صورت زخمی واقعی چه کسی بود؟

الفوشی گابریل «آل» کلیون (۱۹۴۷-۱۸۹۹) معروف به صورت زخمی، (scarface) گنگستری است که بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۹ تشکیلاتی تبهکارانه در شیکاگو راه انداخت و با انواع و اقسام فعالیت‌های غیر قانونی صدها میلیون دلار عامر آمد کسب کرد پدر آرایشگری و مافی خیاطش از ایتالیایی‌های مهاجر اواخر قرن نوزدهم بودند که شهرک رامگاه‌شان با نزدیک فایل ترک کرده و در جستجوی زندگی بهتر به آمریکا مهاجرت کردند، خود آل کاپون متولد بروکلین نیویورک بوده و هشت خواهر و برادر دیگر هم داشت که بعدها، همگی کم و بیش دور فعالیت‌های خلاف برادر کمک‌اش کردند. او در چهارده سالگی بعد از اخراج از مدرسه، قاضی ماجراهای تبهکارانه شد کاپون، جانی توربو، گنگستر معروف ایتالیایی را الگو قرار داده و به باند تبهکارش Five Points Gang پیوست و حرفه شریف‌اش را با دیدنی‌های کوچک شروع کرد و مدتی نیز در یکی از کلوب‌هایشان دربانی کرد. زخمهایی که باعث شد به لقب «صورت زخمی» معروف شود، در جریان دعوایی در همان زمان اثر خود را روی صورت‌اش باقی گذاشتند. یک شب، ناآگاهانه جلوی ورود خواهر گنگستری دیگر به نام فرانک کالوچیو را به کلوب سد کرد و برادر مربوطه هم چاقو کشید و سه ضربه به سمت چپ صورت‌اش زد. تازه بعد از آن، صاحب آنجا از کاپون خواست از گالوچیو معذرت هم بخواهد، کاری که کاپون انجام داد ولی در عوض، وقتی کاپون خودش رئیس شد همین گالوچیو را به عنوان محافظ خود استخدام کرد. (بعدها وقتی می خواستند از کاپون عکس بگیرند، سمت راست صورت‌اش را طرف دوربین می‌گرفت و وقتی می‌رسیدند این زخم‌ها از کجا آمده میگف، جراحت‌های جنگ است.)

در دسامبر ۱۹۹۸ کاپون با مری کافلین یک دختر کاتولیک ایرلندی ازدواج کرد ولی چون کاپون زیر ۲۱ سال سن داشته پدر و مادرش باید در دفترخانه حاضر می شدند و زیر رضایت‌نامه والدین را امضا می کرد» کاپون چندی بعد صاحب اولین فرزندش، پسری به نام آلبرت فرانسیس شد اوایل دهه ۱۹۶۰، پس از تصویب قانون ممنوعیت الکل، به اتفاق همسر و بچه‌اش به شیکاگو رفت تا از این فرصت برای قاچاق و پول درآوردن استفاده کند. او در جنوب شهر شیکاگو خانه‌ای به ۵۵۰۰ دلار خرید و به استخدام همان جانی توریوی معروف در آمد. توریو به شیکاگو رفته بود تا حساب «بلاک هند» را کف دستش بگذارد که با شوهر دختر عمویش مشکلی پیدا کرده بود توریو، تعدادی از افراد «بلاک هند» را کشت و امپراتوری «بیگ جیم کولوسیمو» را که به قتل رسیده بوده تصاحب کرد می‌گویند کولوسیمو و دو تن از افرادش به‌دست آل کاپون به قتل رسید انتخابات شهرداری شیکاگو در ۱۹۲۴ به تقلب و دستکاری رای‌ها شهرت دارد. نامزد مورد حمایت کاپون با اختلاف زیادی برنده اعلام شد ولی چند هفته بعد همان شهردار دست نشانده اعلام کرد که کاپون را از شهر بیرون می اندازد. آل کاپون سراغ‌اش رفت و روی پله‌های شهرداری او را زیر مشت و لگد گرفت و به قول خود، ادب‌اش کرد.

