فیلم ارتباط فرانسوی – بررسی، نقد و تحلیل – The French Connection 1971

کارگردان ویلیام فریدکین، تهیه‌کننده فیلیپ دانتونی، فیلمنامه: ارنست تایدی من (از رمان رابین‌مور) مدیر فیلمبرداری: اوئن رویزمن. موسیقی: دان الیس. بازیگران: جین هکمن. روی شایدر. فرناندو ری. تونی لوبیانکو/ مارسل بوزوفی. فردریک دوپاسکوآله ۱۱۴ دقیقه

همین که در ۱۹۷۱ اسکار بهترین فیلم به ارتباط فرانسوی تعلق گرفت. عجیب به نظر می‌رسد راست‌اش، از آن نوع فیلم‌هایی نبود که به خاطر دستاوردهایش، از سوی اعضای آکادمی جایزه بگیرد آن هم حتی با وجود بازی عالی جین‌ هکمن (که اصولا قرار نبوده در این فیلم بازی کند: جیمی برسلین، روزنامه‌های معروف نیویورکی دی اصل استخدام شد تا نقش مکمل را بازی کند؛ او حتی سه هفته‌ای نیز مقابل روی شایدر تمرین کرد تا این که فریدکین به این نتیجه رسید که برای نقش مناسب نیست و هکمن را استخدام کرد) و البته سکانس تعقیب و گریز اتومبیل معرکه‌ای که هنوز بی‌بدیل است.

ارتباط فرانسوی حکایت ظاهرا واقعی پلیس نیویورکی نژادپرست و سخت‌کوشی به نام جیمی «پایی»، دویل (هکمن) است که به کمک همکارش، بادی روسو (شایدر) یک باند بین‌المللی هروئین را در هم شکستند، که افرادش خیال داشتند ۴۰ کیلو هروئین ناب (بزرگترین محموله مواد تا آن زمان) را وارد آمریکا کند.

نکته جالب درباره فیلم، کنار هم گذاشتن ثروت، اربابان موادمخدر اروپایی و فقر و محرومیت پلیس‌های زحمت‌کش نیویورکی است میزانسن، این تقابل را نیز به رخ می‌کشد سکانس اروپایی با رنگ و نور درخشان (همراه با کیفیت و رنگ و نور سینمای اروپای آن موقع، چیزی شبیه فیلم‌های پلیسی ایتالیانی که آن زمان همه جای دنیا اکران می‌گرفتند)، فیلمبرداری شده، سکانس‌های نیویورکی اما، تقریبا همگی با دوربین رو دست (دوش) و با نور و رنگی خاکستری/آبی رنگ و رو رفته گرفته شده‌اند و «گرین«، دارند و پیشاپیش از سروشکل فیلم‌های سیاه‌پوستی خبر می‌دادند که همان سال به نمایش درآمدند. (ارنست تایدی‌من، نویسنده فیلمنامه ارتباط فرانسوی-رمان شفت را بر ۱۹۷۰ نوشته بود)


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

و اما آن سکانس شاهکار تعقیب و گریز اتومبیل… فریدکین گفته است که این سکانس کاملا منفصل از سایر قسمت‌های فیلم، در طول پنج‌ هفته (آن هم نه هر روز به‌طور منظم) فیلمبرداری شد. گذشته از یکتا بودن این سکانس، و برتری‌اش فرضا به سکانسی مشابه در بولیت فریدکین سعی کرد در سکانس تعقیب زندگی و مرگ در لس‌آنجلس (۱۹۸۵) دو دست خودش بلند شود و موفق نشد.

در دل ارتباط فرانسوی احتمالا یکی از پیچیده‌ترین کارآگاه‌های پلیس تاریخ هالیوودی را داریم. دویل بلیس فاسدی نیست؛ اگر بود، می‌شد راحت درباره‌اش قضاوت کرد. او خیلی ساده مثل هر آدم دیگری، عیب و نقص دارد. فریدکین و هکمن طوری این شخصیت را ورز آوردند که «همدردی» و تماشاگر (و نه همدلی» اش را برمی‌انگیزد. از ما هم دعوت نشده چشم‌مان را روی اشارت‌های نژادپرستانه دوبل ببندیم. فیلم آن‌قدر مخاطب‌اش را عاقل و باهوش قرفی کرده که درک کند این شخصیت، در ته‌توی وجودش، صرفا یک «عوضی» است قضایایی که ظاهرا پاپی، خودش هم می‌داند.

 

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.