فیلم متری شش و نیم – معرفی، نقد و بررسی

فیلم متری شش و نیم

سکانس اول فیلم فشرده تمام آن چیزی است که قرار است در طول فیلم ببینید: یک مامور مبارزه با موادمخدر به شکلی هوشمندانه متوجه فرار یک فروشنده مواد می شود و شروع به تعقیب او می کند. در بین راه موادفروش، بسته موادش را پرت می کند و مامور بسته را برمی‌دارد. فروشنده وارد یک پروژه ساختمانی می شود و به شکل هولناکی از بین می رود، مامور اما با فرض این که او را طی فرار گم کرده پیش ماموفق اش برمی گردد. همه چیز به نظرش بیه به یک تعقیب و گریز ساده است. اما به مرور معلوم می شود که مسئله به این سادگی ها هم نیست. مثل ابد و یک روز که همه چیز پیرامون عروس شدن «سمیه» شکل می گرفت. این جا هم همه سرنخ ها از همین تعقیب و گریز نشات می گیرد. مامورین چطور به مکان اختفای مواد رسیده اند؟ مواد از کجا آمده؟ چرا فروشنده به هر قیمتی شده نمی خواهد با مواد به دست مامور بیفتد؟ و از همه مهم تر، موادی که فروشنده پرت می کند چه سرنوشتی خواهد داشت؟ به این ها اضافه کنید که فیلم با همین یک سکانس لحن و درونمایه خود را به ما نشان می دهد: با فیلمی پلیسی طرف هستیم که در آن مامورین موادمخدر به دنبال کشف مواد و فروشنده های آن هستند و این فرآیند، در حقیقت پروسه‌ای پوچ است، چون با فعالیت، از جان گذشتگی و حتی شهادت آنها در این راه باز هم چیزی حل نخواهد شد.

بدین ترتیب با فیلمی تلخ و مهیج روبه رو هستیم که ابایی ندارد ما را به درون فاجعه و تلخی فزاینده اش ببرد. به همین دلیل است که در صحنه های بعد و تا حدود نیم ساعت بعد شاهد فعالیت عجیب پلیسها در مواجهه با معتادان خیابانی هستیم، شکل جمع آوری شان از خیابان و روش برخورد با آنها در بازداشتگاه. اگر به همراه کسانی به سینما می روید که تا حالا خیل معتاد ندیده اند یا در مواجهه با صحنه های این چنینی به شکل ناخودآگاه از دهانشان صداهایی شبیه نچ نچ خارج می شود، توصیه می کنم برای دیدن متری شیش ونیم تنها به سینما بروید. بهترین حالت اش این است که با کسانی به سینما بروید که موقع شوکه شدن در سکوت با بهت فرو می روند. چون در غیر این صورت باید تا آخر فیلم از این صداها بغل گوش تان بشوید. متری شیش و نیم از آن مدل فیلم هایی نیست که چند صحنه توریستی از معتادها در بیغوله ها نشان بدهد و بعد دیگر برود سراغ دیالوگ های آپارتمانی اش. نه! از این خبرها نیست. می گویند حدود بیست دقیقه از فیلم کوتاه شده ولی همین ۱۳۰ دقیقه هم در تک تک سکانس ها به کیفیت سکانس ابتدایی پیش می رود و هر سکانس نسبت به سکانس قبل شگفتی جدیدی خلق می کند.

این را هم حتما باید بگویم و خواهش کنم به آن توجه کنید که متری شش و نیم به هیچ وجه مناسب آدم های زیر هجده سال نیست. نمایش صحنه های خشن و آزاردهنده به کنار، درونمایه فیلم برای انسانی که به حداقل بلوغ ذهنی نرسیده اند آزاردهنده و شاید مخرب است. پس به هوای دیدن فیلم کارگردان ابد و یک روز دست بچه تان را نگیرد ببرید سینما. متری شیش و نیم نه خانوادگی ست، نه حتی یک صحنه خوشایند دارد که سنگینی جو را بشکند. تلخ تر و دریده تر از این حرف هاست که تاثیر روانی اش به سادگی از ذهن بچه تان پاک شود.

