فیلم گلادیاتور – داستان کلی ، تحلیل ، نقد و بررسی – Gladiator 2000

کارگردان: ریدلی اسکات. فیلمنامه: دیوید فرنزونی، جان لوگان و ویلیام نیکلسون، براساس داستان دیوید فرنزونی. مدیر فیلمبرداری: جان متیسن. موسیقی: لیزا جرارد و هانس زیمر، تدوین: پیترو اسکالیا. بازیگران: راسل کرو (ماکسیمس)، خواکین فینیکس (کومودوس)، کانی نیلسن (لوچیلا)، اولیور رید (پراکسیمو)، ریچارد هریس (مارکوس اورلیوس)، درک جکوبی (گرکوس)، جیمن هانسو (جوبا)، دیوید همینگز (کاسیوس). مدت: ۱۵۵ (ورسیون طولانی تر: ۱۷۱). بودجه: ۱۰۳ میلیون دلار فروش: ۴۵۸ میلیون دلار.

اسکارها:

بهترین فیلم.

بهترین بازیگر مرد: راسل کرو


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

بهترین طراح لباس: جنتلی یتس

بهترین جلوه‌های ویژه: جان نلسن.

بهترین فیلمبرداری: جان ماتیسن.

بهترین صدا: اسکات میلن

نامزدی‌های اسکار:

بهترین بازیگر مرد نقش دوم: خواکین فیتیکس.

بهترین طراحی صحنه و دکور: آرتور مکس، کریسپین سالیس.

بهترین فیلمبرداری: جان ماتیسن

بهترین تدوین: پیترو اسکالیا.

بهترین موسیقی متن: هانس زیمر

بهترین فیلمنامه: دیویدفرنزونی، جان لوگان، ویلیام نیکلسون.

سایر برندگان اسکار ۲۰۰۰:

بهترین کارگردان: استیون سودربرگ (ترافیک قاچاق).

بهترین فیلمنامه اریژینال: کامرون کرو (تقریبا معروف).

بهترین فیلمبرداری: پیتر پو (ببر خفته، اژدهای پنهان).

بهترین تدوین: استیون میرون. (ترافیک قاچاق)

بهترین بازیگر زن: جولیا رابرتز. (ارین بر اکوویچ).

بهترین بازیگر مرد نقش دوم: بنیسیو دل تورو (ترافیک قاچاق).

بهترین بازیگر زن نقش دوم: مارسیا گی‌هاردن (پولاک).

بهترین فیلم خارجی: ببر خفته، اژدهای پنهان


گلادیاتور از آن نوع فیلم‌هایی است که زمانی هالیوود، شهرتاش را مدیون شان بود و حالا دیگر نظیرش به ندرت ساخته می‌شود. آمیزه‌ای از اسپارتاکوس و بن هور و قویدل، مملو از شخصیت هایی پرابهت، مناظر چشم‌گیر و زیبا و یک داستانسرایی اسطوره ای، گلادیاتور را طوری طراحی کرده اند تا هم سرگرم کند و هم شور و هیجانی توی دل بیننده اش بیندازد. با فیلمنامه‌ای که در دام قابل پیش بینی بودن نیفتاده و شخصیت‌های خبیث اش به همان اندازه شخصیت‌های خوب اش، با هوش و زرنگ اند. فیلمی که مخاطب اش را مجذوب نگه می‌دارد و در واقعیتی غوطه ورش می‌کند که واقعیت او نیست و با این وجود، هر بار که قهرمان ماجرا بر چالشی فائق می‌آید و در نبردی پیروز می‌شود، واکنشی پر سر و صدا در بیننده اش بر می‌انگیزد. به این می‌گویند فیلمسازی در حد و اندازه هایی که بسیاری از دست اندرکاران سینما در چهار گوشه جهان فقط در خواب می‌بینند.

