فیلم پل رودخانه کوای – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – The Bridge on the River Kwai 1957

– دیوانگی! دیوانگی!

سرگرد کلیپتون (جیمز دانلد)

 نویسندگان فیلمنامه: مایکل ویلسون و کارل فورمن

بر اساس رمانی به قلم پیر بول


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

کارگردان: دیوید لین

فرمانده اسرای انگلیسی برای حفظ روحیه سربازانش یک پل برای ژاپنی‌ها می‌سازد، در حالی که سازمان اطلاعات انگلستان قصد دارد پل را منهدم کند.

در این بررسی جذاب شخصیت، که ویرانه‌های تراژیک جنگ را به نمایش می‌گذارد، باورهای ابدی و نامیرا در برابر هم صف آرایی می‌کنند. داستان بر پایه دو سفر بنا شده است. کلنل سایتو نیاز به ساخت پل دارد و بزرگترین مانع در برابر او اعتقاد راسخ کلنل نیکلسون به عهدنامه ژنو است. فرمانده انگلیسی مجبور به عبور از یک آستانه آزمون بزرگ تقریبا تحمل ناپذیر است که تجدید حیات وی از آن را می توان «دیوانگی» تلقی کرد. گرچه استاد ما اعتقاد راسخ خود را به حفظ انضباط و سلامت عقلی گروه قهرمانش از دست نمی‌دهد، اما سلامت عقلی خودش محل تردید است.

داستان به نمایش اعماق انسان‌زدایی می‌پردازد و اینکه چگونه تماس رو در رو با دشمن می‌تواند این تکنیک بقا را نابود کند و سفر جنگ را به امری شخصی بدل نماید. سایتو به تمام زندانی‌های خود، اعم از سرباز و افسر، به یک چشم، به چشم برده، می‌نگرد. و با این حال باید قدرت‌های ویژه استاد انگلیسی، نیکلسون، را که در حال تصاحب سفر اوست بپذیرد. در حالی که هر دو کلنل آزمون‌ها و آزمایش‌های سفر را بر خود هموار می‌کنند، وقتی به چهره همدیگر می‌نگرند می‌فهمند که بیش از آن مقداری که تمایل به پذیرش آن دارند به هم شبیه اند.

زندانی جنگی آمریکایی، شیرز، نقش قهرمان سفر دوم داستان را بر عهده دارد. مسیر او دنیاهای عادی و ویژه را به شکل جذابی وارونه می‌کند. شیرز به عنوان یک ضدقهرمان تکرو باید از دنیای عادی اردوگاه زندانیان جنگی بگریزد، اما وقتی به «امنیت» دنیای ویژه خود می‌رسد، مجبور است برای نابود کردن پل سایتو (و نیکلسون) برگردد.

اردوگاه ژاپنی‌ها برای نگهداری اسرای جنگی. فرار از این «جزیره» واقع در جنگل‌های نفوذناپذیر برمه غیر ممکن است. زندانیان اگر خوب کار کنند، با آنها خوش رفتاری می‌شود؛ اما مرگ بر اثر کار و خستگی مفرط و بیماری در این دنیای عادی امری رایج است.

کلنل انگلیسی نیکلسون (استاد) گروهان خود را قدم رو وارد اردوگاه ژاپنی اسرای جنگی می‌کند. کلنل ژاپنی، سایتو (سایه)، به زندانیان جدید خود خوشامد می‌گوید، زندانیانی که انتخاب شده‌اند تا پل رودخانه کوای را بسازند (مسئله بیرونی سایتو) که یک حلقه اتصال کلیدی برای «راه آهن مرگ» میان بانکوک و رانگون به حساب می‌آید. نیکلسون عهدنامه ژنو (استاد) را به یاد سایتو می‌آورد که در آن از پذیرش کار یدی افسران امتناع شده است. مسئله بیرونی نیکلسون هدایت افراد خود و محافظت از آنها و حفظ اصول تمدن در این جهنم جنگلی است.

