تربیت جنسی کودکان از نظر علمی به چه صورت باید باشد : صفر تا نه سال – راهنمای والدین به زبان ساده

برخی کلمات همواره با یکدیگر تداعی می شوند، گوئی موجودیت و مفهوم هر یک در گرو حضور دیگری است و بدون یکی هویت و تمامیت هیچ یک از آنها کامل نیست. از جمله ی این کلمات و مفاهیم، کودک، خانواده و تربیت است. نمی توان به یکی از آنها فکر کرد و دو کلمه ی دیگر به ذهن خطور نکنند، چنین وابستگی متقابلی نشان از اهمیت هریک از این مفاهیم و به خصوص نقش خانواده به عنوان اولین و مهم ترین، نهاد در تربیت کودکان دارد.

تربیت کردن در لغت به معنای «پرورش رفتار شایسته و برابر با نظام ارزشی یک جامعه است» (فرهنگ لغت معاصر). ولی وقتی صحبت از تربیت کودکان به میان می آید از نظر برخی متخصصین علوم انسانی منظور جامعه پذیر کردن است مثلا از نظر سلیمی و داوری (۱۳۸۵) به معنای “نوعی فرایند کنش متقابل اجتماعی است که در خلال آن فرد هنجارها، ارزش ها و دیگر عناصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در گروه یا محیط پیرامون خود را فراگرفته، درونی کرده و آن را با شخصیت خود یگانه می سازد”

از نظر والدین نیز تربیت تداعی کننده ی آن دسته از رفتارهایی است که تحت عنوان آداب و نزاکت طبقه بندی می شوند. رفتارهایی چون سلام و احوالپرسی کردن، تشکر کردن، اجازه گرفتن، رعایت حقوق دیگران و با مهربانی و ادب رفتار کردن و همچنان که در علم روان شناسی، فرایندهای ذهنی انسان در سه حیطه ی شناختی، رفتاری و هیجانی بررسی و مطالعه می شود، در تربیت کودکان نیز این سه حیطه همواره به طور خودآگاه یا ناخودآگاه در ذهن والدین و مربیان مدنظر بوده و تلاش های آن ها را در جهت توجه تقریبا متعادل و همه جانبه به هر سه جنبه هدایت کرده است.

تربیت شناختی یا تربیت بعد ذهنی/ شناختی معطوف به پرورش قوای ذهنی، یادگیری، تفکر، حل مسئله، تقویت قوای عقلانی و کسب اطلاعات و دیدگاه های درست است.

تربیت بعد رفتاری که کلیه ی فعالیتها و واکنش های محسوس فرد را در بر می گیرد، شامل پرورش آن دسته از مهارت ها و توانایی هاست که نمود بیرونی دارند و چنانچه ذکر شد به میزان رعایت آداب و نزاکتهای مرسوم، کودک با تربیت محسوب می شود.

هیجان ها که معمولا با دو دسته ی احساسات خوشایند و ناخوشایند مترادف گرفته می شوند بنا به نظر مارشال روزنبرگ، روان شناس انسان گرا، “ویژگی ها و حالاتی منتج از تحقق یا عدم تحقق نیازهای مان تعریف می شوند” (روزنبرگ، ۱۹۸۴). بنابراین تربیت هیجانی یعنی ایجاد و تقویت توانایی مدیریت هیجانها و تنظیم حالات خلقی در خود (گلمن، ۱۳۸۷) تربیت جنسی نیز با توجه به همین سه جنبه انجام می شود. گرچه از نظر بسیاری از خانواده ها، تربیت جنسی، موضوعی متفاوت از سایر جنبه های تربیتی کودکان به نظر نمی رسد که نیاز به توجه و برنامه ریزی خاصی داشته باشد و این طور فرض گرفته می شود که کودکان ارزشها و هنجارهای مربوط به این مسئله را از سبک زندگی و قوانین آشکار و پنهان خانواده و جامعه خواهند آموخت. همین نگرش باعث شده که مسائل جنسی از گفت و گوها و برنامه ریزی های رسمی و علنی خانواده ها و مراکز آموزشی دور نگه داشته و تربیت جنسی کودکان عملا به رسانه ها، قوانین مبهم و تلویحی اجتماعی – فرهنگی مبتنی بر حد پوشش و تعریف رفتار متعارف، شوخیها و جوک های پنهان و آشکار گروه همسالان واگذار شده است.

