فیلم توهم بزرگ – تحلیل و نکات جالبی که احتمالا نمی‌دانستید – The Grand Illusion 1937

کارگردان: ژان رنوار – فیلمنامه: رنوار، شارل اسپاک. تهیه کننده: رمون بلوندی، یانوس فیلمز. بازیگران: ژان گابن (سروان مارشال)، دیتا فروش در آمریکا: ۳۱۶ هزار دلار. پارلو (الزا)، پی پر فرنی (کاپیتان دوبوئلدیو)، اریک فن اشتروهایم (کاپیتان فن رفنستاین)، مارسل دالیو (سروان رزنتال). مدت: ۱۱۴ دقیقه. فروش در آمریکا: ۳۱۶ هزار دلار.

برندگان اسکار ۱۹۳۷:

بهترین فیلم: زندگی امیل زولا.

بهترین کارگردان: لیو مک کری (حقیقت وحشتناک).


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

بهترین بازیگر مرد: اسپنسر تریسی (کاپیتان بی باک).

بهترین بازیگر زن: لوئیز رینر (زمین خوب).

بهترین بازیگر مرد نقش دوم: جوزف شیلدکروت (زندگی امیل زولا).

بهترین بازیگر زن نقش دوم: آلیس برادی (در شیکاگوی قدیم).


اردوگاه اسیران جنگی هالباخ در آلمان، محل ملاقات جانهای سرکش است. در حالی که زندانی‌های جدید از ملیتهای مختلف، در «دخمه‌های بین المللی شان» جای می‌گیرند، نوایی گروهی از زبانهای مختلف، تالارها را می‌پوشاند و انواع و اقسام یونیفورم‌های نظامی منظر را پر می‌کند. با دیدگاهی مهربانانه و انسانیتی که مشخصهٔ کارگردانی خوش بین چون ژان رنوار است، مرز بین آدم ها، به خصوص در پایان جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که مرز بین کشورها در معرض فروپاشی بود، مورد بررسی قرار می‌گیرد. توهم بزرگ، یک داستان معمولی فرار از اردوگاه‌های اسرای جنگی نیست و بیشتر خطابه ای است در باب رفتار انسانی. مردها، هم زندانی و هم زندانبان، با احترام با یکدیگر رفتار می‌کنند؛ و رنوار، بی آن که واقعیت هایی چون ملی گرایی، تفاوت فرهنگی، و تمامی آنچه آدم‌ها را از هم جدا می‌کند، منکر ش ود، اجازه می‌دهد تا این اتفاق بیفتد. او با آن که پیوند برادری را آسان جلوه می‌دهد، ولی خوب می‌داند که چنین نیست و آن را به منزله یک «توهم بزرگ» دیگر عرضه می‌کند؛ همان طور این توهم، که جنگ می‌تواند هدف و منظور والایی پشت اش نهفته باشد. رنوار در اینجا نیز مانند قاعده بازی، ناقوس آن توهم بزرگ دیگر، نامیرایی طبقه اشراف زاده، را به صدا در می‌آورد. نظم قدیمی تمدن اروپایی در حال فروپاشی است تا طبقه کارگر جایش را بگیرد. بسیاری از صحنه‌های توهم بزرگ (که یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های تاریخ سینما است) در فیلم‌های دیگر مورد اشارت قرار گرفته اند: فرار کمیک و در فضاهایی سربسته و خفه، در فرار بزرگ (۱۹۶۳) تکرار می‌شود و خواندن دسته جمعی سرود ملی فرانسه (مارسیز) در کازابلانکا (۱۹۴۲) سر بر می‌آورد. توهم بزرگ، فیلم زیبایی است که در آن، یک بار دیگر، دوربین رنوار ثابت است و اجازه می‌دهد تا ترکیبات تصویری و میزانسن از دل خود مصالح بیرون زند: از دل ظرافت‌های فردی شخصیت‌ها و دیالوگ‌ها تا ظاهر زندانها و مناظر خارجی، تک تک جنبه‌های فیلم به گونه ای هنرمندانه کنار هم چیده شده اند تا بیهودگی جنگ را توصیف کنند که از آن نه غالب» قد راست می‌کند و نه مغلوب.

