تک‌گویی یا مونولوگ زییای فیلم‌ قلندر ۱۳۵۱ ساخته علی حاتمی

عشرت در مقابل برادرش قدعلم می‌کند. کسی که ناخواسته شوهرش را کشته و حالا با کینه‌ای او روبه‌رو شده است. غیرت و حساسیت قلندر نسبت به عشرت- که فکر می‌کنیم خواهر و برادر هستند- رابطه‌ای برمبنای احساس پنهان شدید عاشقانه است. رابطه‌ای که در انتها بنا به ممیزی دوران خود، تبدیل گره‌گشایی رابطهٔ خواهرخواندگی و برادر شد. در واقع عشرت خواهر واقعی قلندر نبوده است و با این تغییر، تراژدی داستان شکلی تقدیرگرایانه به خود گرفت در حالی که نظر حاتمی در ابتدا این نبود. به هر حال انتقام عشرت بسی تلخ‌تر و کاری‌تر است و احساسی‌تر است. آن هم بی‌آبرو و حیثیت کردن خانواده در آن شهر و محل و تهی کردن پشت مردسالارانه و غیرتی که قلندر پشت آن، احساس خود را پنهان کرده است.

این رودررویی در صحنهٔ پایانی به صورت تک‌گویی آشکار و مستقیم رو به قلندر بیان می‌شود.

عشرت: تو اگه منو تو شیشه‌ام کنی من دست‌بردار نیستم، بیشتر از این خودتو رسوا نکن، فایده‌ای نداره قلندر، من تا عالم و آدم رو خبر نکنم دست‌بردار نیستم، فقط مرگ تو منو راضی می‌کنه، حالا اگه می‌خوای منو بکشی بکش، اما مرگ من آبروی تو رو بر نمی‌گردونه، جز اینکه رسوای خلایق بشی، تو دیگه آبروت پیش همه رفته، فقط با مرگت می‌تونی از رسوایی خلاص بشی.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.