فیلم شبکه – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Network 1976

عجیب است که فیلم شبکه، از هوارد بیل (Howard Beal) «پیامبر سودازده امواج هوایی» چنین در خاطره‌های ما برجا مانده است. ما او را در حالی به یاد می‌آوریم که بارانی خیسی بر تن دارد، موهایش به پیشانی چسبیده و فریاد می‌کشد: «من خشمگینم! و دیگر تحمل نمی‌کنم». حتی این عبارت وارد زبان روزمره شده است. اما بیل (پیتر فینچ (Peter Finch)) نقش فرعی فیلم را بازی می‌کند. داستان، بر دیانا کریسنسن (فی داناوی (Faye Dunaway)) استوار است؛ مدیر اجرایی برنامه‌های تلویزیونی که حرص رتبه‌بندی را می‌زند و برای به دست آوردن رتبه‌های بهتر حاضر است که هر کاری کند. نقش مقابل او ماکس شوماخر (ویلیام هولدن (William Holden)) مدیر خبری میان‌سالی است که نخست قربانی و سپس عاشق او می‌شود.

ویژگی شگفت‌انگیز شبکه که برندهای اسکار شده و پدی چایفسکی (Paddy Chayefsky) آن را تهیه کرد این است که سهل و روان از طنز به هجو و سپس به خشم اجتماعی می‌لغزد. در صحنه مربوط به بیل و «ارتش آزادی‌بخش» انقلابی عمد و به شکلی شیطنت‌آمیز، اغراق شده است. صحنه‌های مربوط به ماکس و دایانا نمایش‌هایی آرام، پرتنش و متقاعدکننده‌اند. هدف رویدادها در سطح اجرایی شبکه واقع‌گرایی پس پرده است؛ ما ممکن است دربارهٔ موفقیت هوارد بیل برای پخش تلویزیونی تردید کنیم، اما شک نداریم که همان‌طور که فیلم روایت می کند-این فکر موردبررسی قرار می‌گیرد. سپس چایفسکی و کارگردان فیلم، سیدنی لومت (Sidney Lumet)، موارد پشت‌صحنه شبکه را به سمت طنز می‌برند-اما چنان با ظرافت که در جلسهٔ آخر شب، هنگامی‌که مدیران دربارهٔ هوارد تصمیم می‌گیرند، بدون آن‌که متوجه شویم به دیوانه‌خانه وارد می‌شویم.

فیلم در ۱۹۷۶ هیاهویی برپا کرد. نامزد دریافت ۱۰ جایزه اسکار شد، چهارتا از آن‌ها را برد (فینچ، داناوی، هنرپیشه نقش دوم زن بئاتریس استریت (Beatrice Straight)، چایفسکی)، و گفتگوهای فراوانی دربارهٔ ارزش‌های او به افول تلویزیون به راه انداخت. اکنون بعد از ۲۵ سال، فیلم مثل یک پیشگویی به نظر می‌رسد. هنگامی‌که چایفسکی شخصیت هوارد بیل را آفرید، آیا می‌توانسته شخصیت جری اسپرینگر، هوارد استرن، و دبلیو دبلیو اف (مدیران بزرگ شبکه‌های امروزی) را پیش‌بینی کرده باشد؟

بخش‌هایی از فیلم قدیمی شده‌اند-به خصوص دکور صحنه برنامه خبری بیل؛ یک دکه از چوب گره‌دار است که طوری به نظر می‌رسد انگار او از داخل یک سونا برنامه اجرا می‌کند. – بخش‌های دیگر، از جمله نشست‌های راهبردی شبکه، جاودانه‌اند. دکور صحنه‌ای که بیل به آن ارتقا می‌یابد و پیشگوها و روزنامه‌نگاران ستون شایعات را بر روی یک صفحه گردان نشان می‌دهد به‌خوبی حال و هوای برخی از برنامه‌های خبری- تفریحی را تداعی می‌کنند که در آن‌ها سودازدگان راحت‌تر از کسانی که به دنبال محتوای سودمندی برای عرضه هستند، به صحنه می‌آیند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

