همه آن روبات‌ها و ایزاک آسیموف – نوشته گرگ بیر

سه قانون روباتیک

سه قانون روباتیک

سه قانون روباتیک، سه قانون نوشته  شده توسط ایزاک آسیموف هستند که اغلب روبات هایی که در داستان های او ظاهر می شوند از آن تبعیت می کنند.

این قانون ها برای اولین بار در داستان «Runaround» در ۱۹۴۲ ظاهر می شوند و به شرح زیرند:

۱- روبات نباید به انسان صدمه بزند، یا از طریق عدم انجام عملی باعث آسیب رسیدن به انسان شود.
۲- روبات باید از دستورات انسان ها تبعیت کند، مگر زمانی که این دستورات با قانون اول در تضاد باشد.
۳- روبات باید از وجود خودش محافظت کند تا زمانی که چنین محافظتی با قانون های اول و دوم متعارض نباشد.

به گفته لغت نامه انگلیسی آکسفورد داستان کوتاه آسیموف «دروغگو!» (۱۹۴۱) که برای اولین بار قانون اول در آن ذکر می شود اولین مورد ثبت  شده استفاده از کلمه «روباتیک» (robotics) در زبان انگلیسی است.

سه قانون اصل سازمان دهنده و مضمون وحدت بخش بسیاری از داستان های آسیموف هستند و در رشته رمان های «بنیاد» و سایر داستان های مرتبط با آن پدیدار می شوند. نویسندگان دیگری که بر روی جهان تخیلی آسیموف کار کرده اند از این قانون ها اقتباس کرده اند و ارجاعات (اغلب هجوآمیز) به آنها در سراسر داستان های علمی و سایر ژانرها دیده می شود.

ترجمه علی ملائکه: یکی از ترغیب کننده ترین مضامین در ادبیات مضمون خدمتکار مصنوعی است. کارل چاپک در نمایشنامه «RUR» در سال ۱۹۲۱ خدمتکاران مصنوعی اش را «روبات ها» نامید، که از کلمه چکی (robota) مشتق شده بود و تقریباً می توان آن را «کارگر اجباری» ترجمه کرد. (این کلمه همچنین به معنای فردی است که کاری ملال آور را انجام می دهد) این نام از آن هنگام ما را پایبند خود کرده است و به رغم وجود نام های دیگرش «انسان نما» (android) (موجودات مصنوعی به شکل انسان) «سایبورگ» (Cyborg) (ارگانیسم سایبرنتیکی، یعنی موجودی که بخش هایی از آن ماشین و بخش هایی از آن از بافت زنده است)، «دروئید» (droid) و غیره، روبات احتمالاً عنوانی دقیق برای چند دهه آینده باقی خواهد ماند.

ایزاک آسیموف نوشتن داستان های روباتی اش را در دهه ۱۹۴۰ آغاز کرد و اولین مجموعه این داستان ها را با نام «من، روبات» و در سال ۱۹۵۰ منتشر کرد. سه قانون روباتی برای اولین بار همراه هم در داستان «Runaround» آسیموف که در مارس ۱۹۴۲ در مجله «Astounding Science Fiction» به چاپ رسید ظاهر شدند. «کمپبل» در گفت وگویی در دسامبر ۱۹۴۰ این قانون ها را به عنوان «واقعیت هایی مسلم» به آسیموف عرضه کرد و گفت که این قوانین را از اصولی که در خود داستان ها آشکار شده اند انتزاع کرده است.

