فیلم شلوار عوضی – داستان کلی، نقد و تحلیل – The Wrong Trousers

(انگلستان، ۱۹۹۳)

-این شلوار عوضی است، گرومیت! یک جای کار ایراد پیدا کرده!

والاس

نویسندگان فیلم‌نامه: نیک پارک و باب بیکر


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

با افزوده‌هایی از برایان سیبلی

بر اساس شخصیت‌های خلق‌شده توسط نیک پارک

کارگردان: نیک پارک

مستأجر اسرارآمیزی گرومیت را به زور از خانه بیرون می‌کند تا از والاس و یک شلوار خودکار برای سرقت الماس استفاده کند.

سفر قهرمان شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد، از حماسه‌های عشقی سه ساعته گرفته تا فیلم ای کوتاه و نقاشی متحرک. شلوار عوضی، با الهام از تریلرهای هیچکاک و فیلم‌های اسلپ‌استیک هالیوود، یک پنگوئن بی‌احساس و بی‌رحم و تکنولوژی افسار گسیخته و یک گروه دو نفری دوست داشتنی را، که دست کمی از لورل و هاردی ندارند، به تصویر می‌کشد. شلوار عوضی نشان می‌دهد چگونه تعلیق و غافلگیری می‌تواند منشأ یک کمدی مؤثر باشد که در نقطهٔ اوج خود به یکی از بزرگ‌ترین تعقیب و گریزهای تاریخ سینما منتهی می‌شود. توجه داشته باشید که دنیای ویژهٔ فریب و دروغ در کمدی لزوماً نباید توسط قهرمان خلق شود. حتی پنگوئن‌ها هم نقشه‌های شیطانی خود را دارند.

قهرمانان ما دو رفیق هستند، یکی والاس، مخترعی که عاشق پنیر است و دیگری سگ همیشه وفادار او گرومیت. والاس از اختراعات خود استفاده می‌کند تا به شیوهٔ یکی از کارآمدترین سبک‌های مدرن زندگی کند (دنیای عادی او). زندگی آن‌ها انباشته از اختراعات است، از جمله آخرین اختراع او – یک «جهش» بیداری که والاس را به زور از رختخواب بیرون می‌کند، او را داخل شلوار و از آنجا به پشت میز صبحانه می‌فرستد. امروز روز تولد گرومیت است و والاس به سگ خود یک قلاده و یک شلوار خودکار هدیه می‌کند که برای «پیاده‌روی‌های» گرومیت عالی است.

او گرومیت را بیرون می‌فرستد و روی مسئلهٔ بیرونی‌شان، یک دسته صورت حساب که همان روز صبح با پست رسیده، تمرکز می‌کند. پاسخ والاس به این دعوت به ماجرا اجاره دادن اتاق خالی خانه‌شان است. وقتی گرومیت از پیاده‌روی برمی‌گردد، والاس در حال نصب تابلوی «اتاق اجاره‌ای» است. آن‌ها جواب مناسب را از یک پنگوئن اسرارآمیز به نام فدرز مگرو دریافت می‌کنند. گرومیت و این ملوّن، با چشمه‌ای ریز و براق، در سکوت همدیگر را سبک سنگین می‌کنند که باعث نگرانی سگ می‌شود (یک ندای درونی). فدرز با کمال میل اتاق گرومیت را می‌گیرد و اتاق سرد و خالی را به او هدیه می‌دهد.

