هوش عاشقانه چیست؟ چگونه می‌توانید همان قدر که در زندگی باهوش هستید در عشق هم باهوش باشید؟!

دنیل گلمن در کتاب برجسته خود به نام ” هوش هیجانی” توجه همه را به ” هوش هیجانی” یا ضریب هوشی هیجانی، که آن را (E. Q.) نامید، جلب کرد. وی در آن کتاب فهرستی از نگرش ها و ویژگی های شخصیتی و مهارت های بین فردی را آموزش می دهد که میتواند باعث افزایش آگاهی میلیونها خواننده درباره جنبهای فراموش شده از هوش آدمی باشد. به اعتقاد او کتابخوان بودن یا فقط از لحاظ علمی تیزهوش بودن ممکن است نشان دهنده این نکته باشد که چه کسی می تواند به خوبی مسئله های ریاضی را حل کند یا به درجه استادی برسد، اما نمی تواند ضامن خوشبختی، کامیابی شخصی یا دریافت های مادی باشد. هوشمندی در زندگی به چیزی بیشتر از ضریب هوشی (IQ.1) بالا احتیاج دارد. ضریب هیجانی

(E . Q.) نسبت به ضریب هوشی (IQ.) پیش بینی معتبرتری برای روابط رضایت بخش و موفقیت در زندگی است. ضریب هیجانی، شاخص عمق هیجانات و مهارت شماست.

کتاب “هوش عاشقانه” دورهای فشرده است که چگونگی هوشمندی در عشق را از طریق اعمال مهارت های هوش هیجانی در روابط صمیمانه آموزش می دهد. ممکن است استفاده از دو کلمه “هوش” و “عاشقانه” در کنار هم عجیب به نظر برسد؛ اما به راستی چند نفر مصمم و تحصیل کرده را می شناسید که در ایجاد رابطه و درک متقابل هیچ مهارتی ندارند؟ آنها جزئیات نظریه های علمی یا قطعات موسیقی را می توانند درک کنند، اما وقتی نوبت به برقراری رابطه می رسد، درمانده می شوند. آنچه آنها از آن بی بهره اند، “هوش عاشقانه” یا آن معجون نویدبخش پیروزی است که جین آستن در رمان “غرور و تعصب” معرفی کرد و شامل: تیزهوشی و سرشت پرشور است که دو جزء سازنده هوش هیجانی به شمار می آیند.

امروزه فشار زیادی بر روابط ما وارد می شود و با گستره بی رمق شدن روابط” روبه رو هستیم. امروزه روابط سریع تر از نسل های گذشته “منقضی” می شوند و قوانین حاکم بر رابطه ها سریع تر از توانایی درک و تطابق ما با آن ها در حال تغییر است. چنین شتابی، در کنار آزادی بیشتر ما در انتخاب فردی که می خواهیم با او باشیم و آزادی ما در انتخاب نحوه زندگی، دست به دست هم داده اند تا مدیریت ماهرانه روابط برایمان پیچیده و دشوارتر از قبل شود. در جهان مدرن، درک بی ثباتی و آشفتگی موجود در روابط، نیازمند هوشی است که شامل توانمندی هایی مانند مهارت های اجتماعی قوی، خودآگاهی، خودکنترلی هیجانی سالم و آگاهی دائم از محیط زندگی باشد؛ یا به بیان دیگر نیازمند زندگی هوشمندانه و آگاهانه است.

اما به راستی کجا می توان این مهارتها را کسب نمود؟ به استثنای کسانی که درباره چگونگی رفتار، مطالعه و پژوهش می کنند (مانند روان شناسان، جامعه شناسان، مردم شناسان، کارشناسان انگیزش و هیجان و برخی از فلسفه دانان)، کمتر کسی در محیط دانشگاه درباره چگونگی کنار آمدن با هیجانات آموزش می بیند؛ در واقع هیچ کس در درک احساسات طرف مقابل تخصص نمی گیرد و هیچ دانشکده ای با نام آموزشکده “گوش کردن فعال” یا “حل مشکلات رابطه وجود ندارد. شما ممکن است در زندگی عاشقانه از حمایت دوستان و خانواده برخوردار شوید، اما باید بدانید که در نهایت، تنها هستید.

وقتی تنها باشید، ممکن است برای گرفتن راهنمایی به فیلم های هالیوودی، کمدی موقعیت ها با فرمول های کلیشه ای داستان های عاشقانه تکیه کنید. یا شاید درست همان لحظه که فکر می کنید فوت و فن ارتباط را به خوبی می دانید، ناگهان طرف مقابل با گفتن اینکه دقیقا چه چیزی را درباره شما دوست ندارد و با ابراز تردید از اینکه آیا اصلا میخواهد با شما بماند یا نه، شما را شوکه کند. در این لحظه هوش منطقی شما در هم می شکند؛ به شدت منقلب می شوید و ذهن هیجانی شما بر اوضاع مسلط می شود.

در این موقعیت، شما به جای هضم ضربه و پردازش احساسات و درک آنچه در حقیقت در حال رخ دادن است، اجازه می دهید که “هیجانات غالب” هشیاری شما را تحت کنترل بگیرند و احساساتی قدرتمند مثل ترس، خشم، امیال جسمی، حسادت، غبطه و غصه بر شما غلبه کنند و حس ناامیدی و ناتوانی را ایجاد کنند؛ با تداوم هیجانات منفی این احساسات یا باعث

پرخاشگری می شوند (که مایه پشیمانی است و یا منجر به طرح ریزی داستان های انتقام جویانه می گردند.

به خصوص وقتی عاشق باشید، مستعد کنار زدن منطق اید و برای تصمیم گیری های مهم بیشتر به احساسات قلبی و تکانه های شهوانی خود تکیه دارید. در این صورت مواد شیمیایی و هورمون هایی که کار کرد آن برای بقای نسل بشر هستند، ترشح می شوند، که برای استحکام روابط بلندمدت کارایی ندارند و نتیجه احتمالی آن عشقی است با عقلانیت ذوب شده. و ذهنی نیستند که در حالت خودکار قرار گرفته است و جسمی که به اطاعت از آن مشغول است، ممکن است در هر کار دیگری باهوش باشید، اما در عشق به معنای اخص کلمه “احمقانه رفتار کنید. وقتی به نیمه گمشده خود می پیوندید، آنچه زمانی به نظر رابطه ای پربار می آمد و پر از رؤیاهای مشترک و وعده و وعید بود، ممکن است به سرعت متلاشی شود، مگر

اینکه مهارت هیجانی لازم را برای دوام عشق خود داشته باشید.

از یک سو باید به یاری قدرت استدلال وقایع، رفتار طرف متقابل و واقعیت را درک و تحلیل عقلانی کنید و از سوی دیگر باید به کمک هیجانات، احساس او را درک نمایید. در این زمان هیجانات هستند که بر شما حاکم می شوند و نه عقلانیت. احساسات شدیدی مثل رنجش، خشم، حسادت و حتی قهر می توانند شما را در خود غرق کنند، مگر اینکه بدانید و یاد بگیرید که چگونه شبکه در هم پیچیده هیجانات خود را مدیریت کنید.

