کاراکتر سینمایی هیلدی جانسون با بازی رزالیند راسل در فیلم منشی همه کاره او: بررسی و تحلیل

کمدی‌های اسکروبال محصول دوران رکورد اقتصادی و افسردگی بزرگ آمریکا بودند. کمدی‌هایی که قرار بود مردم را به زندگی امیدوار کنند؛ پر از اتفاق و دیالوگ و غالبا مبتنی بر اختلاف طبقاتی و ماجراهای اقتصادی بین قهرمان زن و مرد، مهم‌ترین ویژگی این فیلم‌ها بودند. از یک شب اتفاق افتاد شاهکار فرانک کاپرا در دهه ۳۰ تا منشی همه کاره او هاوارد هاکس که در ابتدای دهه ۴۰ ساخته شد، در همه آنها زنان برخلاف نسخه‌های کلاسیک‌تر، موجوداتی مستقل، آزاد و رها بودند که همپای مردان در اجتماع خودی نشان می‌دهند و گستاخ و شوخ‌طبع هستند. آنها خودشان را به قید و بندهایی که شرایط اجتماعی و اقتصادی برای‌شان رقم می‌زد، محدود نمی‌کردند. هیلدی جانسون منشی همه کاره او یک ویژگی مهم دیگر هم اضافه بر همه این‌ها داشت: او صاحب یک شغل بود.

همان نمای اول فیلم منشی همه کاره او تحریریه شلوغ روزنامه را نشان می‌دهد که زن‌ها مشغول تایپ‌کردن و حرف‌زدن با تلفن و فعالیت هستند تا اینکه هیلدی جانسون در را باز می‌کند و به همراه نامزدش وارد تحریریه می‌شود. هیلدی سرحال و پرانرژی است و جوری قدم بر می‌دارد که انگار وارد خانه خودش شده. و اعضای تحریریه طوری از او استقبال می‌کنند که انگار ملکه‌شان است. این ملکه بودن نه به واسطه رابطه همسری سابق او با والتر، که به خاطر توانایی‌های هیلدی، شوخ‌طبعی‌اش و تسلط‌اش در روزنامه‌نگاری است. همین‌جا اولین اتفاق درباره شخصیت هیلدی می‌افتد که باعث می‌شود از نامزدش بروس بالدوین فاصله بگیرد: او از یک در کوچک می‌گذرد و وارد تحریریه می‌شود. جهانی که به آن تعلق دارد. بروس پشت در می‌ماند. او در این دنیا جایی ندارد. با این حال هیلدی به سمت بروس برمی‌گردد و از او می‌خواهد منتظرش بماند. بروس با او مثل یه زن عادی برخورد می‌کند. از هیلدی همان‌طور تعریف می‌کند که مردان از همه زنانی که دوست‌شان دارند. ابراز دلتنگی می‌کند و هیلدی که مدت‌هاست با او مثل زن رفتار نشده از این جمله‌ها سرخوش می‌شود. بین این هیلدی که از شنیدن این جمله‌های ساده ابراز شادمانی می‌کند و هیلدی‌ای که مثل یک مرد وارد تحریریه شده و با بقیه روزنامه‌نگاران خوش و بش کرده بود تفاوت‌های بنیادینی هست که درک و دریافت‌اش کار پیچیده‌ای است. نمی‌شود منکر زنانگی هیلدی شد. نیازی که در نهایت خودش هم حس می‌کند: اینکه دل‌اش می‌خواهد با او مثل یک زن با ظرافت برخورد شود و نه مثل یک روزنامه‌نگار آن طور که شوهر سابق‌اش برخورد می‌کرد. انگار در وجودش یک زن سنتی شیرین و اهل خانه با مردی قوی و اهل کار در جنگ‌اند. با این وجود هیلدی در اعماق وجودش پیش از اینکه زن باشد، یک روزنامه‌نگار است. ژورنالیست بودن در خون و وجودش است. بخشی از پیچیدگی شخصیت هیلدی از شغلش می‌آید. اگر در مورد بقیه زنان کارنامه هاکس مسئله فقط استقلال شخصیت بود اینجا روزنامه‌نگار بودن هم به آن اضافه‌شده تا پیچیدگی‌های هیلدی دو برابر شود. کار روزنامه‌نگاری هیجان‌انگیز و پر از چالش‌های اخلاقی است. برای به‌دست‌آوردن خبر زودتر از بقیه گاهی باید دست به کارهای نامتعارفی بزنی. از رانت‌هایت استفاده کنی و بدهی‌های گذشته بقیه را به رخ‌شان بکشی. برای فاش‌کردن حقیقت در روزنامه‌نگاری گاهی باید چیزهایی را فدا کنی. حالا حساب کنید که هیلدی جانسون، دارای چنین شغل پیچیده‌ای است اما می‌خواهد برای حفظ ویژگی‌های زنانه‌اش و تشکیل دادن یک زندگی نرمال مثل همه آدم‌های عادی، از آن کنار بکشد. این می‌شود چالش بزرگ زندگی هیلدی. به‌خصوص که آدم سمجی مثل والتر هست که می‌داند موجودیت هیلدی با کارش گره خورده و نمی‌خواهد بگذارد چنین استعدادی تلف شود. (گیرم کمی احساس عاشقانه هم هنوز درگیر این احساس مسئولیت باشد.) هیلدی جانسون نمونه‌ای‌ترین زن در کمدی‌های هاروارد هاکس است که از قضا از کاترین هپبورن بزرگ‌کردن بیبی گرفته تا کارول لومبارد قرن بیستم همه‌شان آدم‌هایی باهوش، جذاب و تحسین‌برانگیز بوده‌اند اما هیچ‌کدام پیچیدگی و چالش عمیق هیلدی را نداشتند هر چند شوخی‌های رگباری هاکس باعث می‌شود این دوگانگی بین زن بودن و روزنامه‌نگار بودن، بین کشش به زندگی عادی و هیجان زندگی حرفه‌ای خیلی مفرح و دوست‌داشتنی به نظر برسد. نماهای برخورد هیلدی با کارمندان روزنامه والتر و بقیه روزنامه‌نگاران نشان می‌دهد که او در حرفه‌اش از احترام و اعتباری زیادی برخوردار است. هاکس می‌گوید برای‌اش اهمیت زیادی داشت که نشان بدهد هیلدی در شغل‌اش یک حرفه‌ای کامل است.

