فیلم رزمناو پوتمکین – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Battleship Potemkin 1925

فیلم رزمناو پوتمکین (۱۹۲۵) ساختهٔ آیزنشتاین  (Eisenstein) مدت‌ها مورد توجه بوده و تقیرباً غیرممکن است که با نگاه تازه‌ای بتوانیم آن را بررسی کنیم. این فیلم یکی از نقاط دگرگونی‌های اساسی در سینما محسوب می‌شود. صحنهٔ مشهور قتل‌عام بر روی پله‌های ادسا، بارها در فیلم‌های دیگر وام‌گیری شده است، (این صحنه به شکل قابل ملاحظه‌ای در فیلم تسخیرناپذیران  (Untouchables) مشهود است) به طوری که خیلی از بینندگان، صحنه‌های تقلیدی را قبل از صحنهٔ اصلی دیده‌اند. روزگاری این فیلم چنان قدرتی داشت که دولت‌ها فکر می‌کردند می‌توانند مخاطبان خود را با آن به جنبش وادارند. اگر امروز فیلم به یک «کارتون» خوش‌تکنیک و ساده شبیه شده (کارتون واژه‌ای است که پالین کائل در یک بازبینی به فیلم نسبت داد)، شاید به این دلیل است که ویژگی غافلگیری خود را دیگر از دست داده است- و مانند مزمور بیست و سه یا سمفونی شماره پنج بتهوون برای ما ما چنان آشنا است که نمی‌توانیم آن‌طور که هست درکش کنیم.

حالا که به این نکته اشاره کردم، اجازه بدهید بگوییم پوتمکین، که بارها آن را دیده‌ام و پلان به پلان آن در تدریس کرده‌ام، در یکی از شب‌های ماه ژوئن سال ۱۹۹۸ و به شکلی غیرمنتظرانه برایم زنده شد. فیلم بر روی پرده‌ای که روی دیوار بیرونی سالن ویکرز در شهر تری‌اکس در ایالت میشیگان آویزان شده بود، پخش می‌شد و حدود سیصد نفر روی صندلی‌های تاشو در پارکینگ نشسته بودند و آن را تماشا می‌کردند. هم‌زمان با اجرای فیلم، گروه موسیقی کانرکیت۴ (Concrete) که اهل جنوب غربی میشیگان بودند، فیلم را همراهی می‌کردند. زیر نور ستاره‌ها در یک شب تابستانی خنک، دور از جشنواره‌های فیلم و سینما تک‌ها، فراخوان انقلابی آیزنشتاین در ۱۹۲۵، تأثیر فراوانی بر من گذاشت. ولی منظورم این نیست که همه برخاستند و «سرود انترناسیونال» را خواندند. صندلی‌های تاشویی که برای این اثر مورد استفاده قرار گرفتند از کلیسای کاتولیک محل، امانت گرفته شده بودند. بعضی از تماشاگران بعد از فیلم بدون تردید برای خرید بستنی قیفی به بستنی‌فروشی اونیکز در نیوبوفالو رفتند. اما به هر حال فیلم روندی پیشرو و پویا، صحنه‌هایی تکان‌دهنده، و قدرتی حقیقی در به حرکت واداشتن مخاطب داشت- به خصوص در سانس پله‌های ادسا که باعث شده بود بعضی از تماشاگران با صدای بلند نفس بکشند. فیلم به سفارش رهبری روسیه به مناسبت بیستمین سالگرد قیام پوتمکین ساخته شد و لنین از این فیلم به عنوان نخستین گواه بر امکان براندازی حکومت سرمایه‌داری به دست سربازان نهضت کارگران، یاد کرد. همان‌طور که در فیلم آیزنشتاین نشان داده شده، خدمهٔ رزمناو در حال بازگشت از جنگ با ژاپن، در دریای سیاه به دلیل کمبود ذخیرهٔ غذایی دست به شورش می‌زنند. نمای نزدیک مشهوری از صبحانه‌های آن‌ها که پر از کرم حشره است، گرفته شده. بعد از این که افسران کشتی برزنتی را روی شورشی‌ها می‌اندازند و دستور تیراندازی به آن‌ها را صادر می‌کنند، یکی از شورشیان به نام واکولینچرک فریاد می‌زند: «برادران! به چه کسی شلیک می‌کنید؟» تیراندازها اسلحه‌هایشان را پایین می‌آورند و وقتی یکی از افسرها از روی بی‌فکری سعی در تحمیل اجرای دستور خود دارد، شورشی‌ها کا کشتی را تصرف می‌کنند. در ساحل خبر قیام به شهروندانی می‌رسد که مدت‌های طولانی از سرکوب حکومت‌های تزاری رنج می‌کشیدند. آن‌ها آب و غذا را روی یک قایق تندرو به سمت رزمناو می‌فرستند. سپس، در یکی از مشهورترین سکانس‌های تاریخ سینما، سربازهای تزاری در صفی طولانی از پله‌ها به پایین می‌آیند و آدم‌های وحشت‌زده و در حال فرار را تیرباران می‌کنند. تعداد زیادی بی‌گناه کشته می‌شوند و هنگامی که زنی تلاش می‌کند تا جان کودکش را در کالسکه نجات دهد، به زن شلیک می‌شود و بدن بی‌جان و از پله‌ها به پایین می‌غلتد، تصویر قتل‌عام تیره‌تر می‌شود.

