فیلم آواز خواندن زیر باران – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Singin’ in the Rain 1952

هیچ فیلم موزیکالی به اندازهٔ آواز خواندن زیر باران و شماری فیلم دیگر که تا امروز هم نو باقی مانده‌اند، مفرح نیست. عجیب آنکه تنها یکی از آوازهای فیلم، جدید و مخصوص آن نوشته شده و با اینکه تهیه‌کنندگانش انبار مترو گلدن مایر (MGM) را برای دکورهای صحنه غارت کردند و فیلم در رتبه بندی بعد از یک آمریکایی در پاریس (An American in Paris) – برندهٔ بهترین فیلم اسکار – قرار گرفت، باز هم فیلم تازگی دارد. زمان، بهتر از جشنواره به قضاوت می‌نشیند: آواز خواندن زیر باران تجربه‌ای فرارونده بود و هیچ عاشق سینما آن را از یاد نخواهد برد.

فیلم، ورای هرچیز، شاد و مفرح است. سه ستارهٔ آن – جین کلی (Gene Kelly)، دونالد اُکنر
(Donald O’Connor)، و دبی رینولدز (Debbie Reynolds) نوزده ساله، باید بارها شمارش حرکاتشان را – که آکروبات بازی مهیجی بوده – تمرین کرده باشند و به نظر هم می‌رسد که هنگام اجرا سرمست هستند. پیتر ولن در تک نگاری‌اش از موسسهٔ فیلم بریتانیا، قطعهٔ «آواز خواندن زیر باران» را که در آن کلی سر تا پا خیس می‌چرخد «به یاد ماندنی‌ترین قطعهٔ پایکوبی در فیلم» می‌داند. من آن را با قطعهٔ تلفیقی «بخندانشان» که در آن دونالد اُکنر مانند یک شخصیت کارتونی با خود رفتار ناملایمی دارد، برابر می‌دانم. زمانی که فیلم در سال ۱۹۵۲ ساخته شد، کلی و اُکنر، ستارگان معروفی بودند. دبی رینولدز تازه واردی بود که پیش از این، پنج نقش کوچک ایفا کرده بود و این برای او فرصت بزرگی به حساب می‌آمد. او مجبور بود که پا به پای دو هنرمند حرفه‌ای و کهنه‌کار پیش بیاید که البته از پسش هم برآمد؛ در قطعهٔ «صبح بخیر» هنگامی که همه به سمت کاناپه‌ای می‌روند و او قدم‌های بزرگی بر می‌دارد، به صورت کوچک و قشنگ مصممش توجه کنید.

آواز خواندن زیر باران همراه با زندگی می‌تپد. در فیلمی که موضوعش ساخت فیلم است، می‌توانید لذتی را که از تهیهٔ این فیلم نصیب آنها شده احساس کنید. دستیار کارگردان، استنلی دونن بود که بیست‌وهشت سال داشت و سرپرست طراحی حرکات موزون، کلی. دونن در ۱۹۹۸ برندهٔ جایزهٔ افتخاری اسکار شد و روز جشنواره درحالیکه «گونه به گونه» را می‌خواند و با تندیس کوچکش می‌چرخید، پاورچین پاورچین وارد صحنه شد. او کار سینما را در ۱۹۴۱ و در هفده‌سالگی با سمت دستیاری پلی آغاز و زمانی که تنها بیست و پنج سال داشت با او در در شهر (On the Town) (۱۹۴۹) همکاری کرد. عناوین آثار دیگر او عبارتند از چهرهٔ خنده‌دار (Funny Face) (۱۹۵۷) و هفت عروس برای هفت برادر (Seven Brides for Seven Brothers) (۱۹۵۴).

یکی از لذت‌های فیلم آن است که واقعا موضوعی دارد. اگرچه موضع فیلم ماجرایی عاشقانه است. همان‌طور که بسیاری از فیلم‌های موزیکال چنین هستند اما به صنعت فیلم‌سازی در یک مرحلهٔ گذار پرخطر نیز مربوط می‌شود. فیلم، دگرگونی فیلم‌های صامت به صدادار را به اختصار و البته بدون تحریف روایت کرده است. بله، دوربین‌ها را در جایگاه‌های ضد صدا قرار می‌دادند و میکروفون‌ها را تقریبا در جلو چشم پنهان می‌کردند. تماشاچیان هنگامی که برای اولین بار صدای برخی از ستارگان مشهور را شنیدند زیر خنده زدند؛ آگهی‌های تبلیغاتی وعده می‌دادند که «گاربو حرف خواهد زد»، اما شاید بهتر بود ستارهٔ همراهش جان گیلبرت دهانش را می‌بست. فیلم با صحنه‌های پیش نمایش آغاز می‌شود و پایان می‌یابد، سکانس‌هایی از صحنه‌های صدابرداری و استودیوهای صداگذاری و شیوهی استودیوهای فیلم سازی برای نشان دادن روابط بین ستارگان به سخره گرفته می‌شوند..


