فیلم نوسفراتو – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Nosferatu 1922

تماشای نوسفراتو (۱۹۲۲) ساختهٔ اف.دبلیو.مورنو (F.W.Murnau) به معنای دیدن فیلمی کامل دربارهٔ خون آشامان است قبل از آن‌که مقولهٔ خون آشامان به ابتذال و تکرار کشیده شود. ما در این فیلم داستان دراکولا را، قبل از این‌که در زیر کلیشه، لطیفه‌های نمایش‌های خنده‌دار، کارتون‌ها و بیشتر از سی فیلم دیگر دفن شود، می‌بینیم. فیلم به ایدهٔ اولیهٔ داستان احترام بسیار می‌گذارد و به نظر می‌آید واقعا به خون‌آشام‌ها اعتقاد داشته باشد.

ماکس شرِک (Max Schreck) که نقش خون‌آشام را بازی می‌کند، از بیشتر تاثیرات وابسته به تئاتر که باعث انحراف تمام اجراهای بعدی می‌شود دوری کرد، از بِلا لوگوسی (Bela Lugosi) گرفته تا کریستوفر لی (Christopher Lee) و فرانک لانگلا (Frank Langella) و گری الدمن (Gary Oldman). خون‌آشام نباید مثل یک هنرپیشهٔ خودنما برخورد کند، بلکه باید مثل مردی باشد که از یک نفرین خوفناک زجر می‌کشد. شرِک نقش کُنت (دراکولا) را بیشتر شبیه به یک جانور بازی می‌کند تا یک انسان؛ کارگردانی هنری را دستیار مورنو، آلبین گرائو (Albin Grau)، انجام می‌دهد. او به شرِک، گوش‌های خفاش، ناخن‌های پنجه مانند و در وسط دهانش به جای نیش‌هایی که در اطراف دهان او مثل نقاب‌های هالووین قرار دارند، دندان‌هایی چون دندان‌های جانوران جونده را می‌دهد.

فیلم صامت مورنو بر اساس رمان برام استوکر (Bram Stoker) بود، ولی عنوان و نام شخصیت‌ها عوض شد زیرا همسر بیوهٔ استوکر به ناحق آن‌ها را متهم کرد که از موقعیت همسر او سوءاستفاده شده است. نهایتا مورنو به شکلی کنایه‌آمیز مایهٔ کامیابی موقعیت استوکر شد زیرا نوسفراتو الهام‌بخش بسیاری از فیلم‌های دیگر دراکولا بود، هرچند که هیچ‌کدام از آن‌ها به همان اندازه هنرمندانه و فراموش‌نشدنی ساخته نشدند، با این‌حال نسخهٔ ۱۹۷۹ ورنر هرتزوگ با بازی کلاوس کینسکی از نظر بار هنری نزدیک به نسخهٔ اصلی است.

«نوسفراتو» به‌هرحال در مقایسه با «دراکولا» عنوان بهتری است. دراکولا باعث تبسم شما می‌شود در حالی‌که نوسفراتو دلهره‌آور است. داستان مورنو در برِمِن و با یک مشاور املاک کوچک و شبیه به میمون به نام ناک (الکساندر گراناک (Alexander Granach)) آغاز می‌شود، او کارمند خود هاتر (گوستاو فون وانگنهایم (Gustav Von Wangenheim)) را مامور می‌کند تا از قصر دور و پرت کُنت اُرلک که قصد خرید منزلی در شهر را دارد دیدار کند. یک سرنخ داستان در حروف اُرلک است که ما می‌توانیم آن را در بالای شانهٔ ناک ببینیم. نامه به‌صورت نشان‌های رمزی نوشته شده است؛ و از آنجایی‌که ناک می‌تواند آن را بخواند، وقتی بعدا اُرلک را «ارباب» صدا می‌زند، ما نباید متعجب شویم.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

تصاویر فیلم در طول سفر هاتر به پناهگاه اُرلک در کوهستان کارپات نشان از سرنوشت شومی دارد. وقتی هاتر در یک میخانه اسم اُرلک را به زبان می‌آورد، تمام مشتریان ساکت می‌شوند. بیرون، اسب‌ها از جا می‌جهند و فرار می‌کنند و یک کفتار قبل از این‌که از نظر محو شود دندان‌قروچه می‌کند. هاتر در کنار بستر خود کتابی حاوی داده‌هایی مربوط به خون‌آشام پیدا می‌کند. او متوجه می‌شود که آن‌ها باید در خاکی از گورستان طاعون گرفته بخوابند.

