فیلم آنی هال – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Annie Hall 1977

فیلم آنی هال

آنی هال (به انگلیسی: Annie Hall) فیلمی رمانتیک و کمدی به کارگردانی وودی آلن و ساخته شده در سال ۱۹۷۷ است. فیلم در سال ۱۹۷۷ موفق به دریافت چهار جایزه اسکار از جمله «بهترین فیلم» شد. آلن فیلم نامه این فیلم را به همراه مارشال بریکمن نوشته است. این فیلم در گیشه نیز موفق بوده و یکی از بهترین آثار آلن به‌شمار می‌آید. دایان کیتون به خاطر بازی در این فیلم موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد. گفته می‌شود، آلن، فیلم نامه این فیلم را مشخصاً برای دایان کیتون نوشته که نام واقعی او دایان هال است. مارشال مک‌لوهان، فیلسوف و متفکر کانادایی، در صحنه کوتاهی از فیلم در نقش خودش بازی می‌کند.[۱]

بسیاری از فیلم‌پژوهان شیوه ارائه تضادها بین نیویورک و لس آنجلس، کلیشه‌های تفاوت‌های بین جنسیت‌ها، نحوه ارائه هویت یهودی، و عناصر روانکاوانه و مدرنیسم را از نقاط قوت این فیلم دانسته‌اند.

در طول پنج دهه گذشته وودی آلن Woody Allen، فیلم‌ساز نیویورکی، فیلم‌های زیادی از کمدی‌های مضحک تا فیلم‌های جنایی ساخته است اما هیچ‌کدام مشهورتر یا محبوب‌تر و به شکل گسترده‌ای مورد تحسین قرارگرفته‌تر از «آنی هال»Annie Hall نیست. این فیلم با نقش‌آفرینی درخشان آلن و دایان کیتون Diane Keaton و بازیگران بزرگ دیگر در نقش‌های مکمل، درباره رابطه عاشقانه بین آنی هال Annie Hall و الوی سینگر Alvy Singer است و در کنار این، فیلم به مسائلی چون جنسیت، روانکاوی و مدرنیسم می‌پردازد؛ آن‌هم خیلی پیش‌تر از آنکه دیگر فیلم‌سازان درباره چنین مسائلی فیلم بسازند.
وودی آلن دو اسکار اول خود را (بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه اورجینال) برای این فیلم گرفت که قوانین فیلم‌های کمدی رمانتیک را تغییر داد.

کارگردان: وودی آلن، نویسندگان فیلمنامه، وودی آلن، مارشال بریکمن،


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

بازیگران: وودی آلن ( الوی سینگر)،آنی هال ( دایان کیتون)، تونی رابرتز ( راب)، کارول کین( آلیسون پورجینک)، پل سایمون( تونی لیسی)، شلی دووال ( پم)، جنت مارگولین ( رابین)، کالین دوهرسست( مادر آنی)، کریستوفر واکن( دو پن هال)، سیگورنی ویور (دوست دختر).

تهیه کننده: چارلز جافی، رابرت گرین هات. محصول: یونایتد آرتیستز. مدت: ۹۴ دقیقه. بودجه: ۴ میلیون دلار. فروش: ۴۰ میلیون دلار.

اسکارها:

  • بهترین فیلم
  • بهترین کارگردان: وودی آلن.
  • بهترین بازیگر زن: دایان کیتون.
  • بهترین فیلمنامه: وودی آلن و مارشال بریکمن.

نامزدهای اسکار:

  • بهترین بازیگر: وودی آلن.

سایر برنده‌های اسکار ۱۹۷۷:

  • بهترین بازیگر: ریچارد دریفوس( دختر خداحافظی)
  • بهترین بازیگر مرد نقش دوم: جیسون روباردز ( جولیا).
  • بهترین بازیگر زن نقش دوم: ونساردگربو( جولیا).

