فیلم رود سرخ – تحلیل و نکات جالبی که احتمالا نمی‌دانستید – Red River 1948

زمانی که پیتر بوگدانوویچ (Peter Bogdanovich) برای نمایش دادن فیلم اختتامیه در یک سالن تئاتر کوچک و قدیمی به فیلمی احتیاج داشت، رود سرخ (۱۹۴۸) هووارد هاکز (Howard Hawks) را انتخاب کرد. در صحنه‌های انتخابی او جان وین (John Wayne) به مونتگومری کلیفتد (Montgomery-Clift) می‌گوید: «آنها را به میسوری ببر، مت!» و سپس مونتاژ مشهورها کز از صورت‌های آفتاب سوختهٔ گاوچران‌ها در نمای نزدیک و خوشحالیشان با فریاد «هی-یا» و تکان دادن کلاه هایشان در هوا نشان داده می‌شود.

این لحظه نمونهٔ کامل از فیلم وسترن است و لذت اسب سواری زیر آسمان پهناور، کار و دستمزد پایانی آن را نشان می‌دهد. رود سرخ که دربارهی یک مرد مسن، یک مرد جوان و اولین گله به سمت چیشولم تریل است، یکی از بهترین فیلم‌های وسترن به شمار می‌آید. تنها در برخی از صحنه‌های حضور زنان، فیلم به مسیر اشتباهی می‌رود.

قهرمان و ضد قهرمان تام دانسون (وین) است که با یک واگن ترن در سال ۱۸۵۱ به سمت غرب راهی می‌شود و سپس برای رفتن به تگزاس و حرکت گله زحمت فراوان می‌کشد. تنها همراهی که با خود می‌برد نادین گروت (والتر برنان) (Walter Brennan) رانندهٔ واکنش است. نامزدش دانسن فن (کولین گری) (Coleen Gray) می‌خواهد به آنها بپیوندد، اما او شاید از روی حواس پرتی، جواب رد به زن می‌دهد و قول می‌دهد که بعد کسی را دنبالش بفرستد. مدتی بعد تام و نادین در فرسنگ‌ها آن طرف تر دودی را می‌بیند که به هوا می‌رود: «سرخپوست‌ها واگن‌های باری را نابود کرده اند.» نادین – مرد پیر و موجوگندمی – به سرخپوست‌ها ناسزا می‌گوید که چرا همیشه می‌خواهند گاری‌های خوب را آتش بزنند،» و تام می‌داند که برگشتن و کمک کردن زمان زیادی از آنها خواهد گرفت. رفتار آنها با توجه به اینکه دانسون زن محبوبش را از دست داده، در کمال تعجب سرد است.

پس از مدت کوتاهی، مردها با پسر بچه ای روبرو می‌شوند که از حملهٔ سرخپوست‌ها جان سالم به در برده. او مت گارث نام دارد، دانسن او را به فرزندخواندگی می‌پذیرد و پسر به عنوان وارث نهایی گله اش، تربیت می‌شود. مت که نقش او را در بزرگسالی مونتگومری کلیفت (نخستین نقش سینمایی او) ایفا می‌کند، به مدرسه می‌رود اما سال ۱۸۶۶ درست هنگامی که دانسن مشغول آماده کردن یک سفر حماسی برای بردن به هزار رأس گله به سوی میسوری است، بازمی گردد.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

قبلا اشاره کردم که دانسن هم قهرمان و هم ضد قهرمان است. این علامت پیچیدگی فیلمی است که غالبا جان وین در آن بازی می‌کند و ایفاگر تیپ‌های متناقض و زجر کشیده می‌شود. او کارش را با «پسری با گاو ماده و مردی با گاو نر» شروع کرده و گلهٔ بزرگی را پرورش می‌دهد. اما بعد با تباهی روبرو می‌شود؛ شاید باید گله را به شمال هدایت کند و با همهٔ دارایی اش را از دست بدهد. او مرد یک دنده ای است؛ در سرتاسر فیلم به او می‌گویند که اشتباه می‌کند و معمولا هم حق با آنهاست. به ویژه در هدایت گله به سوی آبیلن، جایی که نزدیک تر است و طبق گزارش به جای مسیری طولانی به سوی میسوری، راه آهن دارد. همان طور که گاوچرانها رفته رفته به خوردن آش جو عادت می‌کنند، دانسن هم بدخلق و سرانجام به دلیلی افراط در نوشیدن و خواب کم تاحدی دیوانه می‌شود؛ شورش‌های نافرجامی نیز انجام می‌گیرد تا این که مت سرانجام طغیان کرده و گله را به سوی آبیلن می‌برد.