اگر در یک یا چند رابطه شکست خورده باشید، با وجود اراده و توجهی که تصور می کنید در رابطه عاشقانه بعدی خود صرف خواهید کرد، به احتمال زیاد باز هم حول همان نقاط کور دور میزنید و ناامیدی های قدیمی را دوباره تجربه می کنید. اما با استفاده از هوش عاشقانه خود و به کارگیری مهارت هایی که در این کتاب مطرح شده است، می توانید به این چرخه

آشناپنداری در روابط خاتمه دهید. قدرت عقل به تنهایی نمی تواند برای خوشبختی یا عمق بخشیدن (یا حتی تداوم بخشیدن به توانایی ماندن و رشد شما در رابطه ای دو طرفه و عاشقانه کافی باشد. شما موجودی نیستید که فقط از عقل و منطق ساخته شده باشد. وقتی نوبت به روابط می رسد، هیجانات شما را تحت قدرت خود می گیرند و در حقیقت منطق و

استدلال را در شما می سازند.

هیجان و هوس

عشق ساختاری سه بعدی متشکل از فکر، هیجان و جاذبه جسمی است. عنصر “فکر” بعدی از عشق است که نشان می دهد درباره روابط به طور کلی چه تفکری دارید، درباره خود در ارتباط با عشق و صمیمیت چگونه فکر می کنید و چه انتظاری از معشوق و عاشق خود دارید. بعد هیجان در عشق نشان می دهد که نسبت به خود و همسر عشقی خود چه احساسی

دارید؛ چگونه رابطه احساسی برقرار می کنید یا آن را قطع می کنید؛ ترس هایی که از رابطه، نزدیک شدن یا از دست دادن یک نفر دارید، چگونه است، چقدر حسود هستید و تا چه حد می توانید مالک یک نفر شوید. بعد جسمی شامل رابطه جنسی، میزان علاقه دوطرفه و بیان خواسته ها در فضایی احترام آمیز و دوستانه است.

هیجان دلیل اصلی ایجاد روابط شخصی است؛ این هیجان است که برقراری جریان های الکتریکی که بین دو شخص رد و بدل می شود را ممکن می کند و کلید درک درونی ترین بخش های وجود ماست. احساسات مایه هیجانات هذیانی و آتشین اند که روابط عاشقانه را از روابط دوستانه و خانوادگی متمایز می کنند. در آخر، هیجانات به رؤیاهای ما قدرت و انرژی می دهند، به ما جسارت انجام کارها را می بخشند و یا ما را به ناامیدی می کشانند. هیجانات آنچه را می بینیم، نه به عنوان مشاهده گر، بلکه به عنوان شرکت کننده هایی که نتایج کارها را احساس و یا تجربه می کنند، شکل می دهند.

هیجانات برای پایان دادن به تنش میان آنچه می خواهیم و آنچه به دست می آوریم، ما را سرشار از میل و رغبت و نیاز به تکامل می کنند. هیجانات به آنچه می بینیم و آنچه می خواهیم عمق و معنا می دهند. ما را لمس می کنند، می خندانند و ما را به گریه می اندازند. هیجانات (اگر با ذکاوت به کار گرفته شوند) به ما می گویند که چه چیز درست و چه چیز غلط است و زمانی که نیاز به بهبود و تغییر باشد، با فرستادن نشانه هایی، به ما هشدار می دهند و در واقع هیجانات از ما انسان می سازند.

هیجانات و تولد دوباره

در کتاب هوش عاشقانه، راه هایی را کشف خواهید کرد که بهره هوش عاشقانه شما را افزایش می دهد تا همان اندازه که در زندگی باهوشید، در عشق هم هوشیارانه عمل کنید. کتاب حاضر، براساس پژوهش موفق صورت گرفته در کتاب ” هوش هیجانی” که در فهرست پرفروش ترین کتابها جای گرفت، روشی را پیشنهاد می کند که شدت و شور و شهوت عشق عاشقانه را با هوش عاشقانه (که شامل نگرش ها و رفتارهایی است که می توانید یاد بگیرید و در زندگی به کار گیرید) ترکیب می کند و به این وسیله رضایت بخش بودن و شراکت دوطرفه رابطه تان را تضمین می کند.

زمینه ها و محدوده هیجانی صمیمیت است؛ یعنی داشتن توانایی لازم برای تشخیص، درک، پذیرش و اداره حالات هیجانی خود که باید به

هرچه هوش عاشقانه بیشتری در زندگی عاشقانه خود داشته باشید، روابطتان قوی تر و پرمعناتر خواهد شد و با غافل گیریها، مشکلات و ناامیدی های کمتری مواجه خواهید گشت. باهوش بودن در عشق مستلزم در همراهی درک حالات، احساسات و شخصیت طرف مقابل باشد. داشتن هوش عاشقانه به معنای توانایی هم سطح شدن آرامش هیجانی شما و همسر عشقی تان است.

درک و اصلاح مهارت های برقراری رابطه همیشه کافی نیست. هوش عاشقانه نیازمند جسارت و شفافیت فکر و عمل است. اما با اینکه هوش عاشقانه جسور و نترس است، در عین حال لطیف و حساس نیز هست. صداقت و درستی را رشد می دهد و جدایی میان آنچه فکر می کنید، احساس می کنید و آنچه می گویید و عمل می کنید را از بین می برد. زمانی که قدرت

هوش عاشقانه را تحت کنترل خود بگیرید، هم خود و هم دیگران را بهتر درک می کنید و نیز مشتاق تر خواهید بود، عمیق تر دوست خواهید داشت و بی قید و شرط عشق خواهید ورزید.

برنامه ای که ما پیشنهاد می کنیم معنای “عشق” را تا حدی گسترش می دهد که دربرگیرنده رقص خویش۔ دگرگونی و هم کوشی خلاق است که از عشق و زندگی خودآگاه به وجود می آید، همه می دانیم که هیجانات تا چه حد ناپایدارند و چگونه در هر لحظه تغییر می کنند. اگرچه این تغییرات ممکن است مهم باشند، اما شما به عنوان کسی که هوش عاشقانه دارد، عشقی که به طرف مقابله تان دارید را به وسیله این هیجانات سطحی و واکنشی یا ناامیدی های گریز ناپذیر، آزارها و سوءتفاهم هایی که بین تان به وجود می آید، نمی سنجید.

با داشتن هوش عاشقانه بیشتر شبیه خود می شوید و کمتر به تظاهرهای دروغین یا رفتارهای نمایشی برای ایجاد تأثیر مثبت بر طرف مقابل رو می کنید. و تجسم معنا و هدف زندگی خود می شوید، انسانی با ارزش، محترم و با عزت نفس. وقتی از نظر هیجانی با خود صادق باشید (یعنی مالک هیجان خود باشید؛ نه اینکه احساسات و هیجانات خود را سانسور یا قضاوت کنید)، انرژی قدرتمندی در شما به وجود می آید که هرگاه در میدان مین گذاری شده صمیمیت گام بردارید، به کمکتان می آید تا بتوانید هیجانات خود را بهتر اداره کنید. ذکاوت هیجانی می تواند روابط صادقانه و قدرتمندی به وجود آورد که باعث رشد شخصیتی یا حتی تولد دوباره شما شود.

