فیلم کلاه سیلندری – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Top Hat 1935

کارگردان: مارک سندریچ. نویسندهی فیلمنامه: دوایت تیلور و آلن اسکات؛ بر اساس نمایشنامه دختری که جرات کرد نوشتهٔ الکساندر فاراگو و آلادار لاژیو. بازیگران: فرد آستر (جری)، جینجر راجرز (دیل)، ادوارد اورت هورتن (هوراس هاردویک)، اریک رودز (آلبرتو)، – اریک بلور (بیتس)، هلن بروریک (ماج)، لوسیل بال (نامش در عنوان بندی نیامده) (دختر گلفروش). تهیه کننده: پاندرو س. برمن محصول استودیوهای پښت. مدت: ۹۹ دقیقه. بودجه: ۶۰۹ هزار دلار، فروش (در دنیا): ۲/ ۳ میلیون دلار.

نامزدهای اسکار:

  • بهترین فیلم.
  • بهترین طراحی صحنه و دکور: کارول کلارک، ون نست پلگلیز.
  • بهترین طراحی رقص: هرمز پن.
  • بهترین موسیقی/ ترانه: چیک تو چیک (ایروینگ برلین).

برندگان اسکار ۱۹۳۵:

  • بهترین فیلم: شورش در کشتی باونتی.
  • بهترین کارگردان: جان فورد: (خبر چین).
  • بهترین بازیگر: ویکتور مک لاگن (خبر چین).
  • بهترین بازیگر زن: بت دیویس (خطر ناک).

جینجر راجرز و فرد آستر وسط پیست، با نوایی دل‌انگیز جولان می‌دهند. آنچه میبینیم، از جنس رویاست. با آنکه هالیوود در عصر طلایی‌اش، کارخانه رویاسازی به پا کرده و با سرعتی باورنکردنی، همزمان، صدها فیلم تولید می‌کرد ولی لذتی که از تماشای فرد آستر و جینجر راجرز می‌بریم، واقعی است. این دو، ذاتا کمدین بودند و جذاب. آستر یک پارچه آقا بود و شیکی و متانت از سر و رویش می‌بارید. موسیقی ایروینگ برلین هوش از سر می‌برد و مخاطب با آن ترانه‌های زیبا همراهی می‌کند و به شور و وجد می‌آید: از «چه روز محشری است برای گیر افتادن زیر باران» گرفته تا آن یکی، «کلاه سیلندری، پاپیون سفید ودم اسموکینگ» (که طی آن، آستر با عصایش به طرف همراهانش روی صحنه شلیک کرده و به زمین می اندازدشان). دوره، دوره بحران اقتصادی بود و مردم به رویا نیاز داشتند. اما رویایی که هالیوود در اختیار مردم زمانه‌اش گذاشت تا ابدیت ادامه خواهد داشت.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

خلاصه داستان

داستان؟ در این جور فیلم‌ها که نباید دنبال داستان گشت! همه همدیگر را به جای آن یکی می‌گیرند و نتیجه این می‌شود که، آن هم در دوران بحران اقتصادی دههٔ ۱۹۳۰، عده‌ای آدم که همگی معمولا وضع شان خیلی هم توپ است، کارهای احمقانه و بامزه انجام دهند. یکی از این آدم‌ها، جری (فرد آستر) است و آن یکی دیل (جینجر راجرز)، که در «ونیز های استودیویی، حرکات مورزن انجام می‌دهند.