بیشتر مردم به یاد دارند که هوارد بیل در فیلم خسته شد، دیگر طاقت نداشت، و در حال پخش زنده به سیم آخر زد. اما موضوع دقیق این‌طور نبود؛ بیل شخصیت یک الکلی را نشان می‌دهد و ازآنجایی‌که کارش ضعیف است رئیسش (هولدن) او را اخراج می‌کند. بعد هر دوی‌شان زیادی می‌نوشند و دربارهٔ این‌که در برنامهٔ پخش زنده، قصد خودکشی داشته، شوخی می‌کنند. روز بعد، هنگام پخش خداحافظی، بیل اعلام می‌کند که واقعا به دلیل پایین آمدن رتبه‌بندی‌هایش خودکشی خواهد کرد. پخش زنده قطع می‌شود اما او التماس می‌کند که فرصتی برای خداحافظی به او بدهند و آن‌وقت است که او می‌گوید: «خوب، به شما می‌گویم چه شد برای گفتن چرندیات بی‌ارزش کم آوردم». بی‌پردگی او برای به دست آوردن رتبه عالی است و دایانا رئیسش را قانع می‌کند تا تصمیم ماکس مبنی بر اخراج بیل را تغییر دهد. هوارد دوباره به روی آنتن می‌رود و هنگامی‌که جمله معروفش را به زبان می‌آورد ظاهرا پاک عقلش را از دست داده است.

لومت و چایفسکی می‌دانستند چطور به هر دری بزنند تا موفق شوند. بعد از آن‌که بیل به بینندگانش دستور می‌دهد که هر کار می‌کند تکرار کنند، آن‌ها نمایی بیرونی از مردمی را نشان می‌دهند که سر خود را از پنجره بیرون آورده‌اند و با صدای خشمگین فریاد می‌زنند.

صحنه‌ای نامحتمل اما تاثیرگذار، که در سینماهای آن زمان بسیار هیجان‌انگیز بود. رتبه‌بندی بیل به‌سرعت بالا می‌رود (او پس از مرد شش میلیون دلاری (The Six Million Dollar Manهمه‌چیز در خانواده (All in the Family) و فیلیس (Phyllis) رتبهٔ چهارم را می‌آورد)، برایش یک دکور جدید صحنه می‌سازند و پس از آن‌که مجری عملا او را پیامبر سودازده معرفی می‌کند، او به یاوه‌گویی می‌پردازد.

در برابر چنین طنز بیش از اندازه‌ای، رابطهٔ ماکس و دایانا قرار دارد. داناوی به عنوان مدیر وسواسی برنامه‌ها اجرایی اغواکننده دارد. چشم‌های او می‌درخشند، و هنگامی‌که به رتبه‌بندی بهتر فکر می‌کند لب خود را می‌لیسد. در یک صحنه، به مکس می‌گوید که برخی از پخش‌های مجدد جیمز باند را می‌تواند ارزان بخرد. بعدا شب‌هنگام از رتبه‌بندی حرف می‌زند و نفس‌زنان با تعریف از برنامهٔ ساعت مائو تسه تونگ سخن می‌گوید.

به نظر او تلاش‌های یک گروه چریکی ملهم از ارتش آزادی‌بخش هم‌زیست برنامه‌ای پربیننده خواهد بود. او در یک خانهٔ امن با سردسته مسلح آنان مذاکره می‌کند، با یک نفر از قماش پتی هرست (Patty Hearst: شخصیت رسانه‌ای جنجالی که پس از ربوده شدن به دست ارتش آزادی‌بخش هم‌زیست به ربایندگان خود پیوست و در فعالیت‌های آنان همکاری کرد.) مجادله و از یک نفر از گروه آنجلا دیویس (Angela Davis: نویسنده، پژوهشگر و فعال سیاسی جناح چپ آمریکایی، عضو سابق حزب کمونیست و مدافع حقوق زنان و سیاهان.) به عنوان میانجی استفاده می‌کند. این بخش از فیلم چنان قانع‌کننده نیست، مگر این‌که خواسته باشد نشان دهد او تا چه اندازه توان پیشروی دارد.

اجرای هولدن در برنامهٔ اخبار، بسیار قانع‌کننده‌تر است و می‌بیند که گروه خبر موردعلاقه‌اش به دست دایانا از بین می‌رود. ما کس، در عین حال مجذوب او نیز هست و عمدا با او وارد رابطه می‌شود. برای ماکس این رابطه در حکم باده‌نوشی با شیطان و یا شاید هم عشق باشد. برای دایانا، مشکل بتوان گفت این رابطه چیست زیرا همان‌طور که او در پایان به‌درستی می‌گوید: «دیگر در تو چیزی نمانده که بتوانم با آن سر کنم.»