شاید تا دو – سه دهه ی گذشته بافت نهادها و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه از چنان یکپارچگی و انسجامی برخوردار بود که شیوه های غیر رسمی و پراکنده ی تربیت جنسی می توانست کارکرد مناسب خود را در جامعه داشته باشد. ولی با گسترش و نفوذ تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی که همه چیز را از همه جا در کسری از ثانیه فراهم و منتقل می کند؛ شیوع بیماری هایی که اصلی ترین روش انتقال آنها از طریق روابط جنسی است؛ وجود هزاران صفحه و کانال با محتوای جنسی در اینترنت و تلویزیون که فقط به اندازه ی فشار یک دکمه از کودکان ما فاصله دارند و… همه و همه بیانگر این واقعیت هستند که سکوت والدین و حذف مسائل جنسی از برنامه ریزی های تربیتی / آموزشی رسمی خانواده ها و مدارس به معنای عدم رویایی و اطلاع کودکان مان از مسائل جنسی نیست، بلکه به معنای عقب نشینی والدین و ایجاد فضای مناسب برای هجوم محتویات سرشار از تبلیغات مصرف گرایی، لذت طلبی و مطالب غیر اخلاقی رسانه ها به داخل خانواده ها است و این واقعیت غیر قابل انکار، لزوم یک برنامه ی تربیت جنسی صریح، همه جانبه و هماهنگ با ارزش های انسانی را به ضرورتی حیاتی در دنیای امروزه مبدل ساخته است.

هرگاه صحبت از تربیت جنسی می شود. والدین و مربیان ناخودآگاه ابتدا به یاد سؤالات کودکان در زمینه ی ازدواج، بارداری و بازی های جنسی فرزندان خود می افتند و بعد به یاد نگرانی ها و پرسش های خود در مورد نحوه ی رفتار با کودکی که نسبت به برهنه بودن خود یا دیگران کنجکاوی نشان می دهد، با اندام تناسلی خود بازی می کند و شوخیها و فحش های جنسی یاد گرفته است.

همه ی این سؤالات و دغدغه ها، وقتی که با مسائل فرهنگی و باورهای درست و نادرست خانوادگی، قومی، نژادی و مذهبی در هم می آمیزد، تربیت جنسی را سخت تر و پیچیده تر و نگرانی های والدین را چندین برابر می کند. برخی از والدین یا به علت عدم دانش و مهارت کافی برای آموزش این مسائل یا به علت ترس از حرمت شکنی و تضعیف شرم و حیا در فرزندان خود از هر گونه اقدامی در این زمینه امتناع کرده و این وظیفه را به جامعه ی بیرون از خود محول می کنند، که چنانچه در قسمت مقدمه ذکر شد این تصمیم گیری کودکان را در معرض آسیب ها و خطرات بسیار بیشتری قرار میدهد.

تربیت جنسی از آن رو اهمیت دارد که اطلاعات و نگرش های کسب شده در دوران کودکی و نوجوانی، سرتاسر زندگی شخصی و اجتماعی یک فرد را در دوران بزرگسالی تحت تأثیر قرار میدهد. کودکانی که از اولین سال های طفولیت، در برابر هر سؤال و کنجکاویی در برابر بدن خود و تفاوت های آن با بدن دیگران با منع، نکوهش و تنبیه مواجه می شوند، در نوجوانی با سؤالات و سردرگمی های بیشتری روبه رو می شوند که پاسخ آنها را در لابه لای صفحات نامناسب اینترنتی، شبکه های ماهواره ای و اطلاعات دوستان خود جستجو می کنند و چند سال بعد نیز بدون شناخت و آگاهی از ویژگی های بدن خود و همسرشان وارد رابطه ای آزار دهنده و ناخوشایند می شوند که خیلی زود به معضلی جدی تبدیل می شود ولی شرم و حیای افراطی همراه با احساس بد ناشی از باور به زشتی و کثیفی رابطه ی جنسی که از کودکی آموخته شده مانع از مراجعه به متخصص برای حل مشکل می شود. درنتیجه زوجین یا دچار سرد مزاجی، افسردگی، تندخویی و بی علاقگی به همسر و زندگی مشترک شده، و درنهایت به سراغ خیانت و طلاق می روند یا برای حل موضعی و کوتاه مدت مسئله به داروها و ابزارهای ناسالم و غیر استاندارد متوسل می شوند که به علت عوارضی چون وابستگی جسمی – روانی، کاهش اعتماد به نفس، افسردگی و رفتارهای پرخطر بنیان خانواده را تضعیف می کند.