جشن پیروزی کاپون در تعیین مهره‌های مورد نیاز شهرداری، ما قتل برادرش به دست پلیس به عزا تبدیل شد. کایون به نشانه عزاداری یک روز در کلوب‌ها و قمارخانه‌هایش را بست (!) کاپون، یکی از اولین گنگسترهایی بود که رشوه به مقامات دولتی و محلی را برای پیشبرد کارها به رسمی عادی به تبهکارها تبدیل کرد، در ۱۹۲۴ توریو در حملهٔ تبهکارهای قسمت شمال شیکاگو به شدت مجروح شد و بعد از آن کسب و کارش را به کانون واگذار کرد و خود به ایتالیا برگشت. در دوران ممنوعیت، کاپون بخش اعظم فعالیت‌های تبهکاری شیکاگو را در کنترل خود داشت و با قاچاق و دیگر کارهای خلاف، سالی صد میلیون دلار درآمد داشت. او به تدریج بسیاری از مقامات شهر شیکاگو را خرید و کارهای تبهکارانه‌اش را که قبلا به قاچاق الکل و راه‌انداختن قمارخانه و غیره محدوده می‌شد، به تجارت لباس، غذا، سیگار و غیره تعمیم داد. وقتی به او خرده گرفتند که کارهای غیرقانونی می‌کند، او هم رندانه پاسخ داد «من کاسب ساده‌ای هستم و فقط آنچه را مردم بدان نیاز دارند در اختیارشان میگذارم». رقبای کاپون می‌خواستند به هر ترتیب او را از بین ببرند، و افراد گروه‌های رقیب، بارها اتومبیل‌اش را به مسلسل بستند.

در ۱۹۲۶ در حالی‌که کاپون در رستوران هتلی شیک غذا می خورد، افرادی از در پشتی اتومبیل عبوری، هتل و رستورانش را به گلوله بستند. آل کاپون جان سالم به در برد و تعدادی عابر مجروح شدند. آل کاپون که جانور غریبی بود، باز در ژستی خیرخواهانه، هزینه دوا و درمان مادر و فرزندی را که در این حمله بینایی‌شان صدمه دیده بود، تقبل کرد. بعد از آن کاپون کادیلاکی سفارش داد با شیشه‌های ضد گلوله و لاستیک‌های نقاب‌دار. در ۱۹۳۲ ماموران دارایی این اتومبیل را مصادره کردند که بعدا به عنوان اتومبیل رسمی پرزیدنت فرانکین روزولت مورد استفاده قرار گرفت. کاپون ضمنا، تعدادی ملک و خانه و آپارتمان و هتل در داخل شیکاگو داشت و در اطراف‌اش نیز صاحب مزرعه و مخفی‌گاه و پناهگاه و انبارهایی بود. یکی از این جاها، ملکی ۴۰۷ جریبی (هر جریب، ده هزار مترمربع) با دریاچه‌ای به مساحت ۲۷ جریب در خارج از شیکاگو بود که می‌گفتند باند فرودگاه دارد و برای فرود و پرواز هواپیماهای حامل کالای قاچاق (بیشتر الکل) از آن استفاده می‌کرد. (لاکی لوچیانو نخستین بار در همان‌جا دستگیر شد.) با وجود کارهای خلاف آل کاپون شخصیتی کاملا شناخته شده بود. او مقداری آن پول‌هایی را که از راه خلاف کسب می‌کرد، به بنگاه‌های خیریه می‌بخشد و از این رو خیلی‌ها او رایک ـرابین هود» مدرن تلقی می‌کردند. وقتی هفت‌تن از یک گروه تبهکار رقیب غافلگیر شده و در روز سن والنتاین به قتل رسیدند (همان کشتار معروفی که از جمله در فیلم بیلی وایلدر، بعضی‌ها داغشو دوست دارن، توصیف شده)، شهرت‌اش «لکه‌دار» شد، امروزه تقریبا شکی نیست آل‌کاپون دستور این کشتار را در ۱۹۲۹ صادر کرد اما هیچ‌کس در این پرونده دستگیر و محکوم نشد. این قتل عام برای زهرچشم گرفتن انسان‌هایی بود که در شمال شیکاگو فعالیت داشتند و بیش از پیش با عملیاتی جسورانه کامیون‌های حاوی مواد و کالای تشکیلات کاپون را مصادره می‌کردند،