سایتو نیازی نمی‌بیند که عهدنامه ژنو را به او یادآوری کنند. سایتو، به عنوان یک استاد سایه گون، از پذیرش استاد نیکلسون (عهدنامه ژنو) امتناع می‌کند. او نیکلسون را می‌زند و «اصول بزدلانه» او را دور می‌اندازد. همه آنها به یک اندازه برده‌اند و دیگر سرباز نیستند، سایتو از افسران انگلیسی می‌خواهد دوشادوش سربازان کار کنند. نیکلسون به قیمت تحقیر شدن در مقابل چشم افرادش، سر فرود نمی‌آورد. او و افسرانش از رفتن امتناع می کنند.

سایتو، که هرگز پیش بینی نمی‌کرد غرور نیکلسون در برابر گروه قهرمان او چه قدرتی دارد، او را به قرارگاه خود می‌آورد. افراد نیکلسون اعتراض خود را نسبت به آزمون بزرگی که اطمینان دارند در قرارگاه اتفاق می‌افتد با فریاد اعلام می کنند. سر انجام استاد آنها، در حالی که بشدت کتک خورده، ظاهر می‌شود و سپس به گرمخانه منتقل می‌گردد. امتناع نیکلسون باعث می‌شود سایتو او را آن قدر مجازات کند تا دعوت را بپذیرد، که آغازگر یک سکانس آزمون بزرگ / آستانه است.

در این فاصله، شیرز نقشه فرار خود را از این جهنم می‌کشد. شیرز ضد قهرمان از غرق کشتی‌اش جان سالم به در برده؛ اما وقتی به اسارت ژاپنی‌ها در می‌آید، خودش را افسر نیروی دریایی امریکا معرفی می‌کند، با این تصور که برایش امتیاز خاصی قائل خواهند شد. اما حالا به عنوان یک «برده واقعی» در دنیای ویژه سایتو، دعوت یکی از زندانیان را برای فرار می‌پذیرد. اما فقط شیرز موفق می‌شود از آستانه آزادی جان سالم به در ببرد.

در حالی که نیکلسون و افسرانش در «تنورهای» خود زجر می‌کشند، استفاده سایتو از سربازان برای ساختن پل به فاجعه می‌انجامد. در خلال این مرحله آزمون، اشتباهات در زمینه طراحی و حوادث مختلف باعث می‌شود ساخت پل بسیار بیشتر از زمان برنامه‌ریزی شده طول بکشد. سایتو آن را به گردن خرابکاری و امتناع سرسختانه نیکلسون می‌اندازد. او به نیکلسون غذای انگلیسی تعارف می‌کند و داستان‌هایی از دوران اقامت خود در لندن تعریف می‌کند تا همذات پنداری‌اش را با دنیای عادی نیکلسون نشان دهد و با برداشتن نقاب سایه ثابت کند که تا چه حد شبیه هم هستند. نیکلسون آخرین تلاش بی‌نتیجه سایه خود را نمی‌پذیرد و سایتو سرانجام درهم می شکند. سایتو، برای حفظ ظاهر و به افتخار سالگرد پیروزی ۱۹۰۵ ژاپن بر روسیه، نیکلسون را از روشنایی روز برخوردار می‌کند. او به سربازان خود یک روز استراحت می‌دهد و افسران نیکلسون را می‌بخشد. نیکلسون اونیفورم خود را دوباره مرتب می‌کند و افرادش با تبریک گفتن به او از تجدید حیاتش استقبال می‌کنند.

نیکلسون به سایتو اجازه می‌دهد تا همچنان از سربازان برای ساخت پل استفاده کند و به اتفاق افسرانش ساخت پل را زیر نظر می‌گیرد. در طی این ملاقات با استاد، نیکلسون شاهد فقدان روحیه نزد سربازان است و افسرانش هشدار می‌دهند که پل سایتو طراحی ضعیفی دارد. نیکلسون متوجه می‌شود که باید گردان خود را بازسازی کند و از پل سایتو به عنوان وسیله‌ای برای این کار بهره می‌گیرد، عبور از نخستین آستانه، و با این کار سکانس آستانه را کامل می‌کند.