جری، مردی است بی‌خیال، و دیل، مدل لباس است. اما دیل گمان می‌کند که جری با بهترین دوست‌اش ازدواج کرده؛ و این حدس و اکمان تا آنجا ادامه می‌یابد که بتواند باعث بروز اتفاقات فرح بخش شود؛ یک ساعت و نیم که سر تماشاگر را گرم کردند، دیل متوجه می‌شود که اشتباه کرده و می‌رود و با جری ازدواج می‌کند. خیلی که پیچیده نبود؟

بازیگران

* فرد آستر:

حالا دیگر همه می‌دانند که نخستین تست سینمایی فرد آستر چه واکنشی برانگیخت: «بازی بلد نیست؛ آواز خواندن بلد نیست؛ کله‌اش دارد طاس می‌شود؛ یک خورده رقص بلد است.» ولی آستر همه کارهایش را کمال گرایانه و عالی، مثل خدایان یونانی، انجام می‌داد. علاوه بر موزیکال‌هایش با سندریچ، آستر به بسیاری دیگر از فیلم ها نور و گرما بخشید، از جمله: چهره نمکین و جوراب های ابریشم (هر دو در ۱۹۵۷)، که موسیقی زیبای آهنگسازان بی‌نظیر دیگری چون کول پورتر و جروم کرن همراهی‌شان می‌کرد. آستر در فیلم‌های غیر موزیکالی مثل در ساحل (۱۹۵۹) هم نقش‌هایی ایفا کرده است.

* جینجر راجرز:

شهرت راجرز بیشتر به عنوان «پارتنر» فرد آستر جا افتاد و به منزله بازیگر نقش‌های جدی، که هنرنمایی‌اش در کیتی فویل (۱۹۴۰)، اسکاری برایش به ارمغان آورد، قدرش شناخته نشد. جینجر راجرز که مادری هنرمند داشت، در واقع روی صحنه رشد کرد و وقتی بزرگ شد به فرد آستر کمک کرد تا در پرواز به ریو (۱۹۳۳)، بدرخشد. آن دو همکاری‌شان را با روبرتا (۱۹۳۵)، وقت سویینگ و دنبال ناوگان برو (هر دو در ۱۹۳۵)، برقصیم؟ (۱۹۳۷)، بی خیال (۱۹۳۸) و موزیکال جدی تر داستان ورنون وایرن کسل (۱۹۳۹) ادامه دادند. وقتی از راجرز پرسیدند که چرا همیشه موقع نام بردن از آن‌ها، اسم فرد آستر را اول می‌آورند و اسم جفت‌شان را «جینجر و فرد» نگذاشته‌اند، پاسخ داد: «برای آن که دنیای مردانه‌ای داریم.»

* اریک رودز:

شخصیت ژیگولوی باوقار اریک رودز، آلبرتو بدینی، که آواز می‌خواند و خیلی از خودش متشکر است، قبلا نیز در طلاق مفرح (۱۹۳۴)، یکی دیگر از موزیکال‌های فرد آستر / جینجر راجرز حضور داشت.

* ادوارد اورت هورتون:

این بازیگر بی‌نظیر نقش‌های فرعی، تقریبا در همه کمدی‌های خوب و معروف دهه ۱۹۳۰ قابل رویت است. هورتون که همیشه در نقش آدم‌های پولدار و گنده دماغ ظاهر می‌شد، در واقع مکمل شخصیت‌های اصلی، به خصوص در این سری فیلم‌ها، شخصیت فرد آستر است.

 * اریک بلور:

بلور، نقش بیتس، پیشخدمت از خودراضی را، با حس کمیک معرکه‌ای ایفا کرد. او که زندگی حرفه‌ای پروپیمانی در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ داشت، در تعدادی از موزیکال‌های آستر / راجرز، از جمله، پرواز به ریو (۱۹۳۷)، طلاق مفرح (۱۹۳۴)، وقت سویینگ (۱۹۳۶) و برقصیم؟ (۱۹۳۷) نیز بازی داشت.

پشت صحنه

  • قطعات موزیکی که برای این فیلم نوشته شدند، در موزیکال‌های دیگری چون دیوانه تو، مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
  • ترانه هایی که ایروینگ برلین برای این فیلم نوشت، به محبوب ترین ترانه‌های دوران خود تبدیل شدند.
  • موقع اجرای قطعه «چیک تو چیک»، از جامه پرزرق و برق جینجر راجرز، آنقدر پر ریخت که جان فرد آستر را به لب‌اش رساند و بنابراین، اجرا را قطع کرد و از مدیران صحنه خواست تا کاری انجام دهند. فیلمبرداری را متوقف کردند و پرها را به جامه دوختند، ولی با این وجود، هنوز در این صحنه پرها را توی هوا می بینید.

