فیلم سرآغاز – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Inception 2010

نویسنده و کارگردان: کریستوفر نولان. مدیر فیلمبرداری: والی فیستر، موسیقی: هانس زیمر، تدوین: لی اسمیت.

بازیگران: لئوناردو دی کاپریو (کاب)، جوزف گوردن لویت (آرتور)، الن پیج (آریادنه)، کن واتانابی (سایتو)، سیلین مورفی (رابرت)، تام برنجر (پیتر)، ماریون کوتیار (مل)، پیت پالتویت (موریس)، دیلیپ راو (یوسف) و مایکل کین (مایلز). محصول ۲۰۱۰ آمریکا، ۱۴۸ دقیقه. بودجه: ۱۶۰ میلیون دلار فروش: ۸۲۵ میلیون دلار.

اسکارها:

بهترین فیلمبردار: والی فیستر


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

بهترین صدابردار: ریچارد کینگ.

بهترین صداگذار: لورا هیرشبرگ و همکاران

بهترین جلوه‌های ویژه: کریس کوربلد

نامزدی‌های اسکار:

بهترین طراحی صحنه و دکور: گای هندریکس دایاس و همکاران.

بهترین موسیقی متن: هانس زیمر.

بهترین فیلم: کریستوفر نولان، اما تامس (همسر نولان).

بهترین فیلمنامه اریژینال: کریستفر نولان.

سایر برندگان اسکار سال ۲۰۱۰:

بهترین بازیگر مرد: کالین فیرث (سخنرانی پادشاه)

بهترین بازیگر زن: ناتالی پورتمن. (قوی سیاه)

بهترین بازیگر مرد نقش دوم: کریستین بیل (مبارز).

بهترین بازیگر زن نقش دوم: ملیسالیو (مبارز).

بهترین کارگردان: تام هوپر (سخنرانی پادشاه)

بهترین فیلم: سخنرانی پادشاه (یان کنینگ و همکاران)


دنیای سرآغاز، همان حالت دنیای یادگاری (۲۰۰۰) را دارد. همیشه در زمان حال» هستیم. موقع رسیدن به «اینجا»، یادداشت‌هایی برداشته ایم ولی درست نمی‌دانیم «اینجا» کجاست. آن هم با وجود آن که مسئلهٔ مرگ و زندگی و عواطف به میان است و آن شرکت‌های چند ملیتی و جاسوسی صنعتی و غیره… خب، در حالی که این روزها اکثر فیلم‌ها گویی از توی سطل آشغال‌های «بازیافتی» بیرون آمده اند، و یا «بازسازی» اند و «دنباله» و یا «محصول سینمایی»، کریستوفر نولان با سرآغاز، کار دشواری انجام داده: او اثری کاملا اریژینال ساخته و آن را در زرق ورق یک فیلم اکشن پیچیده و به این ترتیب، لایه‌های معنایی‌اش را هم بیشتر کرده است. در مورد یادگاری می‌شد این ایراد را گرفت که مردی با مشکل کم حافظگی، یا در واقع، بی حافظگی، چطور می‌تواند دریابد که حافظه‌اش پاک شده؟ از سرآغاز اما از این جور ایرادها نمی‌شود گرفت. کریستفر نولان، که بتمنها را دوباره احیا و ابداع کرد. در اینجا چیزی را ابداع نمی‌کند. و با این حال، بعید است کارگردان دیگری بتواند این فیلم را بازیافت کند. نولان از توی هزارتویش که بیرون آمده، نقشه‌اش را دور انداخته است.

