مقصود از امتحان چیست؟

0

حسن یعقوبی‌نژاد

شاید بعضیها هنوز فکر کـنند کـه مـقصود از امتحان منحصرا ارزشیابی کار دانش‌آموزان و تنها منعکس کردن وضع تحصیلی و درجهٔ کوشش آنان است. چـنین تصوری نادرست و غیر واقع و ناشی از ضعف اطلاع و عدم آشنایی به اصول آموزش و پرورشـ نوین است. معلمان پژوهـنده بـه خوبی آگاهند که نتیجهٔ امتحانات همیشه متضمن یک ارزشیابی دو طرفه است: امتحان، از یک طرف، تلاش و کم و کیف تحصیلی دانش آموز را نشان می‌دهد، و از طرف دیگر، توانایی و ارزش و اعتبار کار معلم و چگونگی تدارک امـکانات مدرسه را روشن می‌کند. اگر نتیجهٔ امتحان درسی در یک کلاس مطلوب و موفقیت‌آمیز نباشد، بی‌تردید علل این ناکامی را نباید تنها دانست، بلکه باید عامل معلم و مدرسه را نیز در آن دخیل و سهیم دانست. معلم و مدرسه، در مـواجهه بـا این واقعیت، باید با شکیبایی فراوان و کمال انصاف، علل این عقبماندگی دانش آموزان راتحقیق کنند، و، با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان یک کلاس علی الاصول دارای بـهر هـوشی متوسط هستند، باید قسمتی از موجبات ناکامی دانش آموزان را در نحوهٔ کار خود، از قبیل بیان مطلب، قدرت تجزیه و تحلیل قضایا، عدم آمادگی وسایل، عدم مهارت در تدریس و سایر عوامل دیگری که مـستقیما بـه معلم و مدرسه مربوط است و موجبات این عقب‌ماندگی را فراهم آورده، جستجو کنند.

بنابراین شورای معلمان هر کلاس و مسئول مدرسه، در پایان هریک از امتحانات ثلث اول و ثلث دوم، وظایف بسیار مهمی به عهده دارند کـه اگـر در انـجام آن قصور کنند و علل عـقبماندگی را فـورا بـررسی و کشف نکنند، بی‌تردید عمر یکسالهٔ دانش آموزان خود را تلف خواهند کرد معلمان ارجمند و مسئولان محترم مدارس، به منظور جلوگیری از فوت وقـت و اتـلاف عـمر نوباوگان کشور، باید در هر موردی، بدون کمترین سـهل‌انگاری، بـا واقعگرایی و انصاف، عللی را که موجب عدم پیشرفت دانش آموزان شده است بیابند و منجزا معلوم دارند و در فرصت بعدی آن را رفع و جـبران کـنند.

یـافتن این علتها، در صورتی که بر مبانی صحیح انجام شود، غـالبا به سهولت به نتیجهٔ مطلوب می‌انجامد. این علتها ممکن است به شرح زیر باشد: تند درس دادن، زیاد درس گفتن، نـامفهوم و یـا بـسیار فشرده بیان کردن، قبل از تمرینهای کافی از بحثی گذشتن، بدون رازشیابی از تـدریس یـک بحث به فصلی دیگر پرداختن، عدم استفاده از وسایل سمعی و بصری، مجاورت کلاس در مرآومنظر، مشرف بودن کـلاس بـه خـیابان پر سروصدا، عدم توجه به حضور و غیاب دانش آموزان، سرد یا گرم بـودن کـلاس، بـهداشتی نبودن محیط کلاس درس و علتهای دیگر از این قبیل که پیدا کردن آنها کار سهل و سـاده‌ای اسـت و فـقط اندکی وجدان کار لازم است که خوشبختانه معلمان شریف ما از آن بهرهٔ وافر دارند.

معلمان جـوان و تـازه‌کار گاهی موضوعاتی از قبیل کم بودن ساعات کار، مفصل بودن حجم برنامه و محتوای کـتاب، مـتعدد بـودن مباحث، عدم تکافوی وقت تدریس، نداشتن همرهٔ مستقل و مانند آن را به عنوان علل عدم پیـشرفت عـنوان می‌کنند. غافل از اینکه وظیفهٔ بزرگ و سنگین معلمان حل این مشکلات ملموس و محسوس اسـت و ضـرورت ایـجاب می‌کند که، با ابداع و اعمال روشهای مناسب، این مشکلات را از پیش پای آموزش کشور بردارند. پس نکتهٔ اسـاسی تـغییر راه و روش و اتخاذ و اعمال تدبیری است که قادر به جوابگویی مشکلات و رفع نـیازهای کـنونی جـامعهٔ تعلیم و تربیت باشد. بنابراین روش کار باید به نحوی موجد حل مشکل شود و نه آنکه مـشکل را بـه عـنوان دلیل و علت عقب‌ماندگی عنوان کند. معلمان کارآمد و مطلع و آشنا به اصول آمـوزش و پرورش از ایـن نوع مشکلات بیمی به دل راه نمی‌دهند و برای هریک راه حل مناسب پیدا می‌کنند. اگر برنامهٔ درسی و حـجم کـتاب مفصل و ساعات تدریس وافی نیست، معلم با تدبیر، با بیان اهم مـطالب و مـشکلات، دانش آموز را به راه تحقیق و مطالعه و خـودآموزی آشـنا مـی‌کند و به او می‌آموزد که چگونه در منزل و ساعتهای فـراغت دروس خـودرا تعقیب کند و از حل مسئله‌ای به حل مسئله‌ای دیگر بپردازد و از درک موضوعی به معانی دیـگر پی بـبرد و معلم را مشکل‌گشا و راهنما بشناسد. اگـر قـرار باشد کـه هـر مـطلب ساده و کوچکی به وسیلهٔ معلم بـرای دانـش آموز توجیه شود، هرگز یک آدم محقق و پژوهشگر و توانا به حل مـشکل تـحویل جامعه داده نخواهد شد.

دانش آموز بـاید بتواند، با مراجعه بـه فـرهنگها و با مطالعهٔ کتابهای اطلاعاتی، نـیاز خـود را رفع کند و خود را غنی سازد و به تدریج باید کلاس درس به صورت گـفت‌وشنود عـلمی «مباحثه» گرایش پیدا کند. و اهـم مـسائل و مـشکلات درسی مطرح شـود و مـعلم به صورت راهنما دانـش آمـوز را در حل مشکلات یاری دهد.

معلمان مجرب به این نکته واقفند که آدمی هرچیز را کـه بـه آسانی به دست می‌آورد کمتر قـدرمی‌داند و زودتـر از دست مـی‌دهد. دانـش آمـوز هم باید به هـر مطلب علمی از طریق راهنمایی معلم با زحمت و تلاش شخصی دسترسی پیدا کند، تا اولا راه یافتن بـه سـایر موضوعات علمی را بیاموزد و ثانیا ارزش دست آورد خـود را بـداند و در ضـبط و اسـتفاده از آنـ بکوشد و به زودی و آسـانی آن را از دسـت ندهد.

بنابراین، معلمان گرامی نباید مشکلات را به عنوان «علل عقبماندگی» تلقی کنند، باید برای هریک راهـی فـراخور آن جـستجو و تدارک نمایند.

منبع: نشریه آموزش و پرورش – اردیبهشت ۵۷


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.