فیلم توهم بزرگ – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – The Grand Illusion 1937

توهم بزرگ جان رنوار (John Renoir)، جدا از دستاوردهای دیگرش بر دو صحنهٔ سینمایی مشهور دیگر تأثیرگذار بود: حفر تونل فرار در فرار بزرگ (The Great Escape) و خواندن سرود ملی فرانسه برای خشمگین کردن آلمان‌ها در کازابلانکا (Casablanca). حتی جزئیات حفر تونل‌ها مشابه هستند – روشی که زندانی‌ها سنگ ریزه‌های خارج شده را در شلوارهایشان پنهان می‌کنند و آن را در زمان ورزش در میدان مشق می‌تکانند.

اما اگر توهم بزرگ (۱۹۳۷) فقط منبع الهام‌های بعدی بود، در بسیاری از فهرست‌های فیلم‌های بزرگ جای نمی‌گرفت. این، فیلمی نه راجع به فرار از زندان و نه در تفکر سیاسی اش فیلمی وطن پرستانه، بلکه اندیشه ای است مربوط به سقوط نظم قدیمی تمدن اروپایی. شاید این فکر که نجیب زادگان دو جبهه از اصول رفتاری مشابهی پیروی می‌کنند، همیشه توهم احساسی طبقهٔ بالا بوده باشد. هرچه بود در خاک ریزهای جنگ اول جهانی از بین رفت.

سروان دوبوالدیو که فرانسوی و اشراف زادهای زندانی است، به فرمانده اردوگاه زندان آلمان، فون رافن اشتاین می‌گوید: «نه تو و نه من نمی‌توانیم جلو گذر زمان را بگیریم.» کمی بعد، در حالی که هنگام فرار سایرین، حواس نگهبانان را از روی دژ آلمانی بسیار امن منحرف می‌کند، مرد فرانسوی مرد آلمانی را مجبور می‌کند که تا علی رغم میلش به او تیراندازی کند. و پیش از مرگ، برای آخرین بار با هم گفتگو می‌کنند. او به مرد آلمانی می‌گوید: «نمی دانستم اصابت گلوله به شکم تا این اندازه درد دارد.» مرد آلمانی که نزدیک است اشک هایش سرازیر شوند می‌گوید: «پاهایت را نشانه گرفته بودم.» و پس از اندکی می‌گوید: «مردن جنگ برای یک آدم عادی یک تراژدی است. اما برای من و تو روش خوبی برای خلاص شدن است.»

آنچه مرد فرانسوی می‌داند و مرد آلمانی نمی‌پذیرد این است که دنیای جدید به مردم معمولی تعلق دارد. وقتی نجیب زادگان اروپایی اعلام جنگ کردند، دنیا از این دست به آن دست شد و «توهم بزرگ» رنوار این اندیشه است که طبقات بالاتر تا اندازهای فراتر از جنگ هستند. مرد آلمانی نمی‌تواند باور کند که زندانی‌های او، کسانی که تقریبا مانند مهمان‌ها با آنها رفتار کرده، سعی کرده اند بگریزند. گذشته از این، آنها قول داده بودند که چنین کاری نکنند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

نقش فرمانده را اریک فون اشتروهایم (Erick Von Stroheim) اجرا می‌کند؛ یکی از مشهورترین ایفاهای نقشهای سینما. حتی بسیاری هم که فیلم را ندیده اند، می‌توانند عکس‌های فون رافن اشتاین، خلبان بی نظیر مجروح را که کمر و گردنش در آتل است و از پشت عینک تک چشمی نگاه می‌کند تشخیص دهند. دو بوالدیو (پیر فرسنی) (Pierre Fresnay)، خلبانی از یک خانوادهٔ قدیمی اشراف زاده است که فون رافن اشتاین پیش از این در جنگ، هواپیمایش را به زمین انداخته بود. دو شخصیت اصلی دیگر نیز، زندانی‌های فرانسوی هستند: مارشال (ژان گابن) (Jean Gabin) یک کارگر و عضوی از طبقهٔ کارگر در حال ظهور؛ و روزنتال (مارسل دالیو) (Marcel Dalio) یک بانک دار یهودی که اتفاقا عمارتی خریده که خانوادهٔ بوالدیو دیگر وسعشان به خرید آن نمی‌رسد. فیلم که ساخت آن به ظهور ابرهای جنگ دوم جهانی بر می‌گردد، از این شخصیت‌ها استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه درون مایه‌های جنگ اول می‌توانند به شکلی غم انگیز در دومی وخیم‌تر شوند.

