فیلم تقلید زندگی – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Imitation of Life 1959

کارگردان: داگلاس سیرک. فیلمنامه: الینور گریفین براساس کتاب فنی هرست. بازیگران: لانا ترنر (لورا)، جان گاوین (استیو)، ساندرا دی (سوزی)، سوزان کوهنر (سارا جین)، خوانیتا مور (آنی جانسن)، تروی داناهو (فرانکی). مدت: ۱۲۵ دقیقه. بودجه: ۲ میلیون دلار. فروش: ۲۵ میلیون دلار.

نامزدی‌های اسکار:

بهترین بازیگر زن نقش دوم: سوزان کوهنر.

بهترین بازیگر زن نقش دوم: خوانیتا مور.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

برندگان اسکار سال ۱۹۵۹:

بهترین فیلم: بن هور.

بهترین کارگردان: ویلیام وایلر (بن هور).

بهترین بازیگر مرد: چارلتون هستون (بن هور)

بهترین بازیگر زن: سیمون سینیوره (اتاق طبقه بالا).

بهترین بازیگر مرد نقش دوم: هیو گریفیث (بن هور).

بهترین بازیگر زن نقش دوم: شلی وینترز (خاطرات آن فرانک).


در تقلید زندگی، اکسپرسیونیسم آلمان با ملودرام تمام عیار آمریکایی درهم آمیخته و نتیجه، یکی از کمیاب ترین معجونهای سینمایی از آب در آمده که یک نظام استودیویی در سرازیر، می‌توانست تولید کند. تکنیکالر خارق العاده، نمادگرایی پخته و استفاده مناسب از دکورها، لباس ها، و لوازم صحنه‌ای که هنوز پس از گذشت پنجاه سال، همچنان مدرن و چشم نوازند. با وجود آن که فیلم در زمان نمایش به شدت محبوبیت یافت، اما از سوی منتقدها، که چشم شان را بر روی سبک داگلاس سیرک بستند و انگ تحقیر آمیز «فیلم زنانه» بر آن زدند، سخت مورد انتقاد قرار گرفت. جالب آن که از قضا، فیلمنامه بلندپروازانه اش، به مضمونهایی اجتماعی که فیلم‌های «جدی» زمانه از آنها پرهیز داشتند به خصوص نژادپرستی حی و حاضر در جامعهٔ آمریکایی آن روزها و خودبیزاری ناشی از آن می‌پرداخت. و تقلید زندگی، نژادپرستی را صرفا به کلیشهی جا افتاده (این که فقط دهاتی‌ها و اهالی شهرکهای جنوبی، نژادپرست اند) محدود نکرده است. فیلم، ابایی ندارد که در سنت ملودرام غوطه ور شود و از داستان آشنای دو زن استفاده کند که مشکلات عاطفی دارند. این مضمونی است که بار سنگین کلاسیک‌های ژانر، فیلم هایی چون میلدرد پیرس (۱۹۴۵) را بر دوش می‌کشد اما از آن تنها به عنوان یکی از لایه‌های ماجرا بهره می‌گیرد. البته، مضمون غالب، همان تقلاهای دو زن بدون شوهر، لورا مردیت و سارا جین جانسن است که هر یک به شیوه خود سعی دارد، بدون کمک گرفتن از کسی و در اینجا، دست نیاز دراز کردن به طرف یک مرد در زندگی موفق شود. که این در ۱۹۵۹ در یک کلام، توهین به قراردادها محسوب می‌شد!