هیچ قتل‌عامی در پله‌های ادسا به این صورت اتفاق نیفتاده، اما این امر از قدرت این صحنه کم نمی‌کند. سربازهای تزار مطمئناً در تمام نقاط شهر به افراد غیرنظامی شلیک کرده‌اند، و آیزنشتاین در متمرکز کردن آن کشتارها و ایجاد یک صحنهٔ عالی سینمایی، کارش را به عنوان یک کارگردان به خوبی انجام داد. این که او چنان خوب از پس این کار برآمد که همه قتل‌عام پله‌های ادسا را اتفاق واقعی می‌دانند بسیار کنایه‌آمیز است.

خبر قیام به ناوگان روس می‌رسد و آن‌ها به سرعت برای فرونشاندن آن به سمت ادسا حرکت می‌کنند. پوتمکین و ناوشکن دیگری که به انقلابیان پیوسته بودند، آمادهٔ روبرویی با آن‌ها می‌شوند. آیزنشتاین تنش را از طریق قطع بین صحنه‌های ناوگانی که نزدیک می‌شود و رزمناو دلیر پوتمکین، و نیز جزئیات آماده‌سازی در کشتی، به بیننده القا می‌کند. در آخرین لحظه مردان پوتمکین به هم رزم‌هایشان پیام‌هایی برای پیوستن به انقلابیان می‌فرستد- و کشتی بدون این که آتشی بر آن گشوده شود از بین دستهٔ کشتی‌های جنگی عبور می‌کند.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

رزمناو پوتمکین را فیلم تبلیغاتی انقلابی و برخوردار از حساسیت طبقاتی در جامعه دانسته‌اند و سرگئی آیزنشتاین عمداً از آفرینش افراد واقعی سرباز می‌زند (حتی واچولینچوک هم به صورت یک نماد دیده می‌شود). به جای آن در بیشتر صحنه‌هایی که عرشهٔ پوتمکین را نشان می‌دهد توده‌ای از مردان در صفوف هماهنگ حرکت می‌کنند، مردم ادسا نیز مانند صف عظیمی از چهره‌های در هم به نظر می‌رسند؛ البته چهره‌هایی که کاملاً دیده می‌شوند. دیالوگ‌ها (به صورت نوشته شده) اکثراً محدد به سرپیچی و ترغیب است. هیچ عمل شخصی نمایش‌گونه‌ای که تعادل درام سیاسی بزرگ‌تر را بر هم بزند، وجود ندارد.

آیزنشتاین (۱۹۸۹- ۱۹۴۸) یکی از آفرینندگان تئوری تدوین فیلم در شوروی بود. او معتقد بود که تأثیر فیلم تنها در هنگام نشان دادن تصاویر اتفاق نمی‌افتد بلکه با نوع چیدمان تصاویر مختلف در کنار هم حاصل می‌شود. گاهی، قطع صحنه‌ها منطقی است: نقطه، نقطه مقابل، و ترکیب این دو. او با برش بین چهرهٔ افراد غیرمسلح و سربازان بی‌احساس با لباس نظامی، مجادلهٔ بین مردم و حکومت تزاری را می‌آفریند. بسیاری از برش‌های دیگر به همین اندازه سریع هستند: بعد از این که ناخدای پوتمکین تهدید می‌کند شورشگران را از بازوی افقی دکل ناو آویزان خواهد کرد، در آن جا اشکال شبح‌واری را آویزان می‌بینیم و وقتی مردم فریاد می‌زنند: «مرگ بر مستبدان!» مشت‌های گره‌شده را می‌بینیم. برای تأکید بر این موضوع که قربانیان تیراندازی‌ها نمی‌توانستند فرار کنند، یک شهروند انقلابی را می‌بینیم که بدون پا است. همان‌طور که سربازها در رژه پیش می‌آیند، چکمهٔ یکی از سربازها دست بچه‌ای را له می‌کند. در یک سری پلان‌های مشور، شهروندی با عینک دیده می‌شود؛ وقتی دوربین دوباره او را نشان می‌دهد، می‌بینیم که یکی از شیشه‌های عینک توسط گلوله شکسته شده است.