تربیت جنسی صرف کسب اطلاعات و مهارت های لازم در زمینه ی ارتباط جنسی نیست بلکه با پرورش و تقویت همه ی ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری انسان دربارهی افکار، نگرش ها، احساسات، نقش ها، حقوق و مسئولیت هایی که هر فرد برای خود و جنس دیگر قائل است، نقش بسیار مهمی در سلامت همه جانبه ی جامعه بازی می کند.

از تربیت جنسی همچون بسیاری از مفاهیم علوم انسانی تعاریف متعدد و متفاوتی وجود دارد که هر کدام با توجه به دیدگاه و نقطه نظر خود به بررسی جنبه هایی از آن پرداخته اند. از جمله تعاریفی که به نظر می رسد همه ی ابعاد را در تعریف خود از تربیت جنسی مدنظر قرار داده، تعریف مؤسسه ی هواداران جوانان است که مطابق آن تربیت جنسی عبارتست است از:

فرایند کسب اطلاعات، نگرش ها، اعتقادات و باورها درباره ی هویت جنسی، رابطه ی جنسی و صمیمیت همچنین تقویت مهارت ها به منظور انتخاب های آگاهانه و احساس شایستگی و اعتماد در اجرای آن تصمیم ها».

این تعریف به نکات قابل تأمل بسیاری پرداخته است. اولین نکته ی آن این است که بر فرایند بودن تربیت جنسی تأکید نموده است. به این معنی که تربیت جنسی یک واحد کار مهد کودک یا واحد درسی دانشگاهی نیست که در طول سه تا شش ماه انجام شود و پایان پذیرد بلکه فرایندی است اگر نه برای تمام طول عمر، حداقل تا پایان دوره ی نوجوانی ادامه دارد. از بدو تولد هر حرکت یا گفتار، هر لباس و اسباب بازی و هر قانون و باید و نبایدی در مورد کودک که به جنسیت او مربوط می شود، یک درس از دروس تربیت جنسی است که شخصیت و هویت جنسی او را شکل می دهد.

نکته ی دوم این تعریف، توجه آن به هر سه بعد شخصیت انسان است که در قسمت مقدمه ذکر شده اند یعنی ابعاد ذهنی، عاطفی و رفتاری، کسب اطلاعات در زمینه ی هویت جنسی و رابطه ی جنسی، جنبه ی ذهنی – شناختی تربیت جنسی است که دانش و معلومات لازم را به کودک می آموزد. نگرش، که عموما ارزیابی مثبت و یا منفی، خوش آمدن ها و بد آمدن های ما از افراد، موقعیت ها و… تعریف می شود جنبه ی عاطفی – هیجانی تربیت جنسی را تشکیل می دهد یعنی ایجاد و تقویت نگرش مثبت در ارتباط با هویت جنسی خود و جنس دیگر رابطه ی جنسی، صمیمت و تقویت مهارت ها، جنبه رفتاری تربیت جنسی است ولی نه به معنای آموزش و تمرین رفتارهای جنسی از دوران کودکی بلکه به معنای بسیار وسیع تر آن، یعنی تمرین مهارت های رفتاری در همه ی زمینه هایی که پیش نیاز انواع ارتباطات انسانی محسوب می شوند مواردی مثل ابراز علاقه واحترام به دیگران، رعایت حقوق و حریم خصوصی خود و طرف مقابل، توانایی مقاومت و ابراز مخالفت قاطعانه در مواجهه با موقعیت هایی که مخالف ارزشها و معیارهای فرد هستند همه و همه مواردی هستند که زیربنای یک ارتباط انسانی سالم و به خصوص ارتباط جنسی را تشکیل میدهند.

