کلینت ایستوود – زندگینامه و فعالیت‌های هنری و سینمایی و فهرست آثار – Clint Eastwood

0

تاریخ تولد: ۳۱ می ۱۹۳۰ در سن‌فرانسیسکو، کالیفرنیا.

فیلم‌های مهم: جوزی ولز یاغی (۱۹۷۶)، فرار از آلکاتراز (۱۹۷۹)، نابخشوده (۱۹۹۲)، پل‌های مدیسون کانتی (۱۹۹۵)، رودخانه مرموز (۲۰۰۳)، عزیز میلیون دلاری (۲۰۰۴)، نامه‌هایی از آیووجیما (۲۰۰۶)، پرچم‌های پدران ما (۲۰۰۶)، آخرت (۲۰۱۰).


* ایستوود زندگی شخصی پرتلاطمی داشته و در مجموع پنج بار ازدواج کرده است و هفت فرزند دارد.

* در ۱۹ دسامبر ۱۹۵۳ با «مگی جانسن» که یک مدل لباس‌های شنا بود، ازدواج کرد. این پیوند ۲۵ سال دوام داشت و آن‌ها صاحب ۲ فرزند با نام‌های «کایل» (۱۹۶۸) و «آلیسن» (۱۹۷۲) شدند.

* حاصل زندگی او با ساندرا بولاک بازیگر دو فرزند با نام‌های «اسکات» (۲۱ مارس ۱۹۸۶) و «کاترین» (۲ فوریه ۱۹۸۸) بود. رابطه آن‌ها نیز به روزهای بحرانی رسید تا جایی که ساندرا در دادگاه علیه استوود اقامه دعوا کرد و در سال ۱۹۹۹ دوباره شکایت خود را تکرار کرد اما خواسته‌ها و اعتراضات‌اش پذیرفته نشد. در تمام این مدت ایستوود سکوت پیشه کرده بود. با ورود به هفتمین دهه عمرش کسی تصور نمی‌کرد که او بار دیگر به سطح اول سینما برگردد.

* در ۳۱ مارس ۱۹۹۶ او با بازیگر تلویزیونی «دیانا روئیز» که ۳۵ سال از خودش کوچکتر بود ازدواج کرد و همان سال از او صاحب فرزندی به نام «مورگان» شد البته او اکنون ۲ نوه نیز دارد: «کلینتون» (متولد ۱۹۸۴)  و «گرایلن» (متولد ۱۹۹۴) و این پیوند همچنان پابرجاست!

او تاکنون ۵ بار موفق به دریافت جایزه اسکار و همچنین ۱۰۹ جایزه از دیگر جشنواره‌ها را از آن خود کرده، ۶۸ بار نیز نامزد دریافت جایزه از جشنواره‌های مختلف بوده است.

ایستوود، همچنین موفق به کسب نخل طلای افتخاری کن، دو جایزه سزار فرانسه، چهار جایزه گلدن گلوب و شیر طلای افتخاری ونیز شده است.

او ۸ بار برای کارگردانی و تهیه‌کنندگی فیلم‌هایش نامزد دریافت جایزه اسکار شده که چهار بار در ۱۹۹۲ و ۲۰۰۴ اسکار بهترین فیلم و کارگردانی را برای نابخشوده و عزیز میلیون دلاری تصاحب کرده است (۲ تای دیگر برای رودخانه مرموز و نامه‌هایی از ایووجیما بوده است).

دو بار نیز نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد برای نابخشوده و عزیز میلیون دلاری شده است که هیچگاه آن را نبرده است. او علی‌رغم دو اسکار کارگردانی در حسرت اسکار بازیگری است.

نابخشوده و عزیز میلیون دلاری هر کدام موفق به کسب ۴ اسکار شدند.

او پیرترین برنده اسکار در ۷۴ سالگی برای عزیز میلیون دلاری است. البته جان هیوستن در سال ۸۵ تا ۷۹ سال نامزد دریافت اسکار شده بود.

در سال ۲۰۰۷ برای فیلم عزیز میلیون دلاری نامزد دریافت جایزه بهترین موسیقی متن شد.

دریافت مدال افتخاری از سوی انجمن جان‌اف‌کندی در سال ۲۰۰۰، ایستوود در اوایل سال ۲۰۰۷ نشان شوالیه (بالاترین نشان هنری فرانسه) را از دست ژاک شیراک دریافت کرد.

