کاراکتر سینمایی کریم با بازی رضا ناجی در فیلم آواز گنجشک‌ها – ۱۳۸۶: بررسی و تحلیل

سینمای مجیدی سینمای کودکان است. کودکان در فیلم‌های او مترادف با پاکی و زلالی و شفافیت هستند. جهان فیلم‌های او تعارضات میان پاکی‌ها و پلشتی‌ها را بازنمایی می‌کند. با توجه به نگاه دینی فیلمساز، نگاهی که برخاسته از عرفان اسلامی است در تک تک آثار او دیده می‌شود. عرفانی که به رحمانیت خداوند اعتقاد دارد و کل جهان را پرتوی از وجود برتر الهی می‌داند. حتی شخصیت‌های بزرگسال سینمای او کودکانی بزرگسال هستند که تاب رو در رویی با گناه را ندارند و اگر به ورطه گناه هم بیفتند دچار عقوبت می‌شوند و به سرعت به جهان پاک خود باز می‌گردند. کریم آواز گنجشکها یکی از نمونه ای‌ترین شخصیت‌های فیلم‌های مجید مجیدی است.

شخصیتی ساده و بی‌آلایش است که در دامان طبیعتی بکر زندگی می‌کند و تا حدودی روحیه‌ای عارفانه دارد. بسیار خانواده دوست و مهربان است. با وجود خشم گاه و بیگاه‌اش رفتاری پر از عطوفت دارد و فرزندان خود و بقیهٔ بچه‌های ده را دوست دارد فردی متدین و خداباور است و اعتقاد به روزی حلال دارد. همسرش را دوست دارد و رفتارش با همکاران و اهالی ده سرشار از مهر است، همهٔ این ویژگی‌های رفتاری را می‌شود در شخصیت‌های سینمای مجیدی دید: از بدوک تا پدر و از بچه‌های آسمان تا رنگ خدا و باران، از بید مجنون شخصیت اول سینمای مجیدی درگیر آزمونی الهی قرار می‌گیرد و چالش اصلی هم از همین جا آغاز می‌شود.

کریم یکی از کارگردان پرورش دهندهٔ شترمرغ است، شترمرغ در آواز گنجشک‌ها نماد پاکی است. به محض این که یکی از شترمرغ‌ها فرار می‌کند و ناپدید می‌شود، کریم از سر کار اخراج می‌شود. او علیرغم تلاشش برای پیدا کردن شترمرغ ناکام می‌ماند و مجبور می‌شود برای امرار معاش به تهران پرهیاهو بیاید و درست از همینجا امتحان کریم آغاز می‌شود. او وارد شهر بی‌در و پیکری می‌شود که تابع مناسبات روستا نیست. او دروغ و چند رویه گی و تظاهر و پلشتی را می‌بیند و دم نمی‌زند. سعی می‌کند کارش را بکند و کاری به این روابط نداشته باشد، اما از جایی به بعد درگیر می‌شود، همه چیز از وقتی آغاز می‌شود که می‌فهمد می‌تواند روزی غیر حلال به خانه‌اش بیاورد. لوازم بی‌استفادهٔ کنار ساختمان نیمه ساز را به خانه بیاورد و انبار شان کند. به خاطر همین است که در آبی را از همسایه‌اش می‌گیرد و آن را مثل گناهی ازلی بر دوش می‌کشد. اینجاست که تعارض‌های روحی او عیان می‌شود و شخصیت خاکستریش شکل می‌گیرد. در این میان کودکان آواز گنجشک‌ها هم مثل کودکان سینمای مجیدی ساده و شفاف و بی‌آلایش می‌مانند. آبگیر آلوده را زلال می‌کنند و به ذوق آمدن ماهی‌ها زندگی شان رنگی می‌شود.

کریم گاه و بیگاه سایه‌هایی از شترمرغ (پاکی از دست رفته) می‌بیند و دیگر نمی‌تواند در دنیای زلال کودکان شریک شود. از این جا به بعد با کودکان نیز درشتی می‌کند و به خاطر نفع بیشتر همه چیز زندگی سابقش را فراموش می‌کند. تا زمانی که اسباب و اثاثیه انبار شده بر سرش آوار می‌شود و او زمین گیر می‌شود. حالا اوست که باید از دیگران بیاموزد و نگاهی تازه به پیرامونش بیندازد. دست‌های پینه بستهٔ پسرش، زحمت‌های بی‌وقفهٔ زناش و دختری که به خاطر شرایط وخیم مالی خانواده تظاهر می‌کند سمعکش درست شده است. گرهٔ اولیهٔ داستان هم با افتادن سمعک دختر در آبگیر آلوده به وجود می‌آید. شاید کریم به جای دخترش ناشنوا می‌شود و نمی‌تواند زیبایی پیرامونش را هم ببیند. وقتی که پیرامونش را می‌بیند تلاش می‌کند که همراه شود، بعد از تلاش ناکام بچه‌ها برای نجات ماهی‌ها جو را عوض می‌کند و با شادی آوازی ترکی می‌خواند، نظرش نسبت به صاحب کار و خانواده‌اش عوض می‌شود و پرنده‌ای که در اتاقش پرپر می‌زند نویدبخش شادی می‌شود. شترمرغ پیدا می‌شود و در پایان استعاری فیلم شترمرغ با رقصی سماع گونه بال هایش را باز می‌کند، حالا پاکی به وجود گریم بازگشته است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

در واقع شخصیت کریم آواز گنجشک‌ها سه مرحله را طی می‌کند: ثبات اولیه و پاکی، آزمون عبور از پاکی، بازگشت به پاکی.

مسلما نمی‌شود در چنین نوشته‌ای راجع به جهان بینی فیلمنامه نویس زیاده گویی کرد، صرفا به این نکته اشاره میکنم که تشریح وضعیت فکری پدید آورندگان کریم تایید، هم سویی با مخالفت با آن‌ها نیست. چه این که هر فیلمسازی تفکری دارد و می‌شود در قالب مقاله‌هایی که به ایدئولوژی و جهان بینی کارگردان‌ها می‌پردازند حدود و ثغور مرزبندی‌های فکری آن‌ها را مشخص کرد، کریم بهترین شخصیت و بازی رضا ناجی است که به خاطر آن خرس نقره‌ای جشنواره برلین را هم دریافت کرد. یک جور آماتوریسم و بداهت در بازی او وجود دارد که به درد سینمای عارف مسلک مجیدی می‌خورد. با این وجود ناجی در نقش کریم یک بازی فنی ارائه کرده است. چشم‌های او بازتاب دهندهٔ منویات اوست. لحظه‌های تردید او در مقابل دریافت پول حرام را به یاد بیاوریم. یا اشک او در تاریکی وقتی که می‌بیند پسرش چطور با مردانگی محض بار خانواده را به دوش می‌کشد. چهره‌ای که با سادگی و زلالی طبیعت پیرامونش قرابت دارد. کریم آواز گنجشکها به خاطر منحنی دقیق شخصیتی و تغییراتش در طی فیلم شخصیتی مثال زدنی در سینمایی است که عموما از عهدهٔ شخصیت پردازی و قصه گویی بر نمی‌آید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.