بازیگران

لئوناردو دی کاپریو: انگشت ش مارند بازیگرانی که مثل دی کاپریو، چنین زندگی حرفه ای متنوعی داشته و از بازیگری معمولی به ستاره ای بین المللی تبدیل شده باشند. او فرزند جورج دی کاپریو، طراح و گرافیست مجلات کامیک و ایرملین دی کاپریو است. والدین‌اش از همان ابتدا متوجه استعداد بازیگریش ش دند و بنابراین به آژانسی کارگزاری معرفی‌اش کردند و در نتیجه در سنین پائین در تعدادی فیلم تبلیغاتی و آموزشی بازی کرد. بعد از تعدادی سریال تلویزیونی، در ۱۹۹۱ با موجودات ۳ یک فیلم رده ب و کم هزینهٔ ترسناک، رسما وارد عالم سینما شد. بعد نوبت به آنچه گیلبرت گریپ می‌خورد (۱۹۹۳)، زنده و مرده (۱۹۹۵) و خاطرات بسکتبال (۱۹۹۵) رسید. اما دی کاپریو برای تبدیل شدن به نامی آشنا باید صبر می‌کرد تا در رومئو و ژولیت (باز لورمن) و تایتانیک (جیمز کامرون) بازی کند. بعد از فروش نجومی تایتانیک، دی کاپریو مانند بازیگر زن آن فیلم کیت وینسلت، چند سالی خود را از جنجال‌ها کنار کشید و تنها در چند اثر معمولی مثل مردی با نقاب آهنین (۱۹۹۸) بازی کرد. اما در آغاز هزارهٔ سوم، پا را روی گاز گذاشت و همکاری پرثمرش را با مارتین اسکورسیزی، اسپیلبرگ و این اواخر، کریستفر نولان ش روع کرد که تا به امروز نیز ادامه داشته و نتیجه‌اش تعدادی اثر قابل تأمل از جمله دار و دسته‌های نیویورکی، هوانورد، اگه می‌تونی منو بگیر، جزیره ش اتر و همین سر آغاز بوده است.

* جوزف گوردن لویت: متولد ۱۹۸۱، با وجود سن وسال کم، تا همین حالا، یک کارنامه حرفه ای پربار داشته. او کارش را به طور حرفه ای از ۷ سالگی و با بازی در سریال‌های تلویزیونی آغاز کرد. نخستین کار سینمایی اش، رودخانه ای از میانش می‌گذرد (۱۹۹۲) ساخته رابرت ردفورد بود که به خاطرش برنده جایزه «بهترین بازیگر زیر ده سال» شد. از جمله فیلم‌های سینمایی قابل ذکرش، به جز سر آغاز، هالوین.. ۲۰: ۲۰ سال بعد (۱۹۹۸)، ده چیزی که در تو بدم می‌آید (۱۹۹۹) و ۵۰۰ روز سامر (۲۰۰۹) است.

* الن فیلپاتس-پیج

در ۲۱ فوریه ۱۹۸۷ در هالیفکس به دنیا آمد و چون از همان کودکی به بازیگری علاقه داشت، به جای ادامه تحصیل، در کلاس‌های مدرسه نمایشی نپتون شرکت کرد. او بازیگری را به طور حرفه ای از ده سالگی شروع کرد و ابتدا در سریال‌های تلویزیونی ظاهر شد، ولی از حدود ۷-۶ سال پیش بازی در فیلم‌های سینمایی را آغاز کرد و سرانجام با جونو (۲۰۰۷) به شهرت رسید. الن پیج یکی از خوش آتیه ترین بازیگران جوان سینمای آمریکا است، که در واقع زندگی حرفه ای اش، تازه روی غلتک افتاده است.

* ماریون کوتیار: کو تیار فرانسوی، که به خاطر زندگی شیرین (La Vie en Rose) در ۲۰۰۷ برنده اسکار شد، بعد از سوفیا لورن (دو زن، ۱۹۶۰)، دومین ستاره غیر آمریکایی است که اسکار برده است. کوتیار از مادر و پدری بازیگر و کارگردان تئاتر در اورلئان به دنیا آمد و در مدرسه هنرهای دراماتیک همان شهر در رشته بازیگری تحصیل کرد. او از ۱۹۹۳ در سریال‌ها و فیلم‌های کوتاه و بلند سینمایی بازی داشته ولی با وجود کارنامه پربار بازیگری اش، با همان زندگی شیرین ساخته اولیویه دهان در ۲۰۰۷ است که زندگی حرفه ای‌اش واقعا جان گرفته است. کوتیار به دلیل تسلط به زبان انگلیسی در این چند سال اخیر بیشتر در فیلم‌های آمریکایی شرکت داشته تا فرانسوی. از جمله کارهای قابل ذکرش در این سال ها: نه، دروغ‌های کوچک مصلحت آمیز و نیمه شب در پاریس (وودی آلن).

