فیلم گرمای بدن – خلاصه داستان، نقد و تحلیل – Body Heat

0

سال تولید : ۱۹۸۱
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : فرد ت. گالو
کارگردان : لارنس کسدان
فیلمنامه‌نویس : لارنس کسدان
فیلمبردار : ریچارد کلاین.
آهنگساز(موسیقی متن) : جان باری.
هنرپیشگان : ویلیام هرت، کاتلین ترنر، ریچارد کرنا، لانا ساندرز، مایکل رایان، کیم زیمر، تد دانسن، ج.ا. پرستن و میکی رورک.
نوع فیلم : رنگی، ۱۱۳ دقیقه.

«ند راسین» (هرت)، وکیل فلوریدائی درگیر رابطه پُرشوری با «مَتی واکر» (ترنر)، همسرِ تاجر ثروتمند و مشکوک، «ادموند واکر» (کرنا) می‌شوند. آن دو به اتفاق نقشه قتل او را می‌کشند، هر چند «ند» با درخواست «مَتی» برای تغییر وصیت‌نامه «واکر» و محروم کردن «رُز کرافت» (ساندرز)، خواهرزاده «واکر»، از ارث مخالفت می‌کند. آنان «واکر» را می‌کشند و جسدش را می‌سوزانند. «مایلز هاردین» (رایان)، وکیل‌ اهل میامی و دوست «ند» که مشغول تحقیق درباره این پرونده است، به سراغ «ند» می‌رود و به او خبر می‌دهد که «مَتی» به کمک وصیت‌نامه‌ای جعلی، قصد تصاحب تمام ثروت شوهرش را دارد. «پیتر لوونستاین» (دانسن)، کارآگاه پرونده، «ند» را از «مَتی» برحذر می‌دارد. «ند» پس از تحقیقاتی پی می‌برد که «مَتی» احتمالاً از او به نفع نقشه‌اش بهره‌برداری کرده است. «مَتی» به «ند» تلفن می‌کند و با او قرار می‌گذارد. اما ظاهراً در اثر انفجار کشته می‌شود و «ند» به جرم قتل «واکر» دستگیر می‌شود، در حالی که معتقد است «مَتی» نمرده و جسد پیدا شده متعلق به «مری آن سیمپسن» (زیمر)، دوست «مَتی» و شاهد وصیت‌نامه جدید است. «مَتی» فرسنگ‌ها دورتر در ساحل دراز کشیده…

نخستین فیلم کسدان در میان نخستین‌های سینمای معاصر جایگاه برجسته‌ای دارد. حرارت تن به روز کردن خود آگاهانه داستان یک فیلم نوآرنمونه‌ای (مشخاً از نوع غرامت مضاعفِ بیلی وایلدر، ۱۹۴۴) را مد نظر دارد و در این راه تمام عناصر این نوع فیلم را با قوت تمام باز می‌آفریند. فضاسازی فلوریدائی که در آن گرمای هوا مکمل حرارت درونی زوج اصلی است، فوق‌العاده است و هم بی‌پردگی صحنه‌ها و هم شخصیت‌ زن مرموز و پیچیده‌اش، سال‌ها جلوتر از غریزه اصلیِ پل‌ورهووِن (۱۹۹۲) هستند. هرت و ترنر (در نخستین نقش سینمائی‌اش) عالی هستند.


راجر ایبرت

فیلم نوآر، فیلم‌سازان مدرن را مثل یک سراب وسوسه‌انگیز گرفتار خود می‌کند. نوآر ژانر تاریکی، گناه، خشونت، و شور بی‌پرواست، و هیچ‌گونهٔ سینمایی اغواکننده‌تر از آن نیست. ولی بهترین نوآرها در سال‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ ساخته شدند- پیش از این که کارگردان‌ها آگاهانه آن‌ها را بسازند («رابرت میچام ۲ (Robbert Mitchum: هنرپیشهٔ آمریکایی: فیلم‌های رود سرخ و شب شکارچی او معروفند.) در جایی گفت: «ما به آن‌ها فیلم‌های درجه دو می‌گوییم.»