هیجانات و عدم صداقت صداقت نداشتن درباره هیجانات، در سطح یک رابطه و به وسیله ابراز هیجان های دروغین خود را نشان میدهد. اینها هیجاناتی هستند که هیجانات عمیق تر و تهدید کننده تری را پنهان می کنند. این گونه هیجانات، احساساتی “جعلی” هستند که برای مقابله با صداقت، محافظت در برابر وضع موجود، جلوگیری از صمیمیت یا امکان ایجاد درد و رنج به کار گرفته می شوند. و منجر به انکار احساسات، راکد شدن یا عقب نشینی هیجانات واقعی می گردند. در فصل های بعدی این کتاب یاد می گیرید که چگونه هیجانات خود را صادقانه ابراز کنید و احساسی را که دارید، شفاف تر بیان نمایید و همچنین یاد می گیرید که چگونه از هیجانات دروغین یا ساختگی دوری کنید. برای درک بهتر تأثیر هیجان ساختگی می توان به زوج های

فیلم (زیبای آمریکایی) برنده جایزه اسکار ۱۹۹۹ اشاره کرد؛ این زوج ها از لحاظ هیجانی از هم فاصله داشتند و به درون خود نیز دسترسی کافی نداشتند.

در مصاحبه گاردین (۲۰۰۰)، کوین اسپیسی، بازیگر نقش لستر برنهام، می گوید: “به نظر من لستر شبیه خیلی از مردهای امریکایی است، که ناگهان متوجه می شوند که هیچ گونه صداقت و ارتباط در زندگی شان وجود ندارد و نمی توانند احساس حقیقی خود را بیان کنند و یا کاری که واقعا می خواهند را انجام دهند. او با احساساتی دست به گریبان است که مدتها در درون او خفته بوده است و اکنون دوباره بیدار شده اند. این وضعیت شباهتی به بحرانی که در اواسط زندگی روی می دهد، ندارد، بلکه نوعی تولد دوباره است”. زمانی که لستر به خود اجازه می دهد که حقیقت زندگی خویش را ببیند و آنچه فکر و احساس می کند را ابراز دارد، زنده می شود و از دخمه ای که در آن به “مردهای متحرک” تبدیل شده است، خود را خلاص می کند و درست پیش از مرگش، زمانی که درهای قلبش را به روی خوشبختی حقیقی اولین عشق دخترش می گشاید و به جای اغوا کردن دختری که با دخترش دوست است، با او همدردی می کند، بالأخره موفق می شود یک ارتباط احساسی حقیقی را تجربه کند.

دقیق تر نگاه کندر فیلم “زیبای آمریکایی”، بر روی تابلویی در دفتر برنهام نوشته شده است: “دقیق تر نگاه کن”. این عبارت راهنمای او (و همه ما برای دیدن ورای ظاهر هر چیز، گذر از سطحی نگری و دیدن حقایق و دروغ های روابط مهم است. نفوذ و گذر از سطح هر چیز (خواه ماسک زیبایی باشد یا فریبندگی ثروت، قدرت یا جادوی یک شغل) و دیدن حقیقتی که در زیر ظاهر هر چیز نهفته است، یکی از مهارت هایی است که فردی با هوش عاشقانه بالا از آن برخوردار است. شاید یادگیری این مهارت ارتباطی از سایر مهارت ها مشکل تر باشد. اکثر ما ظاهر و جذابیت نافذ ریکی فیترز”، مرد جوان این فیلم، را نداریم، که ظاهرسازی ها، شکنندگی و زیبایی رو به زوال او در فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده است.

برای ساختن رابطه ای پرطراوت و متکی به خود، در بافت زندگی معاصر، چه باید کرد؟ این امر با سلامت هیجانی، توانایی تعهد دادن به شخصی دیگر و عزت نفس سالم، آغاز می شود. وقتی از نظر هیجانی همه چیز به خوبی برای شما پیش برود، جسارت ریسک کردن و وارد شدن به رابطه ای شاد و لذت بخش را دارید و در ارتباط، کاملا با طرف مقابله تان روراست هستید. همچنین زمانی که رابطه از زرق و برق می افتد، یا زمانی که کنار گذاشتن رابطه در حقیقت درست نباشد، درک و بلوغ هیجانی لازم برای حفظ رابطه و ماندن در آن را می یابید.

انتخاب جنی: رویکرد هوش هیجانی کسی که هوش عاشقانه دارد خود را عادت داده است که دقیق نگاه کند و به جای درخشش ظاهری، جوهر وجود انسان ها را ببیند. مثلا جنی، که یک نوازنده است، عاشق آرون که در تجارت نوپایی سرمایه گذاری کرده بود و او را در پشت صحنه یکی از اجراهایش دیده بود، شد؛ آرون مثل جنی موسیقی کلاسیک دوست داشت و عاشق رفتن به کافه های فروشگاه های کتاب بود. تصمیم داشتند با هم ازدواج کنند و کاملا در کنار هم احساس خوشبختی می کردند، تا اینکه در یکی از آخر هفته هایی که در کنار خانواده هایشان بودند، جنی متقاعد شد که آرون مرد مناسبش نیست.

جنی می دید که آرون با خانواده اش پرخاشگرانه رفتار می کند و به نظرش آمد که نگرش سلطه گرانه او به خصوص نسبت به مادرش، می تواند به راحتی بر رفتار آینده او با جنی مؤثر باشد. و جزئی از رابطه شان شود. مشاهده طرز برخورد آرون با مادرش، اوج اتفاقات متعدد دیگری بود که او قبلا شاهدشان بود ولی بین آن وقایع با رابطه مشترکشان نقطه مشترکی نمی دید. بی ادبی، تکبر و بی عاطفه بودنش زمانی که با والدینش بود، کاملا خودنمایی می کرد. در نهایت، جنی همه آن چیزی که نمی خواست در او ببیند را به یکباره دید.

جنی دارای شخصیتی قوی با رفتاری متین بود که مرزهای مشخصی داشت و برای خود ارزش زیادی قائل بود؛ او شجاعت این را داشت که حتی با در نظر گرفتن این که دوباره تنها شود، به هوش عاشقانه اش اجازه صحبت دهد. جنی به آنچه دیده بود و به احساساتش اعتماد کرد و می دانست بهتر این است که رابطه را فورا پایان دهد و نه اینکه چشم پوشی کند، یا اینکه بخواهد مشکلات بزرگی را که متقاعد شده بود بر رابطه شان سایه خواهد افکند، دست کم بگیرد. حتی زمانی که مادر آرون از او خواهش کرد نامزدی را بر هم نزند و به او توضیح داد که پسرش شرکت را با قیمت بالایی فروخته است، جنی موضع خود را حفظ کرد و هرگز به گذشته نگاه نکرد و کسی را یافت که بیشتر متناسب با علایق اش باشد.