بئاتریس استریت به عنوان همسر ماکس نقش کوچک اما چنان تاثیرگذاری را ایفا می‌کند که برندهٔ اسکار می‌شود. او تصویری است از زنی که یک مرد سخت و پیچیده را برای مدتی طولانی تحمل کرده و اکنون اگرچه خشمگین است و نارو خورده، اما غافلگیر نشده است. معنای تصمیمی که ماکس برای خیانت گرفته از طریق مسیر فیلم، تقویت می‌شود. او و همسرش در یک آپارتمان تمیز و مرتب با دیوارهای پوشیده از کتاب زندگی می‌کنند و سپس او به خانه رنگ و رو رفتهٔ داناوی می‌رود. روشن است که برای داناوی آنچه می‌پوشد مهم است (لباس‌های گران‌قیمت) اما جایی که در آن زندگی می‌کند اهمیتی ندارد، زیرا او آدم خانه و خانواده نیست. خانهٔ او اتاق هیات رئیسه، یک دفتر کار مجلل یا یک دکه کنترل فنی نمایش است.

فیلم سرشار است از نقش‌های فرعی و پشتیبانی. ند بیتی به عنوان یک مدیر اجرایی تلویزیون حضور کوتاه و برنده‌ای دارد. (اوست که می‌گوید: «چون در تلویزیون هستی، احمق!») رابرت دووال نقش یک مدیر اجرایی را بازی می‌کند که با شنیدن پیشنهاد قتل، مصرانه می‌خواهد «نظر همه را دراین‌باره» بداند. وسلی ادی مدیر اجرایی خوش‌قیافه، با موهای جوگندمی در ویترین شبکه قرار گرفته. او در جلسات سهامداران شبکه ظاهر پسندیده‌ای دارد.

یکی از اندیشه‌های کلیدی پدفسکی این است: تا وقتی منافع روسا را به خطر نینداخته‌اید، اهمیتی ندارد که در تلویزیون چه می‌گویید. اما بیل، شورش می‌کند. او از بینندگان می‌خواهد که تلویزیونشان را خاموش کنند، طرفدارانش شعار سر می‌دهند که کاسه صبرشان لبریز شده. اما او تنها هنگامی به دردسر می‌افتد که دربارهٔ فروش شبکه به عربستان سعودی افشاگری می‌کند. این را می‌شود با فیلم خودی (The Isider) محصول سال ۱۹۹۹ مقایسه کرد که در آن برنامهٔ ۶۰ دقیقه‌ای تقریبا هر کاری می‌توان انجام داد مگر به خطر انداختن منافع شبکه سی بی اس.

سیدنی لومت، متولد ۱۹۵۴، محصول یک دوران طلایی برنامه‌های زنده تلویزیونی است. او یکی از کارگردانان باهوش و فعال زمان خود بود. افتخارات او فهرست بلندی از فیلم‌های خوب است که بسیاری از آن‌ها حقیقتا قابل‌بررسی هستند، از جمله ۱۲ مرد خشمگین (۱۲ Angry Men) (۱۹۵۷)، سیر طولانی روز در شب (Long Day’s Jouney into Night) (۱۹۶۲)، ضدایمنی (Fail-Safe) (۱۹۶۴)، سرپیکو (Serpico) (۱۹۷۳)، بعدازظهر سگی (Dog Day Afternon) (۱۹۷۵)، شاهزاده شهر (Prince of the City) (۱۹۸۱)، حکم (The Verdict) (۱۹۸۲)، دویدن بر هیچ (Running on Empty) (۱۹۸۸)، و سوال و جواب (Q & A) (۱۹۹۰).

لومت با سبک‌های متنوعی کار کرده و بیشتر داستان محور است تا این‌که به سبک متکی باشد. از این‌رو درون صنعت سینما شهرت بیشتری دارد تا در بیرون آن. اما تعداد کمی از کارگردانان در پیدا کردن شیوهٔ صحیح روایت داستان‌های دشوار مانند او توانا هستند. مکالمه تلفنی معروف آل‌پاچینو (Al pacino) در بعدازظهر سگی را در نظر بگیرید. کتاب او با نام فیلم‌سازی بیش از هر کتاب دیگری که درباره این موضوع خوانده‌ام مطالب معقول دارد. در شبکه که به‌ندرت به عنوان «شاهکار کارگردان» شناخته شده است، این مهارت متواضعانهٔ اوست که به تمام لحن‌های متفاوت و سطوح انرژی اجازه می‌دهد که یکجا در این فیلم جمع شوند. اگر این فیلم در دست هر کارگردان دیگری بود، از هم می‌گسیخت. در دست او، به یک سنگ محک تبدیل شد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.