بازیگران

* لانا ترنر: ترنر می‌گفت: «مهم ترین ابزاری که در کار بازیگری کمکم می‌کند آینه‌ای سه سویه و تمام قد است که سر صحنه و بیرون تریلرم قرار دارد تا قبل از رفتن سر صحنه فیلمبرداری بتوانم سروشکل خود را چک کنم». اما در تقلید زندگی، واقعیت به رویکرد ساختگی ترنر به حرفه بازیگری، دهن کجی کرد. در حالی که صحنه تشییع «آنی» فیلمبرداری می‌شد، ترنر چنان تحت تأثیر فضا (یادآوری تصاویر نامزد مقتول و دختر زندانی اش، چریل) قرار گرفت و «گریان»، و در معرض فروپاشی روانی، صحنه فیلمبرداری را ترک کردم و به اتاق چهره پردازی رفتم. آرایشگرم مجبور شد کشیده‌ای به من بزند. که کارگر هم افتاد. به سر صحنه برگشتم و سکانس را تمام کردم. سیرک هم گفت «کات، چاپ شود». سیرک از بازیم خیلی راضی بود. من آنچه را می‌خواست در اختیارش قرار دادم». ترنر که از نوجوانی ستاره شد، بسیار فراتر از «عمر ستارگی» در هالیوود دوام آورد و تا اوایل دهه ۱۹۶۰ کماکان بر روی پرده حضور داشت. او که فیلموگرافی پرمایه‌ای دارد، در هر نوع فیلمی بازی کرد: از عشق، اندی هاروی را پیدا می‌کند (۱۹۳۸) تا پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند (۱۹۴۶) و زشت و زیبا (۱۹۵۲). ترنر برای پیتون پلیس (۱۹۵۷) نامزد اسکار هم شد.

* ساندرا دی: دی، الگوی دخترهای نوجوان دهه ۱۹۵۰، در واقع، دیگر هیچ وقت در فیلمی به خوبی تقلید زندگی بازی نکرد. پس از آن در هر فیلمی ظاهر ش د یکی از دیگری احمقانه تر از آب درآمد و سپس با آشنایی و ازدواج با بابی دارین خواننده، از کار سینما کنار کشید. زندگی خصوصی ساندرا دی، معجونی است از انواع و اقسام دردسرها و بدبختی ها. در موزیکال گریس، با ترانه به من نگاه کنید، من ساندرا دی هستم، به هجوش کشیده اند. از فیلم‌های قابل ذکرش، از یک مکان تابستانی (۱۹۵۹)، گیجت (۱۹۵۹) و تمی، راستشو به من بگو (۱۹۶۱) می‌توان نام برد.

* سوزان کوهنر: استعداد، قیافه و پارتی بازی کمک کرد تا سوزان کوهنر، نقش سارا جین را از آن خود کند. پدرش، پل، سالها کارگزار الانا ترنر بود. جالب این که گویی برای بازی در تقلید زندگی هم به دنیا آمده بود. پس از همه آدم خوارهای جوان (۱۹۶۲) و فروید (۱۹۶۲) با جان وایتز، طراح لباس ازدواج کرد و از دنیای سینما کنار کشید.

* خوانیتا مور: مور از نامزدی اسکارش استفاده و تا دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پشت هم فیلم بازی کرد؛ اما مثل کوهنر، تقلید زندگی تنها فیلم مهم زندگی حرفه‌ای اش بود. او در walk on the Wild Side (۱۹۶۲) نیز در نقش یک پیشخدمت، در رزی! (۱۹۶۷) در نقش یک پرستار، در بازی پوست (۱۹۷۱) در نقش یک برده و در عشاق فراری (۱۹۷۵) در نقش نماینده کنگره ظاهر شده است.

* تروی داناهو: شعری که در موزیکال کوروس لاین درباره تروی داناهو می‌شنویم، لب کلام را راجع به زندگی حرفه‌ای این بازیگر می‌گوید: «اگه تروی داناهو می‌تونه بازیگر سینما باشه، پس منم می‌تونم»! این جوان خیلی خوش شانس، زندگی حرفه‌ای کوتاه و موفق اش را بیشتر مدیون آن زلف‌های طلایی‌اش بود. او را در این فیلم‌ها می‌بینیم که چطور آنها را بالا یا کنار می‌زند: در یک مکان تابستانی (۱۹۵۹)، پریش (۱۹۶۱)، آخر هفته در پالم اسپرینگ (۱۹۶۳) و حضوری کوتاه در پدرخوانده ۲ (۱۹۷۴). پایان زندگی اش، خود یکی از آن پایانهای رقت انگیزی است که در کتاب‌ها می‌خوانیم یا بعضی از ملودرام‌ها می‌بینیم: پس از دورهای بی خانمانی و خوابیدن در سنترال پارک نیویورک، به مرگی غم انگیز درگذشت.