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

در ۱۹۶۹ الیوت نس، رئیس دفتر ممنوعیت پرونده‌ای علیه کاپون و تشکیلات‌اش گشود؛ اما تنها اتهامی که توانستند علیه‌اش جور کرده و با استناد به آن محاکمه و زندانی‌اش کنند. «فرار از پرداخت مالیات بود». تلاش کاپون برای رشوه دادن به مردان الیوت نس، معروف به «تسخیرناپذیران» برملا شد و سرانجام در ۱۹۳۲ ابتدا بر چند زندان ایالتی مختلف و در نهایت در ۱۹۲۴ در زندان آلکاتراز که تازه در جزیره‌ای کوچک نزدیک سن‌فرانسیسکو ساخته بودند، محبوس شد روابط او را تا حد ممکن با دنیای خارج قطع کردند و بدین ترتیب، رفته رفته آن قدرت و نفوذش کاسته شده. (می‌گویند یک بار که زندانی‌ها در آلکاتراز به صف شده و منتظر نوبت سلمانی شان‌بودند، او جر زده و خودش را به جلوی صف می‌رساند، جیمز لوکاس، سارق بانکی که به سی سال زندان محکوم شده بود جلویش در می‌آید و از او می‌خواهد سر جایش برگردد. آل کاپون به او می گوید: «ظاهرا نمی‌دونی من کیم؟» لوکاس هم تیغهٔ یک قیچی را زیر گلوی کاپون می‌گذارد و می‌گوید: «خوبم میدونم کی هستی، حرومزاده… و اگه حالا ته صف برنگردی بعدا تعریف می‌کنم کی بودی». آل کاپون تا ژانویه ۱۹۳۹، دورهی زندان خود را در آلکاتراز تمام کرد و در حالی که بیماری مزمن دورهٔ جوانی از پایش انداخته بود، یک سالی با هم در «ترمینال آیلند»، (غالبا در بیمارستانش) سپری کرد و سرانجام در دسامبر ۱۹۳۹ آزاد شد و به خانه‌اش در فلوریدا برگشت. او که در سال‌های آخر عمر سلامت روحی و جسمی‌اش سخت آسیب دیده بود، در ژانویه ۱۹۴۷ به علت سکه مغزی در خانه‌اش درگذشت.

کتاب‌ها و مقالات فراوانی درباره آل‌کاپون منتشر و فیلم‌های بسیاری مستقیما راجع به او با بر اساس شخصیت‌اش ساخته شده‌اند. جالب این که تعدادی از معروف‌ترین این فیلم در اوایل دهه ۱۹۳۰ یعنی زمانی ساخته شدند که او در اوج شهرت و فعالیت‌های تبهکارانه‌اش بود: از جمله صورت زخمی هاوارد هاکی که در ۱۹۳۲ با شرکت پل مونی در نقش کاپون ساخته شد و نیز بعضی‌ها داغشو دوست دارن، ساخته بیلی وایلدر که در آن جورج رفت در نقش کاپون ظاهر شده و اوایل فیلم، کشتار سن‌والنتاین در پس زمینه‌ای جدی/کمیک، توصیف‌شده است. جدیدترین آل کایون استیون گراهام است در امپراتوری پیاده‌رو، سریالی تلویزیونی که مارتین اسکور سیزی در ۲۰۱۰ ساخت.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.