کاراکتر مرادبیگ با بازی خسرو شکیبایی در مجموعه تلویزیونی «روزی روزگاری» – ۱۳۷۰ : بررسی و تحلیل

خودش، خود همیشگیش را شکست تا شد مرادبیگ، شاید این متفاوت‌ترین نقش کارنامه کاری شکیبایی باشد، جایی که در بازی او کمتر نشانی از تیپ» همیشگیش می‌بینیم و آقای بازیگر تبدیل به «کاراکتر» می‌شود. خسرو شکیبایی فیلم و سریال خوب و به یادماندنی زیاد بازی کرده است، اما این یکی درست مثل الماس می‌ماند، کمیاب و گران قیمت.

بازی شکیبایی در سریال روزی روزگاری، به اندازه خود سریال، خاص و مخصوص بود. سینمای ما هیچ راهزن دیگری را نتوانسته در قد و قواره این تک بازی شکیبایی ارایه کند. همانطور که هیچ فیلم یا سریال مشابه دیگری هم نداریم. شاید شیر سنگی مسعود جعفری جوزانی و یکی دو فیلم دیگر را بشود در ترسیم زندگی ایلات و عشایر موفق دانست، اما تصویر دیگری این همه شفاف و در عین حال خواستنی از صحرا سراغ نداریم. قبل و بعد از روزی روزگاری کارگردانهای متعددی دوربین شان را برداشتند و به دل دشت و صحرا و روستاها زدند (اصلا یکی از دو فیلمی که سینمای مدرن ایران را شکل داد، یعنی گاو مهرجویی در چنین محیطی می‌گذرد)، حتی خود امرالله احمدجو هم در دو سریال دیگرش (تفنگ سرپر و پشت کوه‌های بلند) خواست همین تجربه را تکرار کند، اما نه آن‌ها ونه خود احمدجو نتوانستند این موفقیت را تکرار کنند، نشد که نشد. نه فقط به این خاطر که هیچ کدام از آن فیلم‌ها و سریال‌های مرادبیک نداشتند، بلکه باقی اجزای سریال هم، از موسیقی و فیلمبرداری و تدوین، تا بازی ها، همه چیز درست و سر جای خودشان بودند. مثلا به جای بازی ژاله علو در نقش خاله لیلا که مراد بیگ را سر به راه و آدم کرد، تصور کنید مرحوم رقیه چهره آزاد بازی می‌کرد که تجسم عینی مهربانی بود. آیا خاله لیلا باز هم آن نقش تاثیرگذار مرکزی را می‌توانست ایفا کند؟ مسلما نه، چون خاله لیلای سریال که نقش پیر و مرشد را دارد (و این یکی از معدود مواردی است که در سینما و ادبیات ما این وظیفه به زنی محول شده)، برای نقشش نیاز به تحکم هم داشت. یا باز تصور کنید پرویندخت یزدانیان را به جای ژاله علو. در وجود این مادربزرگ نازنین قصه‌های مجید نوعی از رنج کشیدگی است که باز مانع آن تحکم می‌شد. تصور هر بازیگری به جای ژاله علو، واقعا غیرممکن است. همان طور که دقیقا هر کس دیگری را جای خسرو شکیبایی تصور کنیم، باز این قصه از نفس می‌افتد، حتی خود خسرو شکیبایی دیگر فیلم‌ها هم این سریال را نابود می‌کند. فکرش را بکنید شکیبایی سرگشته هامون، یا شکیبایی خانواده دوست خانه سبز، یا اصلا همان شکیبایی مهربان با بازی همیشگی که کج می‌ایستاد و از پشت شانه‌های پهنش صدا می‌زد و چشمهایش زود پر اشک می‌شد و لب هایش می‌لرزید و شین هایش می‌زد و صدایش کاراکتر اصلی بازیش بود، هیچ کدام از این‌ها می‌توانست نقش مراد بیگ یاغی را با آن پیچیدگی بازی کند؟ بدیهٔ است که نه.

داستان روزی روزگاری داستان ساده اما پیچیده‌ای است: مردی که دچار تغییر حالات روحی می‌شود و مسیر زندگیش را اعوض می‌کند. چیزی شبیه داستان فضیل عیاض که از یک اثر طیف، به سر دیگر و نقطه سفید مطلق می‌رود، مرادبیک هم راهزنی است مثل او، راهزنی که اسمش در سرتاسر صحرا پیچیده و همه مسافران از شنیدن اسم او به وحشت می‌افتند. بعد این مرد راهزن، س ر اثبات برتری خودش، با رفقای راهزن دیگرش درگیر می‌شود و مجروح می‌شود. اهالی یک چادر ایلیاتی او را پیدا و درمان می‌کنند. مرد راهزن هنوز هم به فکر به چنگ آوردن مال و منال مردم است، اما خاله لیلا که سر راه‌اش سبز شده این مرد وحشی بیابانگرد را سر به زیر و سر به راه می‌کند. مرور همین چند خط داستان کوتاه، ظرافت‌های کار شکیبایی را روشن می‌کند: مرادبیک راهزن است، پس مردی است کم حرف، خشن و هوشیار. در صحرا زندگی می‌کند، پس مردی است بدوی و بدون آداب و ترتیب. با بقیه راهزن‌ها درگیر می‌شود، پس مردی است باغی و با عزت نفس، بجز راهزنی نقشه کشیدن برای تثبیت موقعیت با تصاحب مال دیگران را هم می‌داند، پس مردی است زیرک و باهوش، سر به راه می‌شود، پس کسی بوده که در مرز شرارت و شرافت زندگی کرده. به این همه ویژگی‌های متفاوت دقت کنید و بعد به یاد بیاورید که شکیبایی دقیقا همین‌ها را بازی کرده و مجموعه همین‌ها را عینا به نمایش گذاشته است. به همین اندازه کم حرف، باهوش، خشن، توی خود، بدوی، معصوم و البته با نگاه خیره. نگاهی خیره، دریده و خشمگین که هیچ وقت دیگر در بازی‌های شکیبایی تکرار نشد. این نگاه بیقرار و ناراضی و خواهان چیزهای بیشتر و بهتر، شاید راز اصلی این نقش بود، می‌گویند در بازیگری نگاه، مهمترین فاکتور است و معمولا توی متن‌های آموزشی و کتابهای نقد سینما، برای وصف نگاه خشمگین، نگاه آنتونی کویین را مثال می‌آورند که خشم و غرور تمام کاراکترهای عصیانگری را که بازی کرد یکجا توی خودش داشت، نگاه خسرو شکیبایی در قالب مراد بیگ راهزن، هیچ کم از نگاه آنتونی کویین نداشت.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.