کاراکتر سینمایی دود با بازی جف‌ بریجز در فیلم لبوفسکی بزرگ: بررسی و تحلیل

اولین فیلم کوئن‌ها، خون ساده (۱۹۸۴)، با این نقل قول آغاز می‌شود: «دنیا پر است از آدم‌های غرغرو. اما حقیقت این است که هیچ‌کس نمی‌داند چه پیش خواهد آمد». جمله‌ای بازگوکننده یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار این دو برادر است. در فیلمی از کوئن‌ها به هیچ عنوان نمی‌توان روند وقایع را پیش‌بینی کرد. گویی بی‌منطقی غریبی در جهان‌شان حکم‌فرماست. بی‌منطقی‌ای که آن‌ها به کمک آن، مناسبات قطعی این جهان را به سخره می‌گیرند. مرگ، زندگی، مذهب، خانواده، فرهنگ و تاریخ فرقی نمی‌کند. در آثار کوئن‌ها بدبینی جای ایمان را گرفته و تمام اصول از پیش پذیرفته‌شده بی‌اعتبار جلوه می‌کنند. به همین دلیل هم سینمای کوئن‌ها تصویری قابل درک از این جهان ناهمگون ارائه می‌دهد؛ جهانی که در آن گاهی پیش‌پاافتاده‌ترین مسائل فاجعه به بار می‌آورند. سکانس پایانی یک مرد جدی (۲۰۰۹) را به یاد آورید. یکی از تکان‌دهنده‌ترین ورازآمیزترین لحظات تاریخ سینما. برادرها پس از سال‌ها فیلم ساختن و فلسفه خواندن، هم‌چنان معتقدند که این جهان آن‌قدر هم حساب و کتاب ندارد و «هیچ‌کس نمی‌داند چه پیش خواهد آمد.»

در چنین شرایطی، شخصیت «دود» یا همان جفری در لبوفسکی بزرگ (۱۹۹۸) با اجرای فراموش‌نشدنی جف بریجز، پیشنهاد کوئن‌ها برای راحت زندگی کردن و آرامش داشتن در این دنیای متناقض است. «دود» کسی بود که عبارت ساده «سخت نگیر» را در حد و اندازه‌ای فلسفه‌ای برای زندگی گسترش داد! او نمونه کامل آدمی است که تقریباً هیچ‌چیز برای‌اش اهمیتی ندارد. کسی که تمام عمرش از مسئولیت‌پذیری فرار کرده و خود را اسیر وابستگی‌های مادی نکرده است. چون به خوبی می‌داند که وابستگی یعنی نقطه ضعف. «دود» مردی است که گویی از تمام مناسبات جدی دنیا کنار کشیده و تنها دارایی‌اش در زندگی یک قالیچه است. او به اندازه‌ای بی‌قید است که حتی برای‌اش مهم نیست که قرار است پدر شود، مهم این است که مسئولیت آن بچه را بر عهده نداشته باشد. برای «دود» مسئول بودن یک اتفاق ناگوار است. او یک موج‌سوار واقعی است و تلاش می‌کند حداکثر تعامل ممکن را با آدم‌ها و موقعیت‌های مختلف داشته باشد و با طبیعت درونی هر پدیده‌ای خود را هماهنگ کند. برای «دود» چندان مهم نیست که چه اتفاقی افتاده و چه اتفاقی قرار است بیافتد؛ او تنها می‌خواهد در صورت امکان پول باد آورده‌ای گیر بیاورد و دوباره به همان زندگیِ بی‌دغدغه و بی‌دردسر باز گردد. «دود» به این درک رسیده که زندگی بی معنی‌تر از آن است که ارزش به آب و آتش زدن را داشته باشد. از این رو شیوه او چیزی نیست جز درگیر نشدن و بولینگ بازی کردن! بولینگ برای «دود» چون معبدی می‌ماند که با رفقا تمام وقت‌شان را در آن‌جا می‌گذرانند و فارغ از هر اتفاقی که بیرون از سالن می‌افتد، جهان خود را به بازی‌شان محدود می‌کنند. بولینگ نیز بازی مناسبی برای آن‌ها به نظر می‌رسد. قوانین ساده‌ای دارد و به فعالیت زیادی هم نیاز ندارد. آن استوانه‌های سفیدی که در این بازی وجود دارند شمایلی از تمام مشکلات ریز ودرشتی هستند که ممکن است «دود» به آن‌ها برخورد کند. واکنش «دود» اما تسویه حساب با این مشکلات در باشگاه بولینگ است. بی‌خیال و بی‌تفاوت توپ بولینگ را به سمت آن استوانه‌ها پرتاب می‌کند و با این کار گویی تمام مشکلات را با ضربه‌ای از بین می‌برد. البته در مورد او نباید دچار سوءتفاهم شد. بی‌قیدی «دود» یک بی‌قیدی سطح بالا و قابل احترام است. او این سبک را با آگاهی از پوچ بودن قواعد حاکم بر این جهان انتخاب کرده است. به همین دلیل هم هست که راوی داستان لبوفیسکی بزرگ، که با شمایل یک کابوی به نوعی قهرمان غرب وحشی را به یاد می‌آورد، «دود» و استایل زندگی‌اش را ستایش می‌کند. این ستایش را می‌توان مهر تاییدی از جانب یک قهرمان قدیمی بر شیوه زندگی و مرام یک قهرمان (ضد قهرمان) جدید دانست. انگار «دود» قهرمان غرب جدید و دنیای پیچیده امروز است. از طرفی این‌که یک نفر به چنین مرحله‌ای برسد که عملا فقط زمان حال برای‌اش مهم باشد وحتی لحظه‌ای خود را درگیر مناسبات زندگی نکند، کار چندان ساده‌ای نیست. رسیدن به مسلک «دود» ظرفیت و روح بزرگی می‌خواهد که در هر کسی پیدا نمی‌شود! راوی فیلم در ابتدای داستان می‌گوید: «قهرمان کیست؟ آن‌که مردِ زمان و مکان خویش باشد». «دود» چنین آدمی است. به همین دلیل هم هست که همیشه جان سالم به‌در می‌برد. نکته جالب این‌جاست که بعد از نمایش لبوفسکی بزرگ که حالا یک فیلم کالت تمام عیار به حساب می‌آید، مکتبی بوجود آمد با عنوان «دودیسم» که در حال حاضر پیروان خودش را دارد. پیروانی که مراد و مرشدشان کسی نیست جز جناب «دود»! مردی بدون عقده و خالص، کسی که به سهم ساده‌اش از انسانیت قانع است.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.