تیم دیرکس (Tim Dirks) منتقد، به شباهت‌های تعارض بین آن دو با تعارض بین ناخدا بلیگ و فلچر کریستیان در شورش در کشتی بونتی (Mutiny on the Bounty) اشاره می‌کند و در واقع فیلم نامهٔ بردن چیس (Borden Chase) از غرور مرد مسن تر و نیاز مرد جوان تر برای آنکه خود را به اثبات برساند، اثری بزرگ تر می‌سازد. از سویی دیگر بین مت جوان و گاوچران سرسختی به نام چری والانس (جان ایرلند) (John Ireland) که در هدایت گله شرکت کرده و رقیب مت شده، رقابتی شکل می‌گیرد که پی آن ریخته اما چندان پرورانده نمی‌شود. گروت پیر پیش بینی می‌کند که «میانشان شکراب خواهد شد»، اما فیلم هرگز چنین چیزی را نشان نمی‌دهد بلکه آنها را معلق رها می‌کند. (چری در حالی که تفنگ مت را در دست دارد می‌گوید: «میدانی، تنها دو چیز، زیباتر از یک تفنگ خوب است. ساعت سوئیسی، یا یک زن، اهل هر کجا که می‌خواهد باشد. تو تاحالا یک ساعت سوئیسی داشته ای؟»)

پیوندهای عاطفی فیلم از طریق دستبندی نقره ای که دانسون آن را پیش از ترک فن به او بخشیده، جابجا می‌شود. دستبند دور مچ سرخپوستی است که دانسن به قتل می‌رساند، بعد دانسن دستبند را به مت می‌دهد و من هم آن را به تس میلی (جوآن درو) (Joanne Dru) می‌بخشد، زنی که مت نجاتش می‌دهد و عاشقش می‌شود. سه صحنه حضور تس، بخش‌های ضعیف فیلم هستند که این تا اندازه ای به دلیل بیهوده گویی‌های اوست (هنگام حملهٔ یک سرخپوست ببینید که چطور با حواس پرتی گرم گفتگو با مت می‌شود و تا حدی هم به این دلیل که او به شکلی بسیار واضح امداد پنهانی مورد نیاز در طرح داستان است تا بدین وسیله از پایان غم انگیز جلوگیری شود. صحنهٔ پایانی، ضعیف ترین بخش فیلم است و بر اساس گزارش، بوردن چیس (Borden Chase) فیلم نامه نویس از آن بیزار است آن هم به دلیلی قانع کننده: دو مرد به مدت دو ساعت با یکدیگر رقابت روانی خشونت آمیزی داشته اند که تنها در یک لحظه با پرخاش بی محتوای زنانه ای فروکش می‌کند.

به هر صورت، آنچه از رود سرخ در خاطرمان باقی می‌ماند، نه پایان مضحک آن، بلکه تشکیلات و بخش‌های اصلی شاهکار آن است. اگرچه پایان فیلم از ارزش آن کاسته اما رقابت تراژیک چنان خوب درگرفته که وزن و اعتبار فیلم تا اندازه ای در ذهن ما نگاه داشته شده است.

از جمله صحنه‌های به یادماندنی حرکت گله است، که در آن گروهی از مردان گلهای بزرگ را هدایت می‌کنند که برای عبور دادن آن از روی رودخانه به تمام طول شب نیاز است. فیلم برداری روسل هارلان (Russell Harlan) ترکیب بندی‌های کلاسیکی را نشان می‌دهد از جمله راندن گله، ترتیب قرارگیری مردها، آسمان، درختها، و بعد در صحنهٔ رم کردن و سیلی از حیوانات که از تپه سرازیر می‌شود. این فیلمی است در فضای باز (ما هرگز به خانه ای که دانسون باید برای دام‌ها ساخته باشد وارد نمی‌شویم و وقتی مت جوان به دفتر خریدار گله در آبیلن قدم می‌گذارد، سرش را پس می‌کشد و به این فکر می‌کند که چه مدت از زمانی که زیر یک سقف بوده گذشته است.