نیکلسون ساخت پل را به دست می‌گیرد. او و افسرانش با سایتو ملاقات و تغییرات مورد نظر خود را مطرح می‌کنند. در سراسر این ملاقات استادان، سایتو ناامیدانه تلاش می‌کند ظاهر را حفظ کند و تسلطش را بر سفر خویش از دست ندهد.

با رسیدن سفر نیکلسون به مرحله آزمون، یعنی ساخت پل، داستان به سراغ سفر شیرز می‌رود. آزادی شیرز، که دوران نقاهت خود را در یک بیمارستان نظامی در سیلان میگذراند، توسط واردن، سرگرد انگلیسی، مختل می‌شود. این استاد سازمان اطلاعات انگلستان از شیرز برای یک ماموریت محرمانه جهت نابود کردن پل سایتو درخواست کمک می‌کند. موفقیت این مأموریت در گرو آشنایی دست اول شیرز با جنگل و اردوگاه سایتوست، اما شیرز از بازگشت امتناع می‌کند. او خواستار مرخصی پزشکی برای رفتن به خانه است. اما نیروی دریایی امریکا می‌داند که شیرز خود را به دروغ یک افسر جا زده و او را به جای دادگاه، با کمال میل تحویل سازمان اطلاعات انگلستان می‌دهند. شیرز چاره دیگری ندارد و با گفتن اینکه «چاره ای جز داوطلب شدن ندارم» از آستانه عبور می کند.

مرحله آزمون نیکلسون، با پیشرفت پل، سایتو را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما کلیپتون پزشک ارتش (استاد / متحد) کار نیکلسون را به عنوان «همکاری با دشمن» زیر سؤال می‌برد و اعتقاد راسخ او را به ساختن پلی بهتر یک عمل خیانتکارانه تلقی می‌کند. نیکلسون با راهیابی به ژرفترین غار، ساخت پل را نه عملی خیانتکارانه، بلکه نوعی تکریم و ستایش ماندگار از سرباز انگلیسی می‌پندارد.

به سیلان بر می‌گردیم، جایی که واردن و شیرز مرحله آزمون خود را آغاز می‌کنند. آنها با انتخاب یک کانادایی جوان، به نام ستوان جویس، گروه قهرمان را تشکیل می‌دهند. قبل از عزیمت، شیرز یک قرص خودکشی دریافت می‌کند که باعث افزایش خطر این سفر می‌شود. هیچ کس نباید زنده به دست دشمن بیفتد. طولی نمی‌کشد که گروه قهرمان با چتر در جنگل فرود می‌آید. آنها برای عبور از جنگل‌های انبوه از زنان بومی (متحدان) به عنوان راهنما استفاده می‌کنند، در حالی که از گرما و باتلاق‌های انباشته از زالو رنج می برند. آنها یک پیام رادیویی مهم دریافت می‌کنند که از آنها می‌خواهد تخریب پل را همزمان با عبور قطار ویژه‌ای انجام دهند که حامل نیروهای ژاپنی و شخصیت‌های مهم است.

آمدن قطار شخصیت‌های مهم باعث به کار افتادن همزمان تیک تاک ساعت در اردوگاه سایتو می‌شود. نیکلسون، که برای کامل کردن پل در زمان مقرر تحت فشار است، عهدنامه ژنو را، که قبلا سرسختانه از آن دفاع می‌کرد، فدا می‌کند. مبارزه نیکلسون چنان ذهنش را به خود مشغول کرده که از افسران و بعد هم از بیماران برای کمک به ساخت پل استفاده می‌کند، آزمون بزرگی که «دیوانگی» او را برملا می‌کند. بیماران به واسطه اعتمادی که به فرمانده خود دارند، فرمان‌های استاد را می‌پذیرند.