بعدها جنی متوجه شد که عاشق تصویر آرون شده بود و نه خود آرون به عنوان یک مرد و به خود اجازه نداده بود شخصیت واقعی او را ببیند. تصاویر، معمولا جعلی و ساختگی هستند، فرافکنی جامعه ای، ساختگی و خود اجتماعی جعلی هستند؛ که گاهی برای امتیازگیری یا برانگیختن تحسین دیگران، ساخته می شوند. عشق، می تواند از بینش شما بکاهد و آن را تیره و تار کند و باعث شود تا با جفت خود تنها قولنامه های جنسی امضا کنید.

ما همه عشاق را تشویق می کنیم که از “برق چشمان هم که نشانه بیشتر روابط عاشقانه در مراحل اولیه است، لذت ببرند. اما دقیق تر نگاه کنید. دیدن و شناختن صادقانه کسی که واقعا آرزو دارید با او باشید، می تواند شما را از دل شکستگی های احتمالی در آینده نجات دهد و کیفیت رابطه ای درست و عاشقانه را افزایش دهد. زمانی که دقیق تر نگاه کنید، انتخاب

مطمئن تری صورت می دهید و می دانید که با غافل گیری های بسیار کمتری مواجه خواهید شد و رابطه شما با وجود مشکلاتش و کوتاه آمدن هایی که باید از طرف شما صورت گیرد، ارزش ادامه دادن را دارد.

دنیای شگفت انگیز نو امروزه برای اداره روابط، مردان و زنان، نیازمند روشهای جدیدتر و مؤثرتری هستند و زمان بیشتری می خواهند تا به رابطه تعهد بدهند یا قبل از ازدواج تصمیم بگیرند بچه دار شوند یا بدون اینکه ازدواج کنند بچه دار شوند و مدت بیشتری با هم زندگی کنند. همه ما انتظار بیشتری از رابطه هایمان داریم، اما خیلی از ما زودتر رابطه را پایان می دهیم چرا که فشارها و برچسب های تنگ جامعه خیلی کمتر از گذشته شده است.

زوج ها همدیگر را از طریق آگهی های شخصی و یا در اینترنت پیدا می کنند، با افرادی که فاصله زیادی دارند ارتباط برقرار می کنند و با غیبت های طولانی مدت هم، کنار می آیند. این عوامل و بسیاری عوامل دیگر باعث ایجاد انقلابی در روش برقراری ارتباطات صمیمی ما شده است. این تغییرات نیازمند استفاده بهینه ما از هوش هیجانی در ارتباط با کسانی است که دوستشان داریم و با آنها زندگی می کنیم. این کتاب منطبق با اصول هوش هیجانی گلمن است و سعی دارد به شما آموزش دهد که چگونه این اصول را در زندگی عاشقانه خود به شکلی عملی به کار بگیرید، در نتیجه بسیاری از پیش فرض ها در این روش به چالش کشیده می شود. در روش هوش عاشقانه، ابراز طبیعی همه هیجانات، جزئی از ساختن روابط و روشی برای حل مشکلات دانسته می شود و از آن حمایت می گردد و این کار بدون درنظر گرفتن تفاوتی ذاتی بین زن و مرد با توجه صرف به مهارتهای ارتباطی (با وجود اهمیتی که دارند)، انجام می شود.

ابراز درست هیجانات، باعث بیشتر شدن صمیمیت، توانمندی و شور و نشاط در زندگی عاشقانه می شود. مثل هر چیز دیگری در دنیا، چشم انداز زندگی عاشقانه هر کس نیز پیوسته در حال تغییر است. ما به زیست بوم عشق به صورت جنگلی پردرخت و بارانی یا باغ ذن می نگریم که دارای مناطق روان شناختی و هیجانی بی شمار است. جریان آزاد هیجانات، شما را

تشویق به انعطاف پذیری در روابط شخصی و زیستگاه روابط می کند.

امروزه اکثر زوجها جدا از بزرگترهای خانواده و به دور از فضای امن و مطمئن جمع آشنایان زندگی می کنند و به دلیل دور بودن از این فضاهای امن اجتماعی ممکن است زوجها همه امیدشان را به یک رابطه ببندند. زمانی که هیجانات، انتظارات و شیوه های زندگی دو نفر با هم متناسب نباشد، چنین سیستمی ممکن است دچار بحران شود و زوجها متوجه شوند که برای سالم و زنده نگه داشتن رابطه در هزاره جدید، نیاز به هوش، مدیریت هیجان و جهان بینی واقع گرایانه دارند.

همچنین اگر می خواهند مثل یک زوج خوشبخت در کنار هم بمانند، باید باورهای منسوخ و نامربوط ارتباط را کنار بگذارند. هوش عاشقانه، توانایی دیدن و درک این تغییرات سریع و پرشتاب است، در حالی که هیجانات اولیه ای مانند ترس، نفرت، حسادت وخشم را نیز تجربه می کنیم. تحقیقات نشان میدهد زوج هایی که با هم سازگاری هیجانی، حمایتی دارند و عقاید مشترک خود را تقویت و حفظ می کنند، یعنی زوج هایی که در هسته رابطه شان رفاقت و دوستی عمیق وجود دارد، سلامت روان یکدیگر را بهبود می بخشند و احتمال تغییر و رشد را در یکدیگر افزایش می دهند (بارنت و بارنت (۲۰۰) و با احترام گذاشتن به فردیت همسر خود و پذیرش و تأیید نیازها، خواسته ها و اهداف جداگانه او، رشد طبیعی یکدیگر را که عاملی بسیار مهم برای تداوم زندگی زناشویی است، پرورش می دهند.

زمانی که با هوش عاشقانه خود وارد عمل می شوید، باورهای خود درباره رابطه را محدود نمی کنید؛ بلکه به گذشته نگاه می کنید تا بدانید چه چیزی باعث بهتر شدن یک رابطه می شود و سعی می کنید با بصیرت به آینده نیز بیاندیشید، تا بهترین رابطه ممکن را در زندگی خود به وجود بیاورید. و به این ترتیب دستورهای قدیمی را که از کارایی کافی برخوردار نیستند،

نخواهید پذیرفت و می دانید که تحت هیچ شرایطی به آنها رجوع نخواهید کرد. کسی که هوش عاشقانه دارد، می داند که او و طرف مقابلش به قوانین تجویز شده ای که برای ایجاد رابطه خوب وجود دارد و حتی به قوانینی که تعیین می کنند، یک رابطه خوب چه شکلی باید داشته باشد، اهمیتی نمی دهند، به جای آن، دو نفر می توانند قوانین را دوباره به گونه ای

بنویسند که متناسب با رابطه شان – که دائم در حال رشد و تکامل است- تدوین شود.