هاکز در پرداخت حالات روحی بی نظیر است. به فضای تهدید آمیزی که در شب رم کردن گله ایجاد می‌کند توجه کنید – سکوت، بی قراری گله، نجواهای آرام. به اضطراب مت در شبی با مه غلیظ توجه کنید که در آن هر سایه می‌تواند تا می‌باشد که آمده او را بکشد و تنش قبلی آن، زمانی که دانسون در یک جلسه محکمهٔ غیر رسمی است و شیوهٔ موشکافانهای که‌ها کز برای سقوط تدریجی تام دانسون در پیش می‌گیرد. در ابتدای فیلم، جان وین کشیده و محکم است اما در انتها، موهای او خاکستری تنک و چشم هایش ترسیده به نظر می‌رسند؛ این دگرگونی آن چنان تدریجی رخ می‌دهد که ممکن است حتی توجه نکرده باشیم که او در آغاز کلاهی سفید و در انتها کلاه سیاهی بر سر دارد. وین بعضی وقت‌ها بیشتر به عنوان یک استعداد ذاتی تلقی می‌شود تا یک بازیگر. اما در این جا بازی کمرنگش بسیار به جا است؛ جوزف مک براید (Joseph McBride) منتقد می‌گوید، جان فورد (John Ford) که بارها کارگردان وین بوده با تماشای رود سرخ به هاکز گفت: «هرگز نمی‌دانستم که آن آشغال عوضی هم می‌تواند واقعا نقش بازی کند.»

بین وین و کلیفت تنش واضحی وجود دارد که نه تنها به تنش میان مردی مسن و مردی جوان است، بلکه بین بازیگری است که سال ۱۹۲۹ آغاز به کار کرده و کسی که سردمدار این سبک بوده. چنان است که جان وین که می‌توانسته از یک بازیگر جنجالی فراتر رود، تلاش کرده تا پایین تر از یک بازیگر خاموش قرار بگیرد. او با این چالش روبرو می‌شود و با آن کنار می‌آید.

درون مایهٔ رود سرخ از یک تراژدی کلاسیک مایه می‌گیرد: نیاز به کشتن پدر چه در معنای لغوی و چه نمادین تا راه را برای صعود خود هموار کند و آرزوی پدر برای آنکه از طریق یک فرزند به جاودانگی برسد (تنها لحظهٔ بسیار مؤثری که در آن زنی حضور دارد، زمانی است که دانسون از تس می‌خواهد تا برایش فرزندی به دنیا آورد). عظمت هدایت گله و تمام جزئیات متبحرانه دربارهی «فهمیدن نکته» و سیر و راضی نگه داشت گاوچران‌ها، بر گرد این مضمون می‌چرخد.

توجه به هر چیز دیگری باید برای فیلم سازهای آن دوره غیر ملموس بوده باشد: یک خودبینی در فیلم وجود دارد که به زبان آورده نمی‌شود و آن این که به دست آوردن چیزهای دلخواه، حق مرد سفید پوست بوده است. دانسون، مرد مکزیکی را که آمده تا به او بگوید این زمین‌ها مال «دون دیگو» (Don Diego) است هدف گلوله قرار می‌دهد. دانسون با شنیدن این که زمین را پادشاه اسپانیا به دیگو داده، پاسخ می‌دهد: «منظورت این است که آن را از چنگ کسی که قبلا این جا بوده – شاید سرخپوست‌ها – درآورده، خوب، من هم آن را از چنگ او بیرون می‌آورم.» در گفتگویی اتفاقی، متوجه می‌شویم که دانسون هفت مرد دیگر را هم قربانی گله اش کرده و به طور ناخوشایند و مضحکی این رفتار او که به مردم تیراندازی می‌کند و بعد بالای سرشان» انجیل می‌خواند تکرار می‌شود. دانسون واضع قانون خویش است تا این که مت در برابر دار زدن مردی می‌ایستد و به پادشاهی او خاتمه می‌دهد. اگر بیشتر فیلم‌های وسترن دربارهٔ پیشرفت اجتناب ناپذیر تمدن هستند، در این فیلم این پیشرفت فکر خوبی به نظر می‌رسد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.