خلاصه داستان فیلم آنی هال

آلوی سینگر، کمدین روشنفکر بدبین، عاشق آنی خوانندهٔ گربه دوستی می‌شود که درست در نقطهٔ مقابل او، از آن دخترهای عصبی و خجالتی است و تازه پروتستان هم هست. الوی هیچ وقت با تفاوت‌هایشان کنار نمی‌آید. همیشه سر آنی غر می‌زند، تشویق‌اش می‌کند خود را تغییر دهد، کتاب‌هایی راجع به مرگ در اختیارش می‌گذارد و مدام به پروپایش میپیچد که خودش را بهتر کند. ولی او با خارج شدن از دنیای آنی، ناخواسته به بهتر شدن زندگی‌اش کمک می‌کند: آنی به کالیفرنیا می‌رود و خودش می‌شود پیوند بین آنها قطع می‌شود ولی خاطره‌اش همچنان باقی می‌ماند.


«به نظر من،رابطهٔ بین یک زن و مرد،حالت یک کوسه را داره، منظورم رو می‌فهمی؟ این رابطه مدام باید جلو بره و گرنه می‌میره. و خب، فکر می‌کنم آنچه ما حالا رو دست‌مون داریم یک کوسهٔ مرده است.» این را زمانی الوی( وودی آلن) به آنی ( دایان کیتون) می‌گوید که رابطهٔ پیچیده، دلچسب و غیر قابل درک و دوست داشتنی و همراه با عیب جویی و خرده‌گیری‌های متقابل‌شان، ناگزیر به پایان‌اش نزدیک می‌شود. فیلم را که دیدیم، چیزهای زیادی از خودمان را در آن یافتیم. ولی اسم‌اش را نمی‌دانستیم تا اینکه وودی آلن رابطهٔ دههٔ ۱۹۷۰ ای دختر و پسری را نشان داد که دو پهلو بود و لذت‌بخش و مقدار زیادی حرف داشت؛ همان حرف‌هایی که ما دنبال نیمهٔ آیده آل مان می‌گردیم تا آنها را با وی در میان بگذاریم.

آنی در آنی هال با جسارتی که تا آن زمان بسیاری دیده نشده بود به ارتباط مدرن شهری، شکل و صدا داد. فیلمی که صدها بار مورد تقلید قرار گرفت ولی هیچ وقت نظیرش ساخته نشد.

فیلم آنی هال

بازیگران فیلم آنی هال

*دایان کیتون؛ در همان سالهای تولید آنی هال با وودی آلن زندگی می‌کرد، اصلا دایان هال نام دارد و اسم خودمانی‌اش هم «آنی» است. دربارهٔ رابطه‌شان، کیتون در گفتگویی اظهار داشته:«جوش خوردن رابطهٔ ما دیگر امکان نداشت…. او نزدیک‌ترین و عزیزترین دوست من باقی مانده.» فیلمنامهٔ آنی هال در اصل یک داستان جنایی / پلیسی در نظر گرفته شده بود و آنی یکی از شخصیت‌های فرعی‌اش بود. ولی موقع تدوین، جذابیت‌های شخصیت‌اش چنان همه چیز دیگر را تحت‌الشعاع قرار داد که تمرکز فیلمنامه روی رابطهٔ الوی و او گذاشته شد. در حالی که محورهای اصلی ماجرا را آن دو تشکیل می‌دادند، دنیای مد نیز توجه‌اش به لباس‌های بامزه و قشنگ کیتون جلب شد ک رالف لورن آنها را طراحی کرده بود. کت و کراوات و پیراهن مردانه و شلوارهای گشاد دههٔ ۱۹۳۰، به لباس‌های کوچه و بازار زن های دههٔ ۱۹۷۰ تبدیل شد. ضمن آن که این فیلم، دایان کیتون را به یکی از شمایل‌های مُد آن دوران تبدیل کرد. دایان کیتون قبل و بعد از آنی هال، زندگی حرفه‌ای معتبر خود را داشت و در پدرخوانده (۱۹۷۲)، در جستجوی آقای گودبار ( ۱۹۷۷)و سرخ‌ها (۱۹۸۱)بازی کرده است. او مستند بهشت (۱۹۸۷) و فیلم بلند قهرمان‌های متزلزل(۱۹۹۵)را کارگردانی کرده. وی ضمناً یکی از اپیزودهای توئین پیکس ( ۱۹۹۰) را (۱۹۹۵)، اتاق ماروین و باشگاه همسرهای اول ( هر دو ۱۹۹۶)، خواهر مری همه چیز را توضیح می‌دهد و شهر و روستا ( هر دو ۲۰۰۱) ظاهر شده است.

