فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Harry Potter and the Deathly Hallows

کارگردان: دیوید پیتس. فیلمنامه: استیو کلاوز؛ براساس رمان جی.کی.رولینگ، مدیر فیلمبرداری: ادواردو سرا. موسیقی: الکساندر دیلا. تدوین: مارک دی. بازیگران: دانیل ردکلیف(هری پاتر)، روپرت گرینت(رون)، اما واتسون (هرمیون)، رالف فاینس (لرد ولدمورت)، بیل نایی (کشیش روفوس)، ریچاردگریفیث (ورنن)،هری ملینگ(دادلی)، جولی والترز(مالی)، فیوناشو (پتونیا)، آلن ریکمن (پروفسورسوروس)، هلنابونهم کارتر (بلاتریکس)، تیومتی اسپال (ورمتیل). قسمت اول: ۱۴۶ دقیقه، بودجه: ۱۵۰ میلیون دلار فروش :۹۵۵ میلیون دلار. قسمت دوم: ۱۳۰ دقیقه. بودجه: ۱۲۵ میلیون دلار. فروش: ۳۲۸٫۱ میلیارد دلار.

نامزدی‌های اسکار:

بهترین طراحی صحنه و دکور: استیوارت کریگ، استفانی مک میلان.

بهترین جلوه‌های ویژه: تیم برک و همکاران.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

فروش هری پاترها در دنیا:

هری پاتر و سنگ جادو گر (۲۰۰۱): ۹۷۵ میلیون دلار

۲) هری پاتر و تالار اسرار (۲۰۰۲): ۸۷۹ میلیون دلار.

۳) هری پاتر و زندانی آزکابان  (۲۰۰۴): ۷۹۷ میلیون دلار.

۴) هری پاتر و جام آتش (۲۰۰۵): ۸۹۷ میلیون دلار.

۵) هری پاتر و محفل ققنوس (۲۰۰۷): ۹۴۰ میلیون دلار.

۶) هری پاتر و ش اهزاده دورگه (۲۰۰۹): ۹۳۵ میلیون دلار.

۷) هری پاتر و یادگاران مرگ –  قسمت اول (۲۰۱۰): ۹۵۶ میلیون دلار.

۸) هری پاتر و یادگاران قسمت دوم (۲۰۱۱): یک میلیارد و ۳۲۸ میلیون دلار.


هری پاتر و یادگاران مرگ، حس و حالی را که مجموعه فیلم‌های هری پاتر باید از همان ابتدا می‌داشتند، به درستی ضبط کرده: جسورانه و خشن است و احساسی و سینمایی! قسمت‌های ۱ و۲ گام بلندی در پختگی این مجموع برداشته و هری پاترها را از قالب تنگ یک فانتزی کودکانه خ لاص، و روی عنصر نومیدی و استیصال، و به خصوص مرگ، که در کتاب هفتم، نقشی محوری دارند، تأکید کرده اند. بعد از مرگ دامبلدور، مدیر هاگوارتز، و قدرت گرفتن ولدمورت که به وزارت جادو رسیده و به طور خستگی ناپذیر در تعقیب سه قهرمان ماجراست، دنیای جادوگری در معرض فروپاشی قرار دارد. هری و دوستانش س عی می‌کنند با یافتن و نابود کردن جان پیچها (صندوقچه‌هایی که ولدمورت، تکه‌هایی از جان خود را برای رسیدن به جاودانگی در آنها گذاشته) دنیایشان را نجات دهند، ولی نمی‌دانند از کجا و چطور کارشان را شروع کنند. قسمت اول، سفر نومیدانه سه قهرمان ماجرا را توصیف کرده و بیشتر به بلاتکلیفی عاطفی شخصیتها پرداخته تا به صحنه‌های اکشن و از این رو، ضرباهنگ کندتری هم دارد. قسمت دوم درست از همان جا که قسمت اول تمام شد، داستان را پی می‌گیرد: ولدمورت (رالف فاینس) حالا پرقدرت ترین چوب جادو را در اختیار دارد و می‌خواهد به هدفی که پانزده سال در سر داشته، دست یابد. او حالا توانایی اش را دارد تا هری پاتر را بکشد. قسمت دوم حالتی حماسی دارد و پر از صحنه‌های اکشن است و برخلاف واهمه ای که طرفداران هری پاتر داشتند، خیلی هم خوب پایان می‌گیرد؟

