چه کسی ژیلت را اختراع کرد؟!

0

سال ۱۸۹۵ م

لبهٔ برندهٔ تیغ

او سعی داشت در جامعه تحولی به وجود بیاورد و موفق هم شد.

کینگ کمپ ژیلت (king camp gillette) فروشنده‌ای دوره گرد و مردی خیالباف بود. او به تمام شهرها سفر می‌کرد تا اجناسش را بفروشد در حالی که رویای خلق جامعهٔ آرمانی را در سر می‌پروراند که عاری از فقر, جرم و جنایت و جنگ باشد. همچنین آرزوی ابداع وسیله یا راهی را داشت تا او را به شهرت و ثروت رساند, اما برای هیچ یک از اختراعاتش, نتوانست پولی به دست آورد.

تبلیغ: دوره آموزش الکترونیکی: پداگوژی، ابزارها و تولید محتوای آموزشی

چیزی که زندگی ژیلت را عوض کرد, سر بطری نوشابه بود.

ژیلت, فروشندهٔ ویلیان پینتر, مخترع سر بطری بود. پینتر به ژیلت گفت که کلید موفقیتش تولید محصولی بوده است که مشتریان پس از یک بار مصرف, آن را دور می‌انداختند و جدیدش را می‌خریدند. ژیلت سال‌ها وقت صرف کرد تا فهرستی از کالاهای یک بار مصرف تهیه کند.

یک روز صبح در سال ۱۸۹۵ , تیغ ریش تراشی‌اش را برداشت تا صورتش را اصلاح کند. در آن دوران, تیغ‌ها لبهٔ فولادی کلفتی داشتند که آن‌ها را باید مرتب به چرم می‌کشیدند تا تیز بمانند. تیغ ژیلت آن‌قدر کند شده بود که به چرم کشیدنش نیز فایده‌ای نداشت, باید آن را پیش چاقو تیز کن می‌برد تا تیزش کند.

این جا بود که فکر بکری به ذهنش رسید.

ژیلت در نخستین سالی که محصولش را به بازار عرضه کرد, ۵۱ تیغ و کم‌تر از دویست لبهٔ تیغ فروخت. سال بعد, نود هزار تیغ و پانزده میلیون لبهٔ تیغ فروخت. ژیلت تا آخر عمرش, بیش از بیست میلیون تیغ در سال فروخت.

چرا لبهٔ تیغی به نازکی کاغذ و آن‌قدر ارزان نسازیم تا بتوان پس از یک بار مصرف آن را دور انداخت؟ هشت سال طول کشید تا ژیلت به این فکر جامهٔ عمل بپوشاند, اما تیغ ژیلتی که در سال ۱۹۰۳ به بازار آمد, برای همیشه ریش تراشی را عوض کرد. همچنین راه را برای فرهنگ یک بار مصرف امروزی باز کرد که در نوع خود تحولی بود, گرچه چیزی نبود که ژیلت در ذهن داشت.

“آن را یافتم, ثروتمند شدیم.”

– ژیلت, در نامه‌ای به همسرش پس از آن که فکر تیغ یک بار مصرف به ذهنش رسید.

ژیلت رویای جامعهٔ آرمانی‌اش را در کتابی به نام به حرکت درآوردن و جلو راندن بشر به تحریر درآورد. نقشه‌اش به مشارکت بزرگی نیاز داشت تا تمام دارایی‌های جهان را یکجا گرد آورد و به این ترتیب, شیاطین رقابت را از بین ببرد. شهر آرمانی‌اش که شصت میلیون سکنه داشت, در نزدیکی آبشار نیاگارا بنا می‌شد و آب‌های آبشار را برای تولید برق مهار می‌کرد. او در فروش تیغ, شانس بیش‌تری داشت تا خلق جامعه آرمانی‌اش.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.