کالسکه‌چی هاتر از بردن او به ملک اُرلک سر باز می‌زند. کُنت کالسکهٔ خود را می‌فرستد که با سرعت زیاد راه را می‌پیماید، درست مثل خدمتکارش که مثل موش تند و سریع حرکت می‌کند. هاتر هنوز به هشدارهای مربوط به وجود خون‌آشام می‌خندد، ولی لبخند او هنگام شام و زمانی که دستش را با چاقوی نان می‌برد و کُنت به شکل بیمارگونه‌ای علاقه‌مند به نظر می‌رسد و می‌گوید: «خون-خون قشنگت!» محو می‌شود.

دو سکانس کلیدی فیلم در ادامهٔ همین صحنه است؛ هر دو تدوین‌هایی هستند که در آن چند اتفاق به‌صورت هم‌زمان نشان داده می‌شوند. امروزه این کار یک تکنیک رایج است، ولی مورنو با کمک به معرفی چنین تدوینی، شناخته می‌شود و اینجا ما اُرلک را می‌بینیم که از هاتر سوءاستفاده می‌کند در حالی‌که در برِمِن، اِلِن، همسر هاتر در حال خواب‌گردی است و با فریادش اعلام‌خطر می‌کند و موجب می‌شود خون‌آشام از او روی برگرداند. (او در زیر تاقی که شکل سر خفاشی شکلش است جلو و عقب می‌رود.) مدتی بعد وقتی‌که هاتر متوجهٔ خطر او می‌شود، از قصر می‌گریزد و سوار بر کالسکه به برِمِن برمی‌گردد در حالی‌که اُرلک از راه دریا می‌رود، و مورنو میان کالسکه و اتفاقات عرشهٔ کشتی و اِلِن بی‌قرار و منتظر، صحنه‌ها را قطع می‌کند.

نماهای روی کشتی را همه به یاد می‌آورند. محمولهٔ کشتی، توده‌ای است از تابوت‌های روی هم چیده شده که همه با خاک قبرستان‌هایی که خاکشان آلوده به مرض طاعون است پر شده‌اند. خدمهٔ کشتی مریض می‌شوند و می‌میرند. یک کمک‌ناخدای شجاع با تبر درِ یک تابوت را باز می‌کند و موش‌ها بیرون می‌جهند. سپس کنت اُرلک، راست و ترسناک، از درون تابوتی بالا می‌آید، این نما به اندازهٔ چرخیدن سر دخترک در جن‌گیر ترسناک و مشهور است. کشتی با خدمهٔ مرده به بندرگاه می‌رسد، و دریچهٔ عرشه به‌خودی‌خود باز می‌شود.

اکنون مورنو به غیر از صحنه‌های نمادین، صحنه‌هایی می‌سازد که با داستان ارتباطی غیرمستقیم اما نمادین دارند. در یکی از آن‌ها دانشمندی دربارهٔ گیاهان حشره‌خوار سخنرانی می‌کند: «خون‌آشامِ قلمرو گیاهان». سپس در زندان، در یک نمای نزدیک، ناک عنکبوتی را می‌بیند که با ولع طعمهٔ خود را می‌خورد. چرا انسان نمی‌تواند شبیه یک خون‌آشام باشد؟ ناک می‌فهمد که ارباب رسیده است، او فرار می‌کند و سراسیمه با تابوتی روی دوشش، در اطراف شهر می‌گردد. هنگامی‌که خیابان از حرکت دسته‌جمعی مردمی سیاه‌پوش با تابوت‌هایی از اجساد تازه، پوشیده می‌شود، ناک در عالم اوهام است و مخفیانه روی پشت‌بام خانه‌ها حرکت می‌کند.

الن هاتر متوجه می‌شود که تنها راه متوقف کردن خون‌آشام این است که یک زن فداکار حواس او را پرت کند تا خون‌آشام بعد از طلوع خورشید بیرون بماند. فداکاری الن نه تنها شهر را نجات می‌دهد بلکه علاوه بر آن، نماد پنهان جنسی در داستان دراکولا را به یادمان می‌آورد. برام استوکر داستان خود را با ارزش‌های عصر ویکتوریای قرن نوزده نوشته است. جامعهٔ عصر ویکتوریا از بیماری‌های آمیزشی می‌ترسید، درست به همان اندازه که ما از ایدز می‌ترسیم، و مکیدن خون ممکن است یک استعاره باشد: خون‌آشامِ شکارچی، بدون جفت زندگی می‌کند، قربانیان خود را تعقیب می‌کند و آن‌ها را با وعدهٔ خوشی و سعادت گمراه می‌کند – مثل یک متجاوز جنسی و درمانِ خون‌خواری مشخصا نه وارد کردن میخ چوبی به قلب، بلکه خانواده‌های مستحکم و ارزش‌های والا است.