سفارش طراحی سایت در کارلنسر با قیمت توافقی
لیزر هموروئید درمان بواسیر در کلینیک تخصصی هموروئید تهران

هنگامی که فرانسوی‌ها نامی بر روی آن گذاشتند، و همان هنگام که نسلی از فیلم‌سازان که فیلم‌های نوآر را در سینما تک‌ها و سالن‌های قدیمی و کثیف دیده بودند به میدان آمدند، نوآر دیگر نمی‌توانست نپخته و ساده باقی بماند. یکی از لذت‌های نوآری عالی مثل میان‌بر (۱۹۴۵) این احساس است که پدیدآورندگان آن کسانی هستند که داستان را کاملاً جدی گرفته‌اند. چنانکه پاولین کیل ۳(Pauline Kael) در نقد بیرحمانهٔ خود از گرمای بدن نوشت، یکی از خطرهای نوآر مدرن و خودآگاه، ظهور هنرپیشهٔ زنی مثل کتلین ترنر ۴ (Kathleen Turner) است که «به دنبال ردپای هنرپیشه‌های پیش از خود می‌گردد.»

و با این حال نوآر مدرن بد می‌تواند کارکرد یک تقلید تمسخرآمیز را داشته باشد، نوآر خوب قدرت اغواگری دارد. بله، لارنس کاسدان ۵ (Lawrence Kasdan) در گرمای بدن (۱۹۸۱) از فیلم‌هایی که به او الهام بخشیده، آگاهی داشته- به ویژه از غرامت مضاعف بیلی وایلدر (۱۹۴۴). ولی فیلم دارای قدرتی است که به واسطهٔ آن از منابع خود متعالی‌تر می‌شود. فیلم از ظاهر شخصی ستاره‌ها استفاده می‌کند تا خود را به آرامی در دل تماشاگران جای دهد؛ کیل به ترنر کم‌لطف است. او در اولین اجرایش طوری نقش یک زن جسور پرشور را بازی کرد که می‌توانیم باور کنیم معشوق او (ویلیام هرت)۶ (William Hurt) حاضر است برای او دست به هر کاری بزند. لحظه‌ای که به این باور می‌رسیم، فیلم دست از حاشیه‌روی می‌کشد و سراغ اصل مطلب می‌رود. (فکر می‌کنم این لحظه در صحنه‌ای برای متی هرت اتفاق می‌افتد که مردها تمایل کمی دارند راجع به آن صحبت کنند.)

به ندرت پیش می‌آید که زن‌ها در فیلم‌ها گستاخ و متقلب باشند؛ بیشتر کارگردان‌ها مرد هستند، و آن‌ها زنان را به مثابه اهداف، غنایم، دشمنان، عشاق و دوستان می‌بینند و کمتر به عنوان قهرمان داستان. ورود ترنر در گرمای بدن نشان می‌دهد که او مرکز قدرت فیلم است. شبی گرم و شرجی در فلوریدا است. هرت، در نقش یک وکیل جسور اما تنبل به نام ند راسین، روی اسکله که در آن یک گروه کسالت‌آور موسیقی با بی‌میلی در حال نوازندگی است، قدم می‌زند. او در پشت جایگاه تماشاگران است. می‌توانیم درست از پایین راهرو تا صحنهٔ نوازندگان را مشاهده کنیم. فضای آن جا تماماً تیره و رنگ قرمز و نارنجی است. ناگهان زنی با لباس سفید بلند می‌شود و مستقیم به طرف هرت می‌رود. آن زن متی واکر است که به محض دیدنش دلبستهٔ او می‌شوید.

ترنر در اولین نقش سینمایی خود خیره کننده بود. او با ظاهری زیبا، یادآور ظاهر باربارا استانویک ۱(Barbara Stanwyck) و لارن بیکال ۲ (Lauren Bacall) است. ولی صدا و لهجه‌اش کمی نامتناسب بود. دیوید تامسون ۳ (David Thomson) منتقد گفته که او «چشمانی خشمگین» داشت و دندان‌های بالایی او اندکی جلوتر از دندان‌های پایینی بود. جلو بردن دندان‌های بالا (فکر می‌کنم بعداً آن‌ها را درست کرد) به دیالوگ‌های گستاخانهٔ او رنگی از شیطنت می‌زد (او بعد از دیدار راسین بلافاصله می‌گوید: «زیاد باهوش نیستی، نه؟ من این خصوصیت را در مردها دوست دارم.»)

