاعد کند او را برای جدای شدن آموزش دهند و این مستلزم جدا شدن آناکین از مادرش است. این جدایی، اولین ضربه روحی آناکین است. آناکین در هنگام خداحافظی به مادرش قول می‌دهد که روزی باز گردد و از بردگی نجات‌اش دهد، اما سال‌ها بعد، وقتی در سنین نوجوانی برمی‌گردد، مادرش در آغوش‌اش از دنیا می‌رود. از طرفی امپراتور (که در لباس سناتور پالپاتین مخفی است) هم می‌خواهد از این جدای جوان به نفع سوی تاریک نیرو بهره‌برداری کند، و به آناکین وعده می‌دهد که قادر است به کمک «نیرو»، از مرگ همسرش که پیش‌بینی شده سر زایمان خواهد مُرد، پیشگیری کند. نتیجه این کشاکش برای استفاده از توانایی‌های بی‌نظیر آناکین و نگه داشتن او در سوی روشن یا تاریک «نیرو»، چیزی نیست جز اضمحلال خود آناکین. او نهایتاً بسان یک شخصیت تراژیک شکسپیری، در جهنمی از مواد مذاب می‌سوزد، در حالی که پدمی بر خلاف وعده امپراتور از دنیا می‌رود. روح و جسم آناکین چندپاره شده، حرکت او به سمت تاریک «نیرو» کامل شده و او دیگر تبدیل به دارث ویدر شده است. حتی اولین خیزش دارث ویدر از بستر مداوایش، بی‌شباهت به زنده شدن هیولای فرانکنشتاین نیست: آناکین دیگر از بین رفته، و دارث ویدر چیزی نیست جز ملغمه‌ای از تکه‌های روح گسسته پیشین‌اش.

طبق قوانین افسانه «جنگ‌های ستاره‌ای»، جدای‌ها (پیشوایان سوی روشن نیرو) بعد از مرگ ناپدید می‌شوند، در حالی که سیث‌ها (پیشوایان طرف تاریک نیرو)، بعد از مرگ می‌مانند تا جنازه‌شان سوزانده شود؛ همان‌طور که اوبی‌وان کنوبی و یودا هر دو پس از مرگ ناپدید شدند (و جالب آن‌که جنازه کوای گان بعد از مرگ ماند و سوزانده شد! علامتی مشکوک از تمایل او به سمت تاریک نیرو). در هر حال، در پایان داستان جنگ‌های ستاره‌ای، دارث ویدر در کمال ناباوری از راه تاریک باز می‌گردد، و امپراتور، مهیب‌ترین سیث کهکشان را نابود می‌کند. اما …. جنازه‌اش می‌ماند و به دست پسرش سوزانده می‌شود و تماشاگر را با این سئوال مواجه می‌سازد، که چرا با وجود این‌که دارث ویدر بزرگ‌ترین اهریمن زمان را از بین برد، هم‌چنان یک سیث از دنیا رفت؟ پیچیدگی دارث ویدر همین است: که فارغ از خاستگاه و میزان اراده فرد در تعیین سرنوشت، گذشته او هیچ وقت قابل بخشش نیست. هیچ‌وقت.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.