*شلی دووال: نقش‌های شخصیتی را در آنی هال بازی کرده که به الوی می‌گوید: «رابطه با تو یک تجربهٔ کافکایی خالصه!»

خب اگر رابرت آلتمن بود، بعید به نظر می‌رسید که امروزه نامی هم از شلی دووال برده می‌شد. آلتمن او را در بروستر ملک کلاد( ۱۹۷۰) رهبری کرد و بعدا در نقش‌هایی مهم‌تر در مک کیب و خانم میلر( ۱۹۷۱) . دووال به یکی از تهیه‌کننده‌های مهم برنامه‌های کودکان تبدیل شد و به خاطر تعدادی از آنها از جمله تئاتر پریسان، قصه‌های باور نکردنی شلی دووال و قصه‌های بالینی شلی دووال جوایزی هم دریافت کرد.

*سیگورنی ویور:نخستین حضور سینمایی‌اش در آنی هال (بدون هیچ دیالوگی) جلوی در یک سینما در انتهای فیلم بوده است. ویور با سلسله فیلم‌های بیگانه(۱۹۷۹، ۱۹۸۶)، ۱۹۹۲و ۱۹۹۴)به شهرت رسید و از جمله در سال خطرناک زیستن(۱۹۸۳) بازی کرده و در گوریل‌ها در مه (۱۹۸۳) و داغون کننده‌های اشباح (۱۹۸۴).

* پل سایمون: سایمون هم در این فیلم قابل رویت است ولی بازی‌اش در آنی هال ثابت کرد که خوشبختانه عقل کرده و قابلیت و استعدادش را در رشته‌های هنری دیگری به کار زده است.

*تونی رابرتز: امکان ندارد آدم‌هایی را که ۲۴ ساعته گوشی تلفن به گوش، کارهایشان را راه می‌اندازد، ببینیم و یاد او نیفتیم.


تکنیک‌های سینمایی فیلم آنی هال

آنی هال مبتکرانه‌ترین فیلم وودی آلن، خیلی زیاد به فیلم‌های اروپایی قبل از خود ارجاع می‌دهد. طنازانه در جاهایی از زیرنویس استفاده کرده که آدم‌ها یک جور حرف می‌زنند در حالی که زیرنویس نشان می‌دهد که جور دیگری فکر می‌کنند. تصویر روی پرده را تقسیم کرده و دنیاهای متفاوت دو خانوادهٔ یهودی و پروتستان را نشان داده؛ الوی بچه دبستانی در کلاس می‌ایستد و رو به تماشاگر دربارهٔ آینده‌اش حرف می‌زند؛ یا در همان سکانس افتتاحیه، الوی رو به دوربین دربارهٔ ذهنیت و تنگناهای زندگی‌اش توضیح می‌دهد.


کارگردان و بازیگر

در صحنهٔ فیلمبرداری آنی هال، بازیگرها از رفتار خشک و سرد وودی آلن شکوه داشتند. ولی با استقبالی که منتقدها و مردم از فیلم‌اش کردند، آلن خوش‌اخلاق‌تر شده است. آنی هال فروش بسیار خوبی کرد و دست آلن را برای کارگردانی فیلم‌های بعدی‌اش باز گذاشت. او همان تجربهٔ آنی هال را این بار با لحنی جدی‌تر در صحنه‌های داخلی (۱۹۷۸)، خاطرات استار داست ( ۱۹۸۰)، رز ارغوانی قاهره ( ۱۹۸۵)و جنحه  و جنایت ( ۱۹۸۹)ادامه داد. ولی هیچ یک از آن تجربه‌ها، به پای جذابیت و کمال آنی هال نرسید. برخی اعتقاد داشتند که آلن طنازی و روحیهٔ شوخ‌اش را قربانی روشنفکر بازی‌اش کرده و فیلم‌هایش دیگر آن شور  و نشاط اولیه را ندارد. این ادعا که آنی هال مقدار زیادی از رابطهٔ کیتون و آلن سرچشمه گرفته، توسط خود آلن مورد انکار قرار گرفت که گفت: «فیلم چنان اغراق آمیز است که برای آدم‌هایی که داستان بر اساس رابطه‌شان نوشته شده، بی‌معنا به نظر می رسد. مردم به خودشان قبولاندند که آنی هال اتوبیوگرافیک است و من هیچ وقت نتوانستم آنها را مجاب کنم که نبوده است.»