* جان گاوین: این نخستین فیلم مهمی بود که جان گاوین در آن بازی کرد و بالاخره نشان داد فقط قیافه ندارد و حرف هم بلد است بزند؛ او را از جمله، در این فیلم‌ها می‌توان رؤیت کرد: روانی (۱۹۶۰)، اسپارتاکوس (۱۹۶۰)، ناحیه فقیر نشین (۱۹۶۱) و میلی کاملا مدرن (۱۹۶۷)، که در آن خشکی شخصیت خود را دست انداخت. اوایل دهه ۱۹۸۰ و در آخرین ضربه شست «سینمایی» اش، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، او را به عنوان سفیرش در مکزیک تعیین کرد.

پشت صحنه

لانا ترنر، از جواهراتی به ارزش یک میلیون دلار و مجموعه لباسی، کار ژان لویی، به قیمت ۷۸ هزار دلار (۳۴ دست لباس، دستی به طور متوسط ۲۲۹۴ دلار) استفاده کرد که با استانداردهای بودجه‌ای آن زمان رقم هایی نجومی محسوب می‌شدند.

تقلید زندگی، بازگشت لانا ترنر را پس از رسوایی هایی زندگی خصوصی اش در دهه ۱۹۵۰ رقم زد، که مهم ترین شان، قتل جانی استومپاناتو، نامزد ترنر توسط دختر چهارده ساله ترنر، چریل بود. راس هانتر، تهیه کننده فیلم، کاری کرد که فیلمنامه تا حد ممکن رابطه توفانی مادر دختری را منعکس نماید.

در ورسیون اصلی فیلم که در ۱۹۳۴ به نمایش در آمد، کلودت کولبر در نقش لورا مردیت، نقش بیوه جوان/تاجری را ایفا می‌کند که پن کیک‌های خوشمزه پیشخدمت زحمتکش اش را به کسب و کاری چند میلیون دلاری تبدیل می‌نماید.

لانا ترنر در ابتدای بازی در این فیلم را نپذیرفت و در واقع، به اصرار راس هانتر بود که قرارداد را امضاء کرد. بودجه فیلم آن قدر کم بود که ترنر پذیرفت به جای دستمزد، نیمی از سود بالقوه از فروش فیلم به او برسد. در نتیجه، درآمدش از تقلید زندگی بیش از پولی شد که الیزابت تیلور از کلئوپاترا (۱۹۶۳) به جیب زد.

افسانه‌های هالیوودی این طور توی اذهان مردم انداخته که لانا ترنر در دراگ استور شوآب در هالیوود کشف شد؛ حال آن که کارگزاری هالیوودی او را در بستنی فروشی کاری، جلوی مدرسه اش رصد کرد.

اسم شخصیت تروی داناهو در پدرخوانده ۲، مرل جانسن، اسم واقعی خودش بود. انتخاب اش در پدرخوانده نتیجه رفاقت دراز مدت اش با فرانسیس فورد کوپولا است که دوران سربازی را با هم در مدرسه نظام گذرانده بودند.

نظر منتقدها

استیون هندژو (برایت لایت فیلم ژورنال): «تقلید زندگی، هم آخرین فیلم سیرک، و هم بی تردید، شاهکارش است.»

مالک یک سالن سینما به راس هانتر تهیه کننده: «خدای من! حتی مردها هم توی سالن گریه می‌کنند!»