بازیگران

* اولیور رید: رید در فوریه ۱۹۳۷ در ویمبلدون، نزدیک لندن به دنیا آمد و در ماه می ۱۹۹۹ در حالی که هنوز درگیر فیلمبرداری گلادیاتور بود، بر اثر سکته قلبی درگذشت. ماجرای درگذشت ناگهانی رید در جریان فیلمبرداری، از ماجراهایی است که به یکی دیگر از دلایل شهرت فیلم ریدلی اسکات انجامید. البته تکنولوژی کامپیوتر به کمک تهیه کنندگان فیلم آمد و باقی صحنه‌های رید را با ترفندهایی بازسازی کردند. رید که نوه کارول رید، سینماگر بزرگ انگلیسی (مرد سوم) بود، به خشونت کلام و رفتار شهرت داشت و در این زمینه استاد راسل کرو محسوب می‌شد که او هم در این مورد مدام برای خود دردسر ایجاد می‌کند. به هر حال، همان کارول رید بود که فرصت بازی در اولین نقش مهم‌اش را در اولیورا (۱۹۶۸) در اختیار نوه‌اش گذاشت. رید که دوره بازیگری ندیده بود در سالهای دهه ۱۹۶۰ به گران ترین بازیگر بریتانیایی تبدیل شد ولی رفتار پرخاش جویانه اش کار را به آنجا رساند که به جز رفیق شفیق اش، کن راسل کارگردان، کمتر کسی حاضر بود نقشی به وی بسپارد و رید از سر ناچاری، در دهه ۱۹۸۰ در فیلم‌های اروپایی بازی می‌کرد. فیلم‌های قابل ذکرش اینها هستند: زنان عاشق (۱۹۶۹)، خانمی در اتومبیل با عینک و هفت تیر (۱۹۷۰)، شیاطین (۱۹۷۱)، سه تفنگدار (۱۹۷۳)، مالر (۱۹۷۴)، چهار تفنگدار (۱۹۷۴)، تامی (۱۹۷۵)، فردا هرگز نمی‌آید (۱۹۷۸)، دکتر جکیل و میستر هاید (۱۹۸۰)، کشتی شکسته (۱۹۸۶)، ماجراهای باورنکردنی مارکوپولو (۱۹۹۸) و گلادیاتور (۱۹۹۹)

* ریچارد هریس: هریس در ۱۹۳۰ در خانواده‌ای کشاورز در ایرلند متولد شد و در ۲۰۰۲ از دنیا رفت. او بازیگری قدر در جلوی دوربین و دردسرتراش (از نوع ایرلندی اش) در پشت دوربین بود. هریس که در نوجوانی آرزو داشت بازیکن راگبی شود، به ادبیات نیز عشق می‌ورزید. او از سال ۱۹۵۸ وارد عالم سینما شد و تا آخر عمر به بازیگری ادامه داد. فیلم‌های مهم اش عبارتند از: توپ‌های ناوارون (۱۹۶۱)، شورش در کشتی باونتی (۱۹۶۲)، صحرای سرخ (۱۹۶۴)، کاملوت (۱۹۶۷)، مردی به نام اسب (۱۹۷۰)، سفرهای گالیور (۱۹۷۸)، تارزان مرد میمونی (۱۹۸۱)، بازی‌های میهن پرستانه (۱۹۹۲)، هری پاتر و سنگ جادو گر (۲۰۰۰)، هری پاتر و تالار اسرار (۲۰۰۲).