ولی ما هنوز فیلم‌هایی را که قبل از آنی هال ساخت و آنقدر به خنده‌مان انداخت، فراموش نکرده‌ایم: پولو بردار و فرار کن( ۱۹۶۹)، موزها (۱۹۷۱)، همهٔ آنچه دربارهٔ سکس می‌خواستید بدانید ( می‌ترسیدید سوال کنید، ۱۹۷۲) خواب آلود(۱۹۷۳)،  و عشق و مرگ ( ۱۹۷۵). فیلم‌های بعدی وودی آلن همچنان حس و حالی جدی داشتند و شامل این عناوین میشدند: سایه‌ها و مه، شوهران و همسران ( هر دو ۱۹۹۲)، جنایت مرموز متهتن ( ۱۹۹۳)، گلوله‌ها بر فراز برادوی ( ۱۹۹۴)که باعث شد به خاطر کارگردانی و فیلمنامه‌اش نامزد اسکار شود؛ آفرودیت توانا ( ۱۹۹۵)،شالوده شکنی هری ( ۱۹۹۷)و پایان هالیوودی(۲۰۰۲).

در دههٔ ۱۹۹۰ در رابطه‌اش با میا فارو به مشکلاتی برخورد که باعث شد اخبارش عنوان اول رسانه‌های دنیا شود. کارشان به دادگاه هم کشید و قضایا سرانجام با ازدواج آلن با دختر خواندهٔ آندره پره‌وین/ میا فارو- سون – یی پره‌وین خاتمه پیدا کرد.


صحنه فراموش نشدنی فیلم آنی هال

روز عید پاک، آلوی پشت میز نهارخوری خانوادهٔ آنی هال نشسته و خود را از چشم مادر آنی به شکل یکی از آن خاخام‌های دبش یهودی می‌بیند. تصویر بر روی پرده به دو قسمت تقسیم می‌شود تا دو دنیای بی‌ربط خانواده‌های هال و سینگر را نشان دهد. خانواده نیویورکی/ یهودی سینگر دربارهٔ دیابت و مرض قلبی و غیره در  حال جر و بحث و توی سروکلهٔ همدیگر زدن‌اند. سپس هر دو خانواده از دو طرف اکران همدیگر را خطاب قرار می‌دهند: «خانم سینگر، خیال دارین تعطیلات‌تون رو چه جوری بگذرونین؟» خانم سینگر جواب می‌دهد: « ما روزه می‌گیریم» و توضیح می‌دهد که چطور یهودی‌ها با روزه می‌توانند گناهان خود را پاک کنند. خانم هال می‌پرسد «کدام گناه‌ها رو ؟ سر در نمی‌آورم.» و خانم سینگر هم می‌گوید: «راست‌اش رو بخواین، خودمونم سر در نمی‌آریم.»

پشت صحنه فیلم آنی هال

  • در صحنهٔ حرف‌های وودی آلن در دانشگاه ویسکانسین، از فیلم‌های آرشیوی واقعی از اجرای قطعات کمیک آلن استفاده شده است.
  • آن پیرنگ اصلی جنایی/ پلیسی اولیه، بعدا راه خود را در فیلم جنایت مرموز متهتن باز کرد.
  • وودی آلن برای ایفای نقش آن هنرمند/ روشنفکر واقعی که توی صف سینما ایستاده، ابتدا فدریکو فللینی را در نظر داشت. ولی وقتی فللینی این پیشنهاد را قبول نکرد، آلن نقش را به لوئیس بونوئل پیشنهاد کرد و چون او نیز آن را نپذیرفت، نقش اجبارا به مارشان مک لوهان ناشی سپرده شد.
  • یکی از دردسرهای آلن، پیدا کردن اسم مناسبی برای فیلم‌اش بود قبل از آنی هال، عناوین زیادی پیشنهاد شد از جمله Anhedonia ( اصطلاحی در روانشناسی که «ناتوانی در لذت بردن، ترجمه می‌شود) که خوشبختانه همگی کنار گذاشته شدند و سرانجام اسم اصلی خود دایان کیتون، «آنی هال»، برای انتخاب شد.
  • پایان‌های متفاوتی برای فیلم در نظر گرفته شد. که بعضی‌هاشان فیلمبرداری هم شدند. در یکی از پایان‌های فیلمبرداری شده، الوی در تایمز اسکوئر از کنار یک «بیل بورد» عبور می‌کند که بر رویش نوشته شده:«الوی، چیکار می‌کنی؟ بلند شو برو کالیفرنیا… همه چی درست می‌شه، اون دوستت داره.»