منشی همه کاره او در حقیقت برداشتی از نمایشنامه‌ای است که بن هکت و چارلز مک آرتور نوشته بودند. اما هاکس یک تغییر اساسی در نمایشنامه داد: هیلدی جانسون نمایشنامه در حقیقت مرد بود. با والتر رابطه رفاقت داشت اما از حقوق و کارش ناراضی بود. نامزد کرده بود و می‌خواست سراغ کاری بی‌دردسر با درآمد بیشتر برود اما والتر جلوی پایش سنگ می‌انداخت. داستان خیلی معروفی است که هاکس موقع روخوانی نقش هیلدی را داد منشی‌اش بخواند و به نظرش رسید گفتن آن دیالوگ‌ها از زبان یک زن منطقی‌تر است. بعد فیلمنامه را بر همین اساس بازنویسی کردند. نکته‌ای که هاکس به آن پی‌برد باعث شد شخصیت هیلدی نسبت به نسخه نمایشنامه و بعدتر نسبت به فیلمی که بیلی وایلدر از روی آن ساخت عمق و معنای بیشتری پیدا کند. زنی که به شغل‌اش آنقدر عشق می‌ورزد که از زندگی طبیعی و خواسته‌هایی مثل ماه عسل و تعطیلات آخر هفته و تفریحات‌اش بگذرد، میان هم‌جنسان خودش آدم متمایزی است در حالی که بین مردها این میزان شیفتگی به کار چالش عجیب و غریبی نیست. از طرف دیگر حالا تمایل والتر برای نگهداشتن هیلدی هم معنای بیشتری پیدا می‌کند. هیلدی می‌تواند والتر را مثل کف دست بخواند. این از هوش زنانه‌اش می‌آید. از همان اول می‌داند والتر از چه راه‌هایی سعی می‌کند او را متقاعد کند یا به او نارو بزند. و در مبارزه با والتر پیروز هم می‌شود. چیزی که هیلدی پیش‌بینی‌اش را نمی‌کرد، رودست خوردن از خودش بود. هیلدی جانسون زن توانا و باهوشی در کار و شناختن مردها بود که خودش را خوب نمی‌شناخت. هاکس دوست داشت برای این نقش از کارول لمبارد استفاده کند اما دستمزد لمبارد خیلی گران بود. جین آرتور و خیلی از گزینه‌های دیگر هم فیلمنامه را رد کردند چون به نظرشان نقش اصلی والتر بود نه هیلدی. در حقیقت رزالیند راسل گزینه نهایی و اجباری بود. هاکس اول از این اجبار دل خوشی نداشت و حتی راسل یک بار سر این موضوع با او مشاجره می‌کند. راسل که نقش را خوب فهمیده بود با خودش فیلمنامه‌نویسی سر صحنه آورد که دیالوگ‌های هیلدی را بیشتر کند. راسل چنان بازی درخشانی در فیلم ارائه داد که حتی در صحنه‌های دو نفره مقابل ستاره‌ای مثل کری گرانت کم نیاورد. به خصوص توانایی‌اش در گفتن دیالوگ‌ها بود که باعث شد برای نقش هیلدی استثنایی شود. او قادر بود سریع و بی‌وقفه حرف بزند و وسط دیالوگ‌های گرانت بپرد. او باعث شد هیلدی در مقابل والتر باهوش، سریع‌الاانتقال، شوخ‌طبع و کاملا حرفه‌ای به نظر برسد. هیلدی جانسون زنی است که کافی‌ست یک ماشین تحریر و یک سوژه خبری به او بدهید تا همه احساسات زنانه‌اش و خواسته‌های معمول‌اش را فراموش کند. یک زن چقدر ممکن است عجیب و غریب‌تر و پیچیده‌تر از این در جستجوی خوشبختی باشد؟


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.