فیلم کینگ کنگ – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – King Kong 1933

فیلم کینگ کنگ

کارگردانها: مریان سی. کوپر، ارنست ب. شودسک. نویسندگان فیلمنامه: مریان سی. کوپر (داستان) و ادگار والاس. بازیگران: فی ری (آن دارو)، رابرت آرمسترانگ (کارل دنهام)، بروس کبوت (جک دریسکول)، فرانک ریشتر (کاپیتان انگلم)، سم هاردی (چارلز وستون)، نابل جانسن (رهبر بومی ها)، استیو کلمنت (جادوگر). مدت: ۱۰۰ دقیقه. بودجه: ۶۰۰ هزار دلار، فروش: ۵ میلیون دلار.

برندگان اسکار ۱۹۳۳:

  • بهترین فیلم: مراسم.
  • بهترین کارگردان: فرانک لوید (مراسم).
  • بهترین بازیگر مرد: چارلز لوتن (زندگی خصوصی هنری هشتم).
  • بهترین بازیگر زن: کاترین هپبورن (افتخار صبحگاهی).

کینگ کنگ در اوج رکود اقتصادی در آمریکا، به طور همزمان در دو تا از بزرگ‌ترین سینماهای نیویورک، «راکسی» و «رادیو سیتی» به نمایش درآمد و همه رکوردهای فروش را شکست. در بین فیلم‌های هیولایی، کینگ کنگ، بی نظیر بود چون هم برای بچه‌ها جذابیت‌ها داشت و هم و برای بزرگ‌ترها، هم تحصیل کرده‌ها را سرگرم می‌کرد و هم آدم‌های با دو کلاس سواد را. پژوهشگرها مدت‌ها در پی یافتن دلیلی برای جذابیت‌اش بودند. این ایده پیش کشیده شد که کنگ، نمادی است از آخرین جبهه مقاومت انسان اولیه در برابر تهاجم تکنولوژی مدرن. و بعد هم چیزی غیر متعارف درباره تمایلات عاطفی این موجود غول پیکر وجود دارد که البته بسیار جای بحث دارد… به هر تقدیر، در خوبی این فیلم، همین بس که هنوز گیرایی دارد و به وحشت می‌اندازد.

کارل دنهام (رابرت آرمسترانگ)، فیلمسازی که کارش فیلم گرفتن در مناطق بکر جنگلی است، از وجود خطهای دورافتاده، جزیره اسکال، باخبر می‌شود که می گویند هنوز موجودات ماقبل تاریخ در آنجا زندگی می‌کنند. دنهام، آن دارو (فی ری)، بازیگر محتاجی را استخدام می‌کند و سپس به اتفاق گروهی خدمه و دستیار، با کشتی به سوی آن جزیره به راه می‌افتند. بومی‌های جزیره با دیدن آن دارو به تکاپو می‌افتند و او را می‌ربایند و قصد دارند به عنوان قربانی وی را در اختیار کنگ، گوریلی عظیم، بگذارند. ولی کنگ، به جای دریدن آن، دل، و آزادی‌اش را می‌بازد. کنگ را اسیر کرده و برای به نمایش گذاشتن، به نیویورک می‌برند. در حالی که روی صحنه یکی از تئاترهای بزرگ نیویورکی به زنجیرش کشیده‌اند، قرار است وسیله سرگرمی مردانی با لباس رسمی و زنانی شیک پوش شود. اما وقتی چشم کنگ به آن می‌افتد که لابه لای جمعیت تماشاگر در کنار آرمسترانگ ایستاده، از حسادت منفجر می شود. زنجیرهایش را پاره می‌کند و جمعیت توی سالن را به فراری دیوانه وار وا می‌دارد. کنگ در جستجوی آن، نیویورک را زیرورو می‌کند. همه چیز را زیر پا له می‌کند تا این که آن را می‌یابد. کابوس بر فراز عمارت امپایر استیت به اوج می‌رسد. در آنجا، کنگ بیهوده می‌کوشد با چندتایی هواپیما که به طرف اش تیراندازی می‌کنند بجنگد. اما در حالی تیرهایی به او اصابت کرده و دیگر یارای مقاومت ندارد، از بالای برج به پایین فرو می‌غلتد.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

