فیلم جی. اف. کی – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – JFK 1991

راجر ایبرت:

من هیچ نظری دربارهٔ این که آیا الیور استون (Oliver Stone) می‌داند چه کسی کندی را کشته ندارم. شبهه‌های بسیاری در صحت فیلم جی. اف. کی.، محصول سال ۱۹۹۱، می‌بینم. فکر نمی‌کنم این مهم باشد. موضوع فیلم، واقعیت‌های ترور نیست، بلکه احساسات است. موضوع جی. اف. کی. از ۲۲ نوامبر سال ۱۹۶۳ بر روی وضعیت ملی کشور ما تأثیر می‌گذارد. احساس می‌کنیم که کل واقعیت گفته نشده است، پای بیش از یک تیرانداز در میان بوده، شاید سی. آی. ای، اف. بی. آی، کاسترو، کوبایی‌های ضدکاسترو، مافیا، یا فراتر از همهٔ آن‌ها، شوروی درگیر ماجرا بوده است. نمی‌دانیم چگونه، بلکه فقط این گونه احساس می‌کنیم.

کمی بعد از اکران فیلم، من نزد والتر کرونکیت (Walter Cronkite) رفتم و او به من و همکارانی که جی. اف. کی. را تحسین کردند پرخاش کرد. او گفت، ذره‌ای از حقیقت در آن دیده نمی‌شود. فیلم مغلغمه‌ای از افسانه‌بافی و تصورات مالیخویایی است. فیلم اصلی‌ترین عوامل واقع‌نگاری خوب را رعایت نکرده است. ما همگی باید از خودمان شرمنده باشیم. من هیچ شکی ندارم که کرونیت از نقطه‌نظر خود درست می‌گفت. ولی من یک منتقد فیلم هستم و وظیفهٔ من با او متفاوت است. او خواهان حقیقت است. من خواهان روحی، لحن‌ها، ترس‌ها، تصورات، هوس‌ها، گمان‌ها، و کابوس‌ها. به عنوان یک اصل کلی، اعتقاد دارم که فیلم‌ها رسانهٔ اشتباهی برای بیان حقیقت هستند. حقیقت متعلق به نوشته است. سینما راجع به احساسات است. تصور من این است که جی. اف. کی. دقیقاً مانند نیکسون (Nixon)- یا گاندی (Gandhi)، لارنس عربستان (Lawrence of Arabia)، گلادیاتور (Gladiator)، امیستاد (Amistad)، خارج از آفریقا (Out of Africa)، سگ من اسکیپ (My Dog Skip) و یا هر فیلم دیگری براساس «داستان واقعی» است. تمام چیزی که می‌توانیم بخواهیم این است که فیلم با مهارت ساخته شده باشد، و به نظر رسد که به نوعی حقیقت اساسی دست یافته است.

با در نظر گرفتن این معیارها، جی. اف. کی. یک شاهکار است. فیلم مثل ترکیبی از تمام کتاب‌ها، مقاله‌ها، مستندها و نمایش‌های تلویزیون، و بحث‌های پژوهشگرانه و نظریه‌های توطئه‌ای است که از سال ۱۹۶۳ پرداخته شده‌اند. ما کاملاً با داستان آشنا هستیم: تپه‌ای پوشیده از چمن، مسیر حرکت، خلیچ پیگز، اسوالد در شوروی، دو اسوالد، کلی شا، الن دولس، سه نما در ۶/۲ ثانیه، شواهد عینی، مردی با چتر، آزمایش باروت، اثر انگشت، مسألهٔ صنایع ارتش، سایه‌های نادرست در عکس، فیلم زاپردر، و الی آخر. این گزینه‌ها آن قدر پیچیده هستند که با روشن شدن یک مسأله، مسألهٔ دیگری مطرح می‌شود.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

انگار الیور استون زاده شده تا این فیلم را بسازد. او کارگردانی بی‌قرار، با مهارت‌های تکنیکی بی‌حد و مرز است و قادر به جمع‌آوری تعداد زیادی از واقعیات و تخیلات و تبدیل سریع آن‌ها به یک فیلم است. راز او این است که قصد ندارد ما تمام جزئیات فیلم را به یاد بیاوریم و با هم سرهم‌بندی آن‌ها، به نتیجه‌های منطقی برسیم. فیلم او دربارهٔ دعوی دادگاهی قهرمان فیلم، جیم گریسون (کیوین کاستنر Kevin Costner)، نیست. بلکه دربارهٔ وسواس فکری گریسون است. مضمون اصلی فیلم دربارهٔ حقیقت نیست بلکه دربارهٔ ناکامی و عصبانیت است. دروغ‌های بسیاری گفته شده است و شواهد حقیقی بسیاری هرگز یافت نشده و مخدوش شده‌اند. تنها چیزی که گریسون می‌تواند امیدوار به اثباتش باشد این است که نسخهٔ اصلی غیرمحتمل یا غیرممکن است و این که سرنخ‌ها وسوسه‌انگیز هستند و ارتباط آن‌ها سطح پنهانی را نشان می‌دهند که در آن حوادث به گونه‌ای متفاوت به هم مرتبط می‌شوند.