کسب اولین جایزه سینمایی لومیر از جشنواره تازه تاسیس «گرندلیون» فرانسه در سال ۲۰۰۹.

در سال ۲۰۱۰ در جریان یک رای‌گیری سالانه که توسط موسسه هریس اینتر اکتیو انجام می‌شود، به عنوان محبوب‌ترین ستاره حاضر سینما انتخاب شد.

ژانر معمول فیلم‌هایش: درام، تریلر روانشناسی، وسترن، جنگ، جنایی، وسترن، اکشن، تریلر، درام و کمدی.

چند کلمه که دنیای فیلمساز را می‌سازند: فساد، فردیت، جبر و اراده، عدالت، جنگ.

همکاران مورد علاقه: جوئل کاکس (تدوینگر)، هنری بومستید (طراح تولید)، لنی نیهاوس (آهنگساز)، جک گرین (فیلمبردار)، تام استرن (فیلمبردار)، بروس سارتس (فیلمبردار)، وبستر فریس (تدوین)، رابرت دالی (تهیه‌کننده)، ادوارد کارفاگنو (طراح تولید) و رابرت لورنز (تهیه‌کننده).

لقب پیشنهادی: اسطوره تمام‌شدنی هالیوود.

هنرمندانی که از آن‌ها تاثیر گرفته: جام فورد، هاوارد هاکس، پرستن استرجس، کوروساوا، دان سیگل و سرجیو لئونه.

چند جمله از دیگران درباره او:

* جیمز برادلی (نویسنده کتاب «پرچم‌های پدران ما»): «او فیلمسازی درخشان، شگفت‌انگیز و نابغه‌ای خلاق است.»

* ویلیامز مایر: «او استعدادش را در تمامی زمینه‌ها نشان داده، از فیلمبرداری و تدوین گرفته تا هدایت و کنترل بازیگران.»

* دیوید کوئینلان: «ایستورد کارگردان، بی‌نهایت جالب‌تر از ایستوود سوپراستار است. اما فیلم‌های او کمتر قابل پیش‌بینی هستند.»

* اندرو سایدر: «تماشاگر با فیلم‌های ایستوود، همواره با اسطوره‌ها و افسانه‌های آمریکایی از طریق نشانه‌های آمریکایی در ژانرهای وسترن، جاده‌ای، اکشن، آشنا می‌شود.»

* ژاک شیراک (رئیس‌جمهور سابق فرانسه): «او بهترین هالییود است.»

* رابی ماروین هیر (موسس جشنواره بین‌المللی فیلم «تالورنس» بعد از تقدیر از ایستوود در نوامبر ۲۰۱۰): «بی‌شک کلینت ایستوود از برجسته‌ترین بازیگران و کارگردانان سینمای هالییود است و به دلیل این که در بیشتر آثار ساخته شده توسط این کارگردان برجسته موضوعات بخشندگی، صبر و گذشت دیده می‌شود، تصمیم گرفتیم تا در مراسمی ویژه از او قدردانی کنیم.»

یک سکانس مهم از فیلم‌هایش (رودخانه مرموز):

شان به جیمی: گاهی وقتا فکر می‌کنم ما هنوز همون بچه‌های ۱۱ ساله هستیم که توی زیر زمین حبس شدند. با این خیال که اگه فرا می‌کردیم، زندگی‌مون چی می‌شد؟

چند جمله مهم از او:

* کلینت ایستوود در مقایسه جنگ جهانی دوم با جنگ‌های فعلی آمریکا در خاورمیانه می‌گوید: «به هر حال هر جنگی مشکلات خودش را باعث می‌شود … در زمان جنگ جهانی دوم، همه سربازان، به خاطر حس وطن‌پرستی به جنگ رفتند اما امروز دیگر وضع این‌طور نیست.»

* از جشنواره کن لذت می‌برم، به کن می‌آیم تا فیلم خوب ببینم نه این که جایزه بگیرم.

* از فیلم‌های طولانی متنفرم.

* از تقلید متنفرم و برای تک‌روها احترام خاصی قائلم.

* فیلمسازی مثل موج‌سواری است؛ یعنی وقتی سوار موج می‌شوی می‌توانی سمت رفتن خودت را مشخص کنی اما نمی‌توانی از موج پایین بیایی ممکن است با خودت بگویی که چند روزی یا چند ساعتی را استراحت خواهی کرد اما با موج بعدی خواهی رفت.