فیلم متری شش و نیم

صمد» (با بازی پیمان معادی) فرمانده عملیاتی است که قرار است به دستگیری فروشنده عمده موادمخدر معروف به «ناصر خاکزاد» منتهی شود. نیازی ندارد لو بدهم نقش «ناصر خاکزاد» را نوید محمدزاده بازی می کند. هر بیننده ای به سرعت متوجه می شود که وقتی نقش پلیس را معادی بازی می کند پس آدم بده هم محمدزاده است. اما فیلم نیم ساعت ابتدایی را صرف نمایش بلایی می کند که «ناصر» با توزیع جنس های اش بر سر شهر آورده. از این رو پیش از آن که «ناصر» را ببینیم تصویری هیولایی از او در ذهن ما شکل می گیرد. از سوی دیگر هم با «صمد» به عنوان یک سرگرد مقتدر و منضبط پلیس آشنا می شویم. آدمی اصولی و خشن که در راه انجام وظیفه اش با هیچ کس و هیچ چیز شوخی ندارد. موقع تماشای «سرگرد» مدام با خودتان تکرار می کنید درسته… همینه… پلیس باید همین جوری باشه». بالاخره به روشی که لو نمی دهم «سرگرد» و گروه‌اش، موفق می شوند «ناصر» را دستگیر کنند. فیلم هنوز به نیمه هم نرسیده و این برای یک فیلم ایرانی خیلی عجیب است. چون به نظر می رسد داستان فیلم به پایان رسیده باشد. اما سخت در اشتباه اید. «ناصر» حتی از تصویری که در ذهن تان از او خلق کرده اید هم مخوف تر است. با یک آدم باهوش، سیاس، سختی کشیده، عقده ای و وحشی طرف هستیم که کنترل ناپذیر است. خیلی زود می‌فهمیم «ناصر» ی که با مشقت بسیار دستگیر شده این توانایی را دارد که به آسانی آزاد شود. او صاحب قدرت، رابطه و سرمایه است و می‌تواند به راحتی قانون را دور بزند. بلافاصله پس از دستگیری به «سرگرد» پیشنهاد رشوه میلیاردی می دهد، در بازداشتگاه به سرعت از طریق رابطه های اش کارش را جلو می اندازد و چیزی نمی گذرد که دستمان بیاید چرا چنین آدمی توانسته به چنین درآمد و جایگاهی دست پیدا کند. از اینجا به بعد متری شش و نیم نمایش تقابلی نابرابر است. تقابل پلیسی که به لحاظ قانونی بالاتر از خلافکار است اما با خلافکاری طرف است که به لحاظ دارایی و موقعیت اجتماعی بالاتر از او قرار گرفته. حالا دیگر مسئله فقط دستگیری یک عمده فروش نیست. مسئله این است که در این تقابل عجیب چه کسی و به چه وسیله ای پیروز می شود یا اصلا کسی پیروز خواهد شد؟ چطور می شود از کسی مثل «ناصر» اعتراف گرفت؟ چه تضمینی هست که او باز هم از دست قانون در نرود؟

روستایی در متری شیش ونیم مدام سوال هایی ذهنی طراحی می کند و بیننده را درگیر موقعیتی نگه می دارد که در فیلم های مشابه هیچ همدلی ای را در ما ایجاد نمی کرد. کافیست به حساسیت های «ناصر» هنگام برخورد با دیگران توجه کنید؛ یا در طرف مقابل، به چشمان غمگین «سرگرد» که فهمیده مبارزه با امثال «ناصر» هیچ نتیجه ای در پی ندارد اما چاره ای هم نسیت جز این که به این مبارزه ادامه دهد. مثل انسانی که بدن اش هر بار با ویروس قوی تری آلوده می شود اما مبارزه می کند تا ویروس را بکشد و زنده بماند. مثل مخمصه (مایکل مان- ۱۹۹۴)، متری شش ونیم با بی رحمی دو سوم از فیلم را صرف پرداختن به دو شخصیتی می کند که هر یک در جایگاه دیگری می توانستند به یک میزان موفق باشند. به همین دلیل هم هست که هر چند که به شکل منطقی حق با نیروی خیر است و نه شر، اما هنگام دیدن فیلم در نوسانی دلنشین مدام در حال حق دادن به این دو نفر هستیم. ما به عنوان بیننده از دیدن این بازی موش و گربه لذت می بریم. از دیدن خلافکاری که پلیس و قاضی را بازی می دهد و پلیسی که آنقدر باهوش و مقتدر هست که جلوی چنین خلافکاری کم نیاورد.

کیفیت نهایی متری شش و نیم مدیون شکل گیری درست این بازی ست قدرت و تسلط روستایی در اجرای دقیق صحنه ها، بازی چشمگیر کلیه بازیگران، از معادی و محمدزاده بگیرد تا پسر بچه ای که می خواهد خلاف پدرش را گردن بگیرد؛ تصاویر چرک و کثیف و در عین حال فکر شده هومن بهمنش و طراحی صحنه محسن نصرالهی که از بس طبیعی است ما را درون خودش حل می کند؛ جملگی با توجه به این بازی موش و گربه جلوه گری می کنند و به بار نشسته اند. متری شش و نیم، یک گام رو به جلو برای سعید روستایی است. اگر ابد و یک روز موفق می شد به هر زحمتی شده شما را تا پایان فیلم همراه خود نگه دارد. متری شش و نیم نفس شما را بند می آورد. روستایی جسارت این را داشته که دوربین اش را از درون آن خانه انتهای دنیا بیرون بیاورد و از منظری وسیع تر به شهر و مردمان اش بنگرد. شما هم فرصت تماشای این نگاه بی واسطه از دست ندهید.

نویسنده و کارگردان: سعید روستایی.
تهیه کننده: جمال ساداتیان
بازیگران: پیمان معادی، نوید محمدزاده، فرهاد اصلانی، پریناز ایزدیار
مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش،
طراح صحنه: محسن نصرالهی.
طراح لباس: غزاله معتمد.
طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری، ت
دوین: بهرام دهقانی،
موسیقی: پیمان یزدانیان.
محصول ۱۳۹۷.
اکران شده از ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۷. زمان: ۱۳۰ دقیقه.

منبع: شماره ۲۹۴ مجله دنیای تصویر

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.