* راسل کرو: پدر و مادر راسل کرو (متولد ۱۹۶۴ در نیوزیلند) مسئول تأمین غذای عوامل پشت صحنه فیلم‌ها بودند. راسل در ۱۳ سالگی نقشی کوتاه در سریال آبکی استرالیایی، همسایه‌ها (۱۹۸۷) گیرش آمد؛ و بعد در تعدادی فیلم استرالیایی مثل زندانیان خورشید (۱۹۹۰) و اسپاتسوود (۱۹۹۲) ظاهر شد و سپس با ایفای نقش یک «اسکین هد» نئونازی در رومپر استومیر به شهرت بین المللی دست یافت. وسترن زنده یا مرده، و بازی مقابل شارون استون، سرآغاز حرفه هالیوودی اش را رقم زد. سپس در استادانه، نقش آدمکشی را که با کامپیوتر برنامه ریزی شده، بازی کرد. و در نهایت با محرمانهٔ لس آنجلس و در نقش یک کارآگاه خشن و تودار بود که بین بازیگران معروف هالیوودی جایی برای خود باز کرد. بعد از آن، کرو در تعدادی نقش کوبنده و به یادماندنی ظاهر شد: در نفوذی، در نقش مردی که تک و تنها علیه تشکیلاتی بزرگ مبارزه می‌کند؛ یک گلادیاتور در گلادیاتور، که اسکار بهترین بازیگر مرد را برایش به ارمغان آورد؛ جان کش، ریاضی دان نابغه و اسکیزوفرن در یک ذهن زیبا ناخدا جک اوبری در استاد و فرمانده: فراسوی دنیا و در نهایت، جیم برداک بوکسور، در مرد سیندرلایی. راسل اگر چه گاه انتخاب‌های سهل و ممتنعی می‌کند ولی توانایی نقش آفرینی‌های ظریف و پیچیده را دارد. محرمانهٔ لس آنجلس و نفوذی، نمونه هایی عالی از بازی اش هستند. البته، سر و صداهایی که بیرون از عالم سینما به خاطر رفتار خشن‌اش با مردم عادی به راه افتاد، اندکی به شهرت‌اش لطمه زده است. مهم ترین فیلمهایش: محرمانهٔ لس آنجلس (۱۹۹۷)، نفوذی (۱۹۹۹)، گلادیاتور (۲۰۰۰)، یک ذهن زیبا (۲۰۰۱)، استاد و فرمانده (۲۰۰۳)، مرد سیندرلایی (۲۰۰۵)، یک اسال خوب (۲۰۰۶)، گنگستر آمریکایی (۲۰۰۷)، مجموعه دروها (۲۰۰۸)، رابین هود (۲۰۱۰).

* خواکین فینیکس: فینیکس در ۱۹۷۴ از پدر و مادری مبلغ مذهبی در پورتوریکو به دنیا آمد. شانزده ساله بود که خانواده اش به آمریکا برگشتند و اطراف لس آنجلس اقامت گزیدند و به علت ذوق و استعدادی که هر پنج فرزندشان در زمینه بازیگری از خود نشان می‌دادند برای همه شان کارگزار گرفتند. از بین پنج بچه، کار ریور فینیکس و خواتین بیشتر گرفت. به خصوص ریور فینیکس که پس از شرکت در فیلم‌های تبلیغاتی، بازیگری در فیلم های سینمایی را آغاز کرد و خیلی زود مشهور شد. مرگ ناگهانی فینیکس در ۱۹۹۳، ضربهای وحشتناک برای خواکین محسوب می‌شد ولی از سوی دیگر، زندگی حرفه‌ای اش را نیز به نوعی، روی غلتک انداخت: در همان سال، گاس ون سنت که قبلا از برادرش فینیکس در آیداهوی خصوصی من بازی گرفته بود، خواکین را برای ایفای نقشی در مقابل نیکول کیدمن در به خاطرش مردن انتخاب کرد. از آن زمان تا به امروز، خواکین فینکس از فیلمی به فیلم دیگر شهرت اش افزایش یافته و اکنون ستاره‌ای است که ادعای کنار کشیدنش از عالم سینما خود به فیلمی سینمایی (با کارگردانی کیسی افلک) و سروصداهای رسانه‌ای تبدیل می‌شود. از جمله مهم ترین فیلمهایش: چرخش ناگهانی (۱۹۹۷)، قلم‌های پر (۲۰۰۰)، نشانه‌ها (۲۰۰۲)، دهکده (۲۰۰۴)، وفاداری (۲۰۰۷)، عاشق (۲۰۰۸).

پشت صحنه:

راسل کرو چند ماه پس از پایان فیلمبرداری نفوذی به سر صحنه فیلمبرداری گلادیاتور رفت. او که به خاطر نفوذی بیست کیلو چاق شده بود، دوباره خودش را بیست کیلو لاغر کرد. چند و چون قضایا را از او پرسیدند، جواب داد که فقط توی مزرعه اش در استرالیا کار کرده است.