پشت صحنه:

موقع تولید، داستان فیلم مخفی نگه داشته شد و نولان فقط به عنوان «ماجراهایی که در درون معماری ذهن اتفاق می‌افتد»، از آن یاد کرد.

یوسف، همان شکل عربی جوزف، یکی از شمایل‌های انجیلی است که داستانش عینا در قصص قرآن هم آمده. یوسف، که از استعداد تعبیر خواب بهره می‌برد، توسط برادرانش به بردگی فروخته شد. اما او به کمک همین قابلیت اش، فرعون را هشدار داد تا خود را برای ۷ سال دوران قحطی و فاجعه در مصر آماده سازد و به همین خاطر از او پاداش گرفت.

همان طور که اسم شخصیت سیلین مورفی، به تجلیل از شخصیت قهرمان سابق شطرنج دنیا، بابی (رابرت فیشر گذاشته شده، اسم پدرش (پیت پاستویت) هم موریس فیشر است تا ستایشی شده باشد از موریتز کورنلیوس اشر، گرافیست هلندی (۱۸۹۸ – ۱۹۷۰) که آشکارا، بسیاری از جلوه‌های ویژه فیلم از آثار هنری او الهام گرفته شده‌اند.

فیلم، حدود ۵۰۰ نمای جلوه ویژه ای دارد.

اسم شخصیت ماریون کوتیار در فیلم، مل (Mal)، کوتاه شدهٔ Malorie، در فرانسه به معنای بد، شوم و شکل کامل اش، Malheur، به معنای بدبیاری و بدبختی است.

قرار بود چی بشه، چی شد

قرار بود ابتدا جیمز فرانکو نقش آرتور را ایفا کند و ایوان ریچل وود، نخستین انتخاب نولان برای ایفای نقش آریادنه بود. امیلی بلانت، ریچل مک آدامز و اما رابرتز هم برای این نقش تست دادند ولی در نهایت، الن پیج انتخاب شد.

جمله به یادماندنی

در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کردم و دانشجوی زیاد درس خوانی هم نبودم. ولی آنچه که در حین تحصیل ادبیات و فیلم ساختن یاد گرفتم این بود که نویسنده‌ها، طی قرن‌ها از آزادی روایی برخوردار بوده‌اند و بنابراین فکر کردم که فیلمسازها نیز بید از چنین آزادی و دستِ بازی در تعریف داستان‌هایشان برخوردار باشند.»

کریستوفر نولان

نظر منتقدها

جیمز براردینلی: «سر آغاز، آشکارا از شهر تاریک و ماتریکس تأثیر گرفته. شباهت‌هایی هم با جزیره شاتر (مارتین اسکورسیزی) دارد؛ نه تنها به خاطر حضور دی کاپریو، بلکه به دلیل مرز مبهمی که از دیدگاه شخصیت اصلی، بین واقعیت و توهمات‌اش وجود دارد.» راجر ایبرت: «این فیلمی است که برخلاف فیلم‌های دیگر اگر آخرش را برای کسی تعریف کنید، دیدنش را برای او ضایع نکرده اید: چون پایانش را هم که فاش کنید، اهمیتی ندارد، مهم این است که از کجا به اینجا رسیده است!»

خلاصه داستان

کاب، دزدی زبردست است که در هنر خطرناک سرقت رازهای با ارزش و بیرون کشیدنشان از عمق ضمیر ناخودآگاه در موقع خواب، نظیر ندارد. قابلیت نادر کاب او را به عنصری مهم در دنیای جاسوسی صنعتی شرکت‌های بزرگ چندملیتی تبدیل کرده. اما همین موضوع از او یک فراری بین المللی نیز ساخته و باعث شده همه چیزهایی را که دوست داشته از کف بدهد. اکنون فرصتی در اختیار کاب قرار گرفته تا رستگار شود. این فرصت با انجام یک «مأموریت آخر» در اختیارش گذارده می‌شود؛ با این تفاوت که این بار باید کار غیر ممکن نطفه گذاری» را انجام دهد: بدین ترتیب که کاب و گروه متخصص اش، به جای سرقت ایده‌های حالا باید برعکس، ایده ای در ذهن کسی «بکارند». اگر موفق شوند، کاری کارستان انجام داده اند. اما در برابر دشمنی که ظاهرا تمامی حرکات آنها را دقیقا زیر نظر داشته و پیش بینی می‌کند، هیچ تهیه و تدارکی برای کاب و تیم‌اش کافی به نظر نمی‌رسد؛ دشمنی که فقط کاب می‌تواند آمدنش را ببیند.

