کاراکتر سینمایی آقا شاپوری با بازی رضا رویگری در فیلم بوتیک – ۱۳۸۲: بررسی و تحلیل

بعضی از فیلم‌ها فارغ از نقاط قوت و ضعف احتمالی شان، فرصت مغتنمی را در اختیار بازیگران سینما قرار می‌دهند تا در کارنامه خود دستاوردی قابل توجه را ثبت کنند و به کمک فیلم هم بیایند، بوتیک حمید نعمت الله چنین فرصتی را در اختیار بازیگران خود قرار داد. تقریبا تمامی بازیگران این فیلم با ایفای نقش در بوتیک، سطح بازیگری خود را تغییر دادند. دستکم نقطه درخشانی در کارنامه بازیگری خود رقم زدند، هرچند در آینده دوباره به آن پایه نرسیده باشند. رضا رویگری هم در بوتیک از این فرصت مغتنم حسن استفاده را کرد و بعد تازه‌ای از توانایی‌های خود در بازیگری را به نمایش گذاشت. بعدی که اتفاقا در فیلم‌ها و سریال‌های بعدیش چندان بهره‌ای از آن نبرد، شاید نقش کوتاهی که در گناهکاران فرامرز قریبیان برعهده داشت، بیش و کم یاد آور آقا شاپوری بوتیک باشد.

آقا شاپوری عصاره‌ای از همه رذایل اخلاقی است که در کپسول فشرده‌ای از یک تیپ شناخته شده اجتماعی گرد آمده اند. برشمردن ویژگی‌های منفی اخلاقی این مرد نان را بی‌بیراهه می‌برد که شاید با یک تیپ کلیشه‌ای از آدم منفی در سینمای ایران مواجه است. اما در عمل این طور نیست. شاپوری در حضور گذرایش در فیلم بوک به قدری ریزه کاری رفتاری و کلامی و جزییاتی از منش یک آدم نفرت انگیز را به تصویر می‌کشد که حس می‌کنی او را می‌شناسی و دور و برت با چنین موجوداتی مواجه شده‌ای بخشی از این ماجرا برمی گردد به آن که رضا رویگری جنسی از بازی در این نقش را انتخاب کرده که گویی معادلش را در جامعه و دور و برش دیده است. بخش دیگر ماجرا راه شخصیت پردازی نعمت الله و احتمالا جزییاتی که در صحنه و با گفتگو میان بازیگر و کارگردان به دست می‌آید شکل می‌دهد.

شاپوری بوتیک مایه دار است و اهل بخیه، چند بوتیک دارد که با اداره آن‌ها از راه دور اوضاع خوبی دارد. ولی بوتیک هایش تنها منبع درآمد او نیست. کسانی که به کارگری در بوتیک هایش می‌آیند، باید نیازش شاپوری به زن، تریاک و همه لذایذ انسانی را فراهم آورند. برایش تریاک می‌خرند و اگر خوش بر و رو باشند، به فرمان شاپوری زیاد پشت ویترین می‌ایستند. مثل یک مانکن، مثل تله‌ای که یک شکارچی برای به دام کشاندن صید می‌گذارد. او تقریبا به هیچ جنس لطیفی نه نمی‌گوید و همواره آماده ش کار است. در این راه اگر لطفی در حق کارگرانش می‌کند که در عمل نمی‌کند (ولی مفتش را سر طرف می‌گذارد) انتظار جبران دارد. هزینه جبران لطف‌های ناکرده شاپوری سنگین است شاپوری اهل زیاده روی است ولی این زیاده روی عاقبت کار دستاش می‌دهد. باید فکر کینه و نفرتی که در دل اطرافیانش کاشته بود را می‌کرد آقا شاپوری بسیار هم وسواسی است. وسواس او و علاقه مفرطش به زنان، کنش هایش را زنانه کرده است. ناخن هایش را سوهان می‌کشد. از افتادن یک قطعه ناخنش روی فرش تا حد جنون خشمگین می‌شود و تا پیدایش نمی‌کند دست بردار نیست. نظرش این است که مرد مجرد هم باید به اصطلاح «کاسه بشقاب» اش جفت و جور باشد. برای همین است که آشپزخانه‌ای تمیز و مرتب دارد. با ظرف‌های تمیز و چیدمانی منظم که بدانی قاشق و چنگال کجاست و لیوان را باید از کجا برداری و بشقاب‌ها کجا چیده شده اند. در اولین برخورد با «اتی» به قول خودش «دون الکی» نپاشیده و نقشه‌ها برایش داشته است. به محض احساس دندان درد اتی، اسپری لیدوکایین آماده دارد تا درد دخترک را درمان کند، به پادوی بی‌مقدارش دستور می‌دهد که حتما حواسش باشد که یک جعبه دستمال کاغذی روی میز پذیرایی باشد و یکی هم کنار تخت. او حساب همه جا را کرده است. جزییات ضیافت شاپوری باید با دقتی بیمارگونه چیده شده باشد تا او از این ضیافت لذت ببرد.

رذائل بشری که شاپوری درگیر آن است که یکی دو تا نیست. جهانگیر را به منزله یک پادری تمام وقت و در اختیار می‌بیند کسی که هرگونه سوء استفاده‌ای از او را مجاز و به خاطر استخدامش در بوتیک، حق خود می‌داند. همان گونه که با مهرداد و افشین همین رفتار را دارد جهانگیر چون خوش قیافه است بیشتر باید پشت ویترین بایستد تا مشتری جذب کند. مشتریانی که بالقوه قابلیت تبدیل به صید بعدی شاپوری را دارند. چون با مهرداد آشناست باید برای شاپوری از او تریاک بخرد. تمام دردسرهای او را باید رفع و رجوع کند اما اگر برای یک دختر از بوتیک یک شلوار برمی دارد درجا باید قیمتش را در قالب جریمه پرداخت کند. نوع حرف زدنش با ژاله پای تلفن هم مهرداد را به جنون رسانده است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

رضا رویگری از لحن و ادبیاتی آشنا برای ادای دیالوگ‌های این نقش استفاده کرده است. لحن و ادبیاتی که آدم‌هایی با خاستگاه فکری، اجتماعی و اقتصادی شاپوری در اجتماع از خود نشان می‌دهند. نوکیسگانی که اندک ثروت فراهم آمده خود را دستاویزی برای به استثمار کشیدن دیگران یافته اند. هرکس به نوعی باید به آقا شاپوری‌ها سرویس بدهد و در نهایت دریاید که بازنده این بازی بوده است. شاپوری چنان از رفتار خود مطمئن است که باور نمی‌کند گفتن آن حقایق تلخ پایانی جهانگیر را به جنون آنی و قصد کشتنش برساند. شاپوری شاوان همین اعتماد به نفس افراطی را با ضربات مرگبار چاقو توی دستشویی پس می‌دهد. ارتباط شاپوری با تکنگ آدم‌های مرتبط (افشین، ژاله و مهرداد و آتی) هم از جنس همین زالو صفتی هاست. او به را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهد و کنار می‌گذارد. تصور حمید نعمت الله از تکلیف جامعه با آدم‌هایی مثل شاپوری در مقطع ساخت فیلم، برخورد حذفی بوده است. اما شاپوری‌ها همیشه و همه جا هستند. این نکته است که واقعیت جامعه و فیلم بود را هولناک‌تر می‌کند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.