* انتخاب زاویه دوربین بسیار مهم است. همیشه سعی کرده‌ام زوایای دوربین را طوری تعیین کنم که تماشاچیان، خود را همراه قهرمان فرض کنند نه بیننده آن.

* ممکن است که در جوانی فقط یک طرف داستان برایت جالب باشد، اما وقتی سال‌ها از سن تو می‌گذرد همیشه به طرف‌های مختلف داستان فکر می‌کنی و سعی می‌کنی آن روی آدم‌ها را هم ببینی، یعنی همیشه سعی می‌کنی که همه اطراف داستان را ببینی.

* به غریزه‌ات اعتماد کن.

* وقتی تصمیم گرفتم پشت دوربین بروم حس کردم که لازم است حرف‌های متفاوتی بزنم و نگاه متفاوتی داشته باشم. دوست داشتم که در مورد چیزهایی که تاکنون از آن‌ها در فیلم‌هایی که بازی کرده بودم اثری نبود با مردم صحبت کنم.

* زندگی من به جز کارهایم، چیز زیادی برای توجه نشان دادن و نوشتن در مورد آن ندارد. فکر نمی‌کنم زندگی من چیز جالبی داشته باشد. شاید به همین دلیل بود که من یک بازیگر شدم.

* بیکاری، کار بدون استراحت است.

* از تماشای یک فیلم بد به اندازه تماشای یک فیلم خوب چیز یاد می‌گیرم.

* جایی که من بزرگ شدم، محله‌ای بود که از نژادهای مختلف در آنجا زندگی می‌کردند؛ آن‌ها حتی در مورد اختلاف‌هایشان هم با طنز و شوخی حرف می‌زدند. اما حالا همه فقط آمرانه با هم حرف می‌زنند. شاید بد نباشد ما کمی ریکس باشیم و از فرق‌های خودمان لذت ببریم و همدیگر را اذیت نکنیم.

* آدم یا پیشرفت می‌کنه یا می‌پوسه.

* تا زمانی که بتوانم فیلم می‌سازم. سن مهم نیست. زیاد به سن بالای خود فکر نمی‌کنم. اگر ببینم می‌توانم مثل ۶۰ و ۷۰ سالگی فیلم بسازم، حتما این کار را خواهم کرد.

* حقیقت مهم‌ترین چیز است. بسیاری از داستان‌های توطئه‌ای سعی دارند که به حقیقت برسند و بیان حقیقت برای یک بازیگر از مهم‌ترین چیزهاست. راستگو بودن بزرگ‌ترین فضیلت روی این کرده است.

* بزرگ‌ترین مصیبت شهرت این است که آن‌طور که به نظر دیگران خوشبخت هستی، خودت احساس خوشبختی نمی‌کنی.

* فیلم‌های زیادی برنده اسکار می‌شن و فیلم‌های زیادی هم برنده نمی‌شوند. تو تنها باید بهترین چیزی که می‌توانی را بسازی.

* اوباما فقط به اسم رئیس‌جمهور ایالات متحره آمریکا است و به طور دقیق فعالیت‌های حکومتی مربوط به یک رئیس‌جمهور را انجام نمی‌دهد.

* آن‌قدر به اصالت فرد و فردگرایی معتقدم که در آن واحد می‌توانم هم چپی باشم و هم راستی.

* فیلمسازی مثل بازی گلف است، حتی اگر بارها و بارها ضربه زدن را تمرین کنی، وقتی بالا سر توپ می‌ایستی باید به شم خودت اعتماد کنی. در غیر این صورت همه چیز خراب می‌شود.

* ساخت فیلم یک کار گروهی‌ست، مولف بودن در مورد هنرهای مفهومی و هنگام طراحی ایده‌ها صدق می‌کند.

* کارگردان حکم فرمانده رسته را دارد که باید افرادش را برای حمله و تسخیر تپه، سر شوق آورد.

* وجه نامیمون این که اول بازیگر باشی و بعد کارگردان شوی این است که مسیر کارگردانی‌ات از طریق بازیگری طی شده است.

* ارزش و اعتبار کارگردان متکی به ارزش و اعتبار گروهی‌ست که دور خودش جمع می‌کند.

* هر بازیگری مقدار مشخصی احساس ناامنی دارد. پس مهم‌ترین وظیفه هر کارگردان، فراهم آوردن احساس آسودگی خاطر برای بازیگران است.

* کارگردان باید اندگی روانشناسی و روانکاوی آماتوری هم بلد باشد.