بازیگران

* دانیل جیکوب ردکلیف: متولد ۲۳ جولای ۱۹۸۹، از بچگی در تئاتر مدرسه بازی می‌کرد تا این که در نقش دیوید کاپرفیلد (۱۹۸۹)، در فیلمی تلویزیونی به همین نام (بر اساس اثر معروف چارلز دیکنز) و بعد هم در نقش پسر جفری راش در خیاط پاناما (۲۰۰۱) ظاهر شد. ردکلیف، که توسط کریس کلمبوس، کارگردان هری پاترهای اولیه، برای تجسم بخشیدن به قهرمان کتاب خانم رولینگ انتخاب شده بود، هزارهٔ س وم میلادی را با بازی در هری پاترها آغاز و به پایان رساند: هری پاتر و س نگ جادو گر (۲۰۰۱)، هری پاتر و تالار اسرار (۲۰۰۲)، هری پاتر و زندانی آزکابان (۲۰۰۴) ساخته آلفونسو کوارون، هری پاتر و جام آتش (۲۰۰۵) ساخته مایک نیوول، هری پاتر و محفل ققنوس (۲۰۰۷) ساخته دیوید پیتس، که باقی این سری فیلم‌ها را هم کارگردانی کرد: هری پاتر و شاهزاده دورگه (۲۰۰۹)، هری پاتر و سفر ممنوعه (۲۰۰۹، کوتاه)، هری پاتر و یادگاران مرگ ۱ و ۲ (۲۰۱۰ و۲۰۱۱). ردکلیف در این ده سال اخیر، ضمنا توانست پرانتزی بین هری پاترها باز کرده و در پسران دسامبر (۲۰۰۷) بازی کند و بلافاصله پس از اتمام هری پاترها نیز در لندن و نیویورک روی صحنه رفت. او فیلمی هم به نام زنی س یاهپوش دارد که سال آینده به نمایش در خواهد آمد.

* اما شارلوت دوئر واتسون: متولد ۱۹۹۰، مادری فرانسوی و پدری انگلیسی دارد که وقتی اما ۵ سال داشته از هم جدا شدند. او از شش سالگی در بخش کودکان مدرسه هنرهای نمایشی آکسفورد، دوره دید و وقتی در ۱۹۹۹ انتخاب هنرپیشه برای هری پاتر آغاز شد، در کنار هزاران بچه دیگر تست داد. بعد از ۸ تست بازیگری، سرانجام توسط کار گزارش باخبر شد که به همراه ردکلیف و روپرت گرینت برای بازی در هری پاتر انتخاب شده است. اما واتسون نیز مانند دو بازیگر جوان دیگر این سری فیلم ها، در ۸ قسمت بلند این مجموعه و یک قسمت کوتاهاش بازی کرده. او به علاوه در انیمیشن قصه دسپرو (۲۰۰۸) صداپیشگی کرده و اخیرا در هفته من با مریلین (۲۰۱۱) ظاهر شده است.

* روپرت الکساندر لوید گرینت: متولد ۱۹۸۸ در شمال لندن است. او هم در مدرسه نمایش بازی می‌کرده و نخستین تجربه بازیگری اش همین هری پاتر بوده که در همه قسمت هایش حضور داشته. گرینت، پرکارتر از دیگر بازیگران جوان هری پاتر بوده و پس از فراغت از آن مجموعه فیلم ها، در چری بامب (۲۰۰۹) و هدف وحشی (۲۰۱۰) بازی کرده و این روزها سه فیلم دیگر در مرحله تولید دارد.

