فیلم دارودسته‌های نیویورکی – بررسی، نقد و تحلیل – Gangs of New York 2002

کارگردان: مارتین اسکورسیزی، تهیه‌کنندگان: آلبرتو گریمالدی، هاروی واینشتاین. فیلمنامه: جک کاکس، استیون زیلان، کنت لوئر گن براساس داستان جک کاکس، مدیر فیلمبرداری: مایکل بلهوس. موسیقی: هاوارد شور. بازیگران: لئوناردو دی‌کاپریو، دانیل دی‌لوئیس، کامرون دیاز، جیم برودبنت، جان سی. رایلی، لیام نیسن. ۱۶۷ دقیقه.

فیلم مارتین اسکورسیزی درباره دارودسته‌های تبهکار نیویورکی نیمه قرن نوزدهم دیگ درهم جوشی از قاتل‌ها، دزدها، اشراف زاده‌ها، و کشاورزها) مملو است از مضامین وفاداری بین جماعت خلافکار، درگیری‌های قومی و مذهبی و انتقام‌گیری‌های خشن کشتی‌های پر از مهاجر از اروپا و سایر نقاط دنیا سر می‌رسند و همان بدو ورود با مقاومت شدید ساکنان نیویورک، یا در واقع، مهاجرهای قبلی روبرو می‌شوند. تنش‌های نژادی، فرهنگی سرریز شده و اراذل و اوباش خیابان‌های نیویورک را در می‌نوردند، نفس‌کش می‌طلبند و قلمرو تعیین می‌کنند. شخصیت محوری در این بلبشو و فضای خشونت‌بار، بیل «بوچر» (قصاب) کاتینگ (دانیل دی لوئیس) است که قدرت بلامنازع‌اش را بر ساکنان آن محله‌های غرقه به خون حاکم کرده. این قصاب مرتجع، خود را یک «آمریکایی بومی اصیل» برشمرده و پرچمدار جنبش میهن‌پرستانه پروتستان‌های متعصب آمریکایی و موج ضدمهاجری است که پدید آمده. صحنه پرخشونت و چشمگیر افتتاحیه که طی آن قصاب، رهبر ایرلندی گروه رقیب، کشیش والن (نیسن) را به قتل می‌رساند، همراه با ضرباهنگ موسیقی متن طراحی و تدوین شده، و لحن و حس و حال باقی فیلم را تبیین می‌کند. مانند تعدادی دیگر از فیلم‌های اسکورسیزی، با تأکید بر ریاکاری ذاتی این جماعت، نشان داده چطور پای‌بندی و سرسپردگی سفت و سخت این دارودسته‌ها به ضوابط اخلاقی‌شان، می‌تواند با خون و خونریزی عجین شود. حالا پسر بزرگ کشیش والن، آمستردام (لئوناردو دی کاپریو) که در کودکی شاهد قتل پدرش بوده، سال‌ها بعد از آن حادثه، به فکر راه انداختن زندگی بهتر، به طور ناشناس به بای نیویورک برمی‌گردد. اما با در نظر داشتن گستردگی سلطه «قصاب»، آمستردام، ناگزیر، وارد حلقه او شده و تحت حمایت‌اش قرار می‌گیرد. صحنه‌های بعدی یادآور صحنه های اولیه بین کشیش و آمستردم نوجوان است (به خصوص در آن مراسم آئینی که می‌گوید: نیل «خون بر روی تیغ می ماند»). ولی در نهایت، احساسات پدری، نقطه ضعف قصاب از آب در می آید؛ او که با لحن اندوه‌باری به آمستردام می‌گوید: «هیچ وقت پسری نداشته‌ام» بی‌خبر است که در تمامی این مدت، پسر کشیش والن، دنبال فرصتی برای کشتن‌اش می‌گشته.

اگرچه این فیلم، اسکاری را که حق اسکورسیزی بود در اختیارش نگذاشت (او باید تا ۲۰۰۶ و مرحوم صبر می‌کرد)، دارودسته‌های نیویورکی، در قدرت‌اش برای توصیف سازوکارهای درونی سازمان‌های تبهکاری، توطئه چینی‌ها، و چندلایه و پیچیده بودن و با زندگی گنگستری، اثری است به همان اندازهٔ رفقای خوب (۱۹۹۰) موفق.

 


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.