کاراکتر سینمایی عمروعاص با بازی مهدی فتحی در مجموعه تلویزیونی «امام علی (ع)» – ۱۳۷۵-۱۳۷۰: بررسی و تحلیل

داوود میرباقری یک بار در مصاحبه‌ای تعریف کرده بود که در جریان ساخت سریال امام علی (ع) گروهی از علمای حوزه علمیه قم برای بازدید از پشت صحنه آمده بودند. میرباقری در ابتدا آن‌ها را به تماشای تصاویر بازیگران با گریم نقش هایشان می‌برد که روی دیوار نصب شده بوده. یکی یکی توضیح می‌داده که این فلان شخصیت است و طبق کدام متن و سند، چنین گریمی برایشان گذاشتیم… تا اینکه می‌رسند به تصویر داریوش ارجمند مالک اشتر، بدون توضیح میرباقری، خودشان حدس می‌زنند که این تصویر کدام شخصیت است. بعد بهزاد فراهانی و معاویه. میرباقری میگوید پیش خودم گفتم «ان اولی را از جای زخم روی پلکش شناختند، دومی را هم از تزیینات روی عمامه اش، بگذار ببینم نقش مهدی فتحی را هم می‌توانند حدس بزنند؟» جواب، همانطوری که حدس می‌زنید مثبت بوده. همه، بدون هیچ توضیحی از طرف میرباقری، خودشان گفته‌اند که این، عمروعاص است. آن لبخند پهن روی صورت، آن چشم‌های مرموز و نگاه خیره، آن چهره آرام و متفکر، همگی در شکل دادن به کاراکتر مرد مکار تاریخ اسلام موثر افتاده بود تا مرحوم مهدی فتحی، یکی از بهترین بازی‌های عمرش را در این سریال انجام بدهد.

اول قرار بود فتحی در این سریال نقش ابوسفیان را بازی کند، اما او خودش به میرباقری پیشنهاد داد نقش عمروعاص را داشته باشد. نقش مردی که سال‌ها در لبه و مرز بین دو جبهه، بین اموی‌ها و هاشمی ها، ایستاد و خودش را از ماجرا دور نگه داشت اما عاقبت وسوسه حکومت مصر و رسیدن به سرزمین فراعنه، او را تسلیم قدرت معاویه کرد تا مانند یک مغز متفکر برای او، تمام تدابیر و نیرنگ‌ها را به کار بگیرد، مگر معاویه بر مولا پیروز شود. جایی از سریال هست که این وضعیت خاص عمروعاص را به بهترین شکل ممکن نشان می‌دهد: جایی که یک دهقان ساده دل، به مالک اشتر شربتی عسل تعارف کرده و عمروعاص که می‌داند این شربت مسموم است، بر بالای تپه ایستاده و صحنه را شاهد است، از همانجا با مالک خداحافظی می‌کند، به احترامش دستار از سر برمی دارد و میگوید «افتخار میکنم زیر آسمانی نفس کشیدم که مالک اشتر زیر آن نفس کشید.» این، یعنی که مرد دانایی مثل عمروعاص خیلی خوب می‌دانسته جبهه حق مدام است، اما باز هم اسیر وسوسه‌ها شده و به جبهه شر پیوسته و حالا او خود خود شیطان است که به معاویه و بقیه درس می‌دهد. در کنارهٔ رود فرات با طبل زدن، باعث وحشت و فرار سپاه کوفه می‌شود. با زبان بازی هایش ابوموسی اشعری (عباس امیری) را فریب می‌دهد. و در کاخ سبز معاویه، یکباره تاجی بر سر می‌گذارد و با کنیز رومی (آزیتا حاجیان) آنتیگونه اجرا می‌کند. انگار که سریال می‌خواهد به ما این پیام را بدهد یک عرب بادیه نشین که نمی‌توانسته تراژدی سوفوکل را بلد باشد، این خود شیطان است که در کالبد عمروعاص فرورفته است.

تسلط فتحی بر نقش عمروعاص چنان بی‌نظیر بود که دیگر نمی‌شود تصویر و تصور دیگری از این کاراکتر تاریخی داشت. مطالعات فراوان فتحی برای درآوردن این نقش، باعث شده بود تا در جزیی‌ترین و ریزترین لحظات هم همان عمروعاصی را ببینیم که در صحنه‌های معروف تاریخ شاهدش هستیم. عمروعاصی که همیشه لبخند به لب داشت و مدام در حال نقشه کشیدن بود، در سریال امام علی (ع) به قرآن سر نیزه کردن و برهنه شدن برای فرار از تیغ مولا خلاصه نمی‌شد، بلکه حتی صحبتهای دو نفره او با معاویه هم همان کیفیت مرموز و مزورانه را داشت. به یاد بیاورید جایی را که معاویه و سردارانش دارند برای مقابله با مالک اشتر که راهی مصر است نقشه میکشند و معاویه می‌بیند که خبری از عمروعاص نیست، سراغ او می‌رود و می‌بیند که در حال سجده است، می‌خندد که ترس از غول نخعی دیوانه‌اش کرده و عمروعاص اول به او درس خداشناسی می‌دهد که «دنیای آرزوی کوچکی است و خدا آرزوهای کوچک را برای بندگان خطاکاری چون من و تو هم مستجاب می‌کند، بنشین و با من دعا کن» و بعد از نقشه‌اش برای «از اسب پایین کشیدن» مالک اشتر می‌گوید. این یادداشت کامل نمی‌شود مگر از لحن ویژه‌ای که فتحی برای این نقش ساخته بود هم بگوییم. لحنی که بخشی از کاراکتر متفکر ولی فریبکار عمروعاص بود. بهزاد فراهانی در یک مصاحبه گفته است: «من و فتحی قرار گذاشتیم که کم نیاوریم، تحقیقات زیادی بکنیم و روی فن بیانمان کار کنیم تا ماندگار شویم.» گذشت روزگار ثابت کرد که این دو نفر در کارشان موفق شدند.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.