کاراکتر سینمایی ولید بن عقبه با بازی محمدرضا شریفی نیا در مجموعه تلویزیونی «امام علی (ع)» – ۱۳۷۵-۱۳۷۰: بررسی و تحلیل

وقتی می‌خواهیم درباره شخصیت‌های منفی سریال تاریخی مانند امام علی (ع) داوود میرباقری بنویسیم، کار سخت‌تری پیش رو داریم، چه اینکه از نظر دراماتیک هرگز یک شخصیت منفی به صرف منفی بودن و با تکیه بر ویژگی‌های یک آدم بد نمی‌تواند جذابیتی برای مخاطب بیافریند. قطب بندی آنتاگونیست پروتاگونیست البته داستان را پیش می‌برد، اما آنچه که می‌تواند یک شخصیت منفی را در دل یک درام تاریخی برجسته کند و آن را تا جایگاه یک «ضدقهرمان» بالا بکشد اضافه شدن ابعادی غیرقابل انتظار به اوست. (این قاعده البته در مراحل پیچیده‌تر می‌تواند برعکس هم عمل کند و آن زمانی است که تصمیم میگیریم شخصیتی مثبت را به ضد قهرمان داستان مان بدل کنیم) مثلا شخصیتی داریم که به خونخواری و آدم کشی و ظلم شهره است و در عین حال کودکان را خط قرمز حساب می‌کند یا خیانتکار بی‌تعهدی را در یک رابطه عاشقانه داریم که در عین حال عاشق پدر و مادرش است. در امام علی (ع) ولید بن عقبه یکی از همین شخصیت‌های منفی است که توسط میرباقری به یک ضدقهرمان جذاب تبدیل شده است.

ولید بن عقبه بن ابی معیط یکی از صحابیون رسول خدا (ص) و جزو تیره ابوعمرو از خاندان بنی امیه در مکه بود. عقبه پدر ولید در جنگ بدر در سپاه کفر بود و کشته شد اما ولید در هنگام فتح مکه و در سال هشتم هجری مسلمان شد. وی در زمان پیامبر (ص) مامور جمع آوری صدقات قبیله بنی مصطلق و در زمان عمر مامور جمع آوری صدقه از قبیله مسیحی بنی ثعلب در جزیره شد. ولید برادر رضاعی عثمان بن عفان بود و وقتی عثمان خلیفه شد، ولید را در سال ۲۹ هجری جانشین سعد بن ابی وقاص در امارت کوفه کرد. بی‌بند و باری ولید و نوشیدن شراب باعث شد که شکایاتی از وی شود و عثمان وی را در سال ۳۳ هجری عزل کند. وی سرانجام در سال ۶۱ هجری، درست در سال وقوع فاجعه عاشورا، درگذشت.

انتخاب محمدرضا شریفی نیا از امتیازات مجموعهٔ امام علی (ع) محسوب می‌شود. فربگی و سفیدرویی شریفی نیا اطراف و تجمل گرایی ولید را به یاد می‌آورد و تسلط این بازیگر در ادای صحیح کلمات عربی و صدای مناسبش برای خطابه کردن موقعیت وی را به عنوان مردی شاعرپیشه و مسلط بر سخنوری تحکیم می‌کند. شخصیت تاریخی پسر عقبه، بینهایت خونخوار و ظالم و تاریک است، اما میرباقری در داستانش بیشتر دنبال برجسته کردن عیاشی و شهوت رانی این شخصیت بود و به همین دلیل هم پیرامون او اضافاتی دراماتیک به وجود آورد و بر آن‌ها نور تاباند. این همان فرمول درست تاریخی سازی است که در این سرزمین به درستی مراعات نمی‌شود. بخشی از این داستان البته به موقعیت ویژه حکومت دینی در نظر قشر الیت جامعه و لزوم یارگیری متقابل و صحیح بخش‌های حکومتی و فرهنگی از یکدیگر بر می گردد که دستگاه‌های معظمی چون صدا و سیما بزرگترین متولی آن هستند. پس تا در این سازمان عریض و طویل بر پاشنه بیست سال اخیر می‌گردد به جای ساخت آثاری چون امام علی (ع) باید بیشتر منتظر آثاری چون معمای شاه باشیم و این مایه همه گونه اسف و حرمان است.

صحنه منتخب ولید بن عقبه: ولید عاشق قطام شده و چهل روز در خماری وصالش صبوری پیشه کرده است. او شب را به میگساری گذرانده و به وقت سحر دایه‌اش با بازی خانم فخری خوروش عاقلانه از او می‌خواهد که امامت نماز صبح امروز را به کس دیگری بسپارد. ولید عصبانی می‌شود و به دایه‌اش بی‌احترامی می‌کند و زن دلشکسته نیز او را به سختی نفرین می‌کند: «پستانم را سگی می‌مکید پاچه ام نمی‌گرفت…»


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

داستان انتخاب محمدرضا شریفی نیا از امتیازات مجموعهٔ «امام علی (ع)» محسوب می‌شود. فربگی وسفیدرویی شریفی نیا اتراف و تجمل گرایی ولید را به یاد می‌آورد و تسلط این بازیگر در ادای صحیح کلمات عربی و صدای مناسبش برای خطابه کردن موقعیت وی را به عنوان مردی شاعر پیشه و مسلط بر سخنوری تحکیم می‌کند.

چهار رکعت خواندن نماز صبح ولید در منابع تاریخی از کفر یزید هم مشهورتر است، اما میرباقری با اضافه کردن این داستانک نفرین مادرانه مصیبتی که بر سر والی نابه کار می‌آید را شخصیتر / داستانی‌تر می‌کند.

کاخ ولید در کوفه، جمشید مشایخی و محمدرضا شریفی نیا عبدالله ابن مسعود (شیخ کوفه) و ولید بن عقبه (امیر کوفه):

ولید: فرضا که قتال جندب مشمول حکم قصاص نباشد، در ملاعام که فرماندار خلیفه را نمی‌کوبند. تو در بیعت با خلیفه ای، از خدا بترس.

شیخ: میدانی و نمی‌دانی ولید، ما به اصول مان زنده ایم. ولید: اصول؟ نبوت از اصول بود یا فروع؟ شیخ کوفه: اصول دین می‌پرسی ولید؟

ولید: پیامبر در عهدنامه صلح حدیبیه چه کرد؟ وقتی دید مشرکین بر سرمقام نبوت او لجاجت می‌کنند دستور داد عنوان نبوتش را از عهدنامه حذف کنند. این کار تعطیل یکی از اصول بود یا نبود؟

شیخ کوفه: رسول خدا اتصال به وحی داشت، خود در مقام رسالت بود. اصل در اصل میتواند دخل و تصرف کند. ولید: متعصبینی چون تو عزت و عظمت مسلمین را تهدید می‌کنند. از روزی بترس که تفرقه در سرزمین قیصر و کسری پشت مسلمین به خاک بمالد. آن روز نه اصل می‌ماند نه فرع، نه تو می‌مانی نه من.

شیخ: تو خطر می‌شناسی ولید، اما علت خطر را نه. من دلیل تفرقه ام که نهی از منکر می‌کنم با تو که اشاعه منکر می‌کنی؟ تو ابوزبید نصرانی را مونس خلوت خود کرده‌ای و از بیت المال مسلمین به او مواجب می‌دهی؟ آن ساحر یهودی را به بیت خدا می‌آوری تا به مقدسات مسلمین دهن کجی کند؟ آیا تو به حدود و ثغور محرمات عالمی؟

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.