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

وقتی که تهیه‌کننده، آرتور فرید (Arthur Freed) و نویسنده ها، بتی کامدن (Betty Comden) و آدولف گرین (Adolph Green) مامور پروژه در مترو گلدن مایر شدند، کار آن‌ها بازسازی آوازهایی بود که استودیو از قبل در اختیارشان داشت و بیشتر آن‌ها را لنی هیتون به همراه ناسیو هرب براون نوشته بودند. کامدن و گرین اشاره کرده‌اند که آوازها از دورهٔ تبدیل فیلم‌های صامت به صدادار حکایت می‌کند و لذا آن‌ها تصمیم گرفتند که فیلمی موزیکال دربارهٔ تولد فیلم‌های ردیالوگ بسازند. این به شکل‌گیری شخصیت لینا لیمونت (جین هیگن) (Jean Hagen) انجامید، زن بلوند حیرت‌آوری که صدایش شبیه به صدای ناخنی است که روی تخته سیاه کشیده می‌شود.

در حقیقت، هیگمن صدای کاملا پذیرفته شده‌ای داشت و هر کسی در هالیوود این را می‌دانست؛ شاید همین باعث شد تا در جشنواره، نامزدی بهترین نقش دوم زن را از آنِ خود کند (صحنه‌ای که در پشت پرده، دبی به جای هیگن آواز می‌خواند، او با طنزی گستاخانه روی آواز دبی رینولدز لب خوانی می‌کند!). هیگن در نقش زن بلوند مسخره و بدصدایی است که به زعم او عاشق مرد نقش اول دان لاکوود (کِلی) است، زیرا این موضوع را در مجلهٔ طرفدارهایش خوانده است. او برخی از مضحک‌ترین جملات مجله را انتخاب می‌کند: «آن‌ها فکر می‌کنند من کی هستم؟ لال یا چیزی تو این مایه‌ها؟ چرا؟ من که بیشتر از کل هیکل کالوین کولیج پول درمی‌آورم!»

کِلی و اُکنر در هنر حرکات موزون، صاحب سبکی استخوان‌دارتر و آکروباتیک‌تر از استاد بزرگ، فرد آستر (Fred Astaire) بودند. حرکت‌های اُکنر در «بخندانشان» (Make ‘Em Laugh) یکی از حیرت‌انگیزترین سکانس‌های حرکات موزون در سینما است – بخش زیادی از آن به طور پیوسته و طولانی مدت گرفته شده است. او با یک آدمک کُشتی می‌گیرد، از دیوار بالا می‌رود، کلّه‌معلق می‌زند و بدنش را مانند عروسک‌های پارچه‌ای به این طرف و آن طرف پرت می‌کند، روی زمین چرخ و فلک می‌زند، به یک دیوار و یک تختهٔ چوبی اصابت می‌کند و در نهایت در پس زمینه نقش بر زمین می‌شود.

بر مبنای بررسی ولن، شکل نهایی شدهٔ قطعهٔ «آواز خواندن زیر باران» مدیون نبوغ کِلی بود. فیلمنامهٔ اصلی، بعد آن را در فیلم قرار داد و به هر سه ستاره واگذار کرد (در تیتراژ آغازین فیلم، هر سه، در حال خواندن آن مشاهده می‌شوند). اما تک خوانی قطعه را کِلی انجام داد و آن هم هنگامی اجرا شد که او و کتی سلدن (رینولدز) فهمیدند دلباختهٔ یکدیگرند. برای او مهم نیست که خیس شود، زیرا از عشق سرمست است؛ همین نکته، حرکات زیبای او را توضیح می‌دهد. کِلی دوست داشت در طراحی حرکات از اثاثیهٔ صحنه و مکان‌های دم دست استفاده کند. او با چتر می‌چرخد، از تیر چراغ تاب می‌خورد، یک پا را روی جدول و دیگری را در جوی کنار خیابان می‌گذارد، و در نقطهٔ اوج صحنه، با سبکبالی در آب گودال بالا و پایین می‌برد.