گروه تخریب به آزمون طاقت فرسای خود در میان جنگل ادامه می‌دهد. آنها به یک گروه گشتی ژاپنی برخورد می‌کنند و واردن بشدت مجروح می‌شود، آزمون بزرگ. او سعی می‌کند گروه را تحت فرماندهی شیرز ترغیب به پیشروی کند. اما شیرز در برابر استادش، که آغازگر این سفر مرگ و ویرانی بوده، می‌ایستد و واردن را مجبور به تمام کردن آن می‌کند، تجدید حیات سر انجام آنها از قله کوه پایین می‌آیند و پاداش خود را دریافت می‌کنند، رودخانه کوای و پل کامل شده، واردن نمی‌تواند درک کند که چرا این پل به خلاف پل‌های موقتی که دشمن سر هم می‌کند تا این حد محکم و استوار است. نیکلسون لوح یادبود افرادش را با افتخار روی پل نصب می‌کند (پاداش او)، در حالی که گروه تخریب، بدون اینکه از نقش نیکلسون آگاه باشد، شاهد این صحنه است. واردن برای راه بازگشت آماده می‌شود و وظایف افراد را تعیین می‌کند. قطار شخصیت‌های مهم قرار است صبح وارد شود؛ آنها تصمیم می‌گیرند مقدمات کار را همان شب انجام دهند.

گروه قهرمان، در تاریکی شب، مواد منفجره را روی پل کار می‌گذارند، راه بازگشت، در حالی که افراد نیکلسون پیروزی خود را جشن گرفته‌اند. آنها با افتخار زنده مانده و شکست را به پیروزی بدل کرده‌اند، یک پاداش. اما سایتو، که هم آبرویش رفته و هم سفرش را به ارمان نیکلسون باخته، آماده می‌شود روز بعد خودکشی کند. در این فاصله، گروه قهرمان پیستون انفجار را کار می‌گذارند. همه چیز آماده است. راه بازگشت کامل می‌شود و سفر را به پایان تکان دهنده و پر تعلیق خود می رساند.

روز می دمد و گروه قهرمان متوجه می‌شود که سطح رودخانه پایین رفته و سیم‌های تخریب و مواد منفجره در معرض دید است. روی پل مراسم افتتاح آغاز شده و سوت قطار نزدیک شدن آن را اعلام می‌کند. نیکلسون چیز مشکوکی را در رودخانه می‌بیند، آغاز سکانس تجدید حیات. او سایتو را برای بررسی به ساحل رودخانه می‌فرستد و آنها سیم را که در معرض دید است پیدا می‌کنند و با دنبال کردن آن به جویس می‌رسند که کنار پیستون انفجار منتظر است، جویس سایتو را می‌کشد و در حالی که با نیکلسون درگیر شده او را از نقشه گروه برای انهدام پل آگاه می‌کند. نیکلسون حرف او را باور ندارد و می‌خواهد مانع انهدام تمام چیزهایی که ساخته است شود. ژاپنی‌ها جویس را هدف قرار می‌دهند. قطار شخصیت‌های مهم هر لحظه نزدیکتر می‌شود. شیرز شنا کنان به طرف نیکلسون و پیستون انفجار می‌رود. او نیز در گیر و دار تیراندازی هدف قرار می‌گیرد، اما نیکلسون شیرز را به جا می‌آورد و بالاخره می‌فهمد که «چه کار کرده‌ام؟» (تجدید حیات او).

واردن خمپاره‌ای شلیک می‌کند تا کسی را زنده نگذارد. ترکشها به نیکلسون برخورد می‌کند و او تلو تلو خوران به طرف پیستون می‌رود و روی آن می‌افتند (تجدید حیات خود را کامل می‌کند). پل و قطار شخصیت‌های مهم منفجر می‌شود، اکسیر. ماموریت تخریب با موفقیت به انجام می‌رسد، اما به چه قیمتی؟ فریادهای «دیوانگی، دیوانگی» کلیپتون، پزشک ارتش، بر هیاهوی اغتشاش و ویرانی و مرگ غلبه می‌کند، در حالی که لوح یادبود نیکلسون در زیر آب ناپدید می‌شود.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.