فیلم حرص – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Greed 1924

فیلم حرص (۱۹۲۵)، ساختهٔ اریک اشتروهایم (Eric Stroheim)، مانند مجسمهٔ ونوس (مجسمهٔ یونانی مربوط به ۱۳۰ سال پیش از میلاد که اکنون بازوان آن گم شده‌اند. م.)، با وجود گم‌شدن تعدادی از صحنه‌ها که از نظر سازندهٔ آن ضروری به نظر می‌رسیدند، مورد تحسین بسیار قرار گرفته است. تاریخچهٔ بداقبالی این فیلم بسیار مشهور است. نسخهٔ اصلی فیلم اشتروهایم بیش از نه ساعت بود. بعد از آن که آن را مرتباً قطع و کوتاه کردند، فیلم را در مدت ۱۴۰ دقیقه به اکران درآوردند. نسخه‌ای که دیگر متعلق به او نبود- و باعث کشمکش او با لوییس بی، میر (Louis B. Mayer) شد. حرص فیلمی است که معمولاً به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های سینما شناخته می‌شود.

فیلم حرص از رمان فرنک نوریس (Frank Norris)، مکتو (Mc Teaue)، اقتباس شد. داستان آن دربارهٔ پسر قوی‌هیکل و ساده‌دل یک معدن‌چی دائم‌الخمر است که از یک دکتر غیرحرفه‌ای، دندان‌پزشکی را یاد می‌گیرد، به سان‌فرانسیسکو می‌رود، با یک زن زن خسیس ازدواج می‌کند، و در درهٔ مرگ، در کنار جسد کسی که هم به دنبال همسر و پول او بود، می‌میرد. داستان فیلم برای رورینگ تونتیز (Roaring Twenties) بسیار نارحت‌کننده و تلخ بود. میر، و همچنین دستیار جدید او ایرونیگ تالبرگ (Irving Thalbberge)، درام. جی. ام.، معتقد بودند که مردم چنین فیلمی را نمی‌خواهند- فیلمی که نه ساعت طول بکشد!

برای ون اشتروهایم بسیار سخت‌گیر که لباس، حرکات و عینک او درست مانند یک افسر پروسی بود، تحمل مخالفت آن‌ها بسیار سنگین تمام شد. در سال ۱۹۲۲ و در شرکت یونیورسال، که تالبرگ بعداً در آن جا استخدام شد، فیلم زنان احمق (Foolish Wives) اشتروهایم برای بار سوم کوتاه شد، و سپس تالبرگ در فیلم بعدی او به نام چرخ فلک (Merry – Go- Round) از پروژه اخراجش کرد. اشتروهایم به ام.جی.ام. رفت تا فیلم حرص را بسازد. ساخت فیلم ۷۵۰۰۰۰ دلار هزینه داشت و یک سال طول کشید، تا این که نهایتاً به دست تالبرگ برسد و تکه‌های بیشتری از آن حذف شود.

امروزه هیچ آدمی نیست که در قید حیات باش و نسخهٔ اصلی را هم دیده باشد، ولی یکی منتقد ساکن سان‌فرانسیسکو به نام ایدال (Idal) جونز، در اولین اکران استودیویی آن حاضر بوده. فیلم از ساعت ده صبح شروع شد و بدون وقفه- برای ناهار یا هر کار دیگری- ادامه یافت. اشتروهایم به عنوان نمونه‌ای برای دیگران، در طول فیلم به شکلی بسیار جدی روی صندلی می‌نشست. جونز دوست کارگردان بود ولی توصیف او از آن تجربه چندان موجب حسادت ما نمی‌شود. او بخش‌های شخصی را دوست داشت؛ مشکل این بود این بخش‌ها بسیار زیاد بودند: «فیلم آن چنان کامل از روی رمان ساخته شده که حتی یک ویرگول هم از قلم نیفتاده بود.» «واقع‌گرایی را مانند یک آرمان انتزاعی تایش می‌کرد. هرچقدر که او بیشتر واقع‌گرایی را ستایش می‌کرد، در به دست آوردنش بیشتر عذاب می‌کشید.»