هرت پیش از گرمای بدن در اظهارات تغییریافته ۴ ی (Altered States) کن راسل ۵ (Ken Russell)، در ۱۹۸۰ بازی کرده بود. آن زمان هنوز ناشناس بد: قدبلندی داشت، موی سرش رفته رفته کم می‌شد و بی‌رنگ و رو اما جذاب بود. در کلامش نوعی نخوت وجود داشت، انگار که از ذکاوت خودش لذت می‌برد. گرمای بدن ماجرای زنی است که برای انجام قتل از مردی استفاده می‌کند. مهم است که مرد احمق نباشد؛ او باید به اندازهٔ کافی باهوش باشد تا خودش هم بتواند نقشه بکشد. یکی از تأثیرات فوق‌العادهٔ فیلم‌نامهٔ کاسدان روشی است که ند راسین را به این فکر وا می‌دارد که او آغازگر نقشه‌های متی واکر است.

فیلم کار جالبی دربارهٔ نقش آب و هوا در ماجرا انجام داده است. گرما و به خصوص داغ کردن، یک اصطلاح معمول و آشنا و پرمعنا است. با این که در سال ۱۹۸۱ دستگاه تهویهٔ مطبوع در میامی ناشناخته نبود، شخصیت‌های فیلم دائماً در گرما هستند؛ در صحنه‌ای ند به خانه می‌آید، پیراهنش را در می‌آورد و روبه‌روی یخچال باز می‌ایستد. فیلم با آتش گرفتن مهمان‌سرایی در دوردست‌ها آغاز می‌شوند. ند می‌گوید: نیک نفر ساختمان را آتش زده تا محوطه را روشن کند، احتمالاً کار یکی از مشتری‌های من است.» آتش‌های دیگری هم در فیلم وجود دارد. رنگ قرمز زیاد به کار می‌رود. صحنه‌ای وجود دارد که در آن، گرما باعث افزایش عواطف و تقویت دیوانگی می‌شود.

در میان این گرما، متی به نظر سرد می‌رسد. در اوایل فیلم، صحنهٔ انصافاً مشهوری وجود دارد که در آن متی، ند را از بار به خانه می‌آورد، ظاهراً به این بهانه که به زنگ بادی او گوش دهد، و سپس از او می‌خواهد که برود. ند می‌رود، ولی برمی‌گردد، و از پنجرهٔ کنار در به متی نگاه می‌کند، و در نمای بعدی آن‌ها به هم نزدیک شده‌اند. حالا با شناختی که از متی داریم، یک بار دیگر چهرهٔ او را در حالی که با سردی هرت را نگاه می‌کند مشاهده کنید. او مطمئن و مجذوب به نظر می‌رسد، درست همانند کودکی که رد یک بازی ویدئویی دکمه‌ای را فشار می‌دهد و می‌داند پاسخ آن چیست.