شاید یک مثال در حیطهای کاملا متفاوت از مسائل جنسی بتواند پیوستگی و اهمیت هریک از سه حیطه ی ذکر شده را بهتر نشان دهد. برای یادگرفتن رانندگی ابتدا لازم است که فرد نگرش و ارزیابی مثبتی نسبت به رانندگی داشته باشد که یا از علاقه ی اولیه حاصل می شود یا از آگاهی نسبت به لزوم یا نقش تسهیل کنندگی آن در زندگی. مرحله ی دوم کسب دانش و آگاهی نسبت به قسمتهای مختلف اتومبیل و کاربرد هریک از آنهاست، به علاوه یادگیری قوانین و علائم راهنمایی و رانندگی که چهار چوب رفتاری و باید و نبایدها را برای اجرای یک رانندگی سالم و امن برای خود فرد و دیگران فراهم می کند. اگر آموزش رانندگی را همین جا متوقف کنیم بدیهی است که رانندگی کردن ممکن نخواهد بود. فرد هر چقدر هم که علاقمند به رانندگی و مطلع از جزئیات مکانیکی یا آئین نامه ای باشد بدون تمرین عملی قادر به رانندگی نخواهد بود.

در تربیت جنسی هم تمرین مهارت های رفتاری به معنای تمرین آن دسته از رفتارهایی است که به ارتباط جنسی منتهی نمی شوند هر فرد بزرگسالی که تجربه ی رابطه عاطفی یا جنسی مطلوبی داشته است می داند که فقط مجموعه رفتارهایی بر گرفته از تفکر احترام آمیز و نگرش مثبت فرد نسبت به خود و طرف مقابل و تجربه ی هزاران شیوه ابراز محبت و توجه و احترام به نقاط قوت و ضعف یکدیگر و… می تواند تضمین کننده ی سلامت و کیفیت مطلوب یک چنین رابطه ی عاطفی – جنسی شده باشد.

یادگیری چنین نگرش ها و رفتارهایی گرچه در دوران بزرگسالی هم ممکن است ولی بدیهی است که تغییر نگرش و باورها در بزرگسالی بسیار دشوار خواهد بود و کسب اطلاعات، نگرش ها و باورهای درست از کودکی نقش اقدامات پیشگیرانه را خواهند داشت و با درونی شدن در شخصیت کودک او را از ابتدا از انتخاب های نادرست محافظت خواهد کرد.

براساس همان تعریفی که از تربیت جنسی ذکر شد اهداف عمومی و کلی تربیت جنسی عبارتند از:

۱- آگاهی و لذت بردن از جنسیت خود

۲- استقرار و تثبیت نگرش های مثبت، ارزشها و چهارچوب اخلاقی که راهنمای تصمیمات، قضاوت ها و رفتارها باشد.

٣- ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس در با ارزش دانستن خود و دیگران

۴- رفتار مسئولانه در روابط فردی و جنسی خود

۵- توانایی در ارتباط مؤثر و سالم

۶- اطلاعات و مهارت های لازم در جهت محافظت خود و همسر از بارداری ناخواسته، بیماری های مقاربتی و HIV

۷- مورد سوء استفاده ی جنسی قرار ندادن و نگرفتن

۸- دسترسی به حمایت ها و توصیه های معتبر و محرمانه ممکن است در نگاه اول این طور به نظر برسد که این اهداف مناسب بزرگسالان و مربوط به نوع مسائل و دغدغه های آن ها هستند و بیشتر موارد آن در مورد کودکان حتی موضوعیت ندارند چه رسد به تناسب و ضرورت. گرچه این نکته درست است که کودکان نه درگیر مسائل جنسی و بارداری و بیماری ها هستند و نه قرار است که از این سنین با این موارد آشنا