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

فیلم قطعاً واقع‌گرا است. صحنه‌های آغازین فیلم، درست به همان شکلی که نوریس نوشته بود، به تصویر کشیده می‌شوند. مطب دکتر در سان‌فرانسیسکو یک صحنهٔ ساخته شده نبود، بلکه یک مطب واقعی در طبقهٔ دوم بود که هنوز هم وجود دارد. اشتروهایم می‌توانست صحنه‌های مربوط به کویر را در خارج منطقهٔ پالم اسپرینگز بگیرد، ولی برای گرفتن نماها در خود درهٔ مرگ که حرارت آن به ۱۲۰ درجه فارنهایت می‌رسد، پافشاری کرد؛ دوربین می‌بایست با حوله‌های سردکننده خنک می‌شد. برخی از افراد او نافرمانی و برخی دیگر شمایت می‌کردند. اشتروهایم با تفنگ خود می‌خوابید، و هنگامی که در یکی از صحنه‌های فیلم، دو بازیگر خود به قصد کشت با یکدیگر نزاع می‌کردند، او فریاد می‌زند: «بجنگید! بجنگید! سعی کنید به همان اندازه‌ای که از من متنفرید، از همدیگر متنفر باشید!»

این خاطرات و همچنین موارد دیگر در کتاب توماس کویین کورتیس (Thomas Quiin Curtis) دربارهٔ اشتروهایم، بازگو می‌شوند. کورتیس دوست قدیمی اشتروهایم است که تا سال‌های اخیر منتقد پاریس هرالد- تریبون (Paris Herald –Tribune) بود. او به یاد می‌آورد که در هنگام خوردن ناهار لوییس بی. میر در پاریس، میر داستان دعوای خود را با اشتروهایم تعریف کرد. در آن بعدازظهر، کوتیس، (کسی که صحبت چنین اتفاقی را تأیید می‌کند) با اشتروهایم قرار شام داشت. دعوای آن‌ها زمانی شروع شد که اشتروهایم دستکش‌های خود را برداشت تا از دفتر تهیه‌کننده خارج شود. میر به او می‌گوید: «احساس می‌کنم من را یک آدم پست فرض کرده‌ای،» اشتروهایم پاسخ می‌دهد: «حتی به اندازهٔ یک آدم پست هم نیستی.» میز با چنان شدتی به اشتروهایم ضربه می‌زند که از دفتر بیرون می‌افتد. با وجود این در حالی که هنوز دستکش و عصای خود را در دست داشت به منشی میر می‌گوید: «می‌بینید که دست‌های من آزاد نیستند.»

چرا آن‌ها آن قدر عصبانی بودند؟ بخشی به دلیل دیدگاه میر بود و به نظرش او فرصت را برای ساخت یک فیلم غیرقابل اکران بر باد داده بود؛ او در فیلم، طبیعت انسان را تلخ، تیره، و غیرتجاری می‌کرد. مکتیگو. (گیبسون گولند Gibson Gowland -) یک دفتر تقلبی است که هنگام بی‌هوش کردن ترینا برای کشیدن دندانش، عاشق او (زاسو پیتس Zasu Pitts) می‌شود. ترینا زن خسیسی است که از دادن پنج سنت به همسر خود برای آن که در یک روز بارانی سوار اتوبوس شود مضایقه می‌کند و سکه‌های خود را آن قدر تمیز می‌کند که برق بزنند. خواستگار اول ترینا، مارکوس (جین هرشولت (Jean Hersholt)، برندهٔ جایزهٔ هیومنیترین (Humanitarian Award))، او را به مکتیگو پس می‌خواهد. این امکان وجود دارد که مکتیگو و ترینا قبل از ازدواج رابطهٔ دوستانه برقرار کرده باشند، که در سال ۱۹۲۵ بسیار رواکننده بود.

هفت سال گمشدهٔ فیلم حرص، در سنما به نام جام مقدس (جامی که حضرت عیسی از آن برای آخرین بار نوشید. م.) شناخته شده است. ظاهراً آن‌ها به منظور استخراج نیترات نقره، که در صنعت سینما مورد استفاده قرار می‌گیرند، نابود شدند. فیلمی که باقی ماند، فروش خوبی در دههٔ بیست داشت و بعداً به دست یک مورخ سینمای صامت به نام کوین برانلو (Kevin Brownlow) ترمیم شد؛ همین نسخه است که شاهکار محسوب می‌شود. در سال ۱۹۹۰ یک ترمیم‌کنندهٔ فیلم به نام ریک اشمیدلین (Rick Schmidlin) حرکت بلندپروازانه‌ای در مورد فیلم انجام داد. او گنجینه‌ای از عکس‌های اصلی فیلم و نسخهٔ ۳۳۰ صفحه‌ای از فیلم‌نامهٔ اشتروهایم را برای مدتی بسیار طولانی گم شده بود پیدا کرد. او آن‌ها را تدوین کرد و در داخل فیلم باقی مانده جای داد تا نسخهٔ ویدئویی چهار ساعته‌ای را که اکنون موجود است در دسترس همگان قرار دهد.

