برایان دی‌پالما – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Brian Depalma

0

تاریخ تولد: ۱۱ سپتامبر ۱۹۴۰ در ایالت نیوجرسی، آمریکا.

فیلم‌های مهم: کری (۱۹۷۶)، انفجار (۱۹۸۱)، صورت زخمی (۱۹۸۳)، تسخیرناپذیرها (۱۹۸۷)، راه کارلیتو (۱۹۹۳).


وی در نیوآرک، نیوجرسی به دنیا آمده‌است. پدرش دکتر جراح و مادرش معلم مدرسه بود. وی ابتدا به تحصیل در رشتهٔ فیزیک در دانشگاه کلمبیا پرداخت اما علاقه‌اش به سینما آن قدر زیاد بود که تحصیلاتش را نیمه کاره رها کرد و در «کالج سینمایی سارا لانکس نیویورک» ثبت نام کرد.

وی نیز مانند فرانسیس فورد کوپولا و مارتین اسکورسیزی از جمله کارگردانان ایتالیایی‌تبار سینمای ایالات متحده آمریکا می‌باشد.

برایان دی‌پالما فعالیت فیلم‌سازی‌اش را از دههٔ ۶۰ و با ساختن چند فیلم کوتاه آغاز کرد. شیوهٔ کارگردانی و فیلمبرداری چندین فیلم او را با کارگردان شهیر سینما یعنی آلفرد هیچکاک مقایسه می‌کنند.

برایان دی‌پالما در زمرهٔ کارگردانان جوان و تازه‌نفس دههٔ ۱۹۷۰ بود. او به همراه مارتین اسکورسیزی، فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس از پیشگامان سینمای نوی ایالات متحده آمریکا به حساب می‌آید. این‌ها افرادی هستند که هر کدام با سبک مخصوص خود سینمای معاصر آمریکا را شکل دادند.


* یک بار فیلم‌های پل رودخانه کوای، کفش‌های قرمز، همشهری کین، سرگیجه و دربارانداز را به عنوان فیلم‌های مورد علاقه‌اش معرفی کرد.

* در اوایل قرن جدید، پل توماس آندرسن، برادران کوئن، کریسستوفر نولان، کوئنتین تارانتینو و دیوید فینچر را به عنوان کارگردانان مورد علاقه‌اش از نسل جدید انتخاب کرد.

* یکی از طرفداران بروس اسپرینگستین، ستاره موسیقی است واو را در کلیپ رقصیدن در تاریکی کارگردانی کرده است.

* در فیلم خیابان‌های پایین شهر (۱۹۷۳) از او تشکر ویژه شده است. علت این تشکر هم معرفی رابرت دونیرو و مارتین اسکورسیزی به هم توسط دی‌پالما بوده است.

* او به دوست نزدیک‌اش، جورج لوکاس، در ساخت فیلم جنگ‌های ستاره‌ای (۱۹۷۷) کمک فراوانی کرد.

* سه بار ازدواج کرده که هیچکدام حتی ۵ سال هم به طول نینجامیده‌اند.

لقب پیشنهادی: فیلمساز خورده فیلم.

دلایل شهرت:

در کنار مارتین اسکورسیزی، فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ و جورج لوکاس یکی از کارگردانانی است که به عنوان بنیان‌گذاران سینمای نوین آمریکا شناخته می‌شوند.

چند جمله مهم از او:

* حتی اگر عکسم روی مجله تایم هم چاپ شود فکر نمی‌کنم مادرم به آن اهمیتی بدهد … اهمیت من در خانواده‌مان به برقراری رابطه خوب با دیگران محدود می‌شود.

* به ژانر اعتقاد دارم. چون با حضور در عرصه ژانر، می‌شود به نوعی فرم خالص سینمایی دست یافت.

* هیچکاک را دوست دارم. چون با تصاویر سروکار دارد و از طریق تصاویر قصه‌تان را بیان می‌کند، نه حرف زدن آدم‌ها.

* اگر شما شیوه و فردیت خودتان را دارید، می‌توانید از دیگران نیز تقیلد کنید و به نتیجه برسید.

* در هالیوود به زنان مثل یک تکه گوشت نگاه می‌کنند، اما من نه.

* برای من هیچکاک مثل دستور زبان سینما بود.

* دوربین همیشه در حال دروغ گفتن است؛ ۲۴ بار در ثانیه دروغ می‌گوید.

* من آن قدر انسان سخت‌گیری هستم که هیچ‌گاه. هیچ‌کاری نتوانسته رضایت مطلق مرا جلب کند.