عملکرد بهینه هم برای افراد هم برای رابطه نیازمند دو عنصر “انتخاب” و “شور و نشاط” است. انتخاب بر اساس توانایی اندیشیدن و راه چاره گزیدن در مورد موضوعات پیچیده است، که بعدأ منجر به انتخاب گزینه های منطقی می شود. تعهد، بلوغ هیجانی و شور و نشاطی که با خود به یک رابطه می آورید، اجازه می دهد تا همه طیف هیجانات انسانی خود را تجربه کنید و بپذیرید. شور و نشاط به دلیل انرژی که برای خودشناسی و موفقیت در اختیارتان قرار می دهد، آگاهی را نیز به زندگی شما به ارمغان خواهد آورد.

اصول هوش عاشقانه برای ایجاد روابط لذت بخش و صمیمی باید اصول هوش هیجانی را در خود ایجاد کنید. سپس می آموزید که چگونه باید ویژگی های هوش هیجانی را به هوش عاشقانه منتقل کنید. هوش هیجانی پیش نیاز ضروری هوش عاشقانه است و ممکن نیست هوش عاشقانه را بدون تمرین هوش هیجانی، درک کنیم.

امیدواریم زمانی که خواندن این کتاب را به پایان می رسانید و تمرین هایش را انجام می دهید، بتوانید: راهی هموار به سوی آگاهی و شناخت و تشخیص احساسی که در حال تجربه آن هستید، را به دست آورید. در هر لحظه تشخیص بدهید که دقیقا در حال تجربه چه احساسی هستید.

احساسی که تجربه می کنید را ارزیابی کنید. مثلا بدانید که آیا در حال واکنش نشان دادن به چیزی هستید که در آن لحظه حس می کنید؟ آیا احساسات انباشته شده ای دارید که بعد از یک روز پرتنش در حال انفجار هستند؟ آیا آسیبی از گذشته و یا خاطره ای از گذشته خود را به لحظه حال تحمیل می کند؟ در این صورت، آیا این درد کهنه هرگاه که شرایط موجود، شما را به یاد آن اتفاق می اندازد، سرباز می کند؟ وقتی هوش عاشقانه شما افزایش یابد و آن را به کار بگیرید، می توانید احساسی را که دارید، درک کنید، منشأ آن را تشخیص بدهید و بدانید که آیا خاطرات آزاردهنده گذشته ها در احساس فعلی شما نقش دارد یا نگرانی تازه ای است که مزاحم شما شده است.

ارزیابی کنید و ببینید که آیا باید طبق آن احساسات عمل کنید یا خیر. میتوانید به جای اینکه آنی و بدون فکر کاری بکنید که بعد از انجامش پشیمان شوید، درباره مشکلات بیشتر بیاندیشید. در مدیریت هیجان، که شامل موارد زیر می شود، خبره شوید:

توانایی به کارگیری هیجانات قوی و زندگی بخش برای تقویت رابطه، عمق بخشیدن، ارزشمندتر کردن و پرمعناتر کردن آن. دانستن اینکه چگونه می شود احساسات دردناک فلج کننده ای که شما را به عقب باز می گردانند را کنار بزنید. می توانید این احساسات را به عنوان بخشی از تجربیات دردناک زندگی درک کنید و بپذیرید؛ اما به آنها اجازه نخواهید داد که زندگی شما را کنترل کنند. از آن ها عبور خواهید کرد و آینده زندگی خود را به دست خواهید گرفت. توانایی چشم پوشی و دور شدن از طعنه، تحقیر، مشاجره های بی نتیجه، جروبحث درباره مسائل جزئی و دور شدن از توجه بیش از حد به جزئیات به عنوان راهی برای حفظ غرور. می توانید مشکلی را مرحله به مرحله حل کنید؛ به جای اینکه فقط برای لحظاتی نسبت به خود احساس بهتری داشته باشید و یا این که به قیمت خرد کردن رابطه ای، در بحث و جدال پیروز میدان باشید.

دانستن اینکه چگونه و در چه زمانی باید خشم خود را صریح یا به آرامی ابراز کنید یا اینکه اصلا ابراز نکنید.

افزایش تاب و تحمل برای رسیدن به کامروایی و صبر در هنگام تأخیر در کامروایی

یاد بگیرید چگونه انرژی احساسات منفی را به سوی اعمال قدرت بخش هدایت کنید. احساسات منفی می توانند به جای آسیب زدن، به شما کمک کنند.

در گوش کردن و همدردی کردن، ماهرانه عمل خواهید کرد، اگرن مسیر گشوده ای برای دسترسی به حالت های احساسی خود و دیگران داشته باشید. بتوانید نشانه های احساسی فرد دیگر را بخوانید. بتوانید به جای اینکه در پی پاسخ دهی باشید، با دقت به آنچه طرف مقابل می گوید، گوش دهید. بتوانید بدون قطع کردن حرف طرف مقابل به او گوش فرا دهید. و در آخر، آن که مدیریت رابطه در واقع اساس هر رابطه موفقی است و برای ایجاد اتحادی موفق با همسرتان ضروری است. با مجهز شدن به توانایی قدرت هوش عاشقانه و استفاده از آن خواهید توانست خودداری هیجانی خود را در مقابل هیجانات منفی شدید افزایش دهید، به گونه ای که از آن به عنوان کمکی برای حل مشکلات استفاده کنید و نه اینکه هیجانات منفی را بر همسر خود متمرکز کنید و رابطه را دچار رنجش و آسیب نمایید و نهایتا پایان رابطه را رقم زنید. متوجه حالات احساسی و هیجانی همسر خود باشید و بتوانید مشکلات بین خود را با همدلی بیشتری حل کنید. درباره نیاز او و خواسته ای که از شما دارد، بیشتر بدانید و متوجه احساس او نسبت به خودش و همچنین احساس خودتان باشید. دلیل نوشتن کتاب حاضر

هدف ما در این کتاب چیزی ورای دستورات جذاب ولی غیرعملی کتاب های آشپزی است ما برآنیم تا شما را یاری رسانیم که به رابطه ای صمیمی دست یابید که در آن همان هیجانات و هوش و آگاهی که در تحصیل، کار و زندگی حرفه ای خود نشان می دهید، در هوش عاشقانه نیز به اندازه کافی توانمند گردد. کتاب هوش عاشقانه حاصل سالها تجربه کار جان با

زوجها و افراد مختلف درباره مسائل ارتباطی است. ماری در دانشگاه، درسی به نام “اشتیاق و انتخاب” تدریس می کند که در برگیرنده تاریخ، روان شناسی، فلسفه، ادبیات و فیلم هایی است که درباره عشق عاشقانه در دنیای ما وجود دارد. از زندگی مشترکمان نیز ایده گرفته ایم و همین طور از تجربه زنان و مردان بزرگواری که سخاوتمندانه داستان ها و رازهایشان را با ما به اشتراک گذاشتند.

فصل اول: هوش عاشقانه چیست؟

دوستت دارم بگذار با هم مسئله را حل کنیم اگر احساسات خود را بیان نکنید، رابطه شما شکننده و رابطه جنسی تبدیل به ارتباطی مکانیکی می گردد و در همین راستا، بخشش به منزله دخالت تعبیر می شود، رنجش تبدیل به کینه و یا نفرت جایگزین عشق می شود.