ظاهراً این ورسیون آنقدر روح و روان آلن را به هم ریخت که می‌گویند حلقهٔ فیلم را توی منبع آب سنترال پارک پرتاب کرد!

وینست کتبی ( نیویورک تایمز): آنی هال، سرانجام وودی آلن را در ردیف بهترین کارگردان‌های ما قرار می‌دهد.»

جان سایمون: «فیلم همهٔ آن چیزی است که ما هیچ وقت نمی‌خواستیم دربارهٔ جزئیات زندگی وودی آلن بدانیم و می‌ترسیدیم که او به هر حال برایمان تعریف‌شان کند.»


کودکی آلوی سینگر در زیر ترن هوایی پارک تفریکی کانی آیلند به همان اندازه که علت روان رنجوری او را توضیح می‌دهد تصویر دقیق نیز برای سفری است که ما را به آن می‌برد. عشق می‌تواند مثل یک ترن هوایی باشد. ما در عین حال هم از آن می‌ترسیم و هم برای هیجان آن لحظه شماری می‌کنیم. خیلی تند حرکت می‌کند؛ اما می‌توانیم اوج و فرودهای آن را به یاد بیاوریم. وقتی تمام می‌شود، آماده ایم به آخر صف  برویم و دوباره سوار شویم.

آنی هال، که در آغاز نام آن انهیدونیا (Anhedonia) به معنای فقدان احساس لذت بود و در واقع مشکل روانی آلوی سینگر را توضیح می‌داد، ما را به جستجو برای یافتن پاسخ این پرسش می‌برد که چرا یک رابطه با شکست روبرو شد. در حالی که تخیل بیش‌فعال آلوی قطعات پازل عاطفی را زیرو رو می‌کند، از خیال به واقعیت و از واقعیت به خیال می‌جهد، به کمک عقل بزرگسالی با بحرانهای دوران کودکی روبه رو میشود، از شکستهای خود می‌رنجد و پیروزیهایش را جشن می‌گیرد، آلن و بریکمن ما را با ترن هوایی خاطرات آشنا می‌کنند. این سبک غیر قابل پیش‌بینی به آنی هال لحن کمیک خاصی بخشیده که به ما اجازه می‌دهد در عین حال که به رنج و محنت آلوی می‌خندیم با وی همذات پنداری کنیم.

اما آنی هال عاری از ساختار نیست. جستجوی آلوی در قالب یادآوری و بازگشت آزادانه به لحظات سرنوشت ساز رابطه‌اش با آنی اتفاق می‌افتد. تصادفی نیست که این لحظات کلیدی را می‌توان مراحل کلیدی سفر قهرمان نیز تلقی کرد. آلوی سینگر با دو سفر روبه‌رو می‌شود:

  • جستجوی آلوی برای درک کردن علت شکست رابطه‌اش با آنی هال. این همان جستجوی آغازین است که در زمان واقعل نقل می‌شود.
  • آلوی به دنبال ایجاد رابطه با آنی‌هال است. این سفر در فلاش بک‌ها نقل میشود.

تلاش آلوی برای درک کردن در یک لحظهٔ تجدید حیات و زمانی آغاز میشود که او تلاش می‌کند یک اکسیر یا معنا از دلیل شکست رابطه‌اش پیدا کند. می‌توان کل سفر وی را یک تجدید حیات طولانی تلقی کرد. او گذشته را  به یاد می‌آورد تا رشد کند. یاد بگیرد و به نوعی اکسیر دست یابد که راهنمای او برای رابطهٔ بعدی باشد. این دنیای ویژهٔ «درک کردن» ما را به قلب سفر دوم می‌برد، یعنی دنیای ویژهٔ رابطهٔ او با آنی هال.