والاس سعی می‌کند گرومیت را به دنیای ویژهٔ مستأجر داری عادت بدهد و به او کمک کند تا اتاق خالی را با کاغذ دیواری کند و رنگ بزند. گرومیت یک جفت بند را به شلوار خودکار متصل می‌کند تا بتواند از سقف آویزان شود و رنگ بزند. فدرز این ابزار ابتکاری را می‌بیند و نقشهٔ خود را آغاز می‌کند، یک رشته دعوت‌های متوالی و طراحی شده برای غصب کردن جای گرومیت در دنیای عادی. او تمام شب صدای رادیو را بلند می‌کند و سر و صدای موسیقی گرومیت را مجبور می‌کند به لانهٔ سگ پناه ببرد. فدرز توالت را برای مدت طولانی «تصاحب می‌کند» و دمپایی و روزنامهٔ والاس را برای او می‌آورد. این رقیب حتی اجازه می‌دهد والاس به سر او دست بکشد. گرومیت، که توسط این «مستأجر مهمان» بیرون رانده شده، والاس و فدرز را در حال خوردن شراب و پنیر مشاهده می‌کند. گرومیت در مواجهه با این دعوت نهانی و بحران عاطفی، وسایلش را درون کوله پشتی می‌ریزد و می‌رود، عبور از آستانه. پنگوئن شاهد رفتن رقیب خود است و بال‌هایش را با خباثت به هم می‌مالد. سایه با کتاب مدارهای الکترونیک و مته برقی گرومیت به شلوار خودکار نزدیک می‌شود.

اما جدا شدن گرومیت از دنیای عادی باعث می‌شود چشم‌انداز بهتری نسبت به خطرات پیش رو پیدا کند. او سعی می‌کند جایی برای ماندن پیدا کند، اما مرحلهٔ آزمون تا این لحظه فقط یک سطل آشغال ناراحت را در اختیار او گذاشته است.

در این فاصله، والاس بیدار می‌شود و بلافاصله به درون شلوار خودکار «می‌جهد» که سیم‌کشی مجدد شده و حالا توسط پنگوئن شریر کنترل می‌شود. والاس در شلوار عوضی گیر کرده و هیچ کاری از دستش ساخته نیست. فدرز والاس و شلوار را به یک تاخت و تاز آزمایشی در خیابان‌ها می‌فرستد.

گرومیت در میان اعلامیه‌ها به دنبال اتاق می‌گردد که یک آگهی دیواری «تحت تعقیب» نظرش را جلب می‌کند. این آگهی پاداشی را در ازای گرفتن یک مرغ پیشنهاد می‌کند – مرغی که به شکل تعجب‌آوری آشنا به نظر می‌رسد. این دعوت به ماجرا لحظاتی بعد با فریادهای والاس برای کمک و دیدن فدرز، که شلوار خودکار سرگردان را کنترل می‌کند، آشکار می‌شود. گرومیت تصمیم می‌گیرد از نقشهٔ پنگوئن سر در بیاورد (مسئلهٔ بیرونی)، و از آستانهٔ دوم عبور کند.

والاس (که هنوز به شلوار خودکار بسته شده)، خسته از سواری دیوانه‌وار پنگوئن، به روی تخت می‌افتد و فوراً به خواب می‌رود.

گرومیت وارد مرحلهٔ آزمون خود در جستجوی فدرز می‌شود، و سایه را تا موزهٔ شهر دنبال می‌کند. او شاهد است که پنگوئن موزه را جستجو می‌کند، و خطر لو رفتن را به جان می‌خرد، اما تغییر قیافهٔ او به یک جعبهٔ غذای سگ میتابیکس از شک سایه کم می‌کند. گرومیت به سرعت به خانه برمی‌گردد تا یواشکی وارد اتاق پنگوئن شود، راه‌یابی به ژرف‌ترین غار. او پرده از نقشهٔ سایه برای دزدیدن الماس آبی از موزهٔ شهر برمی‌دارد. اما فدرز به خانه برمی‌گردد (آزمون بزرگ گرومیت)، و گرومیت زیر روانداز والاس پنهان می‌شود (در خالی که والاس هنوز در خواب است). سایه مشغول تهیهٔ آخرین مقدمات کار است، راه‌یابی به ژرف‌ترین غار. گرومیت شاهد است که پنگوئن یک دستکش لاستیکی را روی سرش می‌کشد و تبدیل به همان مرغی می‌شود که به خاطر دزدی «تحت تعقیب» است. شک گرومیت تبدیل به یقین می‌شود، یک پاداش. سایه شلوار خودکار را راه می‌اندازد، در حالی که والاس هنوز در خواب است. آن‌ها خارج می‌شوند و گرومیت از طریق «جهش» اختراعی والاس با صورت به درون مربای توت فرنگی می‌افتد، و آزمون بزرگ او را کامل می‌کند.