اولیور رید موقع فیلمبرداری اصلی، سکته کرد و در گذشت. اجبارا تعدادی از صحنه‌ها دوباره تدوین شد و بعد به کمک یک بدل که در سایه روشن از او فیلمبرداری کردند، ماسک دیجیتالی اولیور را به بدن او مونتاژ کردند. این کارها سه میلیون دلار خرج برداشت.

در صحنه کولیزیوم فقط دو ردیف پائین میدان آدم نشاندند؛ هزاران نفر بعدی را دیجیتالی ساختند.

نظر منتقدها

ژاپن تایمز: «از لحاظ تصویری، بی برو برگرد، بهترین فیلم ریدلی اسکات از بلید رانر به این سو.»

الویس میچل (نیویورک تایمز): «ریدلی اسکات، استاد آگهی‌های تبلیغاتی، یک داستان پر و پیمان تاریخی را به سبک همان آگهی هایش ساخته: فیلمی توخالی، که فقط به زرق و برق اش بند است.»

خلاصه داستان

گلادیاتور، برای تعریف داستانش از شخصیت‌ها و وقایع تاریخی واقعی استفاده کرده. البته بخش اعظم ماجراهایش، تخیلی اند اما خیلی خوب با وقایع مستند تاریخی در هم آمیخته شده اند. در سال ۱۸۰ میلادی، امپراتوری روم که از افراط گرایی‌های امپراتورهای فاسد قبلی جان سالم به در برده، در اوج شکوفایی اش است. آخرین سزار، مارکوس اورلیوس (ریچارد هریس)، مرد فرهیخته‌ای است که برای عقب راندن تهاجم قومی ژرمن، لشکری عظیم تدارک دیده، ولی برای رسیدن به مقصود روی رهبری و کاردانی و شجاعت بهترین ژنرال اش، ماکسیموس (راسل کرو) حساب می‌کند و ماکسیموس نیز با درایتی که از خود نشان می‌دهد، امپراتورش را سرخورده نمی‌کند و پیروز می‌شود و از این رو به خاطر شجاعت و شرافت اش، امپراتور در خلوت، وی را به عنوان جانشین اش برمی گزیند. اما این تصمیم به مذاق کومودوس (خواکین فینیکس)، پسر اورلیوس خوش نمی‌آید. در حالی که از خشم و درد دیوانه شده، کومودوس، پدرش را می‌کشد و سپس فرمان می‌دهد ماکسیموس را نیز به محلی دورافتاده برده و به قتل برسانند. ماکسیموس اما با کشتن مزدوران کومودوس، از مرگ می‌رهد و بعد با شتاب خود را به خانه می‌رساند تا مگر از قتل زن و فرزندش جلوگیری نماید. اما دیر می‌جنبد و زمانی به خانه می‌رسد که آنها را کشته اند. دیری نگذشته که عده‌ای تاجر برده، ماکسیموس را به اسارت می‌گیرند. پراکسیمو (اولیور رید)، تاجر و آموزش دهنده گلادیاتور، کومودوس و دوست جدیدش، جوبا (جیمون هونسو) را می‌خرد و چون از قابلیت‌های ماکسیموس باخبر شده، او را آماده سفر به رم می‌کند تا در کولیزیوم با برده /گلادیاتورهای دیگر مبارزه نماید.