دیوید ویسکات۳

اکثر ما می توانیم هوش عاشقانه بالایی داشته باشیم. منحنی یادگیری شما برای افزایش بهره هوش عاشقانه دچار سراشیبی چندانی نیست، زیرا با حالات هیجانی خودتان و یا با افرادی که به خوبی می شناسید، سروکار دارید. در این فصل، با خصوصیات مردان و زنانی که هوش عاشقانه دارند، آشنا می شوید. به علاوه، نوع هیجانی خود را می توانید تشخیص دهید، یعنی می توانید بفهمید که آیا با عقل خود زندگی می کنید و از احساسات بریده اید و یا در قلب خود زندگی می کنید و عقلانیت خود را به کناری نهاده اید و فقط از احساسات خود، آگاهی دارید و یا اینکه روابط خود را بر اساس ترکیبی از خرد و احساس مدیریت می کنید.

هوش عاشقانه نیز مانند هوش هیجانی است و بیشتر از اینکه قدرت عقلانی را افزایش دهد، ذهن احساسی شما را بهینه سازی می کند. داشتن هوش هیجانی یعنی این که بتوانید به پیام هایی که از حالات و هیجانات شما ارسال می شود، توجه کنید و در نهایت آن را مدیریت کنید. علاوه بر این باید بتوانید احساسات و ذهنیات هیجانی نزدیک ترین افراد به خود را نیز درک کنید.

هوش هیجانی: اصول اولیه در فرهنگ ما ” هوش هیجانی” تبدیل به کلمه ای کلیدی شده است اما آیا واقعا می دانید از نظر هیجانی باهوش بودن به چه معناست؟ خصوصیات، نگرش ها و مهارتهای زیر اصول هوش هیجانی هستند. وقتی می خواهید با چالش های زندگی مواجه شوید، به اهدافتان برسید و زندگی و رابطه ای بسازید که استحقاقش را دارید، داشتن توانایی هایی که در زیر فهرست شده است، از داشتن مدارک عالی و تحصیلات تکمیلی مهم تر است.

داشته باشید، یعنی با طیف کامل حالات هیجانی خود آشنا باشید و بتوانید مفهوم احساسی را که دارید و انگیزه های خود را درک کنید. فصل های چهارم و پنجم درباره روند افزایش خودآگاهی است و به شما کمک می کند که با گستره کامل هیجانات انسانی، از جمله هیجانات سمی که کنار آمدن و تشخیص آنها

اول از همه و مهم تر از هر چیز لازم است، خودآگاهی برای بسیاری از افراد مشکل است، آشنا شوید.

آماده باشید، یعنی توانایی این را داشته باشید که افکار و نیازهای خود را در لحظه کنار بگذارید و بتوانید هیجانات دیگران را بشناسید و آگاهی بیشتری درباره آنها کسب کنید و ببینید چگونه باید فعالانه به دیگران گوش کنید.

مدیریت هیجانی خوبی داشته باشید. هیجانات خود را مهار و تحت کنترل درآورید. مهارت تبدیل احساسات و هیجانات منفی، به انرژی و فعالیت هایی که به شما قدرت می دهند، را تمرین کنید.

در انگیزه دادن به خود و دیگران مهارت کافی به دست آورید و همواره تلاش کنید که به بهترین شکل خود تبدیل شوید و دیگران را به بهترین حالتشان سوق دهید، به بیان دیگر با روحیه و پرشور و حرارت باشید و بتوانید خود و دیگران را شاد کنید.

تکانشی نباشید و برای رسیدن به خشنودی آنی دست به رفتاری نزنید که فقط برای خالی کردن احساس ناراحتیتان در آن لحظه باشد. توانایی این را پیدا کنید که با وجود مشکلی که پیش آمده است، شب را به روز برسانید و صبح فردا یا حتی زمانی دیرتر به آن بپردازید. نیازی به نتیجه گیری فوری نیست، زیرا می توانید ندانستن” را تحمل کنید در انتظار ماندن و

ابهام را بپذیرید، تا زمان مناسب، از راه رسد.

بخشنده و نوع دوست باشید و دیدگاه مثبت داشته باشید. البته به این معنا نیست که عصبانی یا دلگیر نشوید، بلکه ابزار کار با این هیجانات را داشته باشید و با آنها کنار بیایید. نه اینکه هیجانات را نادیده گیرید و یا انکار کنید و یا به خاطر آن دیگران را سرزنش کنید. احساسات منفی خود را پیام های مفیدی بدانید که شما را از چیزهای مهمی آگاه می کنند. در نهایت مصمم و ثابت قدم باشید. هرگز دست از خود و یا رؤیاهای خود برندارید. یک مبارز باشید و کشف کنید که چگونه از پس مشکلات برآیید و شکست را جزئی از روند پیروزی بدانید. شکست بخشی از خطر کردن برای رسیدن به موفقیت است و همه انسانهای موفق گاهی در مسیر خود به شکلی گریزناپذیر با شکست مواجه می شوند. آنچه هوش عاشقانه یک زن را بالا می برد

زمانی که اصول هوش هیجانی را در روابط عاشقانه خود به کار می برید، تبدیل به انسانی می شوید که از هوش عاشقانه برخوردار است. خصوصیات هوش عاشقانه برای هر دو جنس کاربرد دارد، اما زن هایی که بهره بالایی از هوش عاشقانه دارند از ویژگی های خاصی برخوردارند که با خصوصیات مردان متفاوت است. همان طور که این خصوصیات را می خوانید، از مواردی که فکر می کنید لازم است در مورد آن کار کنید تا هوش عاشقانه بالاتری پیدا کنید، یادداشت بردارید.

درست به هدف می زند زنی که هوش عاشقانه دارد، از نظر هیجانی رک و راست است. او از اعماق هیجانات و همچنین از فروکش کردن و جریان گرفتن احساسات خود باخبر است و تلاش نمی کند تا از خلق گرفته اش فرار کند، زیرا می داند که این احساسات بخشی از سیستم پیچیده ارتباطی درونی او و بخشی از شبکه ارتباطات او با دیگران است. چگونگی برخورد او با هیجاناتش و نحوه ابراز آنها، بخشی از تعریف او از شخصیت و روابطش است. او هرگز به بازی های ذهنی نمی پردازد و تلاش نمی کند، تا با استفاده از ” رنجش تصنعی” به کسی احساس گناه دهد. او هرگز از عصبانیتش برای رسیدن به هدفش استفاده نمی کند.

زنهایی که هوش عاشقانه دارند، احساسات خود را به گونه ای شایسته ابراز می کنند و در ارتباطات خود روشن و روراست هستند؛ در نتیجه، همسر آنها می داند که دقیقا در چه جایگاهی ایستاده است. زنی که بهره هوشی عاشقانه بالایی دارد بیان قطعی دارد و به سادگی خواسته هایش را اظهار می کند. هیچ رازیا حرف مگویی در گنجه احساساتش ندارد و احساساتش را در لحظه ای که آن را حس می کند، به راحتی بیان می کند و نیازی ندارد که احساساتش را به گونه ای اتفاقی تخلیه کند.