بعدها «سه قانون» به امری اصلی در تکوین طرح داستانی در داستان های روباتی بدل شدند و همچنان که آسیموف داستان های روباتی اش را با داستان های کوتاه و رمان های مجموعه  «بنیاد» (Foundation) تلفیق کرد، سه قانون در آنجا هم نقشی محوری یافتند. امروزه این سه قانون را هم نویسندگان علمی- تخیلی و هم طراحان روبات مسلم می شمارند.
به نظر می رسد این سه قانون به عنوان اصول راهنما برای هر نوع خدمتکار مصنوعی _ دست کم خدمتکارانی که توانایی به این طرف و  آن طرف رفتن را داشته باشند یا در غیر این صورت عملی قابل توجه انجام دهند- بدیهی است. بنابراین درحالی که یک ترموستات مدرن (که در واقع نوع خاصی از یک روبات ساده است) نه پیچیدگی و نه قدرت نجات دادن یک انسان یا آسیب رساندن به او را دارد، یک کامپیوتر کنترل کننده یک سفینه فضایی ممکن است چنین کند (آسیموف خشمگین بود که چرا کامپیوتر Hal9000 در اثر کوبریک و کلارک «۲۰۰۱ یک ادیسه فضایی» از سه قانون تبعیت نکرد! اما کلارک و کوبریک اشاره کرده بودند که تناقض در برنامه ریزی باعث اختلال کار HAL شده بود و این امر علت اصلی رفتار آدمکشانه HAL شده بود و این امر علت اصلی رفتار آدمکشانه HAL شده بود.)

یک خدمتکار فلزی کاملاً متحرک با شکل شبه انسانی آنچنان که آسیموف ارائه می کرد، امری اسطوره ای است. خدمتکاران روباتی از این نوع دست کم از زمان «هومر» ۱ وجود داشته اند. حتی پیش از اولین مجموعه داستان های روباتی آسیموف «ائاندو بیندر» (نام نویسندگی گروه دو نفره ارل و اوتور بیندر) داستانی به نام «من،  روبات» نوشته بودند که بعدها مبنای سریال تلویزیونی دهه ۱۹۶۰ با نام «حدود بیرونی» قرار گرفت. اما آسیموف به روبات ها شخصیتی دوست داشتنی بخشید، حسی مصممانه اما بیهوده از غرور و شرافت که از آن به بعد نظیری نیافت.
اغراق نیست اگر آسیموف را پدر روبات مدرن بنامیم، درست همان طور که شخصیت داستانی او، سوزان کالوین مادر تخیلی روبات ها است. البته کالوین علم «روباتیک» را خلق می کند- کلمه ای که آسیموف آن را ابداع کرد و امروزه کاربرد عمومی یافته است.

برخی از مشهورترین روبات ها در فیلم ها وفاداری ایثارگرانه ای را به سه قانون نشان می دهند. «روبی» روبات حاضر در فیلم «سیاره ممنوع» (۱۹۵۶) بدون شک یک روبات آسیموفی است، اما ترمیناتورها در رشته فیلم های جیمز کامرون را نمی توان چندان آسیموفی دانست.

نهایتاً حتی خود آسیموف در اطراف این «سه قانون» پایه ای مانورهایی داد. «آر دانیل اولیووا» روبات همکار کارآگاه «لیجی بیلی» در رمان های «غارهای پولادین» و «خورشید عریان» هنگامی که با نیروهای غایی تاریخ انسانی و برخی تصمیمات بسیار مشکل روبه رو شد، «قانون زروث» را در رمان «روبات ها و امپراتوری» ابداع کرد. قانون زروث اساساً به یک روبات اجازه می دهد که به یک انسان صدمه برساند در صورتی که این کار برای خیر تعداد بیشتری از انسان ها یا انسانیت به طور کلی باشد. این قانون به دانیل اجازه می دهد که به دستکاری کننده پشت صحنه تاریخ انسانی، به نوعی «گروه تک روباتی به اشراق رسیده» بدل شود. اما آسیموف به خوبی از استلزامات هولناک قانون زروث آگاه بود و هنوز داشت داستان دانیل را در آخرین رمان های روبات/ بنیاد می پروراند.

گرگوری بنفورد، دیوید برین و من از «دانیل» در ماجراهای رمان های سه گانه مان که در جهان «بنیاد» آسیموف رخ می دهد استفاده کردیم. دانیل در این رمان ها به یک چهره تراژیک بدل شده است که انسان و نه کاملاً روبات است و بار تاریخ را بر دوش می کشد، یقیناً قانون زروث تعبیر روباتی از اوضاع را امکان می دهد و حتی تشویق می کند، بنابراین تلویحاً _ حتی ضرورتاً- به معنای آن است که روبات ها دارای معادلی از وجدان هستند. از نظر من نامحتمل به نظر می رسید که دانیل این مسئولیت های سنگین را بپذیرد، اما به عنوان یک روبات دانیل باید خدمت کند… برای همیشه و همیشه.