کارگردان

ریدلی اسکات متولد ۱۹۳۷ در ساوت شیلدز (انگلستان در خانواده‌ای نظامی پرورش یافت؛ نظامی بودن پدر، که مهندس بود و در قسمت تأسیسات ارتش کار می‌کرد، باعث شد که مثل بسیاری از فرزندان نظامی ها، ریدلی (و برادرش تونی، که او هم فیلمساز معروفی است) کودکی شان را همراه با مأموریت‌های پدر، در شهرهای مختلف بریتانیا و یا آلمان سر کنند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم، خانواده اسکات سرانجام به بریتانیا بازگشت و ریدلی به کالج هنر رفت و در رشته طراحی تحصیل کرد. در ۱۹۶۳ به عنوان کارآموز طراح صحنه و دکور در BBC مشغول به کار شد و در همان دهه، روی تعدادی فیلم و سریال، از جمله دکتر هو، کار کرد. در ۱۹۶۸ ریدلی و تونی اسکات، دفتر تولید فیلم «ریدلی اسکات اسوشیتز» را پایه گذاشتند. پنج تن از اعضای خانواده اسکات (از جمله دختر ریدلی، جوردن) کارگردان و همگی در این شرکت به تهیه و تولید فیلم‌های تبلیغاتی مشغول اند. ریدلی اسکات، نخستین فیلم سینمایی اش، دوئل کننده‌ها را در ۱۹۷۷ ساخت؛ فیلمی با تصویر گری فوق العاده زیبا که هنوز پس از ۳۵ سال، تروتازه و چشم گیر است. اما دو سال بعد، با بیگانه بود که اسکات به شهرت و اعتباری که لیاقت اش را داشت، دست یافت و فیلم که به یک محصول پرطرفدار سینمایی تبدیل شده، صحبت تولید پنجمین قسمت اش هم در آینده‌ای نزدیک، به گوش می‌رسد. بیگانه بر خلاف دوئل کننده‌های فیلم موفقی از کار در آمد؛ حال آن که شاهکار بعدی اسکات، بلید رانر (۱۹۸۲)، فروش نکرد و بلافاصله از پرده پائین کشیده شد. اما همین فیلم نیز رفته رفته، چنان شهرت و اعتباری یافت که اکنون جزو مهم ترین فیلم‌های علمی تخیلی تاریخ سینما محسوب می‌شود. نسخه جدید بلید رانر، با پایانی متفاوت، که در آن صدای روای حذف شده، در ۱۹۹۱، زیر نظر اسکات دوباره اکران گرفت. در این دو دهه اخیر، اسکات همچنان در زمینه تولید فیلم‌های تبلیغاتی و تهیه و کارگردانی فیلم‌های سینمایی فعال بوده و شاهکارهای دیگری نیز مانند تلما و لوئیز (۱۹۹۱) خلق کرده؛ از جمله دیگر فیلم‌های اسکات عبارتند از: گلادیاتور، سقوط شاهین سیاه (۲۰۰۱) درباره غافل گیر شدن نیروهای آمریکایی در سومالی؛ هانیبال (۲۰۰۱)، قلمرو بهشت (۲۰۰۵)، گنگستر آمریکایی (۲۰۰۷)، مجموعه دروغ‌ها (۲۰۰۸) و رابین هود (۲۰۱۰).

صحنهٔ فراموش نشدنی

در یکی از به یادماندنی ترین صحنه‌های فیلم، دو شخصیت اصلی ماجرا، ماکسیموس و کومودوس رودررو قرار می‌گیرند. کومودوس که پس از قتل پدر، امپراتوری را از چنگ ماکسیموس، که وارث به حق پدرش بوده به در آورده، در یک رویایی نهایی ماکسیموس را به چالش می‌طلبد. اما درست قبل از آن در حالی که ماکسیموس را به چهار میخ کشیده اند، با خنجر خود ضربه‌ای به پهلوی ماکسیموس وارد می‌کند تا در صحن کولیزیوم، جان رویارویی با او را نداشته باشد. اما چنین اتفاقی نمی‌افتد. پس از نبردی تن به تن، شمشیر کومودوس به سویی پرتاب می‌شود و در حالی که فریاد می‌کشد و از سربازانی که وسط میدان دوره شان کرده اند، شمشیری مطالبه می‌کند، فرمانده شان، به سربازان تحت امرش دستور می‌دهد تا شمشیرهایشان را غلاف کنند. کومودوس که چنین می‌بیند به جای مبارزه با دستان برهنه، همان خنجری را که دقایقی قبل به پهلوی ماکسیموس زده، از زیر زره اش بیرون می‌کشد تا کار ماکسیموس را یک سره سازد. اما باز این ماکسیموس است که با قدرت و مهارت و با وجود جراحت شدیدی که به پهلویش وارد آمده، کومودوس را خلع سلاح و با همان خنجر، گلوی کومودوس را می‌درد.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.