فیلم مهمان مامان و بازی درخشان حسن پورشیرازی در نقش آقا یدالله در آن

0

آقا یدالله (حسن پورشیرازی)

مهمان مامان – ۱۳۸۲

در داستان هوشنگ مرادی کرمانی او را با نام عباس آقا می‌شناسیم، کارگر کارخانه موزاییک‌سازی که در جوانی چوپان بوده، از روستا به شهر آمده و به عنوان کارگر ساختمانی شروع به کار کرده است. اما در فیلم مهرجویی با یک آپاراتچی عشق فیلم طرف هستیم که تمام زندگیش را وقف سینما کرده است. شبیه به بسیاری از حاشیه نشینان سینما که روزگاری با آرزوی ستاره و آرتیست شدن پا به این عرصه گذارده و در می‌انسالی جز سرخوردگی و ناکامی عایدی دیگری برای خود و خانواده نداشته‌اند.

برای کشف شخصیت آقا یدالله نیاز چندانی به جستجو نداریم. اکثر ما یکی دو نفر از این جنس آدم‌ها بین اقوام یا نزدیکان خود داشته‌ایم و با در کوچه و خیابان شاهد سرنوشت غم‌انگیز نقاش‌ها و نوازنده‌هایی بوده‌ایم که در می‌انسالی کارشان به رسم پرتره از رهگذران و نواختن در گوش‌ه‌ی خیابان‌ها کشیده است. افرادی رویاپرداز که پاسوزی و شیفتگی‌شان به سینما، تئاتر، موسیقی و به طور کلی وادی هنر، فرجام خوشی برایشان در برنداشته و این ناکامی در برآورده ساختن آرزو‌های دوران جوانی، از آن‌ها شخصیت‌هایی حاشیه نشین و معمولا تنگدست ساخته است. آقا یدالله په همین طیف از آدم‌ها تعلق دارد. مردی بی‌مبالات و خیال پرداز که از حاصل یک عمر فعالیتش در سینما، فقط مشتی خاطره، شغلی با درآمدی ناچیز و چند پوستر نقش بسته بر دیوار‌های اتاق به جا مانده است. علایق او به سینما از گنج قارون تا طبیعت بی‌جان را در برمی گیرد. با همان شور وصف ناشدنی از لورنس عربستان آنونس می‌خواند که ترانه‌های گنج قارون را، در نگاه او فردین و پیتر اوتول و عمر شریف تفاوت چندانی با هم ندارند.

او در واقع نه به کیفیت فیلم‌ها، که به ذات سینما عاشق مانده به آیین فیلم دیدن، به نشستن در سالن‌های تاریک سینما و چشم دوختن به پرد‌ه‌ی نقره‌ای. حتی جنس دلبستگیش به فیلم‌هایی از جریان‌های متفاوت سینمای ایران همچون رضا موتوری و گنج قارون در تضاد با وضعیتی است که خود و خانواده‌اش را در آن قرار داده است. از طرفی در دنیای واقعی، تیره بختی در زندگیش سایه انداخته و از سوی دیگر در رویا‌های دوران خوش گذشته دنبال آرمان شهری می‌گردد که با سکونت در آن برای لحظه‌ای از مشاهد‌ه‌ی واقعیات تلخ جامعه دور بماند. منطق او برای نادیده گرفتن شرایط نابسامان خانواده، زندگی به سبک علی بی‌غم است، به نوعی او تنها شخصیت فیلم است که قبل از کشف واکسن زدودن غم و غصه از جهان توسط دکتر (امین حیایی)، آگاهانه از حزن و اندوه دوری جسته و حتی سعی می‌کند دیگران را نیز با خود همراه سازد.

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
لیزر هموروئید درمان بواسیر در کلینیک تخصصی هموروئید تهران

فیلم در دو مرحله و مکان جداگانه اما مرتبط با هم روایت می‌شود، یک: حیاط خانه و تکاپوی عفت و همسایه‌ها برای تدارک شام. دو: فضای داخلی خانه و هم نشینی آقا یدالله با عروس و داماد جوان و سرگرم ساختن ایشان با ذکر بی‌پرد‌ه‌ی خاطرات خصوصی زندگیش. «بهاره» دختر خانواده نیز در رفت و آمد میان حیاط و خانه و انتقال اخبار به طرفین است، اگر سامان عفت شخصیت مرکزی فیلمنامه را عهده دار است، آقا یدالله نیز به عنوان عنصر پیش برند‌ه‌ی داستان حضوری محسوس دارد. ریشه تمام بدبیاری‌های عفت حاصل ندانم کاری و اصرار‌های او به ماندن مهمانان است.

هرجا که امکان ر‌هایی از مخمصه‌ی مهمانداری فراهم می‌شود، این آقا یدالله است که با تعارف و خیرخواهی ذاتی، تمام محاسبات همسرش را به هم میریزد و خانواده را دچار مشکلی بزرگتر از قبل می‌کند. گویا وظیفه‌ی‌گره افکنی و وخیم‌تر کردن اوضاع بر عهده اوست. مصداق همان اصطلاح عامیانه‌ی مارادونا را ر‌ها کنید و غضنفر خودمان را بچسبید، که در این فیلم کاملا موید رفتار انسان دوستانه، اما مشکل آفرین اوست.