آسیموف کاملاً از اسطوره «گولم» جنگاور / محافظی مصنوعی ساخته شده از گل رس که در قرن شانزدهم در پراگ به وسیله «خاخام لوو» در او حیات دمیده شده بود اطلاع داشت. گولم آموزش دیده بود تا از ساکنان یهودی گتو در مقابل یورش های اوباش ضدیهود محافظت کند. اما گولم بیش از حد قدرتمند است و نهایتاً از مهار خارج می شود. این داستان گونه کلاسیکی از داستان خدمتکار مصنوعی است و بعدها در رمان و اسطوره غیرمعمول هیولای فرانکشتین بازتاب می یابد. با این حال هیولای مری شلی که توسط یک دانشمند از اعضای جنازه های تازه سر هم شده است، به قصد خدمتکار شدن ساخته نشده است، بلکه نوع جدیدی از انسان است؛ ابرانسانی از لحاظ جسمی و فکری. ناکامی هیولا به خاطر نوع دیگری از خطای برنامه ریزی است- یعنی ناکامی خلقتش در پیروی کردن از تعلیمات اخلاقی، در پذیرفتن مسئولیت این نوع جدید «کودک».

روبات های آسیموف اغلب کودک مانند هستند، اما نقصان های برنامه ریزی شان معمولاً از تناقض های ذاتی این سه قانون، یا جهش های غیرمنتظر مثل به وجود آمدن ادراک فراحسی (ESP) رخ می دهد. روبات ها خودشان کم و بیش مانند کودکانی همیشگی مبرا می مانند. آسیموف همچنان که در توصیف مغزهای پوزیترونیک این روبات ها می آورد، به دنبال راه جدیدی برای توصیف مداربندی فوق پیشرفته و پیچیده کامپیوتری بود. پوزیترون ها ضدالکترون ها هستند. مدارهایی که از پوزیترون ها استفاده می کنند واقعاً باید عجیب و غریب باشند نه اینکه بگوییم چنین مدارهایی ناممکن هستند- فقط خیلی پیشرفته هستند. جز اینها این نام بسیار جالب است. امروزه دانشمندان با کامپیوترهای کوانتومی کار می کنند که بر تغییرات قلمرو زیراتمی متکی هستند. چنین کامپیوترهایی می توانند محاسباتی را در بیش از یک «جهان» در یک زمان انجام دهند. آسیموف بی تردید این نوع کامپیوترها را امکانی بسیار مسحورکننده می دانست.

چه می شد اگر روباتی با یک مغز دارای منطق کوانتومی می توانست در بیشتر از یک خط جهانی کار کند؟ چه می شد اگر در یک خط جهانی منشعب شوند، یک روبات باید یک انسان را بکشد تا در تمام خط – جهان های دیگر بقای انسانیت ادامه یابد؟

همان طور که می بینید، این سه قانون را می توان تجدیدحیات بخشید و با آنها بارها و بارها بازی کرد. اما مثل همیشه آسیموف جاودان می ماند و مسائلی که او در این داستان ها به ما عرضه می کند، در خفا، مسائل اخلاقی هر فرد متفکری هستند.

آنچه بیش از همه توجه ما را در داستان ها و رمان های روباتی جلب می کند، این اعتقاد است که ما بهتر از روبات ها نیستیم و شاید بدتر هم باشیم. شاید ما صرفاً خدمتکاران تاریخ انسانیم و کشف قانون «زروث» توسط ما به «هبوط» مان از منزل مرحمت انجامید.

آیا «ده فرمان» چیزی جز بسط مطول «سه قانون» است؟

پی نوشت:
۱- «هیزم شکن حلبی» در «جادوگر اوز» اثر بوم در واقع نوعی مرد شش میلیون دلاری است، چرا که او سفر را به صورت یک انسان آغاز می کند. همچنان که تصادفاً بخش هایی از کالبدش را از دست می دهد، این اجزا با بخش های فلزی جایگزین می شود.
در طول مسیر، او به یک «سایبورگ» بدل شده است.

www.greghear.com

منبع: ویژه‌نامه علم و خیال روزنامه شرق – اسفند ۱۳۸۴

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.