پیام رنوار همان چیزی است که نشان داده شده؛ با اشغال فرانسه توسط آلمانها، فیلم توهم بزرگ یکی از نخستین چیزهایی بود که آنها توقیف کردند. وزیر تبلیغات، ژوزف گوبلز، دستور داد که نگاتیو اصلی آن مصادره شود و آن را «دشمن سینمایی شماره یک» اعلام کرد. از آن پس، سرگذشت آن هم مثل ویولون قرمز (The Red Violin) شد و نسخهٔ آن به شیوه هایی نامشخص از مرزها عبور کرد. سال‌های بسیاری گمان می‌شد که نگاتیو آن در حملهٔ هوایی متفقین در سال ۱۹۴۲ از بین رفته است. اما طبق گزارش استوارت کالونز در نیشن، فیلم توسط یک فعال سینمایی آلمانی به نام فرانک هنسل، سپس یک افسر نازی در پاریس که آن را با کشتی به برلین فرستاده بود، پیدا شد. هنگامی که رنوار در دههٔ ۱۹۶۰ بر مونتاژ یک نسخهٔ «ترمیم شده» نظارت می‌کرد، چیزی دربارهٔ این نگاتیو نمی‌دانست. او از بهترین نسخه‌های چاپی سینمایی استفاده کرد. نتیجهٔ آن، نسخه ای بود که تا به امروز در سرتاسر دنیا تماشا شده، نسخه‌ای کمی تیره و خدشه دار که انباشته از زیرنویس‌های دست و پاگیر است.

در این بین، با اشغال برلین به دست روس ها، نگاتیو اصلی توقیف و با کشتی به یک بایگانی در مسکو فرستاده شد. به ادعای کاونز، در اواسط دههٔ ۱۹۶۰ یک بایگانی فیلم روسی و یکی هم در تولوز فرانسه، برخی از آثار از جمله توهم بزرگ ارزشمند را با یکدیگر معاوضه کردند. اما از آنجایی که نمونه‌های زیادی از فیلم موجود بود و کسی فکر نمی‌کرد که نگاتیو اصلی باقی مانده باشد، نگاتیو سی سال منتظر ماند تا بعد از آن در مقام یک گنج شناسایی شود. این به آن معناست که نسخهٔ ترمیم شدهی توهم بزرگ که امروز بر روی ویدئو موجود است، بهترین نسخهٔ تماشاشده از زمان اولین نمایش آن است. زیرنویس‌های جدید لنی بورگر بسیار اصلاح شده تر هستند – چنان که استنلی کافمن (Stanley Kauffman) منتقد اشاره می‌کند: «روشن تر و دقیق تر»

این نمونه، مانند یک فیلم نو به نظر می‌رسد. این جا نسخهٔ تر و تمیزی هست که سبک بصری رنوار را به خوبی نشان می‌دهد، استادی او در حرکات ظریف دوربین که به او اجازه داده تا فیلم را در سکانس‌های طولانی بدون برش بگیرد. در نقاشی‌های پدرش، اوگوست رنوار (Auguste Renoir) چشم هایمان به آرامی توسط ترکیب بندی هدایت می‌شوند. در فیلم‌های پسر، دوربین نرم و آرام است؛ نه چیزی را هدف می‌گیرد و نه خود را تحمیل می‌کند، بلکه می‌لغزد.

هنگامی که توهم بزرگ شروع می‌شود، فون رافن اشتاین را در سالن ناهارخوری افسران آلمانی می‌بینیم. پس از آن که دو خلبان فرانسوی را مورد هدف قرار داده، دستور می‌دهد: «اگر افسر هستند برای ناهار دعوتشان کنید.» مارشال و دو آلدیو بعد به اردوگاه زندانیان نظامی فرستاده می‌شوند و در آن جا روزنتال را ملاقات می‌کنند که زندانی است و از جعبه‌های غذایی که خانواده اش برای او می‌فرستند بهره مند می‌شود؛ آنها غالبا تغذیهٔ بهتری نسبت به زندانبانهایشان دارند. در این جا صحنه‌های حفر تونل مشاهده می‌شود و صحنه نمایش مشهور که در آن با دیدن مردی که لباس زنانه بر تن دارد سکوت بر جمعیت مستولی می‌شود، زیرا مدت زیادی است که آنها یک زن واقعی ندیده اند.