کاسدان، متولد سال ۱۹۴۹ است و قبل از آن که برای فیلم‌نامه‌نویسی به هالیوود برود، در شرکت‌های تبلیغاتی کار می‌کرد. همزمان با نخستین آثارش، امپراتوری حمله می‌کند ۱ (The Empire Strikes Back) (1980) و مهاجمان صندوق گم شده ۲ (Raiders of the Lost Ark) (1981) که موفق‌ترین فیلم‌های تمام دوران بودند، کارهای شخصی‌ترش را در کشوری میزش پنهان کرده بود. جورج لوکاس ۳ (George Lucas) مدیریت تهیه‌کنندگی را بر عهده گرفت تا به شرکت برادران وارنر اطمینان دهد که فیلم سروقت تمام و کمال پخش می‌شود. دیوید شوت ۴ (David Chute) در نقد فیلم نوشت: «شاید بهترین اثر نخستی باشد که تا به حال ساخته شده است.» (که موضوع همشهری کین را پیش می‌کشد، ولی اهمیت ندهید). فیلم‌های بعدی کاسدان کارهای اکشنی بودند که آن‌ها را برای کارگردان‌های دیگر نوشته بود. (بازگشت جدای ۵ (Retum of the Jedi)]1983[، قسمت‌هایی از محافظ شخصی ۶ (Bodyguard)]1992[) و فیلم‌های عجیب و زیرکانه‌ای که خود او کارگردانی‌اشان کرد (گردشگر تصادفی ۱ (Accidental Tourist) در ۱۹۸۸، تا سر حد مرگ عاشقت هستم ۲ (I Love You to Death) در ۱۹۹۰، درهٔ باشکوه ۳ (Grand Canyon) بی‌نظیر در ۱۹۹۱، و مامفرود ۴ (Mumford) در سال ۱۹۹۹ که به طور غیرعادلانه‌ای نادیده گرفته شد.)

فیلم‌نامهٔ اصلی کاسدان در گرمای بدن، در برگیرندهٔ اجراهای خوب نقش‌های درجه دو می‌شود. او فضاهایی واقعی از پاسگاه پلیس، واگن‌های غذاخوری، دفاتر حقوقی، و رستوران‌ها ساخت که کاملاً دور از فیلم‌نامهٔ پیچیده و گراه‌کنندهٔ متی بودند. در فیلم، بهترین نقش درجه دو از آن میکی رورک ۵ (Michey Rourke) بود که در نقش دوست ند و عامل حریق‌های عمدی اجرای موفق داشت. ریچارد کرنا ۶ (Richard Crenna) همسر متی است. متی به ند می‌گوید: ناو کوچک، پست، و ضعیف است،» ولی وقتی او را می‌بینیم، می‌فهمیم که کوچک و ضعیف نیست. تد دانسون و جی‌ای پرستون، دادستان و پلیس و از دوستان ند هستند، که برخلاف میلشان به ند مظنونند (زمان‌بندی و شناسایی جزئیاتی که دانسون در شبی که او دوستش، ند را، از جزئیات پرونده‌ای که بر عیله اوست آگاه می‌کند، عالی است).

کیل می‌نویسد: «کاسدان شخصیت‌های جدیدی دارد که مرتباً چرند می‌گویند، مثل این که رمان‌های چندلر را کامل خوانده باشند،» و «به نظر می‌رسد او نمی‌داند می‌خواهد بخندد یا نه.» ولی آیا الزامی نیست که شخصیت‌های نوار به شیوه‌ای متفاوت صحبت کنند؟ در شبی که آن‌ها برای اولین بار با هم هستند، ند به متی می‌گوید: «شاید نباید این طور لباس بپوشی.» و ند می‌گوید: «نباید با چنین لباسی خود را بپوشانی.» آیا این سبک گویش چندلر است؟ بله. و در این فیلم کارآمد است؟ بله.

در فیلم دیالوگ‌هایی وجود دارد که بی‌تردید شناعت جنایتی را که ند و متی درصدد اجرای آن هستند نشان می‌دهد. در بسیاری از فیلم‌ها، قاتلین خودشان را راضی می‌کنند تا بتوانند آدمی را بکشند. یک صحنهٔ بسیار سرد در گرمای بدن وجود دارد که ند با بی‌احساسی به متی می‌گوید: «تنها دلیل مردن آن مرد این است که ما می‌خواهیم بمیرد.»

طرح فیلم و ترفندهای موجود در آن، بخشی از موارد خشنودی ما از فیلم هستند. هرچند که شب گذشته، با تماشای دوبارهٔ فیلم و اشراف بر رازهای آن، نتیجه‌گیری نهایی را کم‌ارزش‌تر از شروع اهریمنی آن دیدم. صحنه‌های پایانی قابل پیش‌بینی هستند (و صحنهٔ پایانی که در ساحل گرفته شده، سرسری و غیرقابل قبول است). آخرین صحنه‌ای که مانند یک درام عمل می‌کند صحنه‌ای است که ند به متی می‌گوید عینک را از خانهٔ قایقی بردار، سپس متی در چمنزار می‌ایستد و به او می‌گوید: «ند، مهم نیست که به چی فکر می‌کنی- من واقعاً تو را دوست دارم.»