در سایر بخش‌های حرکات هنری هم از اثاثیهٔ صحنهٔ واقعی استفاده شده است. معلمی، درس‌های سخنوری را به آنها آموزش می‌دهد، کِلی و اُکنر جملهٔ «موسی فکر می‌کرد» را تکرار و روی صندلی‌ها و بالای میز جست‌وخیز می‌کنند (این تنها آوازی است که به طور خاص برای فیلم نوشته شده بود). در «صبح‌بخیر» از آشپزخانه و فضای نشیمن خانهٔ لاکوود استفاده می‌شود (طنز ماجرا در این است که صحنه برای فیلم جان گیلبرت ساخته شده بود). در آغاز فیلم، کِلی از اتوبوس بالا می‌رود و درون خودروی کروکی کتی می‌پرد. در بخش‌های حذف شده‌ای از آن نشان داده می‌شود که کِلی در یک پرش، نه روی ماشین بلکه روی زمین فرود می‌آید.

داستان در دو سوم فیلم و در قطعهٔ بالهٔ برودوی – یک حرکت فانتزی پیچیده با هنرنمایی کِلی و سید شاریس – متوقف می‌شود. در بخشی توضیح می‌دهند زمانی که کِلی کودک سربه‌هوایی بوده به استودیو حواله می‌شود، سپس با آرزوی بزرگ «برویم بچرخیم» به برودوی می‌رود و با دوست‌دختر لنگ‌درازِ یک گانگستر گلاویز می‌شود. فیلم‌های موزیکال مترو گلدوین مایر غالب فیلم را برای نمایش قطعات بزرگ متوقف می‌کردند، اما محال است که از «بالهٔ برودوی» لذت ببریم و باز هم از خود بپرسیم که آیا واقعا به آن نیازی بود. این قطعه، جلو شورِ افسارگسیختهٔ پیش از خود را می‌گیرد تا چیزی رسمی‌تر نمایش دهد.

نقطهٔ اوج فیلم به شکلی استادانه از راه‌کارهایی بهره می‌برد که فیلم از قبل تدارکشان را دیده است، قصدش هم آن است که دیم لینا را زمین بزند و از چهرهٔ تازهٔ کتی تجلیل کند. بعد از پیش نمایش، تماشاگران برای فیلم جدید لینا کف می‌زنند (در پشت صحنه، کتی به جای او حرف می‌زند) و او روی صحنه هنگام آواز خواندن به دام می‌افتد. کتی با بی میلی می‌پذیرد تا پشت صحنه با میکروفون آواز بخواند درحالی‌که لینا کلمات را لب‌خوانی می‌کند. کتی از راهرو پایین می‌دود اما همان موقع، در یکی از عالی‌ترین صحنه‌های عاشقانه، درحالی‌که از کتی نمای نزدیک گرفته شده، لاکوود روی صحنه با صدای بلند می‌گوید: «خانم‌ها و آقایان، نگذارید آن دختر برود! همان دختری که در راهرو می‌دود! شما امشب صدای او را شنیدید و آن صدا را دوست داشتید! ستارهٔ حقیقی فیلم، اوست – کتی سلدن!». اگرچه این صحنه تکراری به نظر می‌رسد اما عالی است.

جادوی آواز خواندن زیر باران، به قوّت خود باقی است اما موزیکال‌های هالیوود از این سرمشق پیروی نکردند. هالیوود به جای نسخهٔ اصلی موزیکال‌های ساخته شده برای سینما، مانند همین نمونه و یک آمریکایی در پاریس (An American in Paris) (۱۹۵۱) و واگن (The Band Wagon) (۱۹۵۳)، دست به بازیافت موفقیت‌های پیشین برودوی زد. اما این تاثیری نداشت زیرا برودوی مخاطبین قدیمی‌تری را نشانه گرفته بود (بسیاری از فیلم‌های پر زد و خورد آن، ویترین نمایشی افسانه‌های زنانه بودند). اغلب موزیکال‌های خوب و مدرن مانند شب یک روز سخت (A Hard Day’s Night)، تب شب شنبه (Saturday Night Feverدیوار پینک فلوید (Pink Floyd the Wall)، و باران ارغوانی (Purple Rain) به طور مستقیم از موسیقی‌های جدید برآمده‌اند. با این همه، آواز خواندن زیر باران از معدود فیلم‌هایی است که به اندازهٔ تبلیغاتی که برایش شده، خوب بود. بر پوسترهایش نوشته شده: «چه احساس فوق العاده‌ای!» این موضوع جدا حقیقت داشت.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.