از استون برای انتخاب گریسون (Jim Garrison: دادستانی ایالتی بود که پروندهٔ قتل کندی را از نو بازبینی کرد. کاستنر نقش او را در فیلم بازی می‌کند.) در نقش قهرمان داستان انتقاد شد. چه کسب باید انتخاب می‌شد؟ ارل ورل؟ الن دلز؟ والتر کرونکیت؟ او فیلم‌ساز بود و می‌باید قهرمانی را پیدا می‌کرد که احساسات او را بازتاب دهد. جیم گریسون ممکن است دقیقاً مورد نظر ما نباشد ولی جانشینی عالی برای سوءظن‌های ملی ماست. او سؤال‌هایی می‌پرسد که هیچ‌وقت به طور رضایت‌بخشی به آن‌ها جواب داده نشد- سؤال‌هایی که هیچ جوابی نمی‌توانند داشته باشند، و مطمئناً اگر گزارش کمیتهٔ وارن (Warren Report: گزارشی که در مورد ترور رئیس‌جمهور جان. اف. کندی نوشته می‌شود. م.) صحت داشته باشد، حتی نمی‌توانند سؤال باشند.

هر فیلمی که دربارهٔ توطئهٔ ترور کندی ساخته شود، جیم گریسون قهرمان بدیهی آن است.

استون سبک نمایشی خوبی برای فیلم پیدا کرد. ما هر بار با اطلاعات جدیدی بمباران می‌شویم. آن اطلاعات برای دهه‌ها در سینما، کتاب، در اخبار تلویزیون، در مستندها، و در عکس‌هایی که تا ذره‌های تشکیل‌دهندهٔ آن‌ها هم بررسی می‌شوند، دیده شدند. هیچ کدام از این موارد با یکدیگر هماهنگی ندارند. یک فیلم با سبک نمایشی هموار و یکپارچه، به طور نادرستی درک می‌شوند. استون و فیلم‌بردار حرفه‌ای او رابرت ریچاردسن (Robert Richardson) (که جایزهٔ اسکار را از آن خود کرد)، بر روی تمام وسایل مربوط کار کردند: دوربین‌های ۳۵ میلی‌متر، ۱۶ میلی‌متر، سوپر ۸/۸ میلی‌متر، ویدئو، عکس‌های فیلم، قسمت‌های رنگی و سیاه‌وسفید فیلم. تدوین‌گرهای او، جو هاشینگ (Joe Hutshing)، و پیترو اسکالیا (Pietro Scalia)، که هردویشان جایزهٔ اسکار کسب کردند، چنین مواردی را مثل یک جورچین تصویری فراهم آوردند. فیلم به شکل خطی نیست؛ در فیلم یک رشته حوادث موازی وجود دارد که هم‌زمان در جبهه‌های متفاوتی در جال پیش‌روی هستند. به صحنهٔ گریسون و مأموزان تحقیق او در رستوران توجه کنید، که در آن دوربین، بین آن‌ها و نماهایی از عکس ساختگی اسوالد و تفنگ، قطع می‌کند. هنگامی که گروه به دلیل ناامیدی از هم می‌پاشد، خط مسیر سکانس بعدی در تصویری در جلد مجلهٔ لایف ادامه می‌یابد. آیا عکس ساختگی بود؟ چه کسی می‌داند؟ سایه‌ها قطعاً با یکدیگر تطابق ندارند.

و البته مجلهٔ تایم- لایف نظریه‌های توطئه را با ارزشمندترین سلاح خود، یعنی فیلم زاپرودر (فیلمی که یکی از شهروندان آمریکایی در هنگام ترور رئیس‌جمهور گرفته است. م.)، تهیه کرد. فیلم بیان می‌کند که توطئه‌گرها، هر کسی که بوده‌اند «به زاپرودر توجه نکردند.» بدون فیلم خانگی بی‌کیفیت او، هیچ راهی نداریم که تشخیص دهیم شلیک‌های گلوله آن قدر سریع بوده‌اند که غیرمحتمل به نظر می‌رسد اسوالد بتواند تمام آن‌ها را انجام داده باشد. بله، من از کتاب پروندهٔ بسته‌شدهٔ (Cased Closed) جرالد پستر (Gerald Posner)، که تمام چیزهایی را که می‌توانست اتفاق بیفتد کم و بیش مانند کمیسیون ورن استنتاج کرده، مطلع هستم. جی. اف. کی. استدلال می‌کند، و بیشتر ما هنوز موافقیم که باور کردن سرعت و دقت بالای اسلوالد در تیراندازی با آن تفنگ قدیمی دشوار است. این نشان‌دهندهٔ احساسات و بیان‌کنندهٔ سوءظن‌های تاریک ما است.

