کاراکتر سینمایی عباس آقا درخشش (سوپر گوشت) با بازی عزت الله انتظامی در فیلم اجاره نشین‌ها – ۱۳۶۵: بررسی و تحلیل

شاید یک بازیگر ۶۲ ساله اصلا حتی فکر هم نکند که می‌تواند نقطه صفر بازیگریش را فیلمی مثل اجاره نشین‌ها بگذارد؛ فیلمی که اگر نه بهترین، که یکی از بهترین‌های داریوش مهرجویی؛ کارگردانش باشد. در اوضاع و احوالی که هجوم شهرستانی‌ها و روستایی‌ها به تهران یکی از معضلات شهرنشینی در دهه شصت شده بود و هنوز تهران در تبدیل شدن به یک ابرشهر فاصله بعیدی داشت، شاخکهای مهرجویی بعد از یکی دو فیلمی که با توقیف شد، با تنها دغدغه‌های شخصی خودش را بازتاب می‌داد و کاری به مردم ایران نداشت درست جنبید و نقطه درستی را هدف گرفت. فرمش را هم درست انتخاب کرد و فیلمی ساخت که تا همین حالا یکی از پرتماشاگرترین فیلم‌های بعد از انقلاب است.

در اجاره نشین‌ها که اسمش همه حرفاش را در خود دارد، آدم‌هایی داریم از همه نوع؛ فرهنگی، تنبل بی‌عار، مهندس بیکار، مادر دلسوز و خواننده اپرای عاشق محیط زیست. یکی هم این وسط هست که ابن الوقت است، به قول امروزی‌ها یک مغازه دو نبش پروتئینی دارد که احتمالا پیش از آن یک قصابی بیشتر نبوده است، زناش چند سالی است فوت کرده و با پسر و مادر و برادرش زندگی می‌کند. عباس آقا درخشش یا همان عباس آقا سوپرگوشت بدش نمی‌آید خانه‌ای که یک طبقه از آن را خودش نشسته و دو و نیم طبقه بعدی را با وکالت جعلی اجاره داده است، یک جا بالا بکشد و تصاحب کند. خانه با این که از بیرون به نظر می‌رسد تر و تمیز است، اما از درون پوسیده و در حال ویرانی است. عباس آقا عصبی هم که می‌شود خون جلوی چشم هایش را می‌گیرد. احتمالا اگر قندی یک ثانیه دیرتر آن استنبلی را بالا آورده بود، کلنگ عباس آقا خوره بود وسط سرش. پس احتمالا با کسی شوخی ندارد وقتی از مرحوم رام دامدار که در ماجرای برخورد دوسلدورف جان به جان آفرین تسلیم کرده وکالت دارد و خانه او دستش امانت است. از همان پلان اولی که عباس آقا از مرسدس بنز قدیمیش پیاده شد و دو هندوانه از صندوق عقب برداشت و آن‌ها را سبک و سنگین کرد، معلوم شد که مرد سنتی داریوش مهرجویی همان مرد سنتی دهه شصت است که در گیر و دار داشتن خانه گیر کرده است و احیانا مثل همسایه هایش دوست دارد خانه‌ای برای خودش داشته باشد، ولی آنقدر قد است که حاضر نیست این را به زبان بیاورد و مثل خیلی‌ها در آن دهه می‌خواه میانبر بزند تا به هدفش برسد. عباس آقا سوپرگوشت اما آدم دهن بینی هم هست. از طرفی به حرف مشاور املاکی گوش می‌دهد که کلاشی‌اش به تماشاگر ثابت می‌شود، از طرف دیگر نمی‌تواند روی حرف مادرش حرف بزند و مادر سنتی دهه پنجاه و شصت انگار که حاکم خانه است، حرفش را با سیاست به پسرش می‌قبولاند و عباس آقا هم با همه اهن و تلپش، مثل موش به حرف مادر گوش می‌دهد.

عزت الله انتظامی پای ثابت فیلم‌های مهرجویی در قبل و بعد از انقلاب، در این جا ۶۲ سال‌اش است و اجاره نشین‌ها اولین فیلمی است که با آن به میان مردم آمد. پیش از آن یا در تئاتر بازی کرد یا در شاخه فیلم‌های هنری. بعد از انقلاب از سال ۱۳۵۸ هم درگیر گاه به گاه هزاردستان علی حاتمی بود و اصلا فرصتی فراهم نشد که فیلم‌هایی از جنس دیگر بازی کند. احتمالا خودش هم نخواست که خیلی از آن فضای انتلکتوئل روشنفکری فاصله بگیرد و جنس بازی‌اش را روی همان نوع فیلم‌های هنری بالانس می‌کرد. اجاره نشین‌ها طعم با مردم بودن را به عزت انتظامی چشاند. از آنجا بود که استارت «آقای بازیگر» شدن را زد. پیش از آن یک بازیگر خوب بود که نقش‌های احیانا مکمل را (به جز گاو) خوب بازی می‌کرد. نقش یک، کمتر بازی کرد پیش از انقلاب. بعد از انقلاب هم تا اجاره نشین ها، فیلمی بازی نکرد که جنبه مردمی /هنری را با هم داشته باشد. فیلم مهرجویی اولین فیلم از این نوع برای عزت الله انتظامی بود و شاید برای خود مهرجویی. فیلمی خوش فرم که هر بازیگری دوست دارد بخشی از آن باشد و تمام ظرافت‌های یک نقش احیانا نمادگرایانه را در آن دربیاورد. برای نقش عباس آقا سوپرگوشت. این نقش، جنبه دیگری هم داشت. این که عزت الله انتظامی را به یک سطح بالاتر آورد. در آن دوره فیلم‌های جمشید آریا روی بورس‌ترین فیلم‌های اکران سینمای بدنه بود. در شهرستان‌ها برایش سر و دست می‌شکستند. اما برای انتظامی هیچوقت این اتفاق رخ نداده بود، پس وسوسه دیده شدن در یک سطح عام‌تر می‌توانست تجربه غریبی باشد. دیگرانی که در اجاره نشین‌ها هم بازی کردند، به غیر از اکبر عبدی جوان که از تلویزیون و محله برو بیا محله بهداشت و باز مدرسه ام دیر شد آمده بود، همین حکم را داشتند. ۱۸ میلیون نفر زمانی فیلم را دیدند که جمعیت ایران تقریبا ۴۰ میلیون نفر بود. یعنی حدود نصف جمعیت آن موقع برای اجاره نشین‌ها بلیط خریدند و به سینما رفتند؛ در حالی که پیش از آن رقم کل تماشاگران فیلم‌های عزت الله انتظامی شاید به نصف این رقم هم نرسیده باشد. هر چه گذشت اما ارزش‌های فیلم بیشتر بیرون زد، کسانی که در آن زمان معانی تلویحی و استعاره‌ای از فیلم برداشت کردند، سال‌ها بعد برایشان عنصر مهم فضایی رئالیستی بود که از اتمسفر یک دهه مشخص تصویر شده بود. دهه‌ای که عباس آقا سوپرگوشت می‌توانست از فرش به عرش برسد، کما این که رسید. عزت الله انتظامی با این تصویر توانست نمونه آدم‌هایی را بسازد که بعدها به عنوان سندی برای یک دهه می‌شد از آن‌ها نام برد.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.