بازیگران

* ژان گابن: پالین کیل در نیویور کر نوشت: «معجزهٔ هنرنمایی ژان گابن در ایفای نقش یک قهرمان بی غل و غش این است که اصولا متوجه نمی‌شویم بازی می‌کند؛ برخلاف فرنی و اشتروهایم، که اینطور نیست و نباید هم باشد: این دو، روشی از زندگی را نمایندگی می‌کنند که تمامی هم و غم اش، کنترل بی عیب و نقص ش کل و ظاهر است. گابن، فردی از طبقه کارگر را نمایندگی می‌کرد که از دنیایی جدید حکایت داشت که می‌رفت شکل بگیرد: اشرافیت باید جای خودرا به اصیل زادگانی از طبقه کارگر میداد.» گابن کار بازیگری را در اوایل دهه ۱۹۳۰ آغاز کرد و به تدریج، از جمله، در این فیلم‌های فراموش نشدنی ظاهر شد: زوزو (۱۹۳۴)، اعماق اجتماع (۱۹۳۶)، په په لومو کو (۱۹۳۷)، کن کن فرانسوی (۱۹۵۵)، بینوایان (۱۹۵۷)، سری فیلم‌های بازرس مگره، که با مگره در ۱۹۵۸ آغاز شد و آخرین فیلم اش سال مقدس (۱۹۷۸). گابن در زمان اشغال فرانسه توسط آلمانها چند سالی به هالیوود رفت و در نقش‌های «اسپنسر تریسی» وار، در فیلم هایی چون جزر ماه (۱۹۴۲) و شیاد (۱۹۴۴) بازی کرد.

* اریک فن اشتروهایم: در هنرنمایی بی نظیری که در ردیف ش مایل‌های ماندگار تاریخ سینما قرار می‌گیرد، اریک فن اشتروهایم، در نقش فرماندهای آلمانی ظاهر شده که تلقی رمانتیک اش از رفاقت و جوانمردی، مثل جنگ که به آخر می‌رسید، می‌رفت تا جایش را به رندی و حسابگری‌های معاصر دهد. «گردن بند» ش، به او حالت شق و رق مجسمه ای باشکوه را می‌داد و ما همیشه او را در آن هیبت و با آن عینک تک عدسی به یاد می‌آوریم. فن اشتروهایم، خالق فیلم هایی مثل شوهران بی توجه (۱۹۱۹) و زنان احمق (۱۹۲۲)، یکی از بزرگ ترین کارگردانهای دوران صامت بود که زندگی حرفه ای غم انگیزی پشت سر گذاشت. او مدام با مدیران استویو بر سر بودجه و برنامه فیلمبرداری دعوا و کشمکش داشت. یکی از فیلمهایش حرص (۱۹۲۵)، که جزو مهم ترین فیلم‌های تاریخ سینما است، توسط تهیه کننده‌ها تکه پاره شد. فیلم دیگرش، ملکه کلی (۱۹۲۸) با شرکت گلوریا سوآنسون، ربوده شد تا دیگر هرگز نتواند در هالیوود فیلم بسازد. اما او به زندگی اش در هالیوود ادامه داد و غالبا در نقش‌های کوتاه، تیپ سازی کرد: از جمله در جنایت دکتر کرسپی (۱۹۳۵)، پنج قبر تا قاهره (۱۹۴۳) و نقاب دیژون (۱۹۴۶). آخرین و فراموش نشدنی ترین حضور سینمایی اش، در شاهکار بیلی وایلدر، سانست بلوار (۱۹۵۰) در نقش یک کارگردان قدیمی سینما بود که حالا پیشخدمتی یکی از ستاره‌های سابق دوران صامت (گلوریا سوآنسون) را می‌کند؛ نقش آفرینی خارق العاده ای که به خاطرش نامزد جایزه اسکار گردید.

* پی یر فرنی: فرنی در نقش افسر ارشد اردوگاه اسیران، باوقار، اشراف منش و نجوش است ولی با این حال، هوای هم بندی‌های خود را دارد. اصالت و والایی شخصیت اش به گونه ای است که حاضر است برای کمک به دیگران، خود را قربانی نماید. الک گینس، فرنی را بازیگر محبوب اش قلمداد می‌کرد. پی پر فرنی در بیش از ۶۰ فیلم ظاهر شد.