علیرغم این که نمونه‌های واقعی شخصیت آقا یدالله را بار‌ها در جامعه دیده‌ایم، اما سینمای ایران به ندرت امکان این را داشته تا شخصیتی با این مختصات رفتاری را خلق و عرضه کند، معمولا در خلق شاخص‌های رفتاری اینگونه تیپ‌ها شاهد عدم تعادل بوده‌ایم. بدین منظور که یا در مرز عصبیت و پرخاشگری دست و پا‌زده‌اند و یا در بی‌تفاوتی مطلق به سر برده و حضوری خنثی و منفعلانه داشته‌اند. اما آقا اسدالله در مرزی از جدیت و شمایل کاریکاتوری ایستاده است. حرکات وی آمیزه‌ای است از واقع گرایی و واکنش‌های اغراق‌آمیز که در تناسب با فضای مفرح فیلم قرار دارد، برخلاف عفت که خواسته‌هایی آشکار و هدفی معین حداقل برای گذراندن همان شب دارد، حرکات و رفتار آقا یدالله همگی غیر قابل پیش بینی و غلو شده به درستی در نظر می‌آید.

خاستگاه حسن پورشیرازی نیز همچون گلاب آدینه به تئاتر باز می‌گردد. از آن جنس بازیگرانیست که نه به واسط‌ه‌ی جذابیت ظاهری، صورت زیبا و عضلات درهم پیچیده توانسته در عرصه‌ی سینما و تئاتر دوام بیاورد، و نه به خاطر تکیه مطلق بر غرایز و ارتزاق همیشگی از منش و خصلت‌های شخصی‌اش، او به آن دسته بازیگرانی تعلق دارد که برای حرکت در طول و عرض نقش حد و مرزی نمی‌شناسند. قادرند در هر گونه نمایشی اعم از درام یا کمدی موفق ظاهر شوند. مدیوم هرچه می‌خواهد باشد، قاب تلویزیون، سینما با صحنه‌ی تئاتر؛ فرقی ندارد. آن چه مهم است تسلط و شناخت آن‌ها از نقشی است که در دستان‌شان همچون نوزادی که تازه متولد شده، نفس خواهد کشید خواهد‌گریست، خواهد خندید.

   

پستهای اخیر

معرفی کتاب دوپامین، مولکولی با خواص شگفت‌انگیز، نوشته دانیل زد لیبرمن و مایکل ای. لانگ

نوروترنسمیترها یا  مواد شیمیایی میانجی، به ما انگیزه می‌دهند در پی رسیدن به چیز‌های بسیار دور برآییم؛ چه امور مادی و چه اموری مانند عشق و دانش و قدرت. یکی از مهم‌ترین میانجی‌های شیمایی در مغز، دوپامین نام دارد. این ماده چه بخواهیم نمکدان…

ویدئو: اگر اپل زمان معرفی نخستین نسخه کامپیوتر مک، فناوری ساخت تبلیغات ویدئویی به سبک الان داشت…

ویدئوهای تبلیغی این روزهای محصولات فناوری را در نظر بگیرید. همیشه کنجکاوم بدانم چه حسابگری‌هایی برای ساخت آنها صورت می‌گیرد؟ سناریوی ساخت آنها با چه حساسیت‌هایی دنبال می‌شود؟ چطور ویدئوهای گرفته شده با دوربین‌های پیشرفته و ویدئوهای سه‌بعدی…

افزایش ناگهانی بازیکنان بتلفیلد ۴ شرکت EA را وادار به نصب سرورهای اضافی کرد

بازی بتلفیلد ۴ همزمان با نزدیک شدن به هشتمین سالگرد انتشار خود؛ با هجوم گسترده و ناگهانی گیمرها مواجه شده است. البته، در این میان چندین عامل در دست یکدیگر باعث شدند تعداد بازیکنان به طور ناگهانی افزایش پیدا کنند. اعلام تاریخ انتشار نسخه…

چگونه حالت شب (Dark Mode) اینستاگرام را در اندروید و iOS فعال کنیم؟

ویژگی Dark Mode روی دستگاه‌ها و اپلیکیشن‌ها یک مزیت بزرگ است. حالت تاریک یا حالت شب می‌تواند امکان استفاده از دستگاه‌ها در نور کم را ممکن است و مانع از آسیب بیشتری به کره چشم شود. همین‌طور، مانع از مزاحمت و اختلال‌هایی می‌شود که با نور شدید…

شرکت هیوندای، بوستون داینامیکس -شرکت معروف سازنده روبات‌های حیوان‌نما- را خرید

گروه هیوندای موتور اعلام کرد بخش عمده‌ای از سهام شرکت Boston Dynamics را از شرکت فناوری ژاپنی Softbank خریداری کرده است. هیوندای با این خرید، گام بسیار بزرگی به سوی دنیای رباتیک موبایل برداشت. شرکت بوستون داینامیکس بیشتر به خاطر ساخت…

مینی‌سریال جدیدی که باید ببینید: کاتلا، رازهای شهر آتشفشانی

همان طور که قبلا هم در `پست‌های معرفی مینی سریال‌ها در «یک پزشک» نوشته بودم، در دوران همه‌گیری کرونا ما مدتی است که با فصل طلایی مینی‌سریال‌ها مواجه شده‌ایم و هر چند وقت یک بار یک مینی سریال دیدنی، غافلگیرمان می‌کند. برای همین است که من…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.