قرار بود چی بشه، چی شد

از اول هم قرار نبود چیزی بشه. مگر فرد آستر و جینجر راجرز نظیری هم داشتند که کسانی دیگر را به جایشان در نظر گرفته و بعد تغییر عقیده داده باشند؟

کارگردان

اگرچه حضور فرد آستر و جینجر راجرز بر روی پرده، سحرآمیز جلوه می‌کند و در فیلم‌هایشان، آشکارا، همه چیز را حضور و جذابیت این دو هنرمند تعیین می‌کند، ولی به هر حال، موزیکال‌های آستر راجرز کارگردان داشته و یکی از مهم ترین‌شان، مارک سندریچ بوده است. سندریچ، کارگردان فیلم‌های صامت بود که بعدها خواست شانس خود را در سینمای ناطق امتحان کند. ولی معلوم شد «گوش اش» را ندارد. سپس یک بار دیگر به او اجازه داده شد که بخت‌اش را در سینمای ناطق بیازماید و او این بار خب، این هم هریس (۱۹۳۲) را ساخت که برنده جایزه اسکار شد. بلافاصله پس از آن سندریچ فرصت یافت در فاصله چند سال، هفت تا از بهترین موزیکال‌های فرد آستر و جینجر راجرز را کارگردانی نماید: روبرتا و کلاه سیلندری (هر دو در ۱۹۳۵)، دنبال ناوگان برو (۱۹۳۶)، وقت سویینگ (۱۹۳۶)، برقصیم؟ (۱۹۳۷)، بی خیال (۱۹۳۸) و داستان ورنون وایران کسل (۱۹۳۹). کلاه سیلندری، چهارمین فیلم از نه تا فیلمی بود که آستر و راجرز، بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹ کمپانی در دهه ۱۹۳۰ تبدیل شد. برای RKO بازی کردند. کلاه سیلندری به پرفروش ترین فیلم این کمپانی در دهه ۱۹۳۰ تبدیل شد.

جملات به یادماندنی

«خیلی‌ها تصور می‌کنند که من از همان اول هم با اسموکینگ و کلاه سیلندری به دنیا آمده ام.»

فرد آستر

«کاریش نمی‌شود کرد. مردم خیال می‌کنند که من و آستر، “ابوت و کوستلو” ی سینمای موزیکال بوده‌ایم؛ حال آنکه هر دومان زندگی‌های حرفه‌ای جداگانه‌ای داشتیم.»

جینجر راجرز درباره همکاری خود با فرد آستر

نظر منتقدها

راهنمای تلویزیونی بازیگرها: «کلاه سیلندری، نمونه بارز “فیلمی فرد آستر / جینجر راجرزی” است و نتیجه چهارمین همکاری آستر و راجرز، و اولین همکاری‌شان در فیلمی که فیلمنامه‌اش را اختصاصا برای آن‌ها نوشته‌اند. اثری که همه نشانه‌های موزیکال‌های آنها را دارد: پیرنگ احمقانه، رومانس، جامه‌های فاخر و کار شده، دکورهای “آرت دکو”، و مقدار زیادی ترانه و قطعات موزیکال شاهکار.»

صحنه‌های مهم این فیلم در حقیقت، همان قطعات موزیکال‌اش هستند. توصیف این صحنه‌ها همانقدر حق مطلب را ادا می‌کند که توصیف یک غذای خوشمزه. هر چقدر هم توصیف ما از آن غذا بی نقص و کامل باشد باز خود آن غذا نمی‌شود! موزیکال‌های فرد آستر و جینجر راجرز عالی و بی نقص‌اند. ولی آنها را فقط باید دید و لذت برد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.