* فکر رفتن به اتاق تدوین همراه با یک دستیار و دو تدوینگر، مرا به عرش می‌برد.

* همیشه احساس خوشبختی می‌کنم چون گذران زندگی‌ام از طریق حرفه‌ای است که دوست‌اش دارم.

* فرم‌های هنری ارژینال آمریکایی چندان زیاد نیستند. وسترن جز و احتمالا بلوز.

* ترجیح می‌دهم بمیرم اما ژانر وسترن نمیرد.

* زنان بسیار باهوش‌تر از مردان هستند. می‌توانم مردان زیادی را نشان‌تان دهم که با زن ابلهی ازدواج کرده‌اند اما شخصا هیچ زن باهوش را نمی‌شناسم که همسر یک مرد ابله شده باشد.

* آنچه حرفه کارگردانی را طاقت‌فرسا می‌کند، انبوه سوال‌هایی‌ست که هر روز با آن‌ها مواجه می‌شوید، باید جواب بدهید، حتی اگر جواب‌تان غلط باشد.

چند نکته مهم از زندگی‌اش:

* پدر او سنیور کلینت ایستوود و مادرش مارگارت راث رانر نام دارند. پدرش یک کارگر ذوب‌آهن بود.

* خانواده او در سال‌های رکود اقتصادی مجبور شدند به شهرهای مختلف ایالت مهاجرت کنند و سرانجام در آکلند ساکن شدند.

* در سال ۱۹۴۸ فارغ‌التحصیل شد و بعد از آن کارهای پاره‌وقت بسیاری از جمله فروشندگی، کار در پمپ‌بنزین و کارگری ساختمانی، چوب‌بری و کارگری در کارخانه‌های فولاد و هواپیماسازی انجام می‌داد.

* به دلیل علاقه شدید به موسیقی جز قصد رفتن به دانشگاه سیاتل و ادامه تحصیل در موسیقی را داشت اما در سال ۱۹۵۰ اجبارا راهی ارتش شد.

* در دوران سربازی بسیار خوش‌اقبال بود که از یک سانحه هوایی جان سالم بدر برد.

* برای ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی وارد دانشکده‌ای در لس‌آنجلس شد ولی خیلی زود آن را رها کرد.

* در سال ۱۹۵۵ به صورت تصادفی و با تشویق یکی از دوستان سینماگرش «آرتور لوبین» با امید فراوانی به استودیو یونیورسال رفت و تست بازیگری داد. سپس قراردادی را بر مبنای دریافت هفته‌ای ۷۵ دلار دستمزد امضا کرد.

* ایفای نقش کوتاهی در فیلم انتقام مخلوق (۱۹۵۵) نقطه شروع بازیگری او بود. سپس در چند فیلم متوسط ظاهر شد.

* در سال ۱۹۵۹ با شروع بازی در فیلم تلویزیونی روهاید شهرت یافت.

* او در ابتدا بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۷ تقریبا فقط به عنوان بازیگر در فیلم‌ها ظاهر می‌شد.

* در اواخر دهه هشتاد، شهرت‌اش در مقام بازیگر در حال افول بود که با چرخشی ناگهانی، اولین فیلم‌اش را در مقام کارگردان ساخت.

* در ۱۹۸۸ به عنوان شهردار افتخاری شهر کوچک کارمل در کالیفرنیا انتخاب شد.

* از خصوصیات کارهای او این است که در اکثر مواقع کار تهیه‌کنندگی و موسیقی بر عهده خود اوست.

* ایستوود در سال ۱۹۹۸ جایزه افتخاری سزار را از آکادمی سینمای فرانسه گرفت.

* او «هنری بوم استید» مجری تولید آثارش را که تا سن ۹۱ سالگی پیش از مرگ به حرفه‌اش ادامه داد الگوی خود می‌داند.

* ایستوود یکی از سه کارگردان زنده‌ای است که به همراه «میلوش فورمن» و «فرانسیس فورد کاپولا» برنده دو جایزه اسکار بهترین فیلم است.

* در سن ۷۴ سالگی او پیرترین کارگردانی است که موفق به کسب اسکار شده است.

* وی یک جمهوری‌خواه است و خود را طرفدار «آزادی اندیشه فردی» می‌داند، چون اعتقاد دارد: «هر کسی نفر دیگر را تنها می‌گذارد.»

* در انتخابات ۱۹۶۸ از نیکسون حمایت و علی‌رغم جمهوری‌خواه بودنش، جنگ عراق را نیز محکوم کرد.