آیزنشتاین احساس می‌کرد که تدوین نه براساس داستان، بلکه باید براساس ضرب آهنگ جلو برود. پلان‌ها باید در راستای نشان دادن نکته‌ای خاص قطع شوند، نه براساس علاقهٔ شخصی به کاراکترهای خاص. بخش زیادی از موسیقی متن که در فیلم پوتمکین شنیدم این نظریه را دنبال نمی‌کند و در عوض، فیلم را مانند یک درام صامت رایج نشان می‌دهد. کانکریت، همان گروه موسیقی میشیگانی (بوید ناتینک، جان یزل، اندرولرسن) با یک موسیقی متن یکپارچه، آهنگین، مکرر، و با استفاده از کی‌بو رد، فریاد، قطعات نارسای سخنرانی، طبل، آواهای نظامی، و صداهای طبیعی سرهم‌بندی شده بر دستاورد آیزنشتاین تأثیر گذاشت و آن را تقویت کرد. این رویکردی بی‌پروا و فوری از طرف کسانی بود که در عوض (همراهان فروتن آیزنشتاین»، عنوان «همکاران آیزنشتاین» را به خود لقب می‌دادند.

در کنار صحنه‌پردازی غیرمعمول فیلم، موسیقی سبب آشنایی طولانی‌مدت من با رزمناو پوتمکین شد و حتی بهتر از قبل به من فهماند که چرا این فیلم برای مدت‌ها خطرناک به حساب آمد. (این فیلم در ایالت‌های مختلفی در آمریکا و در فرانسه و همین‌طور طولانی‌تر از هر فیلم دیگری در بیتانیا ممنوع شد؛ حتی استالین هم در زمانی که مخالفت‌هایی علیه خط‌مشی حزب کمونیست شکل گرفته بود، نمایش آن را ممنوع کرد.)

حقیقت این است که فیلم پوتمکین واقعاً مستقل عمل نمی‌کند، بلکه وابسته به تسلط موقعیت اجتماعی است که رد فیلم نشان داده شده است. در زمان شکوفایی صلح، پوتمکین روایت عجیبی است. اگر این فیلم در زمان کشتار میدان تیانانمن در سال ۱۹۸۹ در چین نمایش داده می‌شد، تصور می‌کنم می‌توانست فتنه برپا کند. در نمایشگاه جهانی بروکسل در سال ۱۹۵۸، فیلم در مقام برترین فیلم تاریخی رأی آورد (به شکلی کنایه‌آمیز، درست در همان سال همشهری کین اکران شد و به سرعت این عنوان را از آن خود کرد). در سال ۱۹۵۸ جنگ سرد در اوج خود بود و بسیاری از چپ‌گرایان اروپایی در مورد جامعه هم‌چنان پای‌بند به آراء مارکسیستی بودند، پوتمکین برای آن‌ها قدرت‌آفرین بود.

اما هنگامی که فیلم خارج از زمینه و مفهومش تماشا می‌شود، صدمه می‌خورد. درست مانند فیلم فارغ‌التحصیل  (The Graduate) که در سال ۱۹۶۷ نغمه‌ای عالی از آن به گوش می‌رسید، ولی حالا تبدیل به نغمه‌ای قدیمی و تاریخ‌گذشته، شده). فیلم به مخاطب‌های خاص خود نیاز دارد. به یک معنا گروه موسیقی کانکریت نوعی تماشاگر مجازی را تأمین کرد. موسیقی بلند، پرشور و بداقبال این سه آهنگ‌ساز همانند تماشاگرانی پرشور، برای تشویق و ترغیب تماشاگران دیگر عمل کردند. رزمناو پوتمکین دیگر بزرگ‌ترین فیلم شناخته‌شده محسوب نمی‌شود اما برای هر کس که به تاریخ فیلم علاقه دارد تماشایش الزامی است، و آن شب در پارکینگ آن شهر کوچک، من بارقه‌ای از یک قدرت مدفون هم‌چنان زنده در فیلم را احساس کردم؛ که در انتظار مجدد است.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.