کاراکتر سینمایی مارگو چنینگ با بازی بت دیویس در فیلم همه چیز درباره ایو: بررسی و تحلیل

 

۱- خانم بت دیویس نگین فیلم همه‌چیز دربارهٔ ایو است. فیلم یک جواهر سینمای کلاسیک است؛ فیلمی ماندگار، گرم، زنده و دوست‌داشتنی.

۲- اسم فیلم همه‌چیز دربارهٔ ایو است. و چند نکته:

الف) ایو از ریشه و مترادف با Evil به معنی شیطان گرفته و ارزیابی و نقد و بررسی کرده‌اند. شیطان یک زن است.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

ب) ایو همان «حوا» است؛ حکایت آدم و حوا وزن آغازین و تعبیر و تفسیر جنس همهٔ زنان. از آغاز تا امروز. و غوطه‌ور شدن در هزارتوهای معنی تراشی.

ج) اما پیشنهاد می‌کنم ایو را فقط یک اسم بدانیم. یک اسم زنانه. همین. به همین سادگی و نقطه تمام.

۳- ایو (آن باکستر) یکی از طرفداران مارگو (بت دیویس) بازیگر و ستارهٔ پا به سن گذاشتهٔ تئاتر برادوی نیویرک است که او را می‌پرستد. ایو که شیفتهٔ بازیگری شهرت است خودش را با هزار آرزو و امید به رختکن می‌رساند تا موفق به دیدار بت دیویس شود. دوست بت دیویس زمینهٔ این کار را فراهم می‌کند و ایو را همراهی می‌کند. ایو داستان غم‌انگیز زندگی‌اش را برای بت دیویس بازگو می‌کند. بت دیویس از سادگی و معصومیت ایو خوش‌اش می‌آید و او را مورد حمایت خودش قرار می‌دهد. کم‌کم ایو به عنصر ثابت زندگی بت دیویس تبدیل می‌شود و آرام‌آرام به دل و خانه و شغل او راه پیدا می‌کند تا جایی که بعد از حامله شدن بازیگر جایگزین بت دیویس در تئاتر، ایو جای او را می‌گیرد. روزی به دلیل دیر آمدن بت دیویس، ایو به جای او بازی و چشم‌ها را خیره می‌کند. ایو یک شبه ره صد ساله را طی می‌کند حال او همه را در اختیار خود دارد؛ تهیه کننده، کارگردان، نمایشنامه‌نویس و حتی منتقد تئاتر. این داستان دربارهٔ ایو است؛ دختری که از هیچ به همه چیز رسید. داستان فیلم توسط سه نفر به صورت متناوب روایت می‌شود.

اول: کارن، کسی که ایو را وارد داستان می‌کند. کارن دوست صمیمی بت دیویس و زنی خوش‌قلب و مهربان و مثبت است.

دوم: بت دیویس، که ایو را زیر بال و پر خود می‌گیرد و او را پرورش می‌دهد.

سوم: منتقد تئاتر که راوی اول فیلم است و فیلم گهگاه از زبان او روایت می‌شود. او آدم نامرئی و توانای تئاتر است.

۴- فیلم دربارهٔ ماهیت خشونت بی‌چون و چرای شهرت و شهرت‌طلبی است؛ شهرتی که با انجام یک بازی غریب در دل واقعیت و بازی گرفتن همه چیز و همه کس، حقیقت تلخ پا روی شانه دیگران گذاشتن و بالا رفتن و بالا رفتن و … تا قلهٔ جاه‌طلبی، قدرت، شهرت، ثروت، محبوبیت، موفقیت و در مرکز توجه قرار گرفتن هیچ محدودیت و مانعی (حتی اخلاقی) وجود ندارد. و در نهایت این یک سوم پایانی فیلم است که سیمای درونی پر از حیله و خشونت عاطفی و خباثت ایو را به نمایش می‌گذارد. در یک کلمه فیلم دربارهٔ جزئیات پنهان بازیگری است.

۵- خانم بت دیویس بر تارک بازیگران فیلم می‌درخشد. او جایی گفته که: «منکیه‌ویچ یک مرد نابغه است که خالق بهترین نقش دورهٔ کاری من می‌باشد. او مرا از مرگ حتمی نجات داد.»

۶- فیلم با او آغاز می‌شود، در او موجودیت می‌یابد و با او ختم می‌شود. تمام نیروی درونی و بیرونی فیلم از او مایه می‌گیرد. خانم بت دیویس شأن همه چیز دربارهٔ ایو است. روث الیزابت دیویس (۱۹۸۹-۱۹۰۸) متولد ماساچوست آمریکا و مرگ در فرانسه. ۶۰ سال فعالیت سینمایی پروپیمان و شرکت در هشتاد فیلم سینمایی و سی کار تلویزیونی و برندهٔ جوایز متعدد. بت دیویس با نوع بازی‌ای که ارائه می‌دهد از تمام عوامل فیلم و فیلم‌سازی نیرو می‌گیرد. از کارگردانی، تهیه‌کنندگی، قصهٔ مرکزی، فیلم‌نامه، عوامل فنی پشت و کنار دوربین و استودیو، بازیگران کنار و مقابل تا صحنه‌آرایی، لباس، نور، دوربین و تدوین.