* انجمن محافظه‌کاران اجتماعی عزیز میلیون دلاری را به خاطر این که از نظر آن‌ها طرفدار کشتن بیماران لاعلاج است تقبیح کرده‌اند.

* او مالک یک کلوپ گلف در مونتری کانتی است. این کلوپ ۳۰۰ عضو دارد و حق عضویت آن ۵۰۰ هزار دلار است.

* او عاشق موسیقی و سبک جاز است. وی همچنین مجموعه ارزشمندی از صفحه‌های ۳۳ دور گرامافون دارد.

* تیم رابینز و مورگان فریمن برای بازی در فیلم‌های او در دو سال پیاپی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.

* ستاره در غبار (۱۹۵۶) اولین نقش وسترن او بود.

* بازی در مجموعه تلویزیونی پوست خام (۱۹۵۹ تا ۱۹۶۶) او را به یکی از چهره‌های موفق تلویزیونی مبدل کرد.

* سال ۱۹۶۴ و بازی در فیلم به خاطر یک مشت دلار سکوی پرش او بود.

* او دعوت‌نامه‌ای از ایتالیا برای بازی در فیلمی وسترن براساس فیلم یوجیمبو اثر کارگردان بزرگ ژاپنی آکیرا کوروساوا دریافت کرد و از آنجا که عاشق آثار کوروساوا بود راهی ایتالیا شد  و جلوی دوربین سرجیو لئونه قرار گرفت. با بازی در سه‌گانه لئونه (به خاطر یک مشت دلار، به خاطر چند دلار بیشتر و خوب، بد، زشت) که از نظر ساختار و مضمون تفاوت زیادی با وسترن‌های کلاسیک آمریکایی داشت، از یک بازیگر تلویزیونی به ستاره‌ای در سینما مبدل شد و شهرت عمده‌اش مدیون بازی در این سه وسترن ایتالیایی (معروف به وسترن اسپاگتی) است.

* تصویر ماندگار مخاطب از او همان تصویر مرد بی‌نام سه‌گانه لئونه با بارانی ضخیم (پانچو) و سیگار برگ گوشه لب و نگاه زاویه‌دارش است. او با فیلم‌های وسترن به شهرت رسید اما در ژانر وسترن باقی نماند و نقش‌های مختلفی در فیلم‌های متفاوت تجربه کرد.

* در سال ۱۹۶۸ او در اولین همکاری خود با «دان سیگل» در فیلم بلوف کوگان بازی کرد.

* فیلم مشهورش نابخشوده را تقدیم سرجیو لئونه و دان سیگل کرد.

* کایل (پسرش) در فیلم مرد کافه‌های ارزان قیمت (۱۹۸۲) با پدرش همبازی بود اما بعدا به یک موسیقیدان جز مبدل شد.

* آلیس (دخترش) نیز که اکنون بازیگر است در فیلم قدرت مطلق (۱۹۹۷) در کنار پدر قرار گرفت.

* از ابتدای دهه ۱۹۷۰ استودیوی فیلمسازی شخصی‌اش را با نام مالپاسو راه‌اندازی کرد و اکثر فیلم‌هایش را در آنجا تولید کرد.

* با فیلم‌های وسترن ستاره شد اما با مجموعه فیلم‌های پلیسی هری خبیث به جایگاه یک سوپراستار رسید. اصطلاحات و جملات این سری فیلم‌ها به فرهنگ عامه و گفتگوهای روزانه راه یافت. «ریگان» در سال ۱۹۸۳ قانون‌گذارانی که می‌خواستند مالیات را زیاد کنند با نقل جمله‌ای از این فیلم خطاب قرار داد: «یالا! چرا معطلین!؟ کیفورم کنین.»

* اختلاف سلیقه‌اش با «فیلیپ کافمن» باعث شد ایستوود او را از ادامه کارگردانی باز دارد و خودش فیلم را کارگردانی کند. همین موضوع باعث شد انجمن کارگردانی آمریکا «قاعده ایستوود» را در اساسنامه‌اش بیاورد تا از وقع چنین اتفاقاتی در آینده جلوگیری کند.

* نابخشوده او را وسترنی پست مدرن خوانده‌اند که می‌کوشید بار دیگر این ژانر قدیمی را احیا کند. فیلم کاندید ۹ جایزه اسکار شد که در ۴ اسکار را برد.

   

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.