کاراکتر سینمایی هنری وردو با بازی چارلی چاپلین در فیلم موسیو وردو: بررسی و تحلیل

«هیچ ویژگی از شخصیت چارلی نیست که در موسیو وردو وارونه نشده باشد. مثلا تیپ ظاهری. چارلی واقعی هر گاه قصد ازدواج دارد، طرف‌اش سلیطه وحشتناکی از آب در می‌آید که می‌ترساندش و جیب‌اش را خالی می‌کند. ولی وردوی چندزنه هیچ‌گاه به همسران‌اش وفادار نیست و به تسلیم‌شان وا می‌دارد. در کل می‌توان گفت چارلی اساسا آدمی است تطابق نیافته با اجتماع؛ وردو آدمی است با تطابق بیش از اندازه.» (آندره بازن) کمتر ستاره‌ای در تاریخ سینما این گونه آگاهانه تصویر شکل‌گرفته از خودش را در ذهن تماشاگر خود کرده است. در ادامه خواهیم گفت که چرا هنری وردو به خودی خود شخصیت پیچیده‌ای است. اما اگر هر شخص دیگری به جز چارلی چاپلین این نقش را بازی می‌کرد، ماجرا این‌قدر تکان‌دهنده به نظر نمی‌رسید. ولگرد کوچکی که شیطنت‌های گاه و بی‌گاه‌اش را هم می‌شد فراموش کرد، اینجا به یک قاتل تبدیل شده است. روند حرکتی فیلم به گونه‌ای است که نوک پیکان اتهامات، بیش از وردو به سمت سیستمی منحرف شود که او را از یک بانکدار ساده به یک قاتل تبدیل کرده است (بازن در یادداشت درخشان‌اش به این اشاره می‌کند که چطور طرز راه افتادن وردو در سکانس پایانی فیلم ما را در یک لحظه متوجه این نکته می‌کند که او در واقع همان ولگرد کوچک است). اما باز هم شوکی که از دیدن تضادهای موجود میان هنری وردو و ولگرد کوچک به تماشاگر دست می‌دهد از یاد رفتنی نیست. این شخصیت با بازی هر فرد دیگری، می‌توانست یکی از خلافکارهای جذاب تاریخ سینما باشد اما با بازی چاپلین به شخصیتی استثنایی تبدیل شده که مقایسه گریزناپذیرش با شخصیت ولگرد، او را به کاراکتر بسیار پیچیده‌تری تبدیل می‌کند.

غم‌انگیز و ناامیدکننده است که هنوز هم در بسیاری از مطالبی که درباره موسیو وردو نوشته می‌شود، وجه ایدئولوژیک فیلم بیش از نکات درخشان و سینمایی فیلم مورد توجه و ستایش قرار می‌گیرد. این در حالی است که اتفاقا موسیووردو به خاطر نگاه ایدئولوژیک‌اش نیست که به فیلم درجه یکی تبدیل می‌شود. شاید حتی بتوان پا را فراتر گذاشت و گفت که برخی از دیالوگ‌های فیلم که قرار است مشکل را جایی فراتر از شخصیت وردو نشان دهند، شعاری به نظر می‌رسند. هر چند که در این راستا دیالوگ‌های ظریف و هوشمندانه‌ای هم به چشم می‌خورند (از جمله جایی که، در اوج بحران مالی وردو، زنی به او می‌گوید که با یک سازنده مهمات جنگ آشنا شده و وردو در جواب می‌گوید: «اوه، این کاری است که من باید انجام می‌دادم.») ولی وردو جایی جذاب نیست که‌ـ به عنوان بانکداری که بعد از ۳ دهه کار صادقانه به خاطر بحران اقتصادی از کار بیکار شده‌ـ نظام اداره دنیا را زیر سئوال می‌برد. حتی جمله مهمی که هنری وردو در انتهای فیلم به زبان می‌آورد و در گذر زمان به مشهورترین عبارت فیلم تبدیل شد هم از لحاظ احساسی عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین قسمت فیلم نیست. تبوغ حقیقی چاپلین (و البته اورسن ولز که طرح اولیه فیلمنامه از اوست) جایی خودش را نشان می‌دهد که فیلم با قاتلی رو به رو می‌شویم که ایده‌هایش برای به‌دست‌آوردن دل زنان همان قدر نبوغ‌آمیز است که عشق واقعی‌اش به همسر اصلی‌اش. وردو تمام قتل‌هایش را طوری طراحی می‌کند که گویا در حال طراحی باله‌ای درخشان است. روش‌هایی که برای کشتن زنان در نظر می‌گیرد همان قدر جالب هستند که شیوه‌ای که یکی از آن زن‌ها را (بعد از فهمیدن داستان زندگی آن زن) از دست خودش نجات می‌دهد!

موسیو هنری وردو همزمان قاتل، عاشق، بی‌رحم، انساندوست، تنها، خوش‌مشرب، محبوب و مشکوک است؛ شخصیت از این پیچیده‌تر؟ موسیو وردو فیلمی است که در نهایت نقش فردیت کاراکتر اصلی را به نفع حمله به نظام سرمایه‌داری به طور کامل فراموش می‌کند و این دیدگاه پیچیده‌ای نیست. اما پیچیدگی فیلم از جایی دیگر ناشی می‌شود: از خلق کاراکتری چند بعدی که به نظر می‌رسد ابعاد مختلف وجودش دارند جلوی همدیگر را می‌گیرند. شاید تمرکز بیشتر بر ناگزیر بودن نبرد میان ابعاد مختلف یک شخصیت می‌توانست به خلق فیلمی بسیار پیچیده‌تر منجر شود، اما همین الان هم موسیو وردو بیش از بسیاری از سکانس‌ها و دیالوگ‌های فیلم ذهن تماشاگر را به سمت دیگری منحرف کنند.


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.