* رالف فاینس: در ۱۹۶۲ در سافک (انگلستان) در خانوادهای شش فرزنده به دنیا آمد و از ۱۹۹۱ رسما وارد دنیای سینما و تلویزیون شد. دیگر خواهر و برادرانش هم در کارهای هنری فعالیت دارند (برادرش، جوزف در شکسپیر عاشق بازی کرد و خواهرش مارتا نیز کارگردان معتبری است). رالف، بازیگری شکسپیری، جزو ده بازیگری است که در سالهای اخیر در برادوی در نقش هملت روی صحنه رفته و به خاطرش جایزه امی هم برده. او ضمنا در دو فیلم اسکاری دهه ۱۹۹۰، فهرست شیندلر (۱۹۹۳) و بیمار انگلیسی (۱۹۹۶) بازی‌هایی فراموش نشدنی ارائه داد. فاینس، علاوه بر هری پاترهای چهارم به بعد، از جمله، در این فیلم‌ها ظاهر شده: مسابقه تلویزیونی (۱۹۹۴)، انتقام جویان (۱۹۹۸)، پایان رابطه (۱۹۹۹)، اژدهای سرخ (۲۰۰۲)، پیشخدمته ای در منهتن (۲۰۰۲)، باغبان وفادار (۲۰۰۵)، کنتس سفید (۲۰۰۵)، در بروژ (۲۰۰۸)، مهلکه (۲۰۰۸)، خواننده کتاب (۲۰۰۹) و برخورد تایتانها (۲۰۱۰). |

پشت صحنه:

فیلمنامه هری پاتر و یادگاران مرگ، ۵۰۰ صفحه بود و به همین خاطر به دو قسمت تقسیم شد.

ابتدا قرار بود این قسمت‌ها به صورت سه بعدی به نمایش در آیند؛ اما در مورد قسمت اول، به دلیل مشکلات تبدیل اش به این فرمت، انصراف پیش آمد. قسمت دوم اما به صورت دو و سه بعدی نمایش داده شد. ایبرت نوشت که به خاطر تیره و تار بودن فیلم (که البته خود داستان می‌طلبد) فرمت سه بعدی با آن جور در نمی‌آید و به خوانندگانش توصیه کرد بهتر است آن را به همان فرمت دوبعدی ببینند که تصاویر روشن‌تر است. این قسمت ضمنا، تنها هری پاتر سه بعدی است.

۵۰۰۰ عصای س حرآمیز برای فیلم س اخته شد که قبل و بعد و موقع فیلمبرداری چک می‌شدند. بسیاری از آنها در جریان فیلمبرداری شکستند.

دکتر فرنسیس نولان، زبانشناس، برای این و سایر قسمت‌های هری پاتر، زبان مخصوص «پارسلتانگ» را خلق کرد.

فیلمبرداری نمای «۷ هری» چنان دشوار بود که ۹۰ برداشت برد. این تنها فیلم هری پاتری است که شرکت جورج لوکاس اینداستریل لایت اند مجیک) جلوه‌های ویژه اش را نساخت.

درباره نویسنده کتاب

ماجرای زندگی جوآن «جو» رولینگ، معروف به جی.کی. رولینگ (متولد ۱۹۶۵)، نویسنده سری کتاب‌های هری پاتر، نمونه بارز یک داستان پریان» است؛ از همانها که قهرمان فقیر ماجرا آخرش به ثروت فراوانی دست می‌یابد: در ۱۹۹۰، خانم رولینگ ۲۵ ساله، که از شوهرش جدا شده و با کمک هزینه دولت همراه با بچه کوچک اش در اسکاتلند زندگی می‌کرد، در قطاری از منچستر عازم لندن بود که داستان هری پاتر به ذهن اش رسید. در ۱۹۹۵، رولینگ، هری پاتر و سنگ جادو گر را به پایان برد و آن را در اختیار کارگزاری گذاشت و کارگزاری کتاب را به ۱۲ ناشر انگلیسی معرفی کرد که هر ۱۲ تا آن را رد کردند. یک سال بعد، سرانجام نشر آن موقع نه چندان معروف «بلومزبری»، با منت و ۱۵۰۰ پوند پیش پرداخت، حاضر شد کتاب را در ۱۰۰۰ نسخه چاپ کند که ۵۰۰ تا از آنها در کتابفروشی‌ها پخش شد. امروزه هر یک از این نسخهها، بین ۱۶ تا ۲۵ هزار پوند قیمت دارند. اما همان سال، کتاب رولینگ در مناقصهی چاپ «اولین کتاب» در آمریکا، برنده ۱۰۵ هزار دلار شد و پس از آن بود که رولینگ و هری پاترهایش، جهان را تسخیر کردند؛ و خب، کتابی که ابتدا مشتری نداشت، قسمت چهارم اش (هری پاتر و جام آتش)، به طور همزمان در بریتانیا و آمریکا منتشر شد و در همان ۴۸ ساعت اول، فقط در آمریکا، دو میلیون نسخه فروخت و آخرین قسمت اش، یادگاران مرگ، در همان روز اول انتشار در آمریکا و بریتانیا، ۱۱ میلیون نسخه… مجموعه کتابهای هری پاتر که در این ده سال اخیر در دنیا، ۴۰۰ میلیون نسخه فروش داشته اند، در حال حاضر محصولی است بین المللی به ارزش ۱۵ میلیارد دلار، و خانم رولینگ هم که اواخر دهه ۱۹۸۰ پولی در بساط نداشت، همین بهار گذشته، ثروت اش، یک میلیارد دلار تخمین زده شد: پولدارترین زن بریتانیایی بعد از ملکه الیزابت.

