فیلم باگزی – بررسی، نقد و تحلیل – Bugsy 1991

کارگردان: بری لوینسن، تهیه کنندگان: وارن بیتی، پری لوبنس، فیلمنامه: جیمز توباک؛ براساس کتاب دین جینگز مدیر فیلمبرداری: آلن داویو، موسیقی: انیو موریکونه. بازیگران: وارن بیتی، آنت بنینگ، هاروی کایتل، بن کینگزلی، الیوت گولد، جو مائتنیا، ۱۳۵ دقیقه

باکزی، حکایت زندگی گنگستری که به ساختن لاس‌وگاس امروزی کمک کرد، به خاطر انواع و اقسام مدها و سبک‌های هالیوودی و اشاره به کلیشه‌های سینمایی (به خصوص، صحنه خداحافظی «کازابلانکا» یی‌اش) و به واسطه شخصیت خودمحور و آشفته حال فرد پولسازی به نام بنجامین «باگزی» سیگل (بیتی)، که لاس‌وگاس را به عنوان سرزمین رویایی پول و موفقیت به توریست‌های دنیا فروخت قابل توجه است.

بنجامین، مردی سخت‌کوش و جاه‌طلب است با ایده‌های فراوان؛ او در عین حال، مردی است خودفریب و رؤیایی که اما شخصیت‌اش زوایای تاریکی هم دارد: آدمکشی با همه آن مشخصه‌های فوق الذکر سر راه‌اش ایستاده است. با این وجود، بنجامین صاحب چنان شخصیت اغراق‌آمیزی است که نوعی طنز کاریکاتوری در رفتارش دیده می‌شود (در یکی از صحنه‌ها برای توبیخ یکی از آدم‌های زیر دست‌اش که سفارش‌اش را درست انجام نداده طرف را وادار می‌کند مثل حیوانی خانگی چهار دست و پا راه برود).

جوهرهٔ شخصیت بنجامین در چیزی خلاصه شده که بعدا به «کازینوی فلامینگو» تبدیل می‌شود. اگر چه او باقی زندگی‌اش را وقف طراحی و پول درآوردن و ساختن فلامینگو کرد، درگیری این دو جنبه از شخصیت‌اش (آدم رؤیایی و آدم کمال‌گرا)، مدام مانع جامه عمل پوشاندن به رؤیایی شد که زمانی موقع راندن در صحرای نوادا در سر می‌پروراند. اگرچه کمال‌گرایی‌اش در سخت‌کوشی و رابطه‌اش با سیاستمداران و تجار متجلی شده، ولی آشکارا و به شیوه‌های مختلف از واقعیت جدا افتاده: این را تجربه‌اش از تصوراتی که راجع به عشق، موفقیت و ثروت دارد، نشان می‌دهد و این که با وجود قرض گرفتن از این و آن و بالا آوردن بدهی فراوان برای ساختن فلامینکو، به اطرافیان پز دهد و وانمود می‌کند که پول و پله زیادی دارد؛ یا با آن که زندگی زناشویی خوبی ندارد، اما لذت می‌برد بگوید چقدر مرد خوشبختی است، و نمی‌خواهد یا توانایی‌اش را ندارد، که به واقعیت ناخوشایند و تلخ زندگی‌اش اعتراف کند. او سرانجام زن و خانواده‌اش را رها می‌کند و با ویرجینیا هیل (بنینگ) ستاره دست چندم سینما رفت و آمد می‌کند ولی دوری از همسر سابق برایش دشوار است و رابطه جدیدش نیز بیشتر هوا و هوس جلوه می‌کند. شاید تنها رابطه واقعی‌اش، با دوست و شریک‌اش، میرلانسکی (کینگزلی) است که در طول زمان پر دردسری که بنجامین در حال ساختن «فلامینگو» است، از او در برابر مخالفانش دفاع می‌کند.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

 

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.