او به عوامل فوق متقابلا انرژی و امکان ساخت فیلم می‌دهد. مراقب تماشاگر (از هر نوع) است. منتقدین فردای نمایش فیلم را هم از یاد نمی‌برد. او همه‌چیز را کنترل می‌کند. فیلم چنین می‌گوید. قصهٔ فیلم این امکان را به او می‌دهد که نمایش و تماشاخانهٔ دوران قصهٔ فیلم را از یاد نبرند. صحنهٔ تئاتر، تماشاگر صحنه، رختکن، رقبا، دوستان، نویسنده تئاتر، کارگردان تئاتر و بازی در بازی را فراموش نمی‌کند. او بازیگر تئاتر و نمایشی است که خود در دل فیلم است و نمایشگر قصهٔ مرکزی فیلم است. یک جور فیلم در فیلم. تئاتر در تئاتر. تئاتر در فیلم. فیلم در تئاتر.

۷- این‌که بازیگری چون بت دیویس سال‌های طولانی در سینما دوام می‌آورد به رازهای گفته و ناگفته‌ای مربوط می‌شود. از کسب تجربه وسلوک با نظام فیلم‌سازی هالیوودی که بگذریم می‌رسیم به شخصیت خاص و استثنایی او در پشت دوربین. این‌که او حاضر می‌شود به عنوان یک زن پیری‌اش را هم بازی کند شگفت‌انگیز است که کمی بیستر، از کارافتادگی‌اش را نمایش می‌دهد و فقط در محدودهٔ دنیای شباب و جوانی و زیبایی و توانایی جسمی باقی نمی‌ماند.

معدودند بازیگرانی که حاضر می‌شوند نقش بدجنس فیلم را بازی کنند. او کمی پیش‌تر می‌رود که نقش منفی بازی کند و از فرد تصویری زشت و منفور ارائه دهد. (منظورمان تمرکز تنها روی فیزیک بازیگری نیست). در چهارچوب سنت سینمای هالیوودی ارائه تصویر کریه و نامطلوب چندان رایج نیست و به یک‌جور فداکاری و خاص بودن هنرپیشه مربوط می‌شود که خود مبحث دیگری است. البته یادمان هست که داریم راجب به دوران طلایی هالیوود با همهٔ چم‌وخم‌هایش صحبت می‌کنیم وگرنه در حال حاضر و در سینمای هنری این مرزبندی‌های زشت و زیبا و جوان و پیر بی‌معنی است و محلی از اعراب ندارد.

۸- خانم بت دیویس این مسیر به پیرزن شدن و حتی پیرزن غیرقابل تحمل و نفرت‌انگیز بازی کردن در طول زندگی را ادامه می‌دهد. حیرت‌انگیز است که او در این فیلم «مارگو» ی جوان و زیبا و موفق را با بازی درخشان‌اش به‌طور غیرمستقیم ارائه می‌دهد. و هم‌زمان لایه‌های زیرین‌تر «مارگو» خار و خفیف و منفی و به دردنخورو از چشم‌افتاده را بازی می‌کند. یادمان باشد که راجع به یک زن صحبت می‌کنیم که فر و شکوه و زیبایی و جاونداگی و موفقیت از او جداشدنی نیست. و برای هر زنی ذاتی است.

۹- خانم بت دیویس نقش در تئاتر و سینما را به شکلی یگانه می‌نگرد. سینمای هالیوودی و تئاتر (یک‌جور) هالیوودی. تئاتر سنتی، سینمای سنتی. با قوانین و چارچوب‌بندی خاص خودش. یادمان هست که آن نوع سینما و آن نوع تئاتر دیگر وجود خارجی ندارد. داریم یک بحث قدیمی و تاریخی را مرور می‌کنیم. خانم بت دیویس در تئاتر فیلم و خود فیلم بازی می‌کند. در هر نقش. فرقی نمی‌کند. در پشت صحنه بازی می‌کند. در روی صحنه بازی می‌کند. در فیلم بازی می‌کند. در پشت فیلم و در دنیای واقعی بازی می‌کند. در هر نقش. او بازی می‌کند و فرقی نمی‌کند و برایش ذات بازی و بازیگری مهم است.

اهمیت بازیگری او این است که دروغ در نمایش را واقعی می‌نمایاند و تناقض دروغ و واقعیت را بازی می‌کند. و تفاوت را به رخ می‌کشد. بت دیویس این را آموخته است که همه‌اش دروغ و بازی است. مهم این است که این‌ها را باورپذیر کند. او می‌تواند با بازی تمام این منفی‌ها و دروغ‌ها و نقش در نقش‌ها و تودرتوها و هزار توها؛ زندگی و زندگی صحنه تئاتر و سینما را به عنوان انسان واقعی به ما معرفی می‌کند. و با فاصله‌ای که می‌گیرد و با از خود مایه گذاشتن، راستگویی و انسان واقعی را به ما می‌نمایاند.

برای مثال به کل صحنه تولد نگاهی دوباره می‌اندازیم.

۱۰- خانم بت دیویس به منتقد تئاتر و ایو می‌بازد. او انسان راستینی است که در بازی می‌بازد. او در قصه فیلم می‌بازد. از خود اثری دیگر و جاودانی و انسان واقعی را به جا می‌گذارد و به تماشاگر هدیه می‌دهد. او چیزی برای از دست دادن ندارد. او در بازی بازنده شده. اما ایو جز سودای شهرت و بالا رفتن چیز دیگری به دست می‌آورد؟ هیچ.

۱۱- و اما نسل بعد از ایو و آینده فیلم. کسی که به عنوان هوادار ایو وارد فیلم می‌شود دیگر هیچ سودایی ندارد جز محبوبیت. او دیگر حتی به تئاتر و سینما هم عشق نمی‌ورزد و کسی یا چیزی را هرگز دوست ندارد. او تشنه موفقیت است و سراسر بازنده. هرچند به موفقیت خواهد رسید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.