با مقایسهٔ دو نسخه متوجه می‌شویم که نه تنها طول فیلم طول کوتاه شده، بلکه بسیاری از قسمت‌های حساس و ظریف آن توسط ام.جی.ام. حذف شده است. در اولین ارتباط آن‌ها، مگتیگو و ترینا از راه‌آهن بیرون می‌آیند و به سمت حومهٔ شهر می‌روند. هنگامی که در ایستگاه ایستاده‌اند، در نسخهٔ کوتاه ام.جی.ام.، نوشته‌ای از قول ترینا ذکر می‌شود: «در طول این چند هفته اولین روزی که باران نباریده است. فکر می‌کنم خوب باشد اگر کمی قدم بزنیم.» در بازسازی اشمیدلین از روی فیلم‌نامه، نوشته می‌شود: «بیا برویم آن جا و بر روی آن مجرای فاضلاب بنشینیم.» و آن‌ها همین کار را می‌کنند، و بر روی دریچهٔ مجرای فاضلاب می‌نشینند.

امروزه برای نسخهٔ اصلی و گمشده بیشتر مرثیه می‌خوانند تا آن احساس تأسف کنند؛ جاهایی در فیلم وجود دارد که مخاطب نمی‌تواند آرام بنشیند. حتی دوست اشتروهایم، جونز، فکر می‌کرد که شاید بهتر فیلم «به شکل چندقسمتی» نشان داده می‌شد. احساس من با دیدن هر دو نسخه‌ای این است که دوست‌داران فیلم بهتر است با نسخهٔ آشنای ۱۴۰ دقیقه‌ای شروع کنند (که در کل یک تجربهٔ بسیار عالی است)، و سپس، اگر کنجکاوی آن‌ها برانگیخته شد، نگاهی به نسخهٔ اشمیدلین بیندازند تا یک ایدهٔ کلی در مورد صحنه‌هایی که فراموش شده به دست آورند.

فیلم حرص، نمونهٔ بی‌نظیری است سبک طبیعت‌گرایی است که در آن زندگی خشن طبقهٔ زحمتکش آمریکا را در شهرهای جدید، نشان می دهد جایی که در آن تعداد میخانه‌ها دو برابر اتاق‌ها نشیمن است. مکتیگو ممکن است تا پایان فیلم مرتکب دو قتل شده باشد، اما ذاتاً فردی ملایم و بسیار ساده‌دل است. موقعیتی که او در آن قرار گرفته بسیار تلخ است. یکی از صحنه‌هایی که توسط ام.جی.ام. بریده شد، توسط اشمیدلین بازسازی شد؛ آن صحنه مکتیگو را نشان می‌دهد که برای جشن نامزدی‌اش در حال خرید بلیط تئاتر است. او می‌خواهد جایگاه آن‌ها در سمت راست سالن تئاتر باشد. فروشندهٔ بلیط می‌پرسد: «می‌خواهید رو به صحنه باشید یا تماشگران؟» مکتیگو می‌گوید: «طرفی که دور از طبل باشد،» او گیج شده است، و هنگامی که متوجه می‌شود که آن مرد دارد او را بازی می‌دهد، خشمگین می‌شود.

در این فیلم مردی وجود دارد که تنها می‌خواهد یک دندان‌پزشک باشد و ترینا را دوست دارد، ولی نهایتاً استخوان‌های او در درهٔ مرگ می‌پوسند. آخرین کار او آزاد کردن قناری‌اش از داخل قفس است، قناری کمی پرواز می‌کند و می‌میرد. شکی نیست که میر و تالبرگ اعتقاد داشتند عصر جاز (Jazz Age) چنین فیلمی را نمی‌پذیرد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.