کاراکتر سینمایی ویلیام بلیک با بازی جانی دپ در فیلم مرد مُرده: بررسی و تحلیل

جاناتان رزنبام به درستی به این فیلم که یکی از کالت‌های دهه نود است، لقب وسترن اسیدی (اشاره به ماده مخدر اسید) داده، و ریشه این حس اسیدی متوهمانه را می‌توان در موسیقی عجیب نیل یانگ، ساختار غریب بصری فیلم و صد البته شخصیت اصلی آن ویلیام بلیک یافت. بلیک قهرمان معمول وسترن‌های تاریخ نیست، نه هفت‌تیرکش و کابوی تنهای وسترن‌های کلاسیک است، و نه یاغی و قانون‌شکن وسترن‌های اسپاگتی، او یک حسابدر اهل اوهایو است. اما در نهایت وقتی در قایقی به سوی مرگ حرکت می‌کند، دیگر مانند شخصی که اول فیلم بود نمی‌میرد. بلیک با این‌که به عنوان یک حسابدار پا به شهر ماشین می‌گذارد چند ساعت بعد بک یک قاتل بدل می‌شود و در حالی که زخمی شده باید پا به‌فرار بگذارد. اما با ورود شخصیت «هیچ‌کس»، او دیگر بلیک حسابدار نیست بلکه ویلیام بلیک، شاعر شهیر آمریکایی است که حالا در بدنی دیگر تناسخ پیدا کرده.

فیلم مرد مرده و شخصیت اصلی‌اش ویلیام بلیک به خاطر نگاه کاملا بی‌طرفانه‌ای که به فرهنگ بومیان آمریکایی دارند، به نمودی از ضدفرهنگ دهه هفتاد آمریکایی بدل می‌شوند. ویلیام بلیک مرد مرده شخصیتی دقیقا روبه‌روی‌اتان ادواردرز جویندگان جان فورد با بازی جان وین است. او نه-تنها سرخ‌پوستان را دشمن خود نمی‌بیند بلکه در نهایت نقش‌اش را در آن فرهنگ می‌یابد او مرد مرده است و باید در قایق مردگان به دنیای پس از مرگ برود. شخصیت او نمادی از آمریکای خجالت‌زده از بخش تاریک تاریخ خودش است، آن بخش از تاریخ که مثلا هزاران سرخ‌پوست قتل‌عام شدند و مردم به عنوان تفریح بوفالوها را تقریبا منقرض کردند. هم‌چنین شخصیت او نمادی از آمریکایی‌است که در زمانهٔ نگرانی از فجایع محیط زیستی دوباره به ارزش دادن به طبیعت و فرهنگ‌هایی که شیفتهٔ طبیعت هستند (مانند بودایی‌ها و یا بومیان آمریکایی) برگشته است.

بازی درخشان دپ در این فیلم هماهنگ با حس و حال فیلم است. دپ به خوبی در نیمه اول فیلم آسیب‌پذیری و ساده‌لوحی بلیک را نمایش می‌دهد و بعد در نیمه دوم فیلم سوار بر مسیر احساسی فیلم، پخته‌تر شدن بلیک را به ما نشان می‌دهد. دپ این فیلم یادمان می‌اندازد که بازی درخشان‌اش چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد (۱۹۹۳) تصادفی نبوده او بسیار تواناتر از این است که فقط به عنوان بازیگر نقش‌های عجیب و غریب به یادبماند.

دپ معصومیت چهره‌اش را از ادوارد دست‌قیچی (۱۹۹۰) به این‌جا آورده تا ویلیام بلیک حسابدار اوهایویی را بیش از پیش به نماد جوانان سردرگم دوران بعد از جنگ سرد و ریگانیسم آمریکایی بدل کند. نسلی که جستجوی مرد مرده در زندگی برای‌شان تصویر آشنایی باشد. نسلی که در نهایت معنا را نه در دنیای غرب و تمدن بشری، که در طبیعت و مرگ پیدا می‌کند. جایی که دیگر به عینک نیازی نیست یعنی همان چیزی که هیچ‌کس ادعا می‌کند با تنباکو تعویض کرده! جایی که آن‌طور که بلیک حسابدار به نقل از بلیک شاعر می‌گوید: «اگر دروازه‌های آگاهی پاک شوند، همه‌چیز به انسان آن‌طور است که واقعا هست نمایان خواهد شد: بی‌پایان!»


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.