پنگوئن از شلوار خودکار استفاده می‌کند تا والاس را در خواب ه درون موزهٔ شهر بفرستد، سقف را اندازه بگیرد و از سیستم هشدار دهنده (نگهبانان آستانهٔ الکترونیک) عبور کند.

پنگوئن از یک کلاه‌خود مخصوص که به سر والاس بسته شده استفاده می‌کند تا الماس آبی را دوباره به دست بیاورد، اما قسمتی از سقف فرو می‌ریزد. زنگ خطر باعث می‌شود والاس وحشت‌زده و گیج از خواب بیدار شود، آزمون بزرگ. گرومیت نمی‌خواهد به درخواست کمک والاس پاسخ بدهد، اما پنگوئن به الماس نیاز دارد (پاداش او) و به سرعت تجدید حیات والاس از آزمون بزرگ را هدایت می‌کند. پنگوئن فوراً والاس و شلوار خودکار را از ساختمان پایین می‌برد و به درون تاریکی شب می‌گریزد. پنگوئن والاس و شلوار را به خانه برمی‌گرداند و مقدمات فرار خود را آماده می‌کند. او سرانجام لباس مبدل خود را درمی‌آورد و والاس در این لحظه به فریبکاری «مستأجر مهمان» خود پی می‌برد (یک پاداش). پنگوئن والاس را در گنجه حبس و اقدام به فرار می‌کند. گرومیت در را قفل می‌کند و وردنه را به دست می‌گیرد. سایه با یک رولور مقابله می‌کند و گرومیت را نیز کنار والاس و شلوار حبس می‌کند. گرومیت، مبتکر و مصمم، شلوار را با استفاده از یک تکه سیم روشن می‌کند، راه بازگشت. آن‌ها از گنجه بیرون می‌آیند (تجدید حیات) و به دنبال فدرز می‌روند. یک تعقیب و گریز دیوانه‌وار و بی‌محابا روی قطار اسباب بازی والاس آغاز می‌شود.

چندین بار به نظر می‌رسد فدرز موفق به فرار می‌شود، اما هر بار گرومیت و والاس دست و پا چلفتی نقشه‌های او را نقش بر آب می‌کنند. پنگوئن سرانجام واگن‌های قطار را جدا می‌کند و دو قهرمان را به‌سوی یک بن بست می‌راند. گرومیت باعث نجات خودشان از مرگ حتمی می‌شود و تجدید حیاتشان را با جعبه‌ای از قطعات ریل قطار طراحی می‌کند. گرومیت این قطعات را روی ریل پنگوئن می‌چیند. گروه قهرمان دست به دست هم می‌دهند تا سایه را دستگیر کنند. والاس لوکوموتیو پنگوئن را می‌دزدد. شلوار خودکار پاهای فدرز را می‌گیرد و او را زمین میزند و فدرز به درون بطری شیر خالی گرومیت می‌افتد. گروه قهرمان فدرز مگرو را تحویل مقامات می‌دهند. طولی نمی‌کشد که سایه به پشت میله‌های باغ وحش محلی می‌افتد، اکسیر دستگیری او.

به خانه برمی‌گردیم، جایی که گرومیت به اکسیر بازگشت دست یافته و جای سابق خود را در دنیای عادی پس گرفته است. بعلاوه، والاس و گرومیت از اکسیر پول جایزه نیز بهره‌مند می‌شوند تا صورت حساب‌ها و غیره را بپردازند. والاس یاد گرفته که اتاق را اجاره ندهد. این اکسیر خیال گرومیت را راحت کرده و او شلوار خودکار را درون سطل آشغال انداخته است. در حالی که او مقداری پنیر برای والاس می‌آورد، شلوار خودکار اتصالی پیدا می‌کند و شروع به راه‌پیمایی به سمت غروب خورشید می‌کند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.