کاراکتر سینمایی مش حسن با بازی عزت الله انتظامی در فیلم گاو – ۱۳۴۸: بررسی و تحلیل

دربارهٔ نقش آفرینی‌های استاد عزت الله انتظامی، نوشتن خیلی دشوار است. او به تنهایی توان صدها هنرمند توانا را در خود نهفته دارد. دربارهٔ او کتاب‌ها باید نوشت و زادن همچون اویی نه فقط ممکن نیست بلکه دیگر باره باید با عصارهٔ هنر و انسانیت او را سرشت و زاد. باری! فیلم گاو با تکیه مدام بر اصل آنچه در قصهٔ ساعدی نهفته است یکی از یادگارهای مهم تاریخ سینمای ایران است. اگر نخواهیم تفسیرش کنیم و از منظر تعبیر مکثی کنیم، ناگزیر سویهٔ مفاهیم اجتماعی اعتقادی/ انتقادی از شرایط موجود در آن حرف اول را می‌زند. اما سویهٔ روانشناختی / روان درمانی / پزشکی نیز در آن آشکارا وجود دارد که برساختهٔ ذهن و تجربهٔ غلامحسین ساعدی است، در فیلم اما جز این عناصر، سویه متفکرانه از نوع فلسفی نیز پیداست که بر ساخت‌های ذهن و تجربهٔ داریوش مهرجویی است.

فیلم گاو شخصیت‌های مهمی دارد که هر یک قابل بررسی و تحلیل جداگانه است اما نقش مش حسن با سویهٔ با خود بودگی -با از دست رفتن گاو- و بی‌خود بودگی، یکی از عناصر مهم این اثر است. عزت الله انتظامی هم در نقش خود و هم در نقش «خودگاوی» یا «خودگاو پنداشتن» یا به عبارت امروزی «الینه» و «از خودبیگانگی»، آنچه ارائه می‌دهد حتی پیش از باور ماست. سینمای ایران با ظهور و خلق این شخصیت و بازیگر، احساس قدرت و تداوم ماندن کرد. اما سئوالی که ما در این یادداشت‌ها به آن پاسخ خواهیم داد این است که چرا نقش «مش حسن» با بازی استاد انتظامی ماندگار است؟

فیلم گاو در سال ۱۳۴۸ ساخته می‌شود. فیلمنامه توسط داریوش مهرجویی و غلامحسین ساعدی (نویسنده و نمایشنامه نویس بزرگ)، بر اساس کتاب عزاداران بیل نوشته می‌شود و بهترین بازیگران تئاتر آن عصر هم در آن بازی می‌کنند. گاو در جشنوارهٔ فیلم ونیز جایزهٔ فیپرشی در سال ۱۹۷۱ دریافت می‌کند و پس از آن در بسیاری از فستیوال‌های جهانی نظیر کن، برلین، مسکو، لندن، لس آنجلس، ایتالیا و اتریش نمایش داده می‌شود. عزاداران بیل مجموعه هشت داستان به هم پیوسته است که غلامحسین ساعدی آن را در قالبی سمبلیک اما در ظاهر رئال می‌نویسد: این اثر درخشان که دربارهٔ زندگی فلاکت بار مردمان روستایی است در سال ۱۳۴۳ چاپ و منتشر می‌شود. اگرچه برخلاف نظر جمال میرصادقی که ساعدی را در این اثر تحت تأثیر ادگار آلن پو می‌داند، اصل منبع آن نزد حکایتی از بوعلی سیناست که دقیقا داستان به «خود گاو پنداری» جوانی می‌پردازد و داستان درمان روانشناختی آن توسط بوعلی سینا. باری، در این مقال، بحث ما بر سر کیفیت بازی با بازیگری نیست. خود پیداست که عزت الله انتظامی به خوبی حتی بیش از «به خوبی» نقش را آفریده است، بلکه بحث بر سر خلق و حیات این شخصیت در تاریخ فرهنگی هنری ایران است. بد نیست بدانیم سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۸ چه دورانی است، به عبارتی دههٔ چهل، دههٔ مهمی در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران است. سال ۱۳۴۲ سال‌های نخست وزیری اسداله علم، سال قیام ۱۵ خرداد، یک سال قبل سال تصویب انقلاب سفید یا همان اصلاحات اقتصادی اجتماعی توسط محمدرضا شاه است که زمینه‌های کوتاه کردن دست خوانین در قالب اصلاحات ارضی و حق رأی زنان را فراهم می‌آورد. این حرکت، با مخالفت روحانیون محافل مذهبی و «جبهه ملی» مواجه می‌شود. با این که «انقلاب سفید» طی یک رفراندوم انجام شده بود، از نظر زمانی نمی‌توانست روشنفکرانی چون غلامحسین ساعدی را قانع کند چرا که فقر و فلاکت در روستاها و شهرهای کوچک ایران عمیق‌تر از آن بود که بتوان یک شبه با این انقلاب آن را برطرف کرد. سال بعد سال ترور حسنعلی منصور بود که در بهمن ۱۳۴۳ انجام می‌شود و هویدا به جای او نخست وزیر می‌شود. از طرفی سرآغاز دوران درخشان شاعران بعد از نیماست؛ ظهور شاعرانی چون احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، سیاوش کسرایی و… دههٔ چهل دههٔ ظهور آثار سینمایی و کارگردانان بزرگی است همانطور که سینمای موسوم به فیلمفارسی با نمایش فیلم گنج قارون (۱۳۴۴) به اوج فعالیت‌های خود رسید.

