کاراکتر سینمایی علی بی‌غم با بازی فردین در فیلم گنج قارون – ۱۳۴۴: بررسی و تحلیل

«علی بی‌غم» شخصیت آرمانی مطلوب بخش سنتی جامعه ایرانی بر پایه نظام تربیت اجتماعی متاثر از الگوهای برآمده از ادبیات کهن، آموزه‌ها و باورهای اخلاقی و دینی و پذیرفتن بی‌دغدغه خاستگاه است. «علی بی‌غم» شخصیتی دم غنیمتی است که رفتارش ریشه در نوعی برداشت مبتنی بر جهان بینی خیام وار از زندگی دارد. اما در پی تعریف ویژه خود از موقعیت اجتماعی‌اش گونه‌ای برونگرایی را بروز می‌دهد که رفتار و تعصب و مرام و اخلاق گرایی ویژه‌اش تحت آن بازتعریف می‌شود.

مقام و موقعیت اجتماعی مفهومی است که در نظامی خاص و دوره زمانی مشخص و معین هر فرد را تحت شمول خود قرار می‌دهد. در پی یافتن موقعیت اجتماعی، جایگاه فرد نیز در جامعه مشخص می‌شود. به تعبیر متفکرینی چون یونگ فطرت در این میان نقش مهمی را ایفا می‌کند و تنها در برخی شرایط نابهنجار محدود ممکن است یک تیپ بر اثر محیط خارج فاسد گردد. از این رو، هم فاصله بین خاستگاه و جایگاه ارتقاء یافته «علی بی‌غم» در طول فیلم کم شده و هم فطرت او برای مخاطب تعریفی باورپذیر می‌یابد. «نقش» اولیه او نیز با نقشی که پس از قرار گرفتن در جایگاه پسر واقعی قارون پیدا می‌کند تعارض و تناقض زیادی نمی‌یابد. چون مفهوم «نقش» به رفتارها و ارزش‌ها و وضعیت‌های روحی و روانی ای بستگی دارد که جامعه برای هر «مقام اجتماعی» در بازه زمانی معینی در نظر میگیرد. این مقدمه مدخلی است برای بیان این نکته که چه عناصری سبب شده‌اند تا محبوبیت این کاراکتر با تیپ اجتماعی در دوره‌های مختلف دوام آورده و جایگاه تاریخی خود را حفظ کند. اگر قیصر سمبل اعتراض و عصیان بود این «نقش» او نمی‌توانست برای همه ادوار و در مواجهه با هر اتفاقی توصیه شود و همواره قابل توجیه باشد، چرا که جامعه را به سمت نوعی آنارشیسم و پرخاشگری آسیب زننده سوق می‌دهد. اما رفتار «علی بی‌غم» با تاکید بر «دم غنیمتی» ساده زیستی»، «تزکیه و عزت نفس» و «تقدیر پذیری» به ویژه در سه مورد آخر بر ارزش‌های دینی تکیه دارد از همین روست که هنوز رفتار «علی بی‌غم» وار الگوی اصلی طراحی بسیاری از کاراکترهای سینمایی و به ویژه مجموعه‌های تلویزیونی است. چون بسته‌ای فشرده از مفاهیمی است که فرهنگ ملی، روح رفتاری و فصل مشترک روانشناسی اجتماعی مردم ایران در دوره‌های مختلف را نمایش می‌دهد و از همین رو در مواجهه با عامه مردم مورد استقبال قرار می‌گیرد. هر چند بی‌اساس نیست که ادعا شود منش «علی بی‌غم» تمایز زیادی با قیصر ندارد و سویه دیگری از رفتارهای قیصر است که در شکل نمایش، نوع عملگرایی و ظرف زمان و مکان از هم متمایز می‌شوند. اما جریان ادبیات سینمایی و نقد نویسی در آن دوره به واسطه هژمونی و تسلط گفتمان غالب تفکر چپ «علی بی‌غم را نماینده القائات حاکمیتی دانست و بر وجه تخدیری آن تأکید کرد، تاکید بر مذمت سرمایه داری در فیلم و نمایش ما به ازای عامه پسندانه آن یعنی عبارت معروف «پول خوشبختی نمیاره!» نیز که نوعی رویکرد چپ گرایانه از دیدگاه دینی محسوب می‌شد هم مورد پذیرش واقع نشد. هر چند نگاه تقلیل گرایانه به بحث عدالت اجتماعی و سوسیالیسم خود بعدها به پاشنه آشیل این نظام اقتصادی منجر شد و توزیع فقر جای توزیع ثروت و رفاه را گرفت و پایان آن را رقم زد.