آیا نوسفراتوی مورنو در مفهوم مدرن ترسناک است؟ برای من نه. من آن را برای هنر و ایده‌اش ستایش می‌کنم اما نه همچون فیلمی مدرن و پرتکنیک و دلهره‌آور. این، فیلم احساساتم را به بازی می‌گیرد. فیلم از هر حقهٔ جدید سینمایی مثل حرکات غیرمنتظره و ترسناکی که ناگهان از کنار صفحه وارد کادر می‌شوند، خالی است. ولی نوسفراتو همچنان تاثیرگذار است: فیلم ما را نمی‌ترساند، ولی تسخیرمان می‌کند. نشان نمی‌دهد که خون‌آشام‌ها می‌توانند از سایه و تاریکی بیرون بیایند، بلکه نشان می‌دهد که شیطان می‌تواند در آنجا رشد و از مرگ تغذیه کند.

فیلم مورنو به‌نوعی دربارهٔ تمام چیزهایی است که ساعت سه صبحگاه نگرانشان می شویم-سرطان، جنگ، بیماری، پریشانی. نوسفراتو چنین ترس‌های تیره‌ای را در حد اعلای خود نشان می‌دهد. بیشتر فیلم در سایه‌ها گرفته شده است. از گوشه‌های صفحهٔ نمایش بیش از حد معمول استفاده شده است؛ شخصیت‌ها در آن قسمت کمین می‌کنند یا از ترس دولا می‌شوند و تدوین با ناپدید کردن فرد موردنظر از مرکز کادر در نمای گرفته‌شده، ترس را القا می‌کند. جلوه‌های ویژهٔ مورنو به فضاهای تنش‌زا اضافه می‌شوند: حرکت سریع خدمتکار اُرلک، ناپدید شدن کالسکهٔ روح‌مانند، ظاهر شدن کنت از هیچستان و استفاده از نگاتیو عکاسی برای نشان دادن درخت‌های سفید و آسمان سیاه.

مورنو (۱۹۳۱-۱۸۸۸) بیست‌ودو فیلم ساخت ولی بیشتر برای چهار شاهکار خود شناخته شده است: در نوسفراتو و خندهٔ آخر (۱۹۲۴)، با امیل جانینگز در نقش دربان هتل که به دلیل از دست دادن شغل خود افسرده شده است؛ در فاوست (Faust) (۱۹۲۶)، با هیولایی که در آسمانِ بالای یک روستای کوچک حرکت می‌کند؛ و طلوع (Sunrise) (۱۹۲۷) که در آن جَنِت گینر (Janet Gaynor) جایزهٔ اسکار را به سبب بازی در نقش زنی که همسرش قصد قتل او را دارد دریافت کرد. موفقیت جهانی نوسفراتو و خندهٔ آخر برای مورنو یک قرارداد هالیوودی با شرکت فیلم‌سازی فاکس به ارمغان آورد، و او در سال ۱۹۲۶ به آمریکا رفت. آخرین فیلم او تابو (Tabu) (۱۹۳۱) بود؛ مورنو در تصادف رانندگی در بزرگراه ساحلی اقیانوس آرام، قبل از اکران عمومی فیلم خود، کشته شد و دورهٔ کار رو به رشد او به طور غیرمنتظره‌ای در سن چهل‌وسه‌سالگی به پایان رسید.

اگر او زنده مانده بود بقیهٔ دورهٔ کاری‌اش را صرف ساختن فیلم‌های ناطق می‌کرد. او احتمالا چند کار عالی دیگر می‌ساخت. ولی با فیلم صامتی مثل خندهٔ آخر، او برای روایت داستان احتیاج به حتی یک نوشتهٔ فیلم هم نداشت. نوسفراتو به دلیل صامت بودن تاثیر بیشتری دارد. معمولا گفته می‌شود که فیلم‌های صامت بیشتر «رویاگونه» هستند، ولی معنی آن چیست؟ در نوسفراتو، به این معنا است که شخصیت‌ها با صحنه‌های دلهره‌آوری روبرو می‌شوند ولی برای بیان آن‌ها آزاد نیستند. در کابوس‌ها حاضرجوابی وجود ندارد. کلام آدم، سایه‌ها را به‌تدریج محو می‌کند و یک اتاق را عادی جلوه می‌دهد. چیزهایی که تنها در شب وجود دارند نیاز به گفتار ندارند، آن‌ها منتظر قربانیان خود هستند که در خواب فرو رفته‌اند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.