در این سال است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان راه اندازی و فعالیت جدی و درخشانی را آغاز می‌کند که از اواخر دههٔ چهل کم کم بذرهای کاشته شده بار می‌دهد؛ سهراب شهیدثالث، بهرام بیضایی، عباس کیارستمی خسرو سینایی، کامران شیردل، داریوش مهرجویی، امیر نادری، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، علی حاتمی، فریدون گله، پرویز کیمیاوی، بهمن فرمان آرا، خسرو هریتاش، فرخ غفاری و… درخشان‌ترین آثار سینمای قبل از انقلاب به دست این بزرگان و طی اواخر دههٔ چهل تا اواخر دههٔ پنجاه تولید می‌شود. از نظر موقعیت سیاسی و اجتماعی هم دههٔ چهل با تولید آثاری توسط همین بزرگان سینمایی و بزرگان ادبی و شعری همچون نیما یوشیج، جلال آل احمد، احسان طبری، احمد شاملو و که اغلب با روحیهٔ انتقادی همراه بود و البته اغلب این آثار هم در همان کانون پرورش فکری منتشر می‌شد، به کمک گروه‌های سیاسی مخالف حکومت پهلوی آمد و رفته رفته زمینهٔ تحول و انقلاب بزرگ را فراهم آورد که در نهایت به انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ منجر شد. نویسندگانی چون محمود دولت آبادی، غلامحسین ساعدی و دیگران به کل از منظر دیگری به ظلمی که بر تودهٔ روستایی روا می‌شد، پرداخته بودند و در قالبی استعاره‌ای به نقد و روایت وضعیت موجود مملکت می‌پرداختند. در این وضعیت کتاب عزاداران بیل و پس از آن فیلم گاو در سال‌های ۴۸-۱۳۴۷ تأثیر زیادی بر تودهٔ مردم و جنبش‌های انقلابی گذاشت و مبدل به سند و نمونهٔ عالی برای به نقد کشیدن و به چالش کشیدن نظام پهلوی شد.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

مش حسن با نقش آفرینی عزت الله انتظامی، سمبل همهٔ رنج‌ها و از دست رفتن همهٔ داشته‌ها و رویاهای مردمی شد که در تنگ جایی زندگی می‌کردند و همواره مورد حمله و تهدید بیگانگانی بودند که مثل سایه‌های بلند شبانه پیدایشان می‌شد، به روستا شبیخون می‌زدند و بهترین داشته‌ها را می‌بردند. این فیلم مورد تحسین بسیاری از گروه‌های سیاسی هم بود، از جمله مورد تأیید بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) هم بود و همو زمینهٔ نجات سینمای ایران بعد از انقلاب شد که برخی بحث حرام و حلال بودن سینما را پیش کشیده و می‌خواستند در سینماها را تخته کنند. بنابراین این فیلم هم یار و یاور انقلابیون مذهبی و غیر مذهبی قبل از انقلاب بود و هم یار و یاور فرهنگ هنری ایران بعد از انقلاب که می‌رفت به دست افراطیون نابود شود. بنابراین مش حسن (عزت الله انتظامی) یکی از شخصیت‌های مهم در سینما و هم در نزد عموم مردم و روشنفکران بود و بنابراین، فیلم گاو مهم‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران، همانقدر که بعدها بهروز وثوقی در فیلم قیصر همین نقش را در تغییر وضعیت اجتماعی و سینمای ایران ایجاد کرد.

عزت الله انتظامی، استاد تمام عیار بازیگری در تئاتر و سینمای ایران، یکی از بنیانگذاران بازیگری معطوف به واقعیت زندگی است. داریوش مهرجویی دربارهٔ بازی او در نقش مش حسن می‌گوید: «عزت آنچنان در نقشش فرو می‌رفت که یادم می‌آید در فیلم گاو حاضر نشد برای تعطیلات به تهران بیاید و در روستای فیلمبرداری فیلم ماند.» (مراسم شب عزت الله انتظامی، ۲۶ فروردین ۱۳۹۴). استاد انتظامی دربارهٔ نقش آفرینی هایش هم می‌گوید: «سخت‌ترین فیلمهایم گاو (مهرجویی)، حاجی واشنگتن (علی حاتمی) و ناصرالدین شاه آکتور سینما (محسن مخملباف) بوده است.» (آقای بازیگر، جادوی صحنه).

در تحلیل نهایی، علاوه بر شیوهٔ بازیگری معطوف به واقعیت استاد انتظامی، ریشه‌های پخته شخصیت مش حسن در کتاب عزاداران بیل، به عبارتی شخصیت پردازی عمیق و دقیق آن توسط غلامحسین ساعدی و بیرون کشیدن و ساختن و پرداختن آن در جلوی دوربین سینما و جایگاه اجتماعی سیاسی سمبلیک مش حسن به عنوان نمایندهٔ رنج مردم، توانست این شخصیت سینمایی را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و ماندگارترین شخصیت‌های سینمای ایران تبدیل کند. اما استاد انتظامی با کارنامهٔ درخشانش تو گویی صدها نفر است در یک نفر، با یک نفر است در صدها نفر.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.