شوند ولی توضیح دو نکته لازم و ضروری به نظر می رسد، اول این که موارد فوق اهداف کلی تربیت جنسی از کودکی تا بزرگسالی هستند و ذکر همه ی این موارد در این جا و در برنامه ی تربیت جنسی کودکان به منظور ارائه ی تصویر کامل اهداف است تا والدین و مربیان را نسبت به قدمها و اهدافی که باید هم زمان با ورود کودک به مراحل بعدی رشد و دوران نوجوانی او دنبال کنند آگاه سازد.

نکته ی دوم، این که همان طور که در مقدمه و اهمیت تربیت جنسی ذکر شد بسیاری از موارد تربیت جنسی، مثل شناخت خود و جنس دیگر، کسب عزت نفس، احترام به خود و جنس دیگر، توانایی ایجاد، حفظ و ارتقاء روابط انسانی؛ احساس مسئولیت درباره ی انتخاب ها و رفتارهای خود و پذیرفتن پیامدهای آن ها و … موارد و اهداف کلی یک تربیت همه جانبه و درست کودکان هستند که در اصل هیچ ارتباط مستقیمی با مسائل و روابط جنسی ندارند؛ ولی از آن جایی که اصول آموزش مسائل جنسی و مهم تر از آن تشکیل هویت جنسی سالم مبتنی بر همان اصول و مهارت هایی هستند که بر سایر روابط انسانی حکم فرما هستند و فقط بخش تمایلات جنسی انسان به آنها اضافه شده از این رو آموزش آنها با نقطه نظر و دیدگاه هویت و مسائل جنسی در اینجا مطرح می شود.

از اهداف تربیت جنسی فوق، سه هدف در این کتاب به طور خاص مورد نظر بوده و به آن پرداخته شده است این سه هدف که عبارتند از:

۱- آگاهی و لذت بردن از جنسیت خود.

۲- ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس در با ارزش دانستن خود و دیگران

۳- مورد سوءاستفاده ی جنسی قرار ندادن و نگرفتن

از آن جهت انتخاب شده اند که دو مورد اول پایه های اساسی شکل گیری شخصیت کودک، هویت جنسی او و نگرش او به دیگران، به خصوص به جنس دیگر را تشکیل می دهند؛ و سومین هدف یعنی پیشگیری از سوء استفاده ی جنسی، متأسفانه لازمه ی دنیای سرشار از بی اخلاقی و لذت طلبی امروزی است که حتی به کودکان نیز رحم نمی کند.

مسئولیت محافظت کودکان از سوءاستفاده ی جنسی صد درصد بر عهده ی والدین و سایر بزرگسالان مرتبط با کودکان است. ولی همان طور که در فصل مربوط به پیشگیری از سوء استفاده ی جنسی به تفصیل شرح داده خواهد شد مراحل پیشروی فرد سوءاستفاده کننده به قدری ملایم و نامحسوس هستند که غالبا در مراحل اولیه قابل شناسایی نیستند و فقط

خود کودکان در صورت برخورداری از آگاهی و آموزش های درست قبلی می توانند حتی در غیاب والدین، رفتارهای غیر معمول را شناسایی کنند. به علاوه با وجود این که موارد مربوط به پیشگیری از آزار جنسی را بدون آموزش نکات تربیت جنسی هم می توان به کودکان آموزش داد، این دو موضوع به این دلیل همراه با یکدیگر آموزش داده می شوند که اولا کودکان

به تدریج مسائل مربوط به حریم بدن خود، باید و نبایدهای بازی ها و لمسها را به عنوان جزئی از فرایند تربیتی احترام به بدن خود و دیگران بیاموزند و ثانیا از ترساندن بی مورد کودکان با بیان صریح مسائل مربوط به آزار جنسی خودداری شود.


کتاب تربیت جنسی کودکان : صفر تا نه سال راهنمای والدین به زبان ساده

نویسنده: فاران حسامی    

نشر دانژه    

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.