حفر تونل با جابجا شدن تمامی زندانیان متوقف می‌شود. چند سالی می‌گذرد، و حالا سه شخصیت اصلی به وینترسبورن و قلعه ای با دیوارهای بلند و گریزناپذیر، فرستاده شده اند. پس از آن که جراحت کمر فون رافن اشتاین به روزهای پروازش خاتمه داده، برای آنکه به شکلی در خدمت باقی بماند، داوطلب فرماندهی می‌شود. او قاطع امامنصف است، و هنوز فریفته مفاهیم وفاداری به طبقهٔ اجتماعی است. در این صحنه ها، فون اشتروهایم در مقام مردی که فریفتهٔ عقاید آرمانی جوانمردی و دوستی است، تأثیری بی نظیر باقی می‌گذارد. این اجرایی پراحساس و تأثیرگذار است: همکاری کارگردان بزرگ فیلم های صامت با رنوار که در آن زمان به عنوان استاد فیلم‌های صدادار مطرح بود. اجرا حتی از آن چه به نظر می‌رسد هم بهتر است: بینندگان گمان می‌کردند که اریک فون اشتروهایم یک آلمانی بود، اما در اصلیت او ابهام وجود داشت. او سال ۱۸۸۵ در وین متولد شد، تا سال ۱۹۱۴ همراه دی. دبلیو. گریفیث در هالیوود کار می‌کرد، اما کی به آمریکا مهاجرت کرد؟ (و «فون» را بر نامش افزود) رنوار در خاطراتش می‌نویسد: «اشتروهایم به سختی آلمانی حرف می‌زد. او مجبور بود دیالوگ هایش را مانند یک بچه مدرسه ای که زبان خارجی را می‌آموزد، یاد بگیرد.»

فرار از قلعهٔ زندان، وداع پراحساس فون رافن اشتاین و دوبوالدیو را در بستر مرگ وی تبدیل به یکی از عاطفی ترین صحنه‌های فیلم می‌کند، سپس به مارشال کارگر و روزنتال بانکی که تلاش می‌کنند از راه فرعی با پای پیاده از مرز آلمان بگریزند، می‌پیوندیم. یک بیوهی کشاورز که در مورد مارشال احساس امنیت می‌کند به آنها پناه می‌دهد و شاید رنوار زمزمهٔ این را دارد که آن سوی مرزهای دشمن، ارتباط طبقاتی واقعی میان کارگران وجود دارد و نه حاکمان.

ژان رنوار که در سال ۱۸۹۴ متولد شده، در هر فهرستی از شش کارگردان بزرگ قرار می‌گیرد و حتی قوانین بازی (Rules of the Game) (۱۹۳۹) او از توهم بزرگ هم با ارزش تر است. او در جنگ جهانی اول جنگید، سپس به سرعت به پاریس بازگشت و وارد بازار فیلم شد. در بهترین فیلم‌های او، مشاهده دقیق و همدلی با شخصیت‌ها در تمام صحنه‌ها غالب هستند؛ پیش از تصمیم گیری دربارهٔ بهترین نقطه برای دیدن شخصیت ها، به ندرت تصمیمی دربارهی فیلم برداری برای تأثیر صرف آن گرفته می‌شود.

رنوار در ۱۹۴۰، به آمریکا رفت و پیش از آن که در دههٔ ۱۹۵۰ با رودخانه (The River) (۱۹۵۱) بر اساس داستان کلکته اثر رومر گودن (Rumer Godden) فیلم سازی مستقل شود، تعدادی فیلم هالیوودی ساخت که مهم ترین آنها جنوبی (Southerner) (۱۹۴۵) با فیلم نامهٔ فاکنر (Faulkner) بود. در یک کناره گیری طولانی، فیلم سازها و منتقدان جوانی به سراغ او می‌آمدند و او را مانند پدربزرگی که در یکی از نقاشی‌های امپرسیونیستی پدرش، خندان بود می‌یافتند. او در سال ۱۹۷۹ درگذشت. اگر می‌دانست نگاتیو دست نخوردهی توهم بزرگ در تولوز در انتظار کشف مجدد است، بسیار خوشحال می‌شد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.