قرار بود چی بشه چی شد

برای ایفای نقش «ریون کلاو»، کیت وینسلت در نظر گرفته شد و حتی در این زمینه با کار گزارش هم تماس گرفتند ولی کارگزار مربوطه، حتی قبل از آن که وینسلت را در جریان بگذارد، این پیشنهاد با این استدلال رد کرد که «وینسلت دوست ندارد باز یکی دیگر از ده‌ها و صدها بازیگر انگلیسی باشد که همگی نقشی کوتاه یا بلند در سری فیلم‌های هری پاتر بر عهده داشته اند. در نتیجه، نقش به کلی مک دانلد تعلق گرفت.

نظر منتقدها (در مورد قسمت اول)

پیتر تراورس (رولینگ استونز): «فیلمی که حالت یک “پیش پردهٔ ۱۴۶ دقیقه ای فیلم اصلی را دارد که قرار است سال دیگر به نمایش درآید، در واقع چیزی نیست مگر یک کلاهبرداری تمام عیار.»

سوفی میر (سایت اند ساوند): «هری (و کارگردان فیلم)، در قسمت دوم باید خود را از تله مرگبار (و کسالت بار)ی که در قسمت اول تدارک دیده اند، خلاص کنند.»

نظر منتقدها (در مورد قسمت دوم)

راجر ایبرت: «هری پاترها عمری طولانی دارند و حالا حالاها همین دوروبرها خواهند بود. پایان امیدبخشی که برای این مجموعه در نظر گرفته اند، بسیار به کار این پرمنفعت ترین فیلم تاریخ سینما خواهد آمد. منظورم این است که راه را باز می‌گذارد برای دنباله‌های بعدی. البته میدانم که خانم رولینگ منکرش شده، ولی از من گفتن» آن هروندی (واشنگتن پست: «این پایانی است روی هم رفته مطلوب برای مجموعه فیلم‌هایی که برای مخاطب اش ارزش قائل بود. به همین خاطر، فیلم‌های هری پاتر جای تشکر و ستایش دارند؛ زانو زدن در مقابل شان، اختیاری است.»

خلاصه داستان

قسمت اول: قدرت ولدمورت بیش از پیش افزایش یافته. او حالا کنترل وزارت جادو و مدرسه هاگوارتز را در اختیار گرفته. هری، رون و هرمیون تصمیم می‌گیرند کار نیمه تمام دامبلدور را به اتمام برسانند و به همین خاطر، برای نابودی «دارک لرد»، خود را به زمین و زمان می‌زنند تا هر چه زودتر «هور کراکس»ها (جان پیچهای ولدمورت) را نابود کنند؛ ولی در این بحبوحه، به وجود سه ابژهٔ قدرتمند در دنیای جادوگری پی می‌برند.

قسمت دوم: هری، رون و هرمیون در ادامهٔ تلاش خویش برای نابودی «دارک لرد»، دنبال باقی «جان پیچهای ولدمورت» می‌گردند. اینها ابژه‌هایی جادویی هستند که لرد، نامیرایی اش را مدیون آنهاست. اما در حالی که «یادگاران جادویی مرگ» کشف، و ولدمورت از مأموریت آنها باخبر گردیده، نبردی سهمگین آغاز می‌شود.

کارگردان

دیوید ییتس، در ۱۹۶۳ در جزیره سنت هلن (بریتانیا) به دنیا آمد و در مدرسه سینما و تلویزیون «بیکنسفیلد» تحصیل کرد و از سال ۱۹۸۸ وارد کار فیلمسازی شد. ییتس تا سال ۲۰۰۷ تعداد قابل توجهی فیلم کوتاه، سریال و فیلم تلویزیونی ساخت؛ سپس با هری پاتر و محفل ققنوس (۲۰۰۷) نحستین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کرد. ییتس، روی هم چهار قسمت از هری پاترهای آخر را کارگردانی کرده که به زعم «هری پاتر دوستان»، بهترین قسمت هایش نیز هستند. آخرین کار ییتس، فیلمی است به نام سن نازر (۲۰۱۲).