کارگردان

کریستفر نولان متولد ۱۹۷۰ در لندن، از همان ۸-۷ سالگی با دوربین ۸ میلی متری پدرش و با استفاده از فیگورهای اکشن اسباب بازی، فیلم ساخت. بعد در حالی که در دانشگاه لندن در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل می‌کرد، در انجمن سینمایی دانشگاه فیلم‌های ۱۶ میلی متری کارگردانی کرد. اولین فیلم کوتاه‌اش که مورد توجه قرار گرفت، سرقت (۱۹۹۶) نام داشت که در جشنواره فیلم کمبریج به نمایش درآمد. او سپس، تعقیب (۱۹۹۸) را نوشت و جلوی دوربین برد؛ فیلمی کم هزینه، با حس و حالی دانشجویی تجربی، که راه را برایش باز کرد تا یادگاری (۲۰۰۰) را بسازد که این یکی، شهرت زیادی در محافل سینمایی برایش فراهم آورد. (یاد گاری، به نوعی، چرکنویس سر آغاز محسوب می‌شود.) بیخود نیست که احیای سری فیلم‌های جدید بتمن به پای نولان نوشته شده، چون در ۲۰۰۵، بتمن می‌آغازد را با همکاری برادرش، نوشت و کارگردانی کرد و سه سالی بعد، قسمت بعدی اش، شوالیه تاریکی را ساخت. نولان در این فاصله، تردستی (۲۰۰۶) را کارگردانی کرد و در حال حاضر مشغول ساختن رستاخیز شوالیه تاریکی، سومین بتمن اش، است. (همزمان با بتمن‌ها از نولان خواسته شد که محصول سینمایی سوپر من را نیز احیا کند؛ نولان کار را گرفت و همراه با دیوید گویر فیلمنامه‌اش را نوشت؛ ولی بعد وقتی زاک اسنایدر به عنوان کارگردان انتخاب شد، نولان ترجیح داد کنار بکشد و انرژی‌اش را روی رستاخیز متمرکز نماید).

صحنهٔ فراموش نشدنی

از جمله کسانی که کاب، به عنوان دستیار و کمکی انتخاب می‌کند، زن جوان آرشیتکتی است به نام آریادنه (الن پیج). ولی چرا کاب برای ایجاد فضا در درون رویا، به یک معمار نیاز دارد؟ چون رؤیاها، معماری متغیری دارند. یعنی هر آنچه در رؤیا می‌بینیم، قابلیت‌اش را دارد که در چشم به هم زدنی شکل عوض کند. مأموریت کاب نطفه گذاشتن ایدهای نو در ذهن یک میلیاردر است. بنابراین، کاب به کمک آریادنه نیاز دارد تا یک فضای هزارتویی کاذب در رؤیاهای آن میلیاردر به وجود آورد تا رؤیاهای جدید بی آن که سوء ظنی ایجاد شود، دزدکی به درون ذهن‌اش «شر» داده شوند. (تصادفی نیست که اسم زنی که به کاب کمک می‌کند، آریادنه است: در اسطوره‌های یونانی، او زنی است که به «تزئوس» کمک کرد تا از هزارتوی «مینوتور» فرار کند.) ولی منظور، همکاری کاب و آریادنه، به برخی از جلوه‌های ویژه فراموش نشدنی فیلم منجر شده، که چشم‌گیرترین شان در پاریس اتفاق می‌افتد؛ جایی که شهر عملا مثل ورقهٔ لینولئوم، «لوله» می‌شود. از آن صحنه‌هایی که برای همیشه در ذهن بیننده حک می‌شود!

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.