* لازمه کار ما کارگردانان این است که باید بیش از آن که به تحسین‌ها گوش بسپاریم، تقاص کارمان را زیر ذره‌بین ببریم تا بتوانیم در فیلم‌های بعدی آن‌ها را از بین برده یا به کمترین مقدار برسانیم.

* وقتی در سینما و در کنار مخاطبانم به تماشای فیلم‌هایم می‌نشینم و می‌بینم که مخاطبان چه‌قدر راحت غرق داستان فیلم شده‌اند، خودم هم لذت می‌برم. اما امان از وقتی که بخواهم آن‌ها را به تنهایی یا در کنار همکاران سینمایی‌ام ببینم!

هنرمندانی که از آن‌ها تاثیر گرفته:

آلفرد هیچکاک، استنلی کوبریک، ژان لوک گدار.

جوایز مهم:

برنده خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین برای فیلم درودها (۱۹۶۸) و برنده شیر نقره‌ای جشنواره فیلم ونیز برای غیرقابل انتشار (۲۰۰۷).

چند جمله دیگران درباره او:

* درک الی: «دی‌پالمای تکنسین و دی‌پالمای خوره فیلم، غالبا راه دی‌پالمان فیلمساز متعهد را سد کرده‌اند.»

* کوئنتین تارانتینو: «هر یک از فیلم‌هایش قالب و پرداخت ویژه‌اش را دارد. هر بار که فیلم جدیدی می‌سازد، می‌روم که فیلمی از برایان دی‌پالما را ببینم، نه فیلم بعدی برایان دی‌پالما را.»

* پالین کیل: «انفجار (۱۹۸۱) … احتمالا بهترین فیلم آمریکایی در زمینه توطئه و توطئه‌پردازی است.»

* تام استایدر: «فیلم‌های دی‌پالما به دلیل شیوه‌های بصری جسورانه‌شان قابل توجه هستند. حرکات به دقت طراحی شده دوربین در آثار او، تکه‌های یک کابوس یا رویا را به یاد می‌آورد.»

* رابین وود: «محاسبات دی‌پالما- هیچکاک بر دیالکتیک پیچیده‌ای از همانندی‌ها و ناهمانندی‌ها استوار است در حالی که خیل عظیم بازسازی‌ها و دنباله‌های امروزی بر این پیش‌فرض بنا شده‌اند که فرمولی که در گذشته کارساز بوده، حالا هم کارساز خواهد بود.»

* جف آندرو: «برخلاف استادش (هیچکاک)، او فاقد اصالت و ایده است.»

* راجر ایبرت: «دی‌پالما لایق عزت بیشتری به عنوان یک کارگردان است.»

همکاران مورد علاقه:

پل هرش (تدوینگر)، رابرت دنیرو (بازیگر)، استیون اچ. بوروم (فیلمبردار)، بیل پانکو (تدوینگر)، پینو دوناچیو (آهنگساز)، جری گرینبرگ (تدوینگر)، دیوید کوئپ (فیلمنامه‌نویس)، نانسی آلن (بازیگر).

مولفه‌های سبکی و مضمونی تکرارشونده:

قطع‌های شوکه‌کننده استفاده از رنگ‌های موحش (به‌خصوص سرخ)، حرکات بلند و پیچیده دوربین، حضور زوج‌ها در آثارش (مثلا در فیلم‌های خواهران، صورت زخمی، راه کارلیتو و …)، نمایش انسان‌هایی که زندگی‌شان به مویی بند است، کاربرد تعلیق کلاسیک به سبک هیچکاک … .

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (صورت زخمی):

هرچه فکر کردم، نتوانستم فقط یک قاب از سینمای برایان دی‌پالما که سرشار از قاب‌ها و سکانس‌های تحسین‌برانگیز است را انتخاب کنم. این دو قاب از فیلم صورت زخمی، احتمالا به یادماندترین سکانس‌های این فیلم کالت هستند. یکی جایی که تونی مونتانا در وان حمام نشستخه و با حرکت دوربین او را غوطه‌ور در کف سفیدی می‌بینیم که می‌تواند استعاره‌ای بی‌نظیر از غوطه‌ور شدن او در مواد مخدر باشد، و دیگری هم سکانس پایانی و جمله تاریخی پاچینو: «به دوست کوچولوی من سلام کنید.» این در حالی است که صحنه‌های زیادی از فیلم‌های دیگر او نیز شایستگی قرار گرفتن در این بخش را داشتند. از جمله سکانس پایانی گری، سکانس پلکان تسخیرناپذیرها و سکانس آغازین/ پایانی راه کارلیتو.


   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.