علی بی‌غم که قهرمان طبقه کارگر و حتی قشر بیکار شده ترکیبی از سابقه قهرمانی ورزشی، فیزیک مناسب، سیمای خوش سمپاتیک و دلنشین «فردین»، صدای مسلط، پرحجم و بانفوذ «چنگیز جلیلوند» و آواز خوش و استادانه «ایرج» بود که توانست بخش مهمی از تاریخ اجتماعی سینمای ایران و تاجی بحران اقتصادی و عامل افزایش مخاطبان و دلیلی برای سرمایه گذاری بیشتر در امر ساخت سالن‌های سینما و تولید فیلم شود. ولی این تیپ به زعم تبارشناسی جامعه شناختی ذکر شده، به یک باره خلق نشد و محصول فرآیندی تدریجی با بازخورد گرفتن از واکنش مردم و مخاطبان و تاثیر شرایط سیاسی اجتماعی دهه چهل بود نقطه آغاز شکل گیری این تیپ را می‌توان در ابتدا و صرف نظر از شغلش که جیب بری بود در حبیب، شخصیت اصلی فیلم آقای قرن بیستم (سیامک یاسمی، ۱۳۳۳) دید. نوع بازی، لحن و گویش، ساختار دیالوگ ها، خنده‌ها و واکنش او به مظاهر مدرنیته نوهای متکی بر پول نفت و تکیه بر افتراق رفتارهای جامعه سنتی ایرانی با خصوصیات طبقه بورژوازی و در مواردی تازه به دوران رسیده آن زمان که در این دست فیلم‌های فردین به کلیشه‌ای موفق تبدیل شد با این فیلم شکل گرفت. هر چند رگه‌هایی از این تیپ فردین بیشتر در دختری فریاد می‌کشد (خسرو پرویزی ۱۳۴۰)، زن‌ها فرشته‌اند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱) و انسان ها (مهدی میثاقیه و آرامائیس آقا مالیان، ۱۳۴۳) دیده شده بود اما در طی این سال‌ها و برای تبدیل شدن به جریان منتهی به فردین محبوب «علی بی‌غم» در گنج قارون (سیامک یاسمی، ۱۳۴۲)، عناصری کم داشت که ابتدا در آقای فون بیستم دیده شد و با گنج قارون تکمیل شد.

مردم با «علی بی‌غم»، قهرمانی را دیدند که دستگیر نیازمندان و اهل مرام و معرفت بود. طبقه کارگر سنتی را شاداب نشان می‌داد. فقط در تنهایی هایش از روزگار گله می‌کرد. خوشرویی‌اش را از کسی دریغ نداشت. جذابیت ظاهری‌اش حتی دختران طبقه مرفه را در مقابل خود به کرنش وا می‌داشت. شعارهایش علیرغم کل درشت بودن به گونه‌ای ادا می‌شد که تماشاگر آن‌ها را پس نمی‌زد و متقاعد می‌کرد فاصله‌های طبقاتی و فرهنگی را مرتفع می‌کرد و همه این‌ها در شرایطی محقق شده بود که حدود هفتاد درصد مردم ایران روستایی نشین و با مهاجران به شهرها در پی انقلاب سفید و نیز بی‌سواد بودند، «علی بی‌غم» در این میانه به کمک جامعه مرفه هم آمد و با روش‌ها و اعتقادات خود آن‌ها را از بی‌انگیزگی و خودکشی نجات داد. سینما در هر برهه‌ای قالب خود را برای نمایش ناملایمات کاراکترهایش و ارائه راه حل‌هایی هرچند پنهان به آنان پیدا می‌کند. حال که همه برای میل به زندگی و تحصیل امید خوشایندی «طعم گیلاس» را توصیه می‌کنند، در آن هنگام نیز «علی بی‌غم» به لقمه‌ای نان بی‌مقدار و یک گوشهٔ این دنیا، و طعم دیزی، این تفکر متاثر از جهان بینی خیام را به زبان، قالب و فرمی دیگر توصیه می‌کرد. هرچند که غیرمنصفانه نام «علی بیغم» بر خلاف لقب و عنوانش بی‌غم نبود، او بی‌غمی را بازی می‌کرد. خودش اعتراف کرده بود که نامش علی پیغم است ولی یک دنیا غم در دل دارد. وقتی آواز سر داد از هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد/ بزن بر طبل بیماری که آن هم عالمی دارد نشان داد که خود واقف به غمبار بودن زندگی فقیرانه است، اما هشیاری را باعث ابتلا به آن دانسته و ناگزیر بی‌عاری را به عنوان راهی برای برون رفت از آن توصیه می‌کند. برون ریزی‌ای که نوعی واکنش دفاعی ناخودآگاه در مقابل مشکلات خانوادگی و اجتماعی و کاری است، حال مخاطب می‌تواند بپذیرد با نپذیرد. علی بی‌غم دروغ نگفت. توصیه کرد و حق انتخاب داد تا سینمای اجتماعی ایران از پس سرور این دیدگاه‌ها و تجربه اتفاقات بسیار، چهار دهه بعد در بوتیک با صراحت تصویرگر این ادعا باشد که: «من نمیگم پول خوشبختی میاره، ولی بی‌پولی حتما بدبختی میاره!»


خرید کتاب با ۱۵٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.