خلاصه داستان

یک روز وقتی لورا مردیت (لانا ترنر) بازیگری که دنبال کار می‌گردد و زندگی اش را به س ختی می‌چرخاند، به اتفاق دختر کوچک اش سوزی (ساندرا دی) به ساحل کانی آیلند رفته، تصادفا با آنی جانسن (جوانیتا مور)، زنی سیاهپوست آشنا می‌شود. آنی که مستأصلانه دنبال سرپناهی برای خود و دختر کوچک بدخلق اش سارا جین است، حاضر می‌شود در برابر پیشخدمتی مجانی برای لورا، در یکی از اتاق‌های آپارتمان او بیتوته کند. شانس لورا می‌زند و موقعیت‌های بازیگری بیشتر و بهتری برایش به وجود می‌آید و رفته رفته برای خود ستاره‌ای می‌شود؛ اما همزمان، نامزدش استیو (جان گاوین) به حاشیه رانده شده و این سوزی است که فقط با او در ارتباط می‌ماند. از سوی دیگر، آنی هم دردسرهایی با سارا جین، دختر ۱۶-۱۵ ساله اش دارد که خودش را سفیدپوست جا زده. در حالی که سارا جین تلاش دارد روی پای خود بیایستد، به مادرش حکم می‌کند که از او فاصله بگیرد و دیگر در ملاء عام خود را مادر او معرفی نکند. هر بار «آنی» سراغ اش می‌رود، سارا، یا کار یا رابطه‌ای را از دست می‌دهد. آنی که از این همه نمک نشناسی به ستوه آمده سرانجام رابطه مادری خودرا کلا با دخترش قطع می‌کند. تنها و تک افتاده، قلب شکستهٔ آنی به یکی از چشمگیرترین تشییع جنازه‌های تاریخ سینما ختم می‌شود…

کارگردان

داگلاس سیرک در گفتگویی اعلام کرد: «همان عنوان فیلمنامه کافی بود که دلم بخواهد آن را به فیلم برگردانم. آینه، تقلیدی از زندگی است. نکته جالب درباره یک آینه این است که شما را آنطور که هستید نمی‌نمایاند؛ «عکس» تان را نشان می‌دهد». داگلاس سیرک کارگردانی بود که برای آنچه دیگران «مصالحی عوامانه» تلقی می‌کردند، احترام قائل بود. او اعتقاد داشت که ملودرام، پایه و اساس سینما را می‌سازد و از این رو، حس می‌کرد می‌تواند تصویر برجسته‌ای از زندگی‌های معمولی ارائه دهد. سیرک، مهاجری دانمارکی بود که برای پیدا کردن جایگاه خود در هالیوود رنج فراوان کشید و سرانجام این راس هانتر، تهیه کننده‌ای در استودیوهای یونیورسال بود که به یاری اش شتافت. آن دو به اتفاق، با فیلم هایی چون همه آنچه بهشت اجازه می‌دهد (۱۹۵۵)، بر باد نوشته (۱۹۵۷) و تقلید زندگی، تماشاگران را دوباره با سالن‌های سینما آشتی دادند. لانا ترنر، که توسط کارگردان‌های قبلی صرفا به خاطر سروشکل اش دعوت به همکاری می‌شد، درباره سیرک اظهار داشت که یکی از معدود جنتملنهایی بود که با وی کار کرده است: «از روی صندلی اش سرم داد نمی‌زد. می‌آمد جلو و می‌خواست درباره صحنه با من صحبت کند. او نخستین کارگردانی بود که به من این احساس را داد که استعداد بازیگری دارم.»

صحنهٔ فراموش نشدنی

آنی از دست دخترش سارا جین، که از خانه رفته تا به شیوه دلخواه اش زندگی کند، دارد دق می‌کند. سلامت جسمی آنی به خطر افتاده و سرانجام از فشار روحی و جسمی از حال می‌رود. به جای او، استیو، در هالیوود، دنبال ردپای سارا جین می‌گردد. سارا جین خود را سفید جا زده و در کلوب مولن روژ کار می‌کند. آنی که نیرویی در تناش باقی نمانده هواپیما می‌گیرد و به سراغ سارا جین می‌رود تا برای آخرین بار او را ببیند. وقتی سارا جین از روی صحنه برمی گردد، به هم می‌ریزد از این که مادرش، راز او را بر همکارانش فاش ساخته. اما آنی، با یک ژست فداکارانهٔ دیگر، وانمود می‌کند که در بچگی، دایهٔ سارا جین بوده است. سارا جین تحت تأثیر قرار گرفته و در عین حال به شدت احساس عذاب وجدان می‌کند. آنی برای آخر بار لبخندی محبت آمیز به وی می‌زند و در گوش‌اش زمزمه کنان قول می‌دهد دیگر هرگز مزاحم‌اش نشود، حتی اگر در خیابان به او برخورد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.