آلوی سینگر سفر خود را در بحران آغاز می‌کند. او می‌خواهد به جدایی اخیر خود از آنی هال معنا بدهد. کجا گند زد؟ این مسئله بیرونی پرسش دراماتیک اصلی سفر را مطرح می‌کند. ما می‌دانیم که رابطه با شکست روبه رو خواهد شد؛ ما ( همراه آلوی) می‌خواهیم بدانیم چگونه شکست خورد. چون این سفر، سفر اوست به درون ذهنش و خاطراتش ، لازم است با دیدگاه او نسبت به زندگی و رابطه‌اش با زنها آشنا شویم. و آلوی ابایی ندارد از اینکه دنیای عادی خود را از طریق گفتگوی مستقیم با دوربین و فلاش بک به دوران کودکی‌اش معرفی کند، فلاش‌بک‌هایی که در آنها مادر آلوی و معلم دبستان و همکلاسی‌هایش نوعی چشم‌انداز را به دنیای عادی آلوی می‌گشایند. آلوی سینگر به عنوان یک کمدین و نویسندهٔ کمدی، به دنیا بی‌اعتماد است. او دچار پارانویاست، دائماً و به شکل وسواسی به رنج و مرگ می‌اندیشد و به هر تغییری در زندگی‌اش بی‌میل است. در عوض همه چیز را به زور با روش زندگی خودش هماهنگ می‌کند ( یک نقص تراژیک).

به علاوه، آلوی باید ما را با مشکل رابطه‌اش با آنی و خود آنی آشنا کند و لحظاتی از اوقات بد و خوب آنها را نشانمان دهد. او از زمانی آغاز می‌کند که آنها در حال راهیابی به شکست رابطهٔ خود هستند آنی و آلوی مشکلات جنسی دارند و آلوی نمی‌خواهد بپذیرد که این مشکلات دو طرفه هستند.

اما رابطهٔ آلوی با آنی سراسر فاجعه نیست. ما باید، مثل آلوی، امیدوار باشیم که این دو نفر برای هم مناسب باشند. او به ما اجازه می‌دهد از تماشای تلاش آنها برای پختن خوراک خرچنگ لذت ببریم ( یک آزمون بزرگ). بعداً آلوی و آنی، حین قدم زدن در ساحل، عشقها و ازدواجهای شکست خورده‌شان را به یاد می‌آورند. چشم اندازهایی که در این مرحله به گذشتهٔ آنها گشوده می‌شود دنیاهای عادی را کامل می‌کند. ما آلوی و آنی را بهتر درک می‌کنیم و آماده می‌شویم تا ببینیم رابطه‌شان چگونه آغاز می‌شود.

آلوی و آنی نخستین بار در زمین تنیس با هم آشنا می‌شوند، یک دعوت به ماجرا، آنی به شیوه غیر مستقیم و بی‌همتای خود بر این آشنایی تاثیر می‌گذارد و به آلوی پیشنهاد ماشین سواری می‌دهد و عاقبت هم او را به آپارتمانش دعوت می‌کند. آنها کم‌کم با هم آشنا می‌شون. آلوی در آپارتمان آنی و با دیدن کتابها و عکسهای خانوادگی او با دنیای عادی‌اش آشنا می‌شود.در حالی که فیلم برای آشکار کردن معنای نهفتهٔ صحنه از زیرنویس استفاده می‌کند، هر شخصیت به امکان یک رابطه فکر می‌کند و ترسها و نگرانیهای خود را آشکار می‌نماید. آنی نگران است که مبادا آلوی هم یک خنگی مثل دیگر دوست‌هایش باشد، یک امتناع، و آماده می‌شود تا او را از خود براند، اما آلوی از او برای بیرون رفتن دعوت می‌کند. آنی این دعوت به ماجرا را می‌پذیرد، و قبول می‌کند که به آلوی اجازه دهد آواز آنی را در کلوپ شبانه بشنود.

راهیابی به آستانهٔ تعهد رمانتیک می‌تواند باعث اضطراب و چشمداشت زیادی شود. بعد از خواندن آنی( آستانه‌ای برای کار خوانندگی او) آنها به سراغ شام می‌روند، آلوی درخواست یک بوسه می‌کند تا اضطراب را از خود دور کنند و از شام لذت ببرند. بعداً در طول همان شب، آنها با هم رابطه برقرار می‌کنند. آستانه برای آلوی تجربهٔ بزرگی را به همراه داشته،در حالی که آنی برای غلبه بر نگرانیهای خود از ورود به این دنیای ویژهٔ جدید از ماری‌جوانا کمک می‌گیرد.