فیلم کینگ کنگ

بازیگران

* فی ری:

ری که اصلیت کانادایی داشت، به «ملکه جیغ» معروف شده بود. او در دوران سینمای صامت در تعدادی فیلم به عنوان سیاهی لشکر حضور داشت؛ سپس در اوایل ناطق، در چندتایی وسترن بازی کرد و بعد در تعدادی فیلم ترسناک ظاهر شد که اوج شان به همین کینگ کنگ ختم شد. وقتی به او گفتند قرار است با یکی از «بلندبالاترین ستارگان هالیوودی» همبازی شود، ری تصور کرد منظورشان کری گرانت است. با در نظر داشتن فرآیند تکنیکی فیلم، البته او هیچگاه با آن میمون غول پیکر (که در حقیقت، مدلی ۶۰ سانتیمتری بود، برخوردی نداشت. ری می‌گفت که در این فیلم زیادی جیغ کشیده و خیلی از منتقدها هم در این مورد با وی هم عقیده بودند. ولی با در نظر داشتن این موضوع که این خانم در استودیو به طرف هوای خالی واکنش نشان می‌داده، زیاد هم نباید از او ایراد گرفت. کینگ کنگ، آغازی بود بر پایان شهرت فی ری. از آنجا که پوستر فیلم، ری را در چنگال کنگ نشان می‌دهد، فی ری هم اسم کتاب زندگینامه‌اش را گذاشته است: On The Other Hand

* رابرت آرمسترانگ:

وی هم که در ده‌ها فیلم بازی کرده فقط به خاطر کینگ کنگ به یاد خواهد ماند.

پشت صحنه

ویلیس اوبراین، یکی از پیشگامان فیلمبرداری استاپ موشن، از یک مدل ۶۰ سانتیمتری کینگ کنگ استفاده کرد که با پوست خرگوش پوشیده شده بود. از این مدل مینیاتوری فریم به فریم فیلمبرداری شد؛ هر بار جایش تغییر داده شد و در نهایت برای به حرکت درآوردنش، پشت هم چسبانده شد. اوبراین، تکنیک «بک پروجکشن» را نیز به کمال رساند (به عنوان مثال، از داخل اتومبیلی در حال حرکت، صحنه هایی از جاده گرفته می‌شود و سپس در استودیو، فیلم هایی را که از جاده ای گرفته شده، روی پرده می‌اندازند و بعد در حالی که قهرمان ماجرا در اتومبیلی بی‌حرکت در استودیو نشسته، از هر دوی این صحنه‌ها فیلم می‌گیرند)؛ بدین ترتیب که نماهای انیمیشن را با صحنه های واقعی فی ری در هم آمیخت و اینطور جلوه داد که گویی کنگ و ری در یک نما هستند.

 موسیقی

موسیقی مکس استاینر بی نظیر (برباد رفته و کازابلانکا)، بی شک یکی از دلایل مهم موفقیت این فیلم است. موسیقی متن کینک کنگ، آدم را رها نمی‌کند، به شدت رومانتیک است، و گاه مو بر اندام سیخ می‌کند. این استاینر است که به کنگ آن هاله قهرمان سمپاتیک با فرجامی تراژیک را بخشیده.

