کاراکتر سینمایی مامان عفت با بازی گلاب آدینه در فیلم مهمان مامان – ۱۳۸۲: بررسی و تحلیل

گلاب آدینه همانند بسیاری از بازیگران حرفه‌ای تناثر، دارای دو کارنامهٔ متفاوت در دو مدیوم نمایشی است. در ردیف بازیگرانی همچون امیر جعفری، پانته آ بهرام، سیامک صفری، ریما رامین فر و فرزین صابونی که اگر فقط چند اجرای تئاتر از آن‌ها دیده باشیم، به راحتی به تفاوت‌های آشکار بازی شان با آن چه روی پرده سینما عرضه می‌دارند می‌خواهیم برد. همان اندازه که روی صحنهٔ تئاتر بر جزئیات حرکات سر و شست، وضوح صدا برای تماشاگر، کنترل روی بیان رسا و صحیح کلمات تاکید دارد، به همان نسبت تمرکز اصلیش جلوی دوربین معطوف به شخصیت پردازی بی‌نقص و خلق پرسونایی واقعی، همسان شدن با میزانسن و رهاسازی خود در موقعیت‌ها و رخدادهای صحنه است. اغلب نقش هایش در تئاتر به لحاظ موقعیت اجتماعی، تاریخی کاراکترها و کیفیت برجستهٔ متن، از تنوع و پراکندگی بیشتری برخوردار است و طبعا این گسترهٔ وسیع انتخاب نقش در صحنه نمایش، کفه ترازوی کارنامهای تئاتریش نسبت به آثار سینماییش را سنگین‌تر نشان می‌دهد.

گلاب آدینه با بازی در فیلم‌هایی نظیر روسری آبی، زیر پوست شهر، بانوی اردیبهشت مهمان مامان و صدها شخصیت مادر سنتی رنج کشیده و متعلق به طبقات محروم جامعه را در کارنامه‌اش تثبیت کرد. شمایلی باورپذیر و کاملا متفاوت با مادران کلیشه‌ای سینمای ایران که معمولا میان «حمیده خیرآبادی»، «شهلا ریاحی» و «ثریا قاسمی» دست به دست می‌چرخد. گلاب آدینه از ترکیب اقتدار و سلطه گری طنازانه خیر آبادی، عطوفت ذاتی و غم خوارانه ریاحی و شکنندگی ثریا قاسمی به شمایلی مستقل دست پیدا کرد. او ایفاگر نقش مادرانی سنتی شد که می‌بایست ضمن حفظ اقتدار در منزل، نقش حامی را برای همسر و فرزندان خود بازی کنند. بی‌مبالاتی آنان را پوشش دهند و ضمن قبول کردن مسئولیت ناکامی خانواده، با تبعات جبران ناپذیر خطاهای ایشان دست و پنجه نرم کنند. در شخصیت پردازی این دسته آدم‌ها توسط گلاب آدینه، به ندرت نشانی از زن غمباد گرفتی همیشه نالان و به آخر خط رسیده همچون تصویر آشنای زنان در سینمای دهه شصت دیده می‌شود. او طی یک بازهٔ زمانی بیست ساله به دفعات نقش مادرائی دا بازی کرده که سرنوشتی تاثربرانگیز و تقریبا مشابه با یکدیگر داشته اند. اما با قطعیت می‌توان گفت که هیچ یک از این کاراکترها برای مخاطب دام سنت غم پروری و گرفتن اشک را پهن نکردند. تمام این آدم ها، علیرغم آسیب پذیری و شکنندگی در مواجهه با واقعیات تلخ اجتماع، کورسویی امید برای چشیدن طعم لذت‌های مختصر زندگی باز گذاشته اند. همهٔ آن‌ها از بطن و کانون حزن، با خلق لحظات و رخدادهای عادی و دلخوشی‌هایی ساده همچون خرید یک لباس نو، صرف یک پیتزا با خانواده، رقص در حیاط، چیدن سفرهای رنگین برای مهمانان برای ساعات و دقایقی به غم و تلخی‌های جامعه بی‌اعتنا مانده اند.

گلاب آدینه برای خلق شخصیت «مامان عفت»، همان ویژگی‌های رفتاری طوبی در زیر پوست شهر را با خود جلوی دوربین مهرجویی می‌آورد اما بنا به اقتضائات متن مرادی کرمانی، بازی او و دیگر بازیگران فیلم بدون تاکید بر چهره زشت فقر و تنگدستی در مسیری فرح بخش پیش می‌رود، تا جایی که حتی تمام تلاش‌های جدی مامان عفت برای آبروداری نزد مهمانان از وضعیتی درام به کمدی تغییر جهت می‌دهد. عیش اصلی حاصل از تماشای فیلم با همین آشفته حالی و نگرانی عفت به منظور پذیرایی آبرومند از مهمانان پدید می‌آید. در واقع نظام ارزشی، دغدغه‌ها و نقطه نظر اصلی او در یک کلمه خلاصه می‌شود: آبروداری و پافشاری او بر همین نقطه نظر است که موقعیت‌های درام و کمیک فیلم را شکل می‌دهد. از طرفی آرزو دارد آداب مهمانداری را با گستراندن سفره‌ای بزرگ و رنگارنگ برای خواهرزاده و نوعروسش به جا بیاورد و از طرفی با آشپزخانه‌ای سوت و کور، یخچال و کابینت‌هایی خالی از خوار و بار و بی‌پولی شوهرش مواجه است. تضادی که بیش از گرایش به تلخی حامل پیام‌هایی طنازانه است. مهمان که در فرهنگ ایرانی از او به احترام باد شده و در فرهنگ اسلامی حبیب خدا محسوب می‌شود. در این وضعیت به بزرگ‌ترین معضل خانواده تبدیل شده است. بازی تیزهوشانی مهرجویی با همین پارادوکس تا جایی ادامه می‌یابد که حتی سلامتی میزبان به خطر می‌افتد و سر از بیمارستان در می‌آورد. اما فیلمساز در بطن تمام این بدبیاری‌ها جایی برای زشتی و شرارت آدم‌ها باقی نمی‌گذارد. صاحب مغازی پروتئینی بعد از پرخاشگری اولیه با پشیمانی برای همکلاسی پسرش مرغ و ماهی می‌آورد. مش مریم که حتی حاضر به کشتن خروس‌ها نبود، دست پخت خودش را سر سفره می‌آورد. بدین اعتبار هرچند به سادگی می‌شود فهمید که مامان عفت نه نه دلش مایل به ماندن مهمانان نیست، اما انگار اهالی خانه و تمام همسایه‌ها دست به دست هم داده‌اند تا علاوه بر حرص دادن او، این ضیافت را به بهترین شکل ممکن برپا کنند.‌ آن‌ها با بی‌اطلاعی از وضعیت بحرانی عفت، صرفا بر حسب انسان دوستی و تشریک مساعی، رویای دور از دسترس میزبان را محقق می‌کنند. گویی اهالی این خانه هر یک آجری در دست گرفته‌اند تا برای مخاطب آرمان شهری دریایی بنا کنند، اتوپیایی که در آن به قول آقای دکتر (رامین حیایی) آدم‌ها در اوج بدبختی هم شاد باشند.


خرید کتاب با ۱۰٪ تخفیف(همه کتاب‌ها)

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.