آلوی مرحلهٔ آزمون را تحت کنترل خود درمی‌آورد. او مثل یک استاد خودش را مجبور می‌کند تا آنی را تبدیل به آدم دلخواه خود کند و او را طوری تغییر دهد که در دنیای عادی خشک و انعطاف ناپذیرش بگنجد. قوانین به سادگی عبارت‌اند از چیزهایی که اگر می‌خواهند با هم ملاقات کنند، آنی دربارهٔ آلوی باید بداند. آلوی برای او کتابهایی دربارهٔ مرگ و احتضار و وسواس و دیدگاه بدبینانهٔ خود دربارهٔ زندگی می‌خرد.

آنها با هم در باراندازها قدم می‌زنند و آنی می‌خواهد مرحلهٔ آزمون را وارد راهیابی تعهد کند. گرچه آنها عشق خود را به زبان می‌آورند، اما آنی احساسات قلبی آلوی را زیر سوال می‌برد. آلوی دوست دارد عشق خود را با یک بوسه نشان دهد، اما آنی بیشتر می‌خواهد و اصرار دارد که با هم زندگی کنند. آلوی در مواجهه با این آزمون عمده، ترس خود را از تغییر آشکار می‌کند. او این «قایق نجات» آپارتمان آنی را می‌خواهد تا نشان دهد که آنها زن و شوهر نیستند، اما درک نمی‌کند که شاید ازدواج همان چیزی است که آنی به آن تمایل دارد( مسئله درونی آن). بی‌میلی آلوی باعث می‌شود نگرانیهای آنی دوباره ظاهر شود. آنی از این می‌ترسد که شاید برای آلوی به اندازه کافی باهوش نباشد و به همین دلیل است که آلوی او را ترغیب به تحصیل در کالج می‌کند.

آزمونهای رابطه در عین حال ترسها و نگرانیهای آلوی را نیز آشکار می‌کند. اتکای آنی به ماری جوانا برای رسیدن به آرامش لازم برای برقراری رابطه باعث می‌شود آلوی در توانایی خود شک کند. خوردن شام با خانوادهٔ آنی که پر از برادرهای خودکشی‌گرا و مادربزرگ‌های بیزار از یهودی‌های (نگهبانان آستانه) تبدیل به یک وظیفهٔ تحمل ناپذیر می‌شود.

گرچه مرحلهٔ آزمون نگرانیهای آنها را بر ملا می‌کند و باعث می‌شود در رابطهٔ خود شک کنند، اما در عین حال نیاز آنها را به یکدیگر تشدید می‌کند. اکنون نیاز آلوی به تحمیل کردن دنیای عادی خود به آنی نقش بر آب می‌شود. شک آلوی به اینکه آنی با یکی از استادان دانشگاه رابطه دارد باعث برانگیختن حسادت او می‌شود و آنی را تعقیب می‌کند، راهیابی به ژرفترین غار. آنی مج آلوی را می‌گیرد و به او یادآوری می‌کند که ناتوانی‌اش در پذیرش مسئولیت، رابطهٔ آنها را محکوم به شکست کرده است. آنی او را ترک می‌کند، آزمون بزرگ، آلوی هنوز دلیل آن را درک نمی‌کند. او جواب می‌خواهد و پاداش خود را از رهگذران طلب می‌کند. یک نفر نظر میدهد که«عشق بتدریج محو می‌شود»، که آلوی تمایلی به پذیرش آن ندارد. او تقصیر را گردن ناتوانی‌اش برای یافتن شخص مناسب می‌اندازد و همچنان قبول ندارد که رابطه مستلزم تغییر هر دو طرف است.