آیا او را دوست دارد؟ این همان چیزی است که فیلم را جالب می‌کند. آیا ند متی را به سبب آن موضوع دوست دارد؟ یا غرق لذت غریزی شده است- گرمای بدن؟ شما فیلم را برای اولین بار از منظر ند و برای بار دوم از دیدگاه متی نگاه می‌کنید. هر دو دیدگاه دو جریان متفاوت را نشان می‌دهند. و گرمای بدن تا این اندازه خوب است که فیلم نوآر را طوری نمایش می‌دهد که پیش‌تر از آن ندیده‌ایم.

   

پستهای اخیر

و حالا دیگر دوربین‌ساز مشهور و باسابقه -لایکا – هم گوشی موبایل اختصاصی خود را رونمایی کرده

لایکا، این شرکت آلمانی کهنه‌کار به سبب صنایع پیشرفته اپتیک و ساختن دوربین‌ها و لنزهای باکیفیت مشهور عام و خاص است. اما این شرکت سرانجام به صرافت ساخت یک گوشی موبایل هوشمند پرچم‌دار افتاده است. این گوشی موبایل Leitz Phone 1 نام دارد.…

اگر معماری داخلی خانه‌های نشان داده شده در انیمه‌های استودیو جیبلی، در دنیای واقعی ساخته می‌شدند…

دنیایی که استودیو جیبلی (Ghibli) در انیمه‌هاش به کودکان و آدم بزرگ‌ها نشان می‌دهد، جادویی، بی‌همانند و شگفت‌انگیز هستند. حتی روتین‌ترین جاهای نشان داده شده در این انیمه‌ها، زیبایی و نکات ظریفی در خود دارند. حالا تصور کنید که در بخش…

اگر می‌خواهید بدانید که آدم‌هایی با این مشکلات پزشکی، چگونه می‌بینند، عکس‌های تهیه شده توسط این…

همیشه دشوار است که ما خودمان را جای دیگران بگذاریم. این در مورد مشکلات پزشکی و بیماری‌ها هم صدق می‌کند. یعنی ما خیلی بعید است که بتوانیم درد و رنج ناشی از یک بیماری را تصور کنیم، مگر اینکه روزی خودمان به آن مبتلا شده باشیم. چند وقت پیش…

نسخه ویژه‌ ۷۰ سالگی تویوتا لندکروز پرادو : زیبا، کارا و با استایل نوستالژیک

غول خودروسازی ژاپن می‌خواهد تولد ۷۰ سالگی لندکروز پرادو خود را جشن بگیرد و غافلگیر یبزرگ این مراسم، رونمایی نسخه ویژه‌ای از این خودروی شاسی‌بلند محبوب و معروف است. هفتاد سال پیش، تویوتا براساس فلسفه ساخت یک شاسی بلند شهری و کوچک‌تر نسبت…

اپلیکیشن Messages اندروید مجهز به رمزنگاری دوسویه شد؛ حتما این ویژگی را فعال کنید

پروژه رمزنگاری انتها به انتهای گوگل برای اپلیکیشن Messages در اندروید از نسخه بتا خارج شده است. به این معنی که سرانجام می‌توانید اطمینان حاصل کنید هیچ‌کسی نمی‌تواند پیام‌های خصوصی شما با افراد دیگر را در بین راه شنود یا رهگیری کند. گوگل…

مخترع اینترنت -تیم برنرز لی- کد منبع اصلی خود را به صورت NFT به حراج گذاشت

با این روندی که فروش چیزهای مختلف به صورت NFT طی می‌کند، شاید ما هم باید بگردیم و ببینیم چیزی را می‌توانیم در زندگی و دوران فعالیت خود پیدا کنیم که بشود به صورت NFT فروخت و باقی عمر را در آسایش گذارند؟! بعد از اخبار عجیب فروش چیزهایی…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.