* مارسل دالیو: دالیو در نقش رزنتال، لذت می‌برد از این که می‌تواند خوراکی‌های ارسالی از خانه را با هم بندی هایش تقسیم کند. طرفه آن که در عین جایگزینی طبقه اشراف با پولدارهای طبقه کارگر، خانواده رزنتال نیز که به این مینازد که از هیچ به همه چیز رسیده، به ساکنان جدید خانهٔ اربابی خانواده بوئلدیو تبدیل می‌شوند. دالیو که در قاعده بازی رنوار هم بازی کرد، پس از اشغال فرانسه به هالیوود رفت و در تعداد زیادی از فیلم‌های آمریکایی معروف دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ ظاهر شد.

پشت صحنه

همان طور که قاعده بازی توسط آلمانها توقیف شد، جوزف گوبلز، رئیس پروپاگاند نازی، توهم بزرگ را هم «دشمن شماره ایک» اعلام کرد و به دستور وی، نگاتیوهای آن را در ۱۹۴۰ توقیف کردند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، چند و چون جستجو و یافتن و ردیف کردن نگاتیوهای توهم بزرگ، به نوبه خود فیلمی است پرفراز و نشیب و هیجان انگیز!

  • فن اشترنبرگ آلمانی بود ولی جالب آن که زبان آلمانی نمی‌دانست و اجبارا از یک مربی برای تمرین دیالوگهای آلمانی اش استفاده شد.
  • مضمون فیلم چنان حساسیت برانگیز بود که از آن ایراد گرفتند که زیادی به شخصیت‌های آلمانی اش روی خوش نشان می‌دهد.
  • وقتی رمون بلوندی، تهیه کننده فیلم، به رنوار گفت که برای ایفای نقش فرمانده آلمانی، اشتروهایم را در نظر دارد، رنوار نفس اش بند آمد. اشتروهایم نزد رنوار ارج و منزلت غریبی داشت. رنوار وقتی بیشتر جا خورد که کارگردان بزرگ آلمانی با عصای سر طلای خود نزدش رفت و گفت: «تحت اوامر جنابعالی هستم».

نظر منتقدها

پالین کیل (نیویورکر): «توهم بزرگ، نمونهٔ بارز وضوح و هوش و درایت است؛ همه جزئیات، خیلی ساده، خیلی راحت، خیلی هوشمندانه، در جای خود نشانده شده است.»

خلاصه داستان

در آلمان زمان جنگ جهانی اول، دو خلبان فرانسوی، سروان مارشال (ژان گابن)، مکانیکی که با کار و تلاش به آن درجه رسیده و کاپیتان دوبوئلدیو (پی پر فرنی)، یک اشراف زاده، توسط افراد کاپیتان فن رفنستاین (اریک فن اشتروهایم) افسری آلمانی، اسیر می‌شوند. نخستین فرمان فن رفنستاین این است که «اگر افسراند، به نهار دعوت شان کنید». دو افسر فرانسوی را به اردوگاه اسیران جنگی منتقل می‌کنند که بلافاصله با هم بندهای خود، از جمله فردی با نفوذ به نام رزنتال (مارسل دالیو)، دوست می‌شوند. این سه مرد، خیال فرار دارند، ولی نقشه شان برملا می‌شود و بنابراین به اردوگاهی دیگر منتقل می‌گردند. فرمانده اردوگاه جدید، همان فن رفنستاین اشراف منش است که دو خلبان فرانسوی را به نهار دعوت کرده بود. او به فرانسوی‌ها هشدار می‌دهد که فکر فرار را از ذهن بیرون کنند و با دوبوئلدیو، با وجود تعلق اش به جبهه دشمن، به خاطر آن که مثل خودش اشراف زاده است، صمیمی می‌شود. مارشال و دالیو به کمک دو بوئلدیو (که حواس زندانبانان را پرت می‌کند)، فرار می‌کنند. در جریان فرار، دوبوئلدیو، توسط فن رفنستاین، با اکراه، هدف گلوله قرار می‌گیرد. رفنستاین، مثل رفیقی شفیق کنار بستر مرگ دوبوئلدیو می‌ماند. دو فرد دیگر موفق به فرار می‌شوند. طی فرار، بیوهای آلمانی به مارشال پناه می‌دهد و بین شان عشقی پدید می‌آید، ولی مارشال باید او را ترک کند چون هر چه نباشد، او فرانسوی است و جنگ هنوز ادامه دارد.