استون از یک گروه فیلم‌سازی بزرگ استفاده کرد تا به ما در همراهی کردن شخصیت‌ها در بین انبوهی از شواهد، بازسازی‌ها، پس‌نگاه‌ها، نشست‌های فرضی، و نماهای زودگذر کمک کند، او هنرپیشه‌های ثابت برای نقش‌های ثابت، و همینطور ستاره‌های سینما را انتخاب کرد. بازیگرانی مثل گری الدمن (Gary Oldman) نه فقط به دلیل کاردان بودن، بلکه به این دلیل انتخاب می‌شوند که سبیه به شخصیت‌هایی هستند که بازی می‌کنند (در این زمینه او شبیه به اسوالد است). از ستاره‌هایی مثل جک لمون (Jack Lemmon)، اداسنر (Ed Asner)، والتر ماتیو (Walter Matthau)، کوین بیکن (Kevin Bacon)، دونالد سوترلند (Donald Sutherland)، و سیسی اسپسک (Sissy Spacek)، برای ساختن حوزه‌هایی احساسی در اطراف شخصیت‌ها استفاده می‌شود. ستاره‌های کمتر شناخته شده مایکل روکر (Michael Rooker) در نقش‌های کم‌رنگ‌تر بازی می‌کنند؛ او مأمور تحقیق گریسون است. ما هر زمانی که او را در صحنه ببینیم، می‌شناسیم، ولی او هیچ‌گاه از رئیس خود پیشی نمی‌گیرد. کوین کاستنر، در نقش مرکزی، شخصیت خود را به شکلی باورپذیر و محبوب ارائه می‌کند، و نوعی استقامت و استواری را در شخصیت گریسون نشان می‌دهد. او موفق و نابغه نیست، ولی یک مرد سرسخت است و وقتی به او دروغ گفته می‌شود بسیار عصبانی می‌شود.

تفسیرهای زیادی در فیلم وجود دارد. موقعیت‌هایی وجود دارد که در آن استون واقعاً از ما می‌خواهد که به شخصیت‌های فیلم در هنگام توضیح دادن بعضی از مسائل گوش بدهیم. این صحنه‌ها می‌توانستند مرگ‌بار باشند. او با استفاده از بازیگران ماهر، قطع دوربین بین نقطه‌دیدهای متفاوت، و بازسازی حوادثی که آن ها را تفسیر می‌کنند، به صحنه‌ها جذابیت می‌بخشد. راوی اصلی «آقای ایکس» است، یک کارمند عالی رتبه در پنتاگون که نقشش را سترلند ایفا می‌کند (گفته می‌شود شخصیت او براساس شخصیت یکی از طرف‌داران نظریهٔ توطئه، به نام سرهنگ ال. فلچر پروتی (Colonel L. Fletcher Prouty) ساخته شده) آیا چیزی که او به گریسون می‌گوید بازتاب وضعیت و تفکرات صاحبان صنایع نظامی در اوایل دههٔ ۶۰ است؟ به نظر می‌رسد که این طور باشد.

ترور جان اف. کندی، تاریخ را درگیر خود خواهد کرد- مثل کسانی که زندگی‌اشان به طور مستقیم از چنین رویدادی تأثیر گرفت. چنین حقایقی، همچنان مبهم و بحث‌برانگیز باقی خواهند ماند. تمام فیلم‌های وابسته به وقایع حقیقی فراموش می‌شوند. ولی جی. اف. کی تا زمان معینی به عنوان تاریخچه‌ای که نشان می‌دهد ما در آن دوران چه احساسی داشتیم، برجای خواهد بود. این که چگونه مردم آمریگا گمان می‌کنند در پشت این ترور چیزهای دیگری وجود دارند که هیچ‌وقت افشا نشده‌اند: این که چگونه سوءظنمان به اسوالد به تنهایی پاسخگوی ما نبود، و این که در این جریان نوعی توطئه در کار بوده است. جی. اف. کی نشان‌دهندهٔ پریشانی، جنون سوءظن، و نارضایتی ما است. بر این اساس، فیلم کاملاً حقیقی است.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.