دوست او، راب( استاد وردست)،سعی می‌کند آلوی را به رابطه‌های تازه ترغیب کند و ترتیب آشنایی او را با پم، خبرنگار مجلهٔ رولینگ استون، می‌دهد. اما عشقبازی آنها با تلفن آنی قطع می‌شود. آلوی به نزد او می‌شتابد تا یک عنکبوت را بکشد،یک آزمون بزرگ، اما آنی با گریه اعتراف می‌کند که زنگ زده چون دلش برای او تنگ شده. طولی نمی‌کشد که آنها را با هم رابطه برقرار می‌کنند، تجدید حیات جدایی آنها، و دوباره به رابطه متعهد می‌شوند، یک پاداش، آلوی و راب برای روز تولد آنی او را به محلهٔ قدیمی‌شان در بروکلین می‌برند. آنی از دیدن این بخش از زندگی آلوی (دنیای عادی او) لذت می‌برد. و در حالی که آنی ترانهٔ «مثل قدیمها به نظر می‌رسد» را در کلوپ شبانه می‌خواند، به نظر می‌رسد رابطهٔ آنها دوباره شکل گرفته. آنی از طرف یک تهیه کنندهٔ موسیقی در لس آنجلس، تونی لیسی، تحسین می‌شود. دعوت او از آنی برای شرکت در یک مهمانی باعث حسادت آلوی می‌شود و بهانه‌ای می‌تراشد تا آنی را از رفتن به سفر لیسی باز دارد. آلوی پاداشی را که می‌توانست به پیشرفت کار خوانندگی آنی کمک کند از بین می‌برد. تصمیم آلوی باعث می‌شود هر دو به طور جداگانه نزد روانپزشک خود جداً در مورد رابطه‌شان شک کنند ( یک ملاقات با استاد).

آلوی و آنی راه بازگشت خود را در لس‌آنجلس می‌پذیرند. آنها به ملاقات راب می‌روند، که حالا ستارهٔ یکی از سریالهای پربینندهٔ تلویزیونی است و عاقبت به طور تصادفی سر از مهمانی‌ای در می‌آورند که میزبان آنی تونی لیسی است. این بار هم تونی، که رقیب عشق آلوی است، خانه‌ای را برای ماندن آنی در مدتی که آنی ترانه‌های خود را ضبط می‌کند به او پیشنهاد می‌کند. در پرواز بازگشت، آلوی و آنی به اتفاق به این نتیجه می‌رسند که رابطه‌شان یک«کوسهٔ مرده» است و به این ترتیب راه بازگشت را کامل می‌کنند.

آنها از هم جدا می‌شوند. آنی به لس آنجلس می‌رود تا پیش تونی باشد و حرفهٔ خوانندگی را دنبال کند. آلوی، که دلش برای آنی تنگ شده، دوباره نظر رهگذران را می پرسد. او دوباره قرار گذاشتن با زنها را از سر می‌گیرد و دنیای ویژهٔ رابطه‌اش با آنی را به این قرارها تحمیل می‌کند. او در تجدید حیات بخشیدن به رابطه‌ای که با آنی داشت به طرز غم‌انگیزی شکست می‌خورد. آلوی بالاخره شهامت لازم را برای زنگ زدن به آنی و ابراز عشق پیدا می‌کند. او به لس‌آنجلس پرواز می‌کند تا آنی را برگرداند، یک تعقیب و گریز، آلوی پیشنهاد می‌کند با هم ازدواج کنند، اما آنی زندگی تازه‌ای را شروع کرده. آنی از اکسیر دوستی‌شان راضی است و از آلوی به خاطر زندگی جدیدی که به او داده – یک شغل تازه و یک جهان بینی پایدارتر- تشکر می‌کند. آلوی باید مرگ رابطهٔ عاشقانه‌شان را بپذیرد، تجدید حیات، آلوی، بعد از اینکه احساس ناکامی خود را سر ماشین کرایه خالی می‌کند و به زندان می‌افتد، به نیویورک برمی‌گردد.

او اکنون در حال تمرین نمایشنامه‌ای است که بر اساس رابطهٔ او با آنی هال نوشته شده. پایان آن فرق می‌کند آنها اختلافاتشان را حل می‌کنند و زن به همراه او به نیویورک می‌آید. دنیای تئاتری بی‌نقص او راهی است برای کنار آمدن با درد و رنج واقعیت‌های زندگی و دست یافتن به تجدید حیات و اکسیری که در جستجوی آن بود. او بعد از جدایی، آنی را دیده و با هم دربارهٔ گذشته حرف زده‌اند. او بالاخره قادر است به گذشته و دوره‌های خوشی که داشتند نگاه کند و سرانجام اکسیر را بپذیرد. رابطه‌های عاشقانه معمولاً نامعقول دیوانه وار و دردناک‌اند، ولی ما باز هم درگیر آنها می‌شویم چون به دوره‌های خوش نیاز داریم.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.