کارگردان

ژان رنوار، پسر پیر اوگوست رنوار، نقاش امپرسیونیست، در جبهه‌های جنگ جهانی اول جنگید و بلافاصله پس از بازگشت به پاریس، وارد کار فیلمسازی شد. او دیدگاه خود از فیلمسازی را به این ترتیب بیان داشت: «به سینما به منزله یک صنعت نگاه می‌کنم؛ صنعتی که خالق اش، مثل نقاش از طریق تابلویش، یا نویسنده با کتابش، بتواند مستقیما حرف خود را به مخاطب منتقل کند.» ویژگی بهترین فیلم‌های رنوار، نگرش هوشمندانه و همدلی اش با شخصیت‌ها است؛ و این را در تک تک نماها می‌توان تشخیص داد. به ندرت دوربین اش حرکتی صرفا به خاطر جلوه فروشی انجام می‌دهد. به گفته دیوید تامسن، نویسنده زندگی نامه اش: «عظمت رنوار در تمایل همیشگی اش در خطر کردن نهفته است؛ این که می‌خواست انواع و اقسام ژانرها را امتحان کند و مدام کارهای جدیدی را تجربه نماید. در دهه ۱۹۳۰، شیوه ای نبود که تجربه نکند: فیلمبرداری در نور طبیعی، همه نوع حرکت دوربین، عمق میدان، لوکیشن‌های واقعی، در آمیختن صحنه‌های داخلی با خارجی) علاقه رنوار به بداهه پردازی، رنوار را برانگیخت تا به اشتروهایم که معلومات نظامی گسترده ای داشت، اجازه دهد تا از اطلاعات اش برای عمق بخشیدن هر چه بیشتر به نقش اش استفاده نماید. در سال‌های طولانی بازنشستگی اش، منتقدها و فیلمسازهای جوان دنبال اش بودند تا از گنجینهٔ تجربیات اش بهره گیرند و سیراب شوند. به قول تامسن، «او بزرگترین کارگردان بود؛ وجودش، سینما را توجیه می‌کند.»

صحنهٔ فراموش نشدنی

در صحنه ای دلگرم کننده که پس از آشنایی و پیوند صمیمی دوبوئلدیو و فن رفنستاین اتفاق می‌افتد، دوبوئلدیو، جان خود را فدا می‌کند تا مارشال او رزنتال بتوانند فرار کنند. فن رفنستاین از دوبوئلدیو خواهش می‌کند در نقشه فرار خود و دوستانش تجدیدنظر کند و به او می‌گوید اگر فرار کند چاره ای جز شلیک به طرف اش را ندارد. فن رفنستاین شلیک می‌کند ولی اتفاقی تیر به جای آن که به پایش بخورد، به پشت دوبوئلدیو اصابت می‌کند. در حالی که کنار بستر مرگ دوبوئلدیو شب زنده داری می‌کند، فن رفنستاین آشکارا اندوهگین است. دو بوئلدیو که سعی دارد دوست اش را تسلی دهد، می‌گوید: «نه من و نه تو، نمی‌توانیم جلوی روند روزگار را بگیریم. برای یک آدم معمولی، مردن در جنگ یک تراژدی است. اما برای من و تو، بهترین راه رهایی است. در حالی که دو بوئلدیو جان می‌دهد، فن رفنستاین گل هایی را در گلدان جلوی پنجره روئیده، می‌چیند. قبل از آن، دوتایی صحبت این را می‌کردند که رویاندن گیاه در چنان محیطی چه دشوار است. اینک، در حالی که چشم‌های دوست جان باخته اش را می‌بندد، گل‌های چیده شده را روی سینه او می‌گذارد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.