ارنست شودسک نیز مانند قهرمانش، کارل دنهام، عاشق طبیعت بود و مستندهایی ساخت درباره مناطق دورافتاده و ناشناخته دنیا. در سال ۱۹۲۵، مستند علف را درباره ایل بختیاری، همو به اتفاق مریان سی. کوپر ساخته است. شودسک، ضمنا، باز مثل قهرمانش، یک شومن هم بود. همکارش، مریان کوپر، خلبان زبردستی بود که در جریان جنگ جهانی اول، در خط اول جبهه خدمت کرد و او هم شیفته طبیعت و ماجراجویی بود. ولی جالب اینجاست که آن دو تصمیم گرفتند فیلم‌شان را نه در دل طبیعت، بلکه در استودیو بسازند و برای رسیدن به مقصود روی ابتکارهای تکنیکی ویلیس اوبراین هم حساب کردند. کوپر برای مدتی کوتاه مدیریت کمپانی افسانه‌ای RKO را برعهده گرفت و بعد به اتفاق جان فورد، شرکتی تشکیل دادند تا تعدادی از بهترین آثار فورد، از جمله زنی با روبان زرد (۱۹۴۹) و جویندگان (۱۹۵۶) را تهیه کنند. نکته جالب دیگر اینکه کوپر و رابرت آرمسترانگ در فاصله چند ساعت، از دنیا رفتند.

دکور

کینگ کنگ یکی از آن فیلم‌هایی بود که به طور کامل در استودیو فیلمبرداری شد و واقع گراترین دکورش هم دهکده بومی‌ها در جزیره اسکال بود با آن دیوارهای بلند، این دهکده شش سالی پا برجا بود (و در بی‌شمار فیلم‌های جنگلی دههٔ ۱۹۳۰ قابل رویت است) تا اینکه برای صحنه آتش سوزی فیلم برباد رفته

(سکانس آتلانتا)، به عنوان هیمه به تلی خاکستر تبدیل شد. طرح این دهکده هنوز که هنوز است مایه حیرت خوره‌های فیلم است. اگر بومی‌ها تا این حد از کنگ هراس دارند، دیگر چرا دروازه عظیمی برایش درست کرده‌اند که وارد دهکده‌شان شود؟

پسر کینگ کنگ (۱۹۳۳)، جویانگ پرقدرت (۱۹۴۹)، هفتمین سفر سندباد (۱۹۵۸)، کینگ کنگ (بازسازی، ۱۹۷۶) و پارک ژوراسیک (۱۹۹۳).

جملات به یادماندنی

«صحنه عنکبوت غول پیکر به فیلم لطمه زده بود؛ بنابراین فردا که به استودیو برگشتم خودم آن را از فیلم بیرون کشیدم.»

مریان سی. کوپر

 نظر منتقدها

راجر ایبرت (شیکاگو س ان تایمز): «در این عصر پیشرفت‌های حیرت انگیز تکنولوژیک، کینگ کنگ از ساده ترین و ابتدایی ترین ترفندها استفاده کرده تا توی دل مردم را خالی کند.»

ورایتی: «جیغ و داد مبسوطی که این فیلم به راه می‌اندازد، نه تنها برای فی ری، که برای هر ستاره و هر بیننده‌ای غیرقابل تحمل است.»


کنگ، از این آسمانخراش به آن یکی می‌پرد و اتومبیل‌ها و واگن‌های مترو را مثل اسباب بازی به اینسو و آنسو پرت می‌کند تا اینکه از ورای پنجره‌ای نگاهاش به محبوب‌اش می‌افتد. کنگ، آن را در دست می‌گیرد و در جستجوی جایی امن، از بلندترین درخت ابتونی، عمارت امپایر استیت بالا می‌رود. در نماهایی نفس گیر از فاصله دور، هواپیماهای دوموتوره مثل زنبور دورش به پرواز در می‌آیند. کنگ خیلی آرام، «آن» را روی لبه‌ای زمین می‌گذارد و سپس به جنگ هواپیماها می‌رود. او یکی از هواپیماها را به مشت می‌گیرد و به آن پایین توی خیابان پرتاب می‌کند. ولی بعد نوبت به خودش می‌رسد تا زخم خورده و مجروح، از فراز آن عمارت بلند به پایین سقوط نماید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.