به طور مثال هنگامی که هیجانات شدیدی دارد، از حرف های توهین آمیز یا تحقیر آمیزی که بعدأ موجب سرزنش او شود، استفاده نمی کند. او هیجانش را حس می کند و تا زمانی که آرام شود، صبر می کند و سپس از آنچه باعث آزردگی اش شده است، صحبت می کند. او احساساتش را نادیده نمی گیرد یا آن را دفن نمی کند، اجازه هم نمی دهد که هیجانات پنهانی در او احساس بدی نسبت به خود او ایجاد کنند. از هیجاناتش برای ایجاد فاصله بین خود و همسرش استفاده نمی کند و یا هنگام مواجهه با آن به خوش گذرانی، مست کردن، قمار یا مصرف دارو روی نمی آورد تا خشم، غم یا ناامیدی خود را از بین ببرد.

او هیجاناتش را “بد” یا “خوب” نمی داند، بلکه آن را بخشی از زبان درون خود فرض می کند. عمیق ترین ارتباطاتش را با زبان هیجان با همسرش برقرار می سازد. صداقت هیجانی عمیق ترین ارزشی است که در خود دارد؛ این صداقت فضیلت متمایزی است که شخصی با هوش عاشقانه بالا از آن برخوردار است.

آرام و خونسرد است

زنی که از هوش عاشقانه بالایی برخوردار است؛ مهارت های اجتماعی خوب و هیجانات قوی و جاری دارد که در ارتباط با همسرش و دیگران، در خدمت او هستند. او خون گرم، اجتماعی و مشتاق توسعه دادن دنیای دوستان و تجربیاتش است. او می داند با استرس چگونه باید برخورد کند. حتی در مواقع بحرانی که همه اطرافیانش دیوانه وار عمل می کنند، او دیدگاهی مثبت و توانمند دارد و خونسرد است. اگر خلقش تنگ شود یا روحیه اش را از دست بدهد، علت آن را می داند و سعی می کند مشکل را حل کند و وقتی موفق می شود، خودش را تغییر می دهد و به موقعیتی که باعث ناراحتی اش شده است، انرژی لازم را تزریق می کند.

زمان مجادله با همسرش، می تواند غرور خویش را به کناری بگذارد و واقعا به آنچه همسرش می گوید گوش فرا دهد، حتی اگر پیام او در طوفانی از هیجانات مخفی شده باشد. انگیزش ناگهانی او ممکن است فریاد زدن، جیغ کشیدن، طعنه زدن یا فحاشی باشد . به خصوص اگر مورد حمله قرار گرفته باشد . اما او می داند چگونه برانگیختگی های ناگهانی خود را کنترل

کند و خشم و عصبانیت همسر خود را از بین ببرد. او درک می کند که هیجانات قوی و قدرتمندی که او و همسرش احساس می کنند (اهمیتی ندارد که در آن لحظه این هیجانات تا چه حد منفی و تهدید کننده به نظر می آیند) راه را برای ارتباط معنی دار و ترمیم روابط هموار می کند.

او می تواند تعهده بدهد وقتی که زنی باهوش عاشقانه بالا تصمیم می گیرد، به همسرش متعهد شود، این کار را با میل و بدون اجبار، انجام می دهد. او هرگز به خاطر نیازش یا برحسب این باور که طرف مقابلش قادر به برآوردن تمام نیازهای هیجانی اوست، به کسی تعهد نمی دهد. او می داند که هیچ کس هرگز نمی تواند همه نیازهای فرد دیگری را برآورده کند و علاوه بر نقاط قوت، کمبودهای همسرش را نیز می بیند اما شخصیت نیک خواه و ویژگی های مثبت از خصوصیاتی است که بیش از هر چیز گرامی می دارد. ستایش عمیق همسرش و تعهدی که به او دارد بر اساس واقعیت شکل گرفته است و تصنعی با آرمان گرایانه نیست و نیز هیجانات او به طور نابهنگام یا در مواقع آنی و زودگذر انگیخته نمی شود.

زمانی که تعهد می دهد، می داند که وارد چه مرحله ای شده است، زیرا به خوبی به آن فکر کرده و همسرش را با خانواده اش و در شرایط مختلف دیده است. همچنین می داند که خود او نیز قادر به برآوردن همه نیازهای همسرش نیست در حالی که همسرش نیز به این نکته واقف است. و اگرچه هیچ ضمانتی وجود ندارد، اما او اتفاقات غیرمنتظره آینده را به حداقل می رساند.

او از من سلامتی برخوردار است و خودبین نیست

زنی که هوش عاشقانه دارد، از اینکه خودش باشد راضی است و براساس عشقی که به خود دارد و بر پایه من سالمش همسرش را همان گونه که هست، نه آن گونه که می خواهد او باشد، دوست می دارد. عشق او عشقی بالغ است که در آن برآورده شدن نیازهایش پیش نیاز دوست داشتن همسرش نیست. عشق او عاری از خود پرستی است، او بخشنده است و قربانی شدن در آن وجود ندارد.

در رابطه جنسی احساساتی و باز است

زنی که هوش عاشقانه دارد دیدگاه باز و نامحدودی به رابطه جنسی دارد. او برای تجربه آماده است و درباره نحوه برآورده شدن نیاز جنسی اش روراست و شفاف است. او با نیازهای جنسی همسرش کاملا هماهنگ است و به شکل گسترده خواهان برقراری رابطه عاشقانه، همدلانه و دوسویه است و به نوعی رقص صمیمیت که هر دو نفر را راضی می کند، معتقد است.

او درباره تمایلات جنسی یا هویت جنسی دیگران قضاوت نمی کند، بلکه تنها برای درک لذت خود و همسرش تلاش می کند. تمایلات جنسی او در واقع ابراز احساس قدرتمند او از خود است و بیان محض زنانگی یا وسیله ای برای اثبات جذابیت اش نیست. تمایلات شدید جنسی او محصول جانبی طبیعت اوست. او می داند که ابراز عشق همیشه عالی نیست و فراز و فرود طبیعی چرخه تمایلات جنسی را افزایش و کاهش میل جنسی و انگیختگی) به عنوان بخشی از جریان طبیعی رابطه اش را می پذیرد.

آنچه هوش عاشقانه یک مرد را بالا می برد مردی که هوش عاشقانه دارد خود و همسرش را در حال پیشرفت می پندارد و از حمایت و مشاهده رشد، تغییر و دستیابی همسرش اهدافش لذت می برد. رابطه آن ها انعطاف پذیر و طبیعی است. آنها خود را به قوانین از پیش تعیین شده و سختی که تعیین کننده نقش مرد و زن در رابطه است، مقید نمی کنند. نقش و رفتار آنها آزادانه و فاقد جنسیت است ولی در عین حال هر دوی آنها قدردان تفاوت های یکدیگر هستند.