صحنهٔ فراموش نشدنی

یکی از صحنه‌های فراموش نشدنی قسمت اول هری پاتر یادگاران مرگ، بیشک پایان آن است. در این قسمت، در حال و هوایی تیره و تار، و در پس زمینه ای از دریاچه و کوه‌هایی که پیرامونش را گرفته و جزیره ای در آن میان، در دل تاریکی، مکعبهای سنگی و چند تکهٔ مقبره دامبلدور، به کناری می‌روند و لرد ولدمورت، با آن چهرهٔ از شکل افتاده که مرگ را تداعی می‌کند، در افق تصویر نمایان می‌شود. با کنار رفتن سنگ‌های مقبره، جسد دامبلدور، با همان شکل و شمایلی که از او می‌شناسیم، خفته در گورش پدیدار می‌شود. دستانش به رسم مسیحیان، روی سینه اش قرار دارند و دوربین که نزدیک تر می‌شود، عصای جادویی اش را در دستانش می‌بینیم؛ همان پرقدرت ترین عصای دنیای جادوگری که حالا می‌رود در دستان ولدمورت قرار گیرد. ولدمورت، عصا را از دستان دامبلدور بیرون می‌کشد و در حالی که سر از پا نمی‌شناسد، آن را با حرکتی ناگهانی رو به آسمان نشانه می‌رود؛ آسمان شب، به صاعقهی عظیمی روشن می‌شود: لرد ولدمورت سرانجام به سلاحی مجهز است که از میان برداشتن هری پاتر را برایش امکان پذیر خواهد کرد


دیوید پیتس، در ۱۹۶۳ در جزیره س نت هلن (بریتانیا) به دنیا آمد و در مدرسه سینما و تلویزیون «بیکنسفیلد» تحصیل کرد و از سال ۱۹۸۸ وارد کار فیلمسازی شد. پیتس تا سال ۲۰۰۷ تعداد قابل توجهی فیلم کوتاه، سریال و فیلم تلویزیونی ساخت؛ سپس با هری پاتر و محفل ققنوس (۲۰۰۷) نخستین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کرد. پیتس، روی هم چهار قسمت از هری پاترهای آخر را کارگردانی کرده که به زعم «هری پاتردوستان»، بهترین قسمت هایش نیز هستند. آخرین کار پیتس، فیلمی است به نام سن نازر (۲۰۱۲). در صحنه فراموش نشدنی، قسمت دوم: یأس و نومیدی وجود هری را فرا گرفته. لحظاتی پیش، با خانواده خود، که جان اش را فدای او کرده اند، ملاقاتی معجزه آسا داشته. به او گفته اند که لحظه محتوم، لحظهٔ مرگ، فرا رسیده و هری پرسیده آیا دردی هم دارد و طول هم می‌کشد؟ و پاسخ شنیده: «سریع تر از به خواب رفتن». از سوی دیگر، لرد ولدمورت با اعوان و انصارش در وعده گاهشان در جنگل، انتظارش را می‌کشد. هری دیر کرده ولی سرانجام از راه می‌رسد. لرد، ابر چوب دست جادویی اش را به سوی او نشانه می‌رود. هری از خود دفاعی نمی‌کند، فقط چشماش را می‌بندد. لرد می‌گوید: «به آغوش مرگ بیا… آواکاداورا!» و شلیک می‌کند. نوری سفید و کورکننده فضای جنگل را می‌پوشاند… هری چشم باز می‌کند و خود را در مکانی غریب، غرقه در نوری سفید باز می‌یابد. از جا بر می‌خیزد و چند گامی پیش تر نرفته که پروفسور دامبلدور را می‌بیند که به سویش می‌آید. هری می‌پرسد اینجا کجاست و پاسخ می‌شنود: «خودت چه فکر می‌کنی؟» هری می‌گوید: «خیلی شبیه ایستگاه قطار “کینگز کراس “(در مرکز لندن) به نظر می‌رسد. با این تفاوت که تمیزتر است. ضمن آن که از قطار در آن خبری نیست…»

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.