تلاش می کند خود را بشناسد

مردی که هوش عاشقانه بالایی دارد، احساس مسئولیت زیادی نسبت به رفتار خود دارد. این کار به او اجازه می دهد خود را ببیند و اعمالش را مورد موشکافی قرار دهد. او می داند که در موقعیت های هیجانی چه نقشی دارد و وقتی سوءتفاهمی پیش می آید، او می داند که این امر فقط متوجه همسرش نیست (او می داند که خود نیز بخشی از مشکل است. در واقع

چنین مردی به حد کافی در خود احساس امنیت می کند که بتواند خطاهای خود را ببیند، آنها را تأیید کند و در حل مشکلات رابطه نقش داشته باشد. درستی و صداقت روشی است که او برای حل مجادله با همسرش و سایر افراد به کار می گیرد.

شهامت روبه رو شدن با احساساتش را دارد

پذیرش خود برای مردی که هوش عاشقانه دارد، بسیار مهم است. منظور این نیست که همیشه هر آنچه می بیند را دوست خواهد داشت، بلکه پذیرش ضعف های انسانی به او امکان کار کردن بر خود و ایجاد تغییر را می دهد و همان اندازه که درباره کمبودهای خود هوشیار است، توانمندی ها و استعدادهای خود را نیز به وضوح می شناسد و از چالش های جدید یا چالش هایی که فراتر از منطقه آسایش او هستند، نمی هراسد. در واقع، به خاطر خواستن ایجاد تغییر و رشد، تجربه چیزهای جدید برایش بسیار مهم است. او از هیجاناتش به عنوان معیاری برای سنجش تجربه های جدید و چالش انگیز استفاده می کند و از همه مهم تر، از به اشتراک گذاشتن شادی و اندوه زندگی اش با همسرش لذت می برد.

می تواند به همسر و آرمان های خود متعهد بماند مردی که هوش عاشقانه دارد با همسر خود صادق و روراست است و برای او فردی قابل اعتماد می باشد. او می تواند تعهد عاشقانه بدهد زیرا در عین اینکه قادر است، مستقل باشد می تواند به همسر خود نیز وابسته باشد. او آرزوها، اهداف و زندگی خود را دارد و در کنار آن، زندگی مشترکی همراه با آرزوها، رؤیاها و اهداف مشترک با همسرش را نیز دنبال می کند. برقراری چنین تعادلی که از اعتماد به خود به سوی وابستگی به همسر تغییر جهت می دهد، کلید رابطه بادوام اوست و مهم نیست که رابطه با چه مشکلاتی مواجه شود، چرا که در واقع تعهد به زندگی او معنا و مفهوم می بخشد. هدف رابطه برای او گذراندن زندگی نیست، بلکه هدف ایجاد و به اشتراک گذاشتن تجربه هایی است که به زندگی مشترکشان شادی و استحکام ببخشد.

دلسوز و مهربان است

مردی که هوش عاشقانه دارد، از هیجاناتش برای تصمیم گیری های خود استفاده می کند، بنابراین به خاطر شفافیت هیجاناتش، تصمیم های او بیشتر اوقات درست هستند. او نسبت به کوچکترین تغییرات و نوسانات هیجانی همسر خود آگاه است، زیرا نسبت به احساسات درونی خود توجه کافی دارد. هوش عاشقانه به او امکان درک احساس خود و بررسی و ارزیابی درست موقعیتش را میدهد و بنابراین او می تواند تجربیات خود را خلاقانه و هوشمندانه مدیریت کند.

نوع هیجان خود را معین کنید به طور کلی، سه نوع هیجان اصلی وجود دارد. اولین نوع آن در برگیرنده انسان هایی است که با عقلانیت یا در محدوده منطق زندگی می کنند. دومین نوع، نوع کلاسیک “هیجانی” است این گونه افراد ایده ها و رفتارشان بر اساس هیجانات شان است. نوع سوم افرادی هستند که هوش عاشقانه دارند. این افراد با همسر خود و در مواجهه با جنبه های مختلف زندگی سعی می کنند، افکار و احساسات خود را به تعادل برسانند.

آیا در چارچوب منطق خود زندگی می کنید؟ برخی از باهوش ترین انسان هایی که از بالاترین بهره های هوشی برخوردارند، ملال انگیز ترین و ناکام ترین زندگی های عاشقانه را تجربه می کنند یا حتی زندگی عاشقانه ای ندارند. و در حالی که در هر مورد دیگری براساس هوش خود به خوبی عمل می کنند، با توجه به منطق فردیشان از قلب خود، فاصله گرفته اند. همان طور که دنیل گلمن می گوید: “هوش تحصیلی هیچ ارتباطی با زندگی احساسی ندارد. بنابراین تواناییهای عقلانی شما هیچ ارتباطی با ذهن احساسی شما ندارد.

آیا شما هم جزء افرادی هستید که به اینکه در همه چیز، از جمله روابط خود به صورت “منطقی” و “معقول” رفتار کنید، افتخار می کنید؟ آیا تصویری از خود را گرامی می دارید که در آن به هنگام حل مشکلات و یا در روابط خود سرد و بی احساس و منطقی ظاهر می شوید؟ اگر پاسخ مثبت است احتمالا شما یکی از مصادیق «آقای اسپاک» های دنیا هستید: افرادی که روابطشان را اساسا توسط منطق و بدون هیچ گونه احساسی هدایت می کنند. برخی از شما که در چارچوب منطق زندگی می کنید، ” ممکن است همسر خود را با استدلال های منطقی خود دیوانه کنید. حتی گاهی باعث می شوید همسرتان دچار خشم هیجانی شود زیرا کمترین هیجان ممکن را آشکار می کنید.

شما به ظاهر از اینکه در محدوده سر زندگی می کنید و نه در قلب خود به خود افتخار می کنید و از اینکه هیجانات شما را تحت کنترل ندارند، مفتخرید. اما در اصل، ممکن است متوجه شوید که از هیجانات خود می هراسید و می ترسید کنترل خود را از دست بدهید. و در واقع به احساس خود اعتماد ندارید و از اینکه هیجانات شما با شما و با دیگران چه خواهند کرد،

می ترسید و نمی خواهید آزرده شوید، به همین دلیل از درگیر شدن در نمایش هیجانات خودداری می کنید. از نظر شما، احساسات خطرناک و دردسرساز هستند و بهتر است تنها در حیطه کسانی که می خواهند زندگی را با آشفتگی هایی هیجانات ادامه دهند، بماند

وقتی با معادلات منطقی خود زندگی کنید، ممکن است این احساس به شما دست دهد که کنترل بیشتری بر زندگی خود دارید و به نظر می رسد که درد زندگی کردن با آزردگی، ناامیدی و سرخوردگی را کاهش می دهید، اما در اصل، بسیاری از زنان و مردانی که کودکی سخت و پر مشکلی داشته اند، این گونه از خود در برابر درد احساسی دفاع می کنند و به سمت کتاب هایشان فرار می کنند و به نابغه های تحلیلگر تبدیل می شوند و برای دوری از هیجانات خود در پشت سنگری از تئوری ها و حقایق، پنهان می شوند. گلمن این گونه افراد را “نوع هوشمند محض” می نامد.


کتاب هوش عاشقانه

نویسندگان: جان ولنتیس    ماری ولنتیس    

مترجمان: